گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۱۵۸۲۱۷
| | 3256 بازدید
كيهان
«برنده كيست؟» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم مهدي محمدي است كه در آن ميخوانيد:
تحولات منطقه اكنون با شتابي بسيار بيشتر از آنچه كه حتي دورانديش ترين تحليلگران پيش بيني ميكردند در حال پيش روي است. سوالي كه اكنون بسياري از تحليلگران و حتي اعضاي جامعه اطلاعاتي در بسياري از كشورهاي منطقه از خود ميپرسند اين است كه سمت و سوي كلي تحولات چيست و نهايتا چه كسي برنده اين بازي بزرگ خواهد بود؟ بيرون كشيدن يك پاسخ سرراست به اين سوال از دل انبوه تحولات پيچيده منطقه حقيقتا بسيار دشوار است اما غير ممكن نيست. اين يادداشت فقط يك گام ابتدايي است در اين مسير.
اجازه بدهيد با يك تذكر شروع كنيم، تذكري كه از ديد غربيها بسيار مهم است اما عموما در غوغاي رسانهاي گم ميشود.
آن تذكر اين است كه به ياد بايد داشت درست است كه تونس كشوري است كه به مثابه يك چشمه براي به راه افتادن سيل خيزشهاي مردمي در منطقه عمل كرد اما آنچه اكنون در تونس ميگذرد و نتيجهاي كه نهايتا حاصل خواهد شد واجد اهميت راهبردي چنداني از حيث سمت وسوي تغييرات ژئوپلتيك منطقه نيست. عين اين موضوع درباره ليبي هم صادق است. شدت منازعه در ليبي اكنون از هر جاي ديگري در منطقه بيشتر است -در هيچ كدام از كشورهاي منطقه انقلابهاي نرم به يك جنگ يا به اصطلاح يك منازعه پر شدت تبديل نشده است- ولي ماندن يا رفتن قذافي حداكثر ارزشي كه خواهد داشت ، پاك شدن يا نشدن زمين از لوث وجود يك ديوانه خونخوار است و «جهت» حركت تحولات در منطقه را تعيين نميكند.
اصطلاحا اينطور ميتوان گفت كه تونس و ليبي كشورهايي هستند كه دامنه تاثير تحولات آنها به مرزهاي دروني شان محصور ميماند و توان تعيين كنندگي آنها و قدرت تاثير سياسي شان در خارج از مرزهاي خود به شدت محدود است. بنابراين تلاش براي ارائه يك تحليل از سمت و سوي كلان تحولات منطقه از طريق تمركز در آنچه در ليبي و تونس ميگذرد، هرگز به نتيجهاي واقع نما نخواهد رسيد. در عوض، 3 كشور بحرين، مصر و عربستان از اين جهت وضعيتي كاملا متفاوت دارند و تاثير منطقهاي تحولات آنها شايد بيشتر از دگرگوني باشد كه در داخل مرزهاي خود ايجاد ميكنند.
از مصر شروع كنيم. پيروزي انقلاب مصر در روز 22 بهمن، ارزش نماديني به تحولات اين كشور بخشيد كه همچنان پابرجا مانده است. مهم ترين سوال درباره تحولات مصر كه اكنون برخي ذهنها را به خود مشغول كرده اين است كه آيا اين درست است كه آمريكاييها توانستهاند از شوك غافلگيري اوليه خارج شوند و مديريت تحولات را به دست بگيرند؟ خود آمريكاييها مايلند اينطور جا بيفتد كه اكنون آنها مديريت صحنه مصر را در دست دارند. اوباما كه حدود يك هفته است مبارزات انتخاباتي خود را شروع كرده به شدت نياز دارد بگويد او يك كارتر ديگر نيست كه از دست دادن متحدي به نام ايران در سال 1979 باعث شد جزو معدود روساي جمهور يك دورهاي آمريكا باشد.
اما واقعيت چيست؟ واقعيت به طور بسيار فشرده اين است كه آمريكاييها از ارتش مصر توقع داشتند همه چيز را براي آنها سر و سامان بدهد و بويژه در دو حوزه پاسدار منافع آمريكا باشد: نخست اينكه اجازه كانديدا شدن افرادي را كه گرايشهاي شناخته شده ضد آمريكايي و ضد اسراييلي دارند در انتخابات مجلس اين كشور ندهد و دوم، مسئله پايبند ماندن يا نماندن به پيمانهاي استراتژيك با آمريكا و اسراييل بويژه پيمان كمپ ديويد را در صلاحيت خود نگه دارد. آيا ارتش مصر توانسته اين توقعات را برآورده كند؟
تشكيل احزاب سياسي جديد در مصر كه طبعا مهم ترين بازيگران انتخابات آينده مجلس اين كشور و به تبع آن سازندگان دولت آينده خواهند نشان دهنده اين است كه روند تحولات در مصر نه تنها توسط آمريكا مديريت نميشود بلكه حتي در جهت منافع آنها نيز پيش نميرود. نخستين و تنها حزبي كه در مصر پس از پيروزي انقلاب مردم تشكيل شد حزب الوسط است كه مجموعهاي از نيروهاي به شدت ضد آمريكايي و هوادار حاكميت اسلامي مانند محمد مهدي عاكف در آن عضويت دارند. حدس زده ميشود كه اين حزب به همراه بقيه نيروهاي اخوان المسلمين نقشي اساسي در تحولات آينده مصر داشته باشد كه هيچ نيرويي قادر به جلوگيري از آن نيست. علاوه بر اين، مشكلي كه آمريكاييها با آن روبرو هستند اين است كه جوانان مصري مهم ترين عامل حركت خود را تحقيري ميدانند كه از جانب مبارك تحمل كردهاند و به هيچ وجه حاضر به فراموش كردن نقشي كه آمريكا در حمايت از مبارك داشت نيستند. جوانان مصري ميدانند آمريكا تنها زماني تصميم به قطع حمايت از مبارك گرفت كه دانست خشم مردم فرونشاندني نيست و مبارك بايد برود. جالب است كه داليا مجاهد مشاور امور اسلامي باراك اوباما هم در گفت وگويي كه روز 12 آوريل (23 فروردين) با الشرق الاوسط انجام داده دقيقا همين تحليل را تاييد ميكند.
مجاهد ميگويد: «بعد از اينكه مردم مصر به جهان ثابت كردندكمتر از دمكراسي كامل را نخواهند پذيرفت آمريكا يقين پيدا كرد كه قدرت اينده براي مردم است و مجبور شد انقلاب مصر را تاييد كند چرا كه به نفعش نبود، مردم اين كشور احساس كنند آمريكا در كنار ديكتاتور ايستاده است» . بنابراين در اين باره تقريبا اطمينان وجود دارد كه دولت بعدي در مصر در اختيار هر كسي باشد تداوم روابط قبلي با آمريكا امكانپذير نيست.
ملت ما
«فرافکني عربستان» عنوان سرمقاله امروز روزنامه ملت ما به قلم بهروز بهزادي است که در آن می خوانید:
چند روز پيش مارتين ايندك نويسنده واشنگتنپست از مشكلات دولت باراك اوباما با عربستان سعودي يك گزارش مفصل نوشت. به نوشته ايندك، معضل اصلي امريكا در خاورميانه ليبي نيست، مشكل اصلي در آن سوي خاورميانه يعني در شبهجزيره نفتخيز عربستان، جايي است كه منافع امريكا هماكنون در خطر افتاده است. نويسنده واشنگتن پست در گزارش خود خبر داده كه مواضع باراك اوباما در مصر، پيش چشم پادشاه عربستان است و به همين جهت نميتواند به امريكا اعتماد كند و به حمايت اين كشور اميدوار باشد.
برخي گزارشها حاكي است درپي نااميدی عربستان سعودي از متحد غربي خود، پادشاه اين كشور مذاكرات محرمانهيي را با ارتش پاكستان آغاز كرده است تا در صورت نياز و در مواقع بحراني، نيروهاي خارجي در برابر خيزشهاي داخلي از بقای سلطنت آلسعود دفاع كنند. ايندك در بخش ديگري به نياز امريكا در عربستان پرداخته و با اشاره به اينكه اين پادشاه عربستان است كه قيمت نفت را در دست دارد نوشته است بيثباتي در اين كشور باعث بروز يك شوك نفتي در بازارهاي جهاني خواهد شد كه امريكا را از نظر اقتصادي با مشكل روبرو خواهد كرد.
به همين سبب عربستان در فراخوان ويژه اوباما در رعايت حقوق شهروندان جاي ويژهيي ندارد و انتقاد نرم اوباما از سركوب قيام مردم بحرين توسط نيروهاي سعودي حكايت از همين ملاحظات دارد. در همين گزارش به مشي خطرناك عربستان در برابر انقلابهاي عربي پرداخته شده و تحليلگر واشنگتنپست با اشاره به شكافهاي بحرانزاي اجتماعي و فرقهيي در عربستان، پيشنهادهايي به دولت اوباما داده و نوشته است كه اعتمادسازي پيشنياز هر مذاكرهيي بين رييسجمهور و پادشاه است و آقاي رييسجمهور بايد در نظر داشته باشد كه خطر فقط متوجه بقاي سلطنت عبدالله نيست، بلكه شورش در عربستان ميتواند ادامه رياستجمهوري اوباما را براي دور دوم با خطر جدي مواجه سازد.
براساس آنچه تحليلگر واشنگتن پست نوشته، واقعيت آن است كه در جامعه عربستان دو گروه، يكي با ساختارهاي قرن 21 و ديگري با ساختارهاي اجتماعي متعلق به قرن پانزدهم زندگي ميكنند كه اگر نزاعي بين آنان دربگيرد، جامعه عربستان از هم خواهد گسست. در شرق عربستان و در همسايگي بحرين – آنجا كه پادشاه نيرو پياده كرده است – اقليتي ناآرام از شيعيان زندگي ميكنند كه براي چندين دهه به عنوان شهروند درجه دوم با آنان رفتار شده است.
اين گروه که در محل ذخاير عمده نفتي عربستان مستقرند در مطالبات خود شباهت به مردم بحرين دارند و هر جرقهيي در اين قسمت عربستان ممكن است سراسر اين شبهجزيره را منفجر كند. چراكه عربستان در جنوب نيز مشكلات عديدهيي دارد. از سال 2009، عربستان با اعزام دهها هزار سرباز با تجهيزات سنگين به جنگ شيعيان هوتي يمن رفته است.
گزارش گروههاي حقوق بشري حاكي است، عربستان با جنگندههاي خود بسياري از خانهها و مراكز غيرنظامي شيعيان هوتي را هدف قرار داده است و هماكنون جنگي نابرابر در منطقه در جريان است. گرچه عربستان از ورود گزارشگران خارجي به منطقه جلوگيري ميكند و در مواردي نيز گزارشگران طرفدار خود را به منطقه ميفرستد، ولي اكثر گزارشها حاكي از صدمات و تلفات سنگين مردم غيرنظامي است، چراكه گروههاي مسلح در مناطق دور از دسترس بمبافكنهاي عربستان قرار دارند و به تلافي مناطق غيرنظامي بمباران ميشوند.
در داخل نيز عربستان از معدود جوامعي است كه حقوق زنان در آن به كلي ناديده گرفته ميشود تا جايي كه زنان حتي حق رانندگي و مسافرت ندارند. نرخ بيكاري در ميان تحصيلكردگان جوان، مانند ساير كشورهاي عربي بسيار بالا است و در كنار آن بسياري از مردم خانه شخصي ندارند بگونهيي كه پادشاه عربستان در بازگشت از سفري سه ماهه كه براي معالجه و عمل جراحي به امريكا رفته و پس از آن براي استراحت به مراكش رفته بود، به سرعت يك بسته 100 ميليارد دلاري براي ساخت و خريد خانه، ايجاد كار و ازدواج در اختيار جوانان اين كشور قرار داد كه همين امر نشان داد پادشاه تا چه اندازه در داخل كشور خود در تنگنا است.
جمهوري اسلامي
«نصيحت به همكاران شيطان» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
معروف است كه يك دزد بعد از آنكه در روز روشن جيب كسي را زد و فرار كرد، براي آنكه شناخته و دستگير نشود درحالي كه ميدويد فرياد ميزد:اي دزد! مردم هم به خيال اينكه او در پي دستگيري دزد است با او همراه شدند و ميدويدند تا مثلاً دزد را پيدا كنند و همين هوچي گري زمينه را براي فرار و ناپديد شدن دزد فراهم ساخت...
اين واقعه اكنون بر اعضاي شوراي همكاري خليج فارس كاملاً منطبق است. آنها كه مجموعهاي از چند خانواده هستند و جماعت "آل"ها را تشكيل ميدهند، با عقب افتادهترين شيوه حكومتي بر بخشي از دنياي عرب حكمراني ميكنند و در عين حال اين روزها كه ملتهاي عرب عليه ديكتاتورها قيام كردهاند همين "آل"ها در لباس كدخدا وارد صحنه شدهاند و قيافه ميانجي به خود گرفتهاند و به مردم ليبي و يمن توصيه ميكنند از محاكمه ديكتاتورها صرفنظر كنند و اجازه بدهند يكي از مهرههاي همان ديكتاتورها حكومت را در اين كشورها در دست بگيرند و زمينه را براي حفظ استعمار آمريكا و نفوذ و سلطه قدرتهاي استعماري ديگر فراهم سازند. جالب است كه اين چند خانواده ديكتاتور، خود بشدت مورد تنفر ملتهاي خود هستند و براي آنكه چند صباحي بيشتر به حكمراني موروثي و البته وابسته و انگلي خود ادامه دهند به توزيع پول و دادن امتيازات به مردم متوسل شدهاند و خودشان بهتر از هر كس ميدانند كه سيل قيامهاي مردمي جهان عرب آنها را نيز به دريا خواهد ريخت و تاج و تخت آنها را به موزههاي اشياء تاريخي خواهد سپرد. آنها با اين هدف به سراغ ميانجي گري كردن رفتهاند تا در برابر ملتهاي خود، چهرهاي با ثبات و مستحكم از حكومت خود به نمايش بگذارند و چنين وانمود كنند كه ما ريش سفيدان جهان عرب هستيم و علاوه بر اينكه زير پاي خودمان محكم است، مشكلات كشورهاي ديگر را هم ميتوانيم حل كنيم. تبليغات وسيع راديو تلويزيونهاي شيخ نشينهاي جنوب خليج فارس و عربستان، اين نكته را كاملاً نشان ميدهد و هر بيننده و شنوندهاي را متوجه اين نكته ميكند كه اين ژستها فقط مصرف داخلي دارد و ملتهاي عرب براي اين چند خانواده فاسد، وابسته، عياش و ديكتاتور كمترين ارزشي قائل نيستند و اصولاً آنها را شايسته ورود به اين قبيل مقولات نميدانند.
عكس العملهاي مردم يمن در روزهاي اخير كه در راه پيمائيهاي خود و در مصاحبه هايشان با عبارات تحقيرآميزي از دخالت شوراي همكاري خليج فارس در امور داخلي كشورشان سخن گفتند و عليه خانوادههاي حاكم بر كشورهاي عضو اين شورا شعار دادند، نشان ميدهد كه اين چند خانواده كمترين اعتباري نزد ملتهاي منطقه ندارند و خود بيش از ديكتاتورهاي يمن و ليبي و مصر و تونس زير سؤال هستند. محور اصلي اظهارات مردم يمن در اعتراض به دخالت شوراي همكاري خليج فارس در امور كشورشان اين بود كه اين شورا ابزاري دردست آمريكاست و درصدد است به دستور آمريكا، ديكتاتورهاي منطقه را نجات دهد و انقلابها را مصادره نمايد. به عبارت روشنتر اين شورا در خدمت اهداف آمريكا قرار دارد و ميخواهد سلطه غرب را بر كشورهاي عربي حفظ نمايد.
نكته بسيار جالب اينكه مردان و زنان يمني در اظهارنظرهاي خود از آمريكا با عنوان "شيطان" نام ميبردند و ميگفتند شوراي همكاري آلت دست شيطان شده و ميخواهد منافع نامشروع آمريكا در اين منطقه را حفظ كند. آنها اين نكته را هم اضافه ميكردند كه شيوخ خليج فارس خودشان هم ديكتاتور هستند و نزد ملت هايشان مقبوليت ندارند و لذا بهتر است فكري به حال خودشان كنند و كاري به كار ما نداشته باشند.
شوراي همكاري خليج فارس، از رگ و ريشهاي اصولي برخوردار نيست. بناي بيبنيادي است كه بعد از حمله صدام و رژيم بعث عراق به ايران با هدف حمايت از صدام و مقابله با نظام جمهوري اسلامي ايران و انقلاب اسلامي تأسيس شد. نگاه به تركيب اين شورا كه خانوادههاي آل سعود عربستان، آل خليفه بحرين، آل صباح كويت، آل نهيان امارات، آل ثاني قطر و... را شامل ميشود، اين واقعيت را به اثبات ميرساند كه آنها از ترس نفوذ افكار انقلابي به شيخ نشينهاي جنوب خليج فارس، ولي با بهانه حمايت از يك كشور عربي در جنگ با ايران، اين شورا را تأسيس كردند و هدف اصلي آنها حفاظت از تاج و تخت خود بود. آنها ميترسيدند مردم اين شيخ نشينها در اثر موج بيداري عليه حاكميت موروثي اين چند خانواده قيام كنند و تاج و تخت آنها را به دريا بريزند و سرنوشت خود را دردست خود بگيرند و به سلطه استبدادي و استعماري يكجا خاتمه بدهند.
خراسان
«وعده مبارک رئيس جمهور» عنوان سرمقاله روزنامه خراسان به قلم کورش شجاعي است كه در آن ميخوانيد:
«امسال ربا را از نظام بانکي ريشه کن ميکنيم» اين جمله را نه يک مسئول رده مياني کشور بلکه رئيس جمهور به عنوان رئيس قوه مجريه يک شنبه هفته جاري در مراسم افتتاح طرح ملي «آموزش غيرحضوري شهروند کارآفرين» مطرح کرد، بيان اين جمله که البته آن را ميتوان «وعده ايمبارک» دانست، ميتواند انگيزهاي جدي براي طرح بسياري از مسائل اساسي در جامعه خصوصا در حوزه مسائل اقتصادي باشد در اين نوشته به بهانه طرح بحث ريشه کني ربا از نظام بانکي توسط رئيس جمهور تنها به چند نکته به صورت اجمال و اشاره پرداخته ميشود تا بعد...
۱ - وعده رئيس جمهور، مبني بر ريشه کني ربا از نظام بانکي از وجود اين « حرام مصرح و محرز الهي» در نظام بانکي حکايت ميکند که ماجرايي بس تلخ، رنج آور و تاسف برانگيز است. آيا حقيقتا وجود ربا در نظام بانکي کشور آن هم با گذشت بيش از ۳۲ سال از پيروزي انقلاب اسلامي را نميتوان نقطه ضعف بسيار بزرگ، بلکه نقطهاي تاريک، آلوده و حتي لکه ننگي به دامن نظام بانکي کشور به حساب آورد؟
۲ - حتي اگر آلودگي به اين حرام مصرح و محرز اله دامنگير موارد محدود و بسيار اندکي در نظام بانکي کشور باشد آيا باز هم نميتوان لااقل چنين استنباط کرد که حذف و ريشه کني ربا دغدغهاي اساسي براي تصميم سازان، تصميم گيران، مسئولان قانون گذاري و اجرايي، مسئولان نظام بانکي و حتي برخي روحانيون نبوده است؟
۳ - چگونه ميشود که برخي احکام شرعي از جمله احکام مربوط به طهارت و ... که البته دانستن و رعايت آن براي افراد جامعه کاملا واجب و ضروري است به زبانهاي گوناگون توسط افراد متعدد در مجامع و مجالس و محافل خصوصا مذهبي مطرح ميشود، اما متاسفانه بحث حرمت شديد «ربا» و تقبيح اين فعل حرام «دين و دنياسوز» و «آخرت سوز» حتي در لسان و بيان برخي روحانيون و منبريها و حتي برخي خطباي نماز جمعه جايگاه شايسته ندارد.
۴ - مگر نه اين است که در صدها روايت معتبر و موثق که از پشتوانه قوي اسنادي برخوردارند و از آنها مهمتر حداقل در ۷ آيه از آيات قرآن کريم ، اين کلام اله مباحثي واضح و اساسي درباره حرمت ربا و آثار مخرب اين حرام گداخته از شرارههاي آتش مطرح شده است، حتي نگاه اجمالي و خواندن و قرائت آيات ۲۷۵، ۲۷۶ و ۲۷۸ سوره بقره و همچنين آيات ۱۶۰ و ۱۶۱ سوره نساء و آيات ۱۳۰ و ۱۳۱ سوره آل عمران و خصوصا آيه ۲۷۹ سوره مبارکه بقره هر انسان مسلماني را به صورتي روشن و موکد متوجه عمق فاجعه آلودگي به ربا ميکند.
شايد بتوان ادعا کرد که خداوند در هيچ جاي قرآن هيچ گناه و فعل حرامي را با چنين شدت و حدتي مورد تقبيح قرار نداده است. خداوند در آيه ۲۷۹ سوره بقره ميفرمايد: «و اگر (ربا) را (ترک و رها نکرديد) آماده جنگ خدا و پيغمبر شويد و اگر توبه کرديد ...»
يکي از نکات بسيار قابل توجه اين آيه علاوه بر روشن شدن شدت حرمت و گناه رباخواري اين است که ترجمه آيه شريفه برخلاف تصور رايج اعلان جنگ رباخوار با خدا محسوب نميشود بلکه بنابر نظر برخي با توجه به مفهوم لغوي جمله «فأذنوا» و ادامه آيه که ميفرمايد «بحرب من الله و رسوله...» مجموع اين آيه چنين معنا ميشود که «اگر فرمان اله را (دائر بر ترک رباخواري) اطاعت نکنيد، خدا و پيامبرش به شما اعلان جنگ ميدهد، و اگر اين کار را نکنيد (ربا را ترک نکنيد) پس به جنگي از جانب خدا و رسولش آگاه باشيد.
با وجود چنين صراحتي بر حرمت ربا و رباخواري در قرآن و روايات و با توجه به اين که براساس نص صريح قرآن ، خدا و پيامبرش به کساني که رباخواري را ترک نکنند، اعلان جنگ ميکنند و با توجه به اين که مخلد شدن در عذاب جهنم جزاي عمل اين افراد تعيين شده پس چگونه است که در نظامي که به برکت خون بيش از ۲۵۰ هزار شهيد تحقق يافته نه تنها برخي افراد جامعه به دلايل گوناگون از جمله حرص و طمع شيطاني در جهت ازدياد و انباشت ظاهري اموال خود، بلکه نظام بانکي که با قوانين کشوري مصوب مجلس و آيين نامههاي دولتي اداره ميشود هنوز به معاملات ربوي آلوده باشد.
رسالت
«فرصتها و مخاطرات انتخابات مجلس نهم» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسکندري است كه در آن ميخوانيد:
اشاره: روز گذشته اولين بخش اين مقاله در صفحه اول منتشر شد. امروز قسمت دوم و پاياني آن از نظرتان ميگذرد.
1- انتخابات مجلس نهم بازي حاصل جمع صفر نيست
يکي ديگر از نکاتي که بايد درانتخابات اسفند امسال مدنظر داشت اين مهم است که اين رقابت بازي برد و باخت و يا حاصل جمع صفر نيست. اساسا هر انتخاباتي ميتواند نوعي بازي برد- برد تلقي شود. انتخابات مجلس نهم نيز از اين قاعده مستثني نيست وبه لحاظ ويژگيهاي خاص دوره کنوني چنين بازي اي دور از انتظار نيست.
يکي از ويژگيهاي خاص نهمين انتخابات مجلس شوراي اسلامي واکسينه شدن کشور، افزايش بصيرت و آگاه نيروهاي سياسي و مردم است که در معرض فتنه سال 88 قرار گرفتند و تجارب ذيقيمتي را از اين فتنه به دست آوردند. بر خلاف تصور دشمن فتنه 88 همچون ويروس ضعيف شدهاي عمل کرد که کشور را در مقابل ميکروبها براي مدتها واکسينه کرد. از سويي تصفيه مردمي نيروهاي انقلاب و ضد انقلاب در حوادث سال گذشته آسيبهاي ساختاري و کار کردي تسويه حسابهاي سياسي نخبگان در زمان انتخابات را به نمايش گذاشت.
ستيزآلود کردن فضاي سياسي کشور در آستانه انتخابات و گرايش به بداخلاقي، تبليغات منفي، بي تقوايي و ... نه تنها خدمت به مردمسالاري ديني نيست بلکه موجب سلب اعتماد عمومي ميگردد. محصول فتنه 88 عقلانيت مضاعفي است که بر رفتار و گفتار مجموعه نيروهاي معتقد به انقلاب و نوع رفتار انتخاباتي راي دهندگان در انتخابات امسال حاکم خواهد شد.
يکي ديگر از مختصات نهمين انتخابات مجلس شوراي اسلامي انسجام ملي و توافق نخبگي در راستاي نهادينهسازي "و جادلهم بالتي ه احسن" است. امروز اغلب نخبگان سياسي خود را به شاخصهاي وحدت ملي ملتزم ميدانند و بدان وفادارند. يکي از مهمترين شاخصههاي وحدت ملي پايبندي به روش و ممشاي حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبري است.
2- مجلس نهم؛ مجلس "اقتصاد محور"
امسال مزين به نام مقدس "جهاد اقتصادي" است. علاوه بر هدف گذاريهاي صورت گرفته براي امسال در حوزههاي مختلفي چون اشتغال، مسکن، صادرات و در نهايت رشد 8 درصدي اقتصاد کشور، اين نام سمت و سوي فلش رقابتهاي انتخاباتي سال 1390 را نيز مشخص ميکند. رويکردهاي سياستگذارانه policy propensities"" احزاب و گفتمانهاي انتخاباتي مولود تمايلات عمومي و موضوعاتي است که براي مردم يک کشور مهم به شمار ميآيند و ايدهآلهاي ذهني آنها را ميسازند.
پيشرفت و عدالت دو دال برتر گفتمان سياسي کشور در دهه چهارم انقلاب است. جهاد اقتصادي همجنس اين گفتمان و بازتاب واقعيات و اولويتهاي حاکم بر کشور است. بر اين اساس ميتوان پيش بيني کرد گفتمان انتخاباتي مجلس نهم در سال 1390 اولويت پيشرفت کشور و تحقق عدالت در راستاي جهاد اقتصادي است و هر جرياني که بتواند برنامههاي انتخاباتي و رويکردهاي سياستگذارانه خود را حول يک مجلس "اقتصاد محور" صورتبندي کند نقطه مرکزي دارت آراي راي دهندگان ايراني را هدف گرفته است و ميتواند اميدهاي زيادي به پيروزي در انتخابات آينده داشته باشد.
ايران
«رونق بازار سرمایه؛ فرصت تاریخی ارتقاي جایگاه این بازار در كشور» عنوان سرمقاله روزنامه ايران به قلم دكتر حسن قاليباف اصل مديرعامل شركت بورس است كه در ان ميخوانيد:
بورس تهران در روزهای سپری شده سال جاری ایام پر رونقی را سپری کرده که آن را هم میتوان به عنوان طلیعه شکوفایی بازار سرمایه در سال جدید تعبیر کرد. از سوی دیگر در توضیح علل ارتقای نقش بازار سرمایه در اقتصاد كشور و عبور ارزش روز آن از مرز 125 هزار ميليارد تومان میتوان به عواملی نظیر اجرای اصل 44، افزايش نرخ جهاني محصولات استراتژيكي چون نفت، ابلاغ بسته سیاستی نظارتی بانك مركزي در سال جاري، ارتقاي فرهنگ سهامداري و اعتماد عمومي به بورس، ابلاغ برنامه پنجم توسعه، رشد نقدشوندگي و گردش معاملات روزانه قابل توجه، ظهور نهادهاي جديد مالي، تزريق نقدينگي جديد به بازار، شرایط بازارهای موازی، برنامههای دولت به سمت اقتصاد بازار، وجود زيرساختهاي قانوني و در مجموع روند توسعهای بازار سرمایه در سالهای اخیر نسبت داد.
در چنین شرایطی و در سالي كه به جهاد اقتصادي نامگذاری شده به نظر میرسد بازار سرمايه كشور با فرصت تاريخي براي ارتقاي جايگاه خود و افزايش سهم این بازار در تأمين مالی مواجه شده است و از این رو بهترین فرصت در اختیار بنگاههای اقتصادی جهت تأمين مالی از طریق حضور فعال در این بازار فراهم گردیده است. لذا با توجه به رونق بازار سرمایه و حضور پررنگ مردم در این بازار میتوان از طریق افزایش سرمایه و بزرگ شدن بنگاههای اقتصادی، انتشار اوراق مشارکت و پذیرش عرضه شرکتها به عموم مردم از این فرصت تاریخی استفاده نمود.
همچنین با توجه به مفاد ماده 4 بسته فوق بازخرید اوراق مشارکت توسط بانکها ممنوع شده و معاملات این اوراق در بورس و فرابورس امکانپذیر خواهد بود. این نیز به نوبه خود فرصت مناسبی جهت توسعه بازار ابزار بدهی و تأمين مالی بنگاهها از این طریق خواهد بود. مجموع اقدامات انجام شده در حوزه اقتصاد و بازار سرمایه به سمت توسعه و تقویت این بازار میباشد، بنابراین تمامی فعالین و نهادهای بازار میبایست قدر این فرصت استثنایی را درک و در جهت ایفای نقش مؤثر خود به منظور توسعه بازار گام بردارند.
به عبارت دیگر در شرايطی كه بازار سهام با رونق مواجه شده، بهترين فرصت براي عرضههاي اوليه در بورس فراهم آمده و سازمان خصوصيسازي به همراه نهادها و وزارتخانههاي مشمول اصل 44 ميتوانند نسبت به پذيرش هر چه سريعتر شركتها اقدام كنند ضمن این که مطابقت مفاد ماده 18 بسته سیاستی نظارتی بانك مركزي، شرکتهای پذیرفته شده در بورس به دليل شفافيت مناسب و نقدشوندگي مطلوب در استفاده از تسهيلات بانكي در اولویت خواهند بود. به علاوه الزام ماده 99 قانون برنامه پنجم توسعه کلیه شرکتهاي سهامی عام میبایستی نزد سازمان بورس ثبت شده و معاملات سهام این شرکت از طریق بورس یا فرابورس ممکن خواهد بود.
سياست روز
«نگراني از روابط ايران و مصر» عنوان سرمقاله روزنامه سياست روز به قلم محمد صفري است كه در آن ميخوانيد:
اكنون كه انقلاب مردم مصر به پيروزي رسيده است و حكومت ديكتاتوري مبارك سرنگون شده، شاهد تحولاتي در روابط ايران و مصر هستيم.
پيش از انقلاب مردم مصر، مشكلات اساسي بر سر راه برقراري روابط عادي ميان تهران- قاهره وجود داشت. از جمله اساسيترين سد راه برقراري روابط عادي ميان دو كشور روابط «مبارك» با رژيم صهيونيستي بود. سردي روابط ايران و مصر، هنگامي آغاز شد كه قرار داد ننگين «كمپ ديويد» ميان مصر و رژيم صهيونيستي به امضا رسيد.
گر چه پس از آن تلاشهايي براي برقراري روابط ميان دو كشور انجام شد، اما شرايط رفتاري مصر به گونهاي نبود كه جمهوري اسلامي ايران بخواهد روابط را گسترش دهد. هر گاه راه براي برقراري و گسترش روابط گشوده ميكشد، فشارها به مصر افزايش مييافت تا روابط دو كشور عادي نشود.
بهانههاي واه از جمله اينكه حتي نام خيابان خالد اسلامبولي در تهران تغيير يابد و موارد اين چنيني ديگر مطرح ميشد.
اما اكنون كه حكومت دست نشانده حسني مبارك سرنگون شده است زمينههاي برقراري و گسترش روابط در كشور نيز فراهم آمده است. اين ايجاد زمينه حتي نگرانيهايي را براي رژيم صهيونيستي و آمريكا پديد آورده است.
اين نگرانيها هنگامي آغاز شد كه وزير امور خارجه مصر عنوان كرد كه ايران دشمن كشورش نيست. از يك سو اين موضع نگراني تلآويو و غرب را در پي داشت و از سوي ديگر اميدهاي بهبودي روابط دو كشور قوت گرفت.
گرچه به نظر ميرسد راه درازي براي برقراري و بهبود روابط دو كشور بايد طي شود، اما اين روابط اگر بر قرار شود، معادلات سياسي و اقتصادي منطقه را تحت تاثير قرار خواهد داد.
گرايش «مصر جديد» به سوي نهضت مقاومت در منطقه چالش بزرگي را براي رژيم صهيونيستي به وجود خواهد آورد. چرخش مقامات اين كشور به حمايت از مردم مظلوم فلسطين و انتفاضه آن، پاشنه آشيل رژيم صهيونيستي خواهد شد.
از سوي ديگر در صورت عدم تمايل مردم مصر به داشتن روابط اين كشور با اسرائيل، با برچيده شدن سفارت رژيم صهيونيستي از قاهره ضربه مهلكي به پيكره رژيم غاصب اسرائيل وارد ميشود و در پس آن جبهه سازش در منطقه نيز تضعيف خواهد شد.
مردم سالاري
«تلنگري براي مقابله با جريانات انحرافي» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم علي ودايع است كه در آن ميخوانيد:
از زمان خلقت بشر برروي کره خاکي، اين موجود دوپا به دو گروه مومنين و کافران تقسيم شدند. گروه اول همواره خود را ملزم به پرستش خداوند يکتا دانستند و گروه ديگر با اتکا به قدرت غره شدند، خدا را به سخره گرفتند و حق الناس را پايمال کردند.
هرچه زمان گذشت،ذهن بيمار کافران به صورت خلا قانهاي افکار مسموم خود را گسترش دادند. اين گروهها در گذر زمان در مقابل پيامبران عصر خود ايستادگي کردند و حتي کمر به قتل آنان بستند.
با نزول دين اسلا م در شبه جزيره عرب، نوري در خاورميانه تابيده شد و کامل ترين مسير اله براي انسانها نمايان گشت، اما کافران مکه و مدينه که قدرت و صلا بت خويش را از دست رفته ميديدند هرگاه که توانستند به مخالفت با پيامبر گرامي اسلا م پرداختند به گونهاي که گوي بهانه گيري را از قوم بني اسرائيل ربودند.
با وقوع انقلا ب صنعتي در قاره اروپا و نگاه استعمار پير که آن روزها دوران جواني خود را ميگذراند، سياست تفرقه افکني با مذاهب مختلف در راس امورچکمه پوشان ملکه ويکتوريا قرار گرفت.
به طور مثال درهند مذاهبي را ايجاد کردند که با تضاد کامل مواجه بودند و تا امروز اين مذاهب به بقاي خود ادامه دادند.اما عربستان ذکاوت خاص خود را ميطلبيد!
لورنس جاسوس با هوش، با دستمايه قراردادن تفکرات ابن تميه و تحت تاثير قراردادن وهاب، فرقه وهابيت را دين رسمي آل سعود قرار داد و به همراه آنها عليه حکومت عثماني قيام کرد تا يک مذهب خشک و التقاطي را در قالب جهان اسلا م براي جلوگيري از اتحاد مسلمين علم کند. وهابيون همانند خاري در گلوي دنياي اسلا م پس از آن که برعربستان حاکم شد ديگر مسلمانان را مورد آزار و اذيت قرار داد; تا امروز که القاعده و طالبان به عنوان فرزندان شوم آن سر برآوردهاند.
استعمار به ايران اسلا مينيز نظر داشت و فرقههايي چند را ايجاد کرد که هيچ کدام نتوانست در ايران تاثيرگذاري چنداني داشته باشد.
ايران، کشوري شيعه بود که مردم آن از لحاظ ديني داراي تفکر محکم بودند که در مقابل انحرافات مقابله کردند.
پس به فکر استفاده ابزاري مذهب عليه مذهب افتاد; در سال 1260 ه.ق به ناگاه زمزمههايي از گوشه و کنار ايران به گوش رسيد و فرقههاي انحرافي جديدي ظهور کرد که گروه را به انحراف کشاند.
البته در مورد دو گروه بهائيت و بابيت گفتارهاي زيادي منتشر شده است اما هرگز آن گونه که بايد اين دو فقره انحرافي مورد واکاوي قرار نگرفت و خيانتهاي آنها به ايران روشن نشد.
اما انتظار فرج و ظهور امام مهدي(عج) نوري است که در دل هر شيعه، شوق انتظار وصف ناشدني براي او به ارمغان ميآورد. اين که شيعيان در سراسر جهان و به خصوص ايران اسلا مي، نيمه شعبان را بزرگترين عيد خود ميدانند و گروه رهسپار جمکران ميشوند و گروه کثيري ندبه خوان مهدي(عج) هستند نشان از عشقي شگرف دارد.
البته در اين بين کم نبودند و نيستند افرادي که ادعاي رابطه با امام زمان (عج) را دارند. براي اين گروه طي طريقت الله موضوع مضحکي است، آنها با داستان پردازي و ربط دادن موضوعات بي ربط به هم ميخواهند به منافع خود برسند.
امام خميني(ره) پس از پيروزي انقلا ب اسلا مي با حساسيت ويژهاي با اين نوع انحرافات برخورد ميکردند; در روزهاي آتشين جنگ و در روزهايي که ايران اسلا مي مورد هجمه حملا ت عراق قرار داشت اين گروهها نيز فعال بودند اما ره به جايي نبردند. مقام معظم رهبري نيز در طول چند سال گذشته با همان حساسيت ويژه با اين انحرافات مقابله ميکردند و روحانيون را به پژوهش و مقابله با انحرافات ديني فرا ميخواندند و چند سال پيشتر نيز مداحان را از مطرح کردن روايات غير مستدل به شدت نه کردند. نمونه بارز مخالفت مقام معظم رهبري با انحرافات و خرافات ديني، ممنوعيت قمه زني در روز عاشورا بود که با آن مقابله شد. «او خواهد آمد» و اين اتفاقي است که ديريا زود رخ خواهد داد اما زماني براي آن قابل روايت نيست.
ابتكار
«اين قبوض واقعاً سنگين است؛ آقايان لطفاً کوتاه بياييد...» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم سيدعلي محقق است كه در آن ميخوانيد:
همزمان با آخرين روزهاي سالي که گذشت و اولين روزهاي سال جديد، دور دوم قبوض جديد گاز خانگي بهتدريج، به خانوارها تحويل داده شد. قبوضي با ارقامي باورنکردني که همه را انگشت به دهان و حيرتزده و در مواردي عصباني کرده است.
در اين روزها، مأموران شرکت گاز در حالي با ترس و لرز، براي تحويل قبوض جديد راه کوچهها و منازل مردم شدند که از يک سو، هزينهها و خريدهاي نوروزي چيزي به جز جيبهايي خالي و اعصابي خراب براي مردم به جا نگذاشته و از سوي ديگر، سرماي بهمنماه و فرمول پيچيده محاسبه گازبها در فصل سرما، دستبهدست هم داده تا ارقامي نجومي به قبوض ارسالي تحميل شود.
بله، به همين زودي ماه عسل طبقات اجتماعي کشور تمام شد و خانوادههايي که تا همين چند ماه پيش، در اوج مصرف گاز، قبضهاي حداکثر 10تا20هزارتوماني را براي مصرف دوماهه يک واحد ساختماني پرداخت ميکردند، اکنون بهناگهان با افزايش هشت تا دهبرابري تعرفهها، با قبضهاي بيش از هزارتوماني براي يک ماه مواجه شدهاند.
طبيعي است که مواجهشدن با اين حجم زياد اضافهشدن هزينههاي زندگي، هر فردي را شوکه کند. چند برابرشدن قبضهاي گاز نسبت به دوره پيشين باعث شده است تا بسياري از خانوارها با مراجعه به شرکت گاز ناتواني خود را از پرداخت بهاي گاز اعلام کنند. پرداختنشدن بدهيها به يک رويه معمول تبديل شود، ساکنان مجتمعها و آپارتمانها از سر عصبيت ناشي از ناهمخوانشدن دخل و خرج، به جان هم بيفتند و به دنبال مقصر بگردند يا فرمول تقسيم بده واحدها را دستکاري کنند. مأموران قطع گاز با ترس و لرز، راه کنتورهاي گاز شوند و... .
دراينميان، اين چالش فراگير تا بدانجا پيش رفت که اين افزايشها، آنهم در فصل سرما، نهتنها مردم بلکه بسياري از مسئولان و مهرههاي کليدي کشور را هم شوکه کرد و اعتراضات گستردهاي را در پي داشت. در اين مدت، بسياري از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي که خود در تصويب و تأييد طرح هدفمندي و افزايش اين قيمتها نيز نقش داشتهاند، به همراه علما و ائمه جمعه از اين روند اظهار نارضايتي نموده و بيان کردهاند که تداوم اين روند ممکن است مشکلات اجتماعي و اقتصادي جدياي در مسير اجراي قانون هدفمندي يارانهها به دنبال داشته باشد.
به دنبال فراگيرشدن واکنشها طي هفتهاي که گذشت، زمزمههايي مبني بر احتمال تجديدنظر در تعرفهها از سوي مسئولان گازي کشور به گوش رسيد. معاون وزير نفت در اولين روزهاي نيمه دوم فروردين، در گفتوگويي با خبرگزاري مهر، صراحتاً از بازنگري در نحوه محاسبه قيمت گاز سخن گفت و وعده داد که بهزودي جزئيات آنرا اعلام خواهد کرد. اما عمر اين وعده خوشحالکننده يک روز بيشتر نپاييد و يک روز بعد، به هر دليل ورق برگشت و هرگونه بازنگري در گازبها کاملاً تکذيب گرديد و فقط به وعده تقسيط بدهيها بسنده شد.
ظاهراً اصرار مسئولان اقتصادي کشور بر عقبنشينينکردن از تصميمهاي اتخاذشده در گام آغازين اجراي هدفمندي و ترس از دومينوييشدن عوارض ناشي از برگشتن از توافقات و مصوبات اوليه، دليل اصلي توقف بازنگري در تعرفه گاز بوده است. مسئولان شرکت ملي گاز در حالي طرح قسطيکردن پرداخت بهاي گاز را بهعنوان تنها تخفيف خود به مشترکان مطرح ميکنند که با توجه به سلسلهواربودن قبوض فصل سرما و در راهبودن قبض اسفندماه و بلافاصله به دنبال آن، از راه رسيدن قبوض سنگين برق بهار و تابستان، اين اقدام هيچ کمکي به حل يا حتي کاهش مشکل عمومي مردم نخواهد کرد. به قول دوستي «اين وسط يکي بايد کوتاه بيايد يا خداوند متعال گرما و سرماي فصول را متعادلتر کند تا مصرف انرژي را کم کنيم يا دولت فخيمه کوتاه بيايد تا بتوانيم زندگيمان را بکنيم...»
بديه است که تأخيري و استمهاليشدن روند پرداخت قبوض سنگين حاملهاي انرژي، درماههاي آينده انباشته شدن بدهيهاي سنگين مردم به شرکتهاي برق و گاز و آب و به تبع آن، ناتواني در پرداخت در ماههاي بعدي را به دنبال خواهد داشت. تداوم اين روند چهبسا تحقق حتي درصدي از درآمدهاي پيشبينيشده از محل فروش اينگونه حاملهاي انرژي به مردم در بودجه ساليانه را با اشکال اساسي مواجه کند.
تهران امروز
«زمان شنيدن انتقاد يارانهاي رسيده؟» عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم محمد عدلي است كه در آن ميخوانيد:
زماني كه اجراي قانون هدفمندييارانهها آغاز شد، بدنه كارشناسي كشور از شيب تندي كه دولت براي مرحله نخست جراحي اقتصاد برگزيده بود، شگفتزده شدند. نمايندگان مجلس نيز مغايرت شيوه اجراي دولت با آنچه در قانون پيشبيني كرده بودند را مشاهده ميكردند هر چند كه سخني به انتقاد بر زبان جاري نميساختند. پارلمان كشور كه علاوه بر وظايف قانونگذاري، مسئول نظارت بر عملكرد دولت نيز هست، در اين مدت به نشانه همكاري با دولت چشم بر عدول قوه مجريه از مرزهاي قانوني بست. در روزهاي آغازين اجراي قانون هدفمندييارانهها شرايط كلي كشور بر مبناي حمايت از دولت بود چه، نهاد اجرايي كشور بيمار رو به احتضار را به اتاق عمل برده بود و تيغ جراحي را به كار گرفته بود. در آن زمان بود كه اقتصاددان برجسته كشور كه پيشتر انتقادهاي جدي را نسبت به روش دولت مطرح ساخته بود، انتقاد در زمان اجراي قانون را جايز ندانست. محسن رناني ايستادن بالاي سر جراح هنگام جراحي و انتقاد از شيوه عمل را به ضرر بيمار دانست و سكوت را چاره كار قلمداد كرد.
در آن روزها تمامي اركان نظام به درستي به ياري دولت پرداختند و از رسانهها گرفته تا نمايندگان مجلس، راه را براي حركت به سمت اصلاح شرايط اقتصادي كشور باز كردند. اكنون نيز ميتوان با همين هدف به ياري دولت شتافت و اين بار با ارائه انتقاد و نظرهاي اصلاحي قوه مجريه را به سمت مسير درست هدايت كرد. حال كه همه دلسوزان نظام هدفمندييارانهها را لازمه سامان دادن به اوضاع اقتصادي كشور تشخيص دادهاند و آغاز اجراي اين طرح نيز موفقيتآميز ارزيابي شده است، ميتوان به بهبود شيوه اجرا فكر كرد.
در شرايطي كه قانون هدفمندييارانهها چهارمين ماه خود را رو به پايان ميبيند ديگر لازم نيست منتقدين را به اخلالگري اقتصادي متهم ساخت.
موضوع قبوض نجومي گاز باب تازهاي را براي وارد شدن انتقادهاي يارانهاي به دولت باز كرده است. ابراز نارضايتي عمومي و به تكاپو افتادن نمايندگان مجلس در سوال از دولت در اين زمينه، شرايط را براي نظارت دقيقتر قوه مقننه نسبت به اجراي اين قانون مهم فراهم ساخته است. نمايندگاني كه تا پيش از اين به اين شكل با اعتراض موكلانشان مواجه نشده بودند، وظيفه خود ميدانند كه صداي اعتراض مردم را به گوش دولتيان برسانند و با راهكارهاي قانوني از افزايش فشار به مردم جلوگيري كنند. روشي كه دولت در آزادسازي قيمت حاملهاي انرژي در پيش گرفته است چندان مورد تاييد ساكنان خانه ملت قرار ندارد. مهمترين انتقاد آنها نيز به شيب غير ملايم اصلاح قيمتهاست. دولت اما همانطور كه در لايحه هدفمندييارانهها گنجانده بود از ابتدا اعتقاد به اجراي سريع اين طرح بزرگ اقتصادي داشت و براي آن سه مرحله را در نظر گرفته بود. پارلماننشينان اما براي حفظ رضايت عمومي و كاهش فشار به اقشار مردم، اجراي 5 ساله هدفمندييارانهها با شيب ملايم را قانوني كردند. هرچند كه دولت باز هم بر نظر خود پافشاري داشت و رسما اعلام كرد كه قانون را در سه مرحله اجرا خواهد كرد. در گام نخست نيز چنين وعدهاي از سوي دولت عملي شد و قيمت حاملهاي انرژي تا حد زيادي راه آزادسازي را پيمود. وزير بازرگاني نيز به تازگي اعلام كرده است كه گام دوم هدفمندييارانهها در سال 90 كليد خواهد خورد. درخواست درآمد 62 هزار ميليارد توماني دولت در لايحه بودجه سال جاري نيز اين موضوع را اثبات ميكند چه اگر دولت بخواهد چنين درآمدي را كسب كند نياز به افزايش مجدد قيمتها دارد. اين در حالي است كه قانون هدفمندييارانهها كسب درآمد سالانه 20 هزار ميليارد تومان را پيشبيني كرده است. اگر سال 89 را (با وجود اجراي هدفمندييارانهها در سه ماه پاياني آن) سال نخست اجراي هدفمندييارانهها قلمداد كنيم، طبق قانون، دولت در سال دوم يعني سال جاري بايد حداكثر 40 هزار ميليارد تومان از محل آزادسازي قيمتها درآمد كسب كند. دولت اما درآمد 62 هزار ميليارد توماني درخواست و كميسيون تلفيق مجلس شوراي اسلامي نيز با آن موافقت كرده است. موضوعي كه خود به تنهايي شيب تندتر از آنچه در قانون آمده را براي اصلاح قيمتها تضمين ميكند. همين ماجرا به همراه قبوض نجومي گاز موجب شد تا كميسيون انرژي انتقادهاي صريحي را به دولت داشته باشد و حتي كار به اولتيماتوم رئيس اين كميسيون به قوه مجريه برسد. سلب اختيار از دولت در اصلاح قيمتها، هشداري بود كه مجلس به مجري قوانين كشور داد تا شايد شيب آزادسازي قيمتها، راه پيروي از قانون را پيش گيرد.
به نظر ميرسد در اين برهه، زمان آن فرا رسيده است كه دولت با شنيدن صداي منتقدان و نمايندگان مجلس به اصلاح رويه آزادسازي قيمتها بپردازد تا قانون هدفمندييارانهها به سلامت مسير اجرا را از سر بگذراند. هدف اصلي پيشنهاددهندگان و منتقدان نيز دفع خطرات احتمالي از سر راه هدفمندييارانههاست تا طرحي كه حالا به يك اصل در اقتصاد كشور بدل شده است، سرنوشت خوشايندي را تجربه كند. رسانهها نيز با چنين هدفي پاي در اين مسير نهادهاند تا با انتقال ديدگاههاي كارشناسان و نمايندگان مردم، نقشه راه مطلوبتري را براي به مقصود رسيدن هدفمندييارانهها پيش روي مجري بگذارند.
آفرينش
«شوك قيمتي» عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم حميدرضا عسگري است كه در ان ميخوانيد:
ديروز کميسيون انرژي مجلس باتشريح نتايج نشست مشترک دولت و مجلس براي بررسي وضعيت قبوض گاز تشکيل شد که در طي آن مجموع نمايندگان مجلس از وضعيت تعرفههاي جديد گازبهاي مشترکان قانع شدند و به اين باور رسيدند که هيچ "شوک قيمتي" به خانوارها وارد نشده است .
همچنين نماينده بوشهر تصريح کرد که يکي از بهترين شيوههاي مقابله با افزايش گازبها با توجه به تعرفههاي جديد اصلاح الگوي مصرف انرژي توسط مشترکان خانگي ميباشد و خانوارها براي مديريت اقتصاد خود بايد مصرف انرژي را مديريت کنند.
وي تصريح کرد در حال حاضر حجم قابل توجه از قبوض گاز مشترکين کمتر از 20 تا 40 هزار تومان است. که در ادامه مدير عامل شرکت گاز نيز تاکيد کرد در دي ماه 83 درصد قبوض گاز مشترکين کمتر از 40 هزار تومان بود و اين آمار در بهمن سال گذشته هم در حدود 87 درصد بوده است.
در ابتداي امر خطاب به نمايندگان محترم که از وضعيت گازبهاي سنگين مشترکين راضي هستند بايد عرض کنيم بهتر بود تا يکي از نمايندگان مناطق سردسير يا کوهستاني پيگير اين امر در کمسيون انرژي ميشد که حداقل نارضايتيهاي مردم را در اين زمينه لمس ميکرد. به نظر نميرسد مردم در گرمسير ترين نقطه کشور با مشکل گازبها رو به رو باشند!.
گوش دادن به يک سري آمار و ارقام از سوي نهادها وسپس قانع شدن و بسته شدن پرونده در شأن نمايندگان ملت نيست. يک مسافرت درون شهري کافيست تا با شنيدن گفتگوهاي مردم از ميزان رضايت آنها نسبت به وضعيت قبوض گاز مطلع شويد.
با اعلام رضايت نمايندگان محترم از تعرفههاي افزايش بهاي گاز بايد به اين نکته اشاره کنيم که در اکثر قبوض گاز خانوارها يک شيب معتدل افزايش قيمت ديده نميشود بلکه افزايش قيمتها به صورت تصاعدي و غير متعارف بوده است. درارائه گزارشات و آمارها به مجلس از سوي وزارت نفت عنوان شده است که گازبهاي 89 درصد مشترکان زير 50 هزار تومان بوده است . آيا واقعا نمايندگان محترم اطلاعي از ميزان نارضايتي مردم ندارند؟!
آيا افزايش قبوض مشترکيني که تا قبل از اين زير 20 هزار تومان پرداخت ميکردند و درحال حاضر بالاي 100 هزار تومان بابت گازبها ميپردازند "شوک قيمتي" نيست؟.
البته راه کار نمايندگان محترم مبني بر بهينه سازي مصرف انرژي و مديريت آن از سوي خانوادهها امري درست و به جا ميباشد، اما تاوان عدم وجود قانون مديريت صحيح در ساخت و سازها و استانداردهاي مصرف انرژي را هم مردم بايد پرداخت کنند. به عنوان مثال ما خودرويي را درکشور ساخته ايم که استاندارد نيست و مصرف سوخت آن بالاست آيا مردم مقصر اصلي در افزايش مصرف سوخت هستند؟ اگر زمينههاي بهينه سازي مصرف انرژي در کشور آماده نيست پس چرا بايد فشار آن را مردم متحمل شوند؟
از طرفي گاز مانند برق يا آب نيست که بگوييم الگوهاي مصرف به سمت اصراف و بي توجه از سوي مصرف کنندگان گرايش دارد همچنين اقشار متوسط و ضعيف جامعه معمولا از وسايل گرم کننده و خنک کننده پر مصرف استفاده نميکنند.
جهان صنعت
«حداقل بیپاسخ میگذاشتید» عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت به قلم روژیا یکتا است كه در آن ميخوانيد:
روز گذشته معاون اول رییسجمهور، محمدرضا رحیمی از وزیر بهداشت درخواست کرد تدبیری در نظر گیرد تا نتیجه آزمایشها به صورت فارسی نوشته شود و این مساله به قدری تعجبآور است که به نظر میرسد باید نکاتی در خصوص آن مورد اشاره قرار گیرد که شاید آقای معاون در برنامه خبری بعدی خود بگوید این کار قرار است چگونه انجام شود.
در ابتدا باید گفت که بعضی موارد دارای قانون نوشته شدهای نیست اما قانون نانوشتهاش به همان اندازه الزامآور و محکم است و بحث مورد اشاره با دلایلی قانعکننده آن هم در سطح بینالمللی از همین موارد به حساب میآید.
در علم پزشکی مواردی است که به صورت اصطلاح بیان میشود و یکی از دلایل حرکت فوق هم این است که اگر در صورت نیاز، بیماری خواست پرونده پزشکی خود را به خارج از کشور منتقل کند پزشک جدید نیاز نداشته باشد آزمایشها را تکراری انجام دهد یا اینکه بیمار با توجه به شرایط روحی و جسمیاش مجبور به ترجمه پرونده خود نشود که شاید زمان برای وی بسیار حایز اهمیت باشد؛ علاوه بر این امروزه معنای بیمار و پزشک کمی تغییر کرده و گذشته از بیمارانی که برای معالجه به خارج از کشور میروند به شکل اینترنتی هم میتوانند با پزشکان در تمام دنیا ارتباط برقرار کنند که این گروه هم قاعدتا مشکلاتی مشابه گروه اول پیدا خواهند کرد.
از سوی دیگر در داخل کشور در صورتی که پزشکان بخواهند درباره پرونده مریضی با هم ارتباط بگیرند برای آنها بهتر است از این طریق وارد عمل شوند زیرا اگر بنا باشد اصطلاحات حتی به سفارش فرهنگستان زبان و ادب فارسی به زبان فارسی مطرح شود، تجربه نشان داده که ابتدا باید مفهوم آن برای صنف موردنظر تفهیم شود و در آخر هم یک گروه به کار میگیرند و گروه دیگر از روش قدیمیشان استفاده میکنند و این اصطلاحات بیاستفاده میماند و به عبارتی دیگر زمانی صرف میشود که نتیجهای در بر نخواهد داشت.
اما تعجب از طرح این امر جایی برجسته میشود که وزیر بهداشت و درمان کشور، مرضیه وحیدیدستجردی ابراز کرده حرکت فوق انجام خواهد شد به عبارتی دیگر اگر آقای معاون احتمالا به خاطر به زحمت افتادن یک آزمایش به این نتیجه رسیده اما خانم وزیر به خوبی میداند که حرکت فوق عملی نیست و در حد یک اظهارنظر باقی خواهد ماند بنابراین جا داشت که اگر نمیخواست با رییس خود مخالفت کند حداقل این درخواست را بی پاسخ میگذاشت.
دنياي اقتصاد
«سايههاي ترديد» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقصاد به قلم دكتر سيد احمد ميرمطهري است كه در آن ميخوانيد:
در حالي كه قيمت طلا و نفت هر روز ركوردهاي تازهاي از افزايش دارند، كشور در حال تجربه حذف يارانهها و افزايش نسبتا شديد قيمت برخي حاملهاي انرژي است.
بانكمركزي هنوز بسته پولي سالجاري را قطعي نكرده و بودجه سال 1390 در مجلس نهايي نشده و اجراي برنامه پنجم در اولين سال خود فعلا شروع نشده، ناگهان موضوع حذف چند صفر يا همه صفرهاي واحد پول ملي مطرح ميشود. نحوه طرح آن نيز به نوعي است كه ظاهرا بانك مركزي تصميم خودش را گرفته و قصد اجراي آن را دارد؛ فارغ از آنكه اين يك تصميم ملي است و بدون اخذ نظرات صاحبنظران و كارشناسان و فعالان اقتصادي و بررسي دامنهها و بازتابهاي اين تصميم كه بر روي تكتك آحاد ملت ايران و تمامي سياستهاي اقتصادي اثر ميگذارد، نگاه بانك مركزي به موضوع، برخوردي اداري و خالي از كار كارشناسي به نظر ميرسد.
اگر بانك مركزي تعريف پول را كه وسيله مبادله است ميخواهد عوض كند و به تعريف ارزش پول و پول پرقدرت كه به رشد اقتصادي، افزايش حجم صادرات، حجم ذخاير ارزي و توان توليد بستگي دارد، اعتقادي ندارد و حفظ ارزش پول ملي و مبارزه با تورم ديگر در دستور كار اين بانك قرار ندارد نه يك صفر، بلكه همه صفرها را هم ميتواند حذف كند.
اينكه از محسنات اين تصميم، گفته شده كه در آينده يك ريال برابر يك دلار خواهد شد، مژدهاي نيست كه با عجله چنين تصميمي گرفته شود؛ چراكه اقتصاد ايران بر مبناي دلار نميچرخد و آيا بانك مركزي به نظريه برابري قدرت خريد اعتنايي دارد و يا آنكه صرفا با برابري فعلي هر 10000 ريال با يك دلار كه آنهم محاسبهاي ايراددار است، ميخواهد با حذف صفرهاي ريال و برابر كردن هر يك ريال با يك دلار، پول ملي را افزايش ارزش دهد.
در شرايطي كه بحران مالي جهاني كماكان استمرار دارد و پيامدهاي آن كه ركود و كسادي است غيرمستقيم بر تراز پرداختهاي اقتصاد ايران اثر ميگذارد و ركود بيشتري را به داخل كشور منتقل كرده و شرايط ركود تورمي را تشديد ميكند، رسانهاي كردن تصميمي غير كارشناسي در مورد پول ملي، در حالي كه در پهنه بازار پول، مشكلات شبكه بانكي با مطالبات لاوصول و سرمايه ناكافي برخي بانكها بهجاي خود باقي است و بسته پولي بانك مركزي براي سال جاري مواجه با ابهاماتي جدي ميباشد، سايههاي ترديد بر ضرورت و اثربخشي حذف صفرها را افزايش ميدهد.
«برنده كيست؟» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم مهدي محمدي است كه در آن ميخوانيد:
تحولات منطقه اكنون با شتابي بسيار بيشتر از آنچه كه حتي دورانديش ترين تحليلگران پيش بيني ميكردند در حال پيش روي است. سوالي كه اكنون بسياري از تحليلگران و حتي اعضاي جامعه اطلاعاتي در بسياري از كشورهاي منطقه از خود ميپرسند اين است كه سمت و سوي كلي تحولات چيست و نهايتا چه كسي برنده اين بازي بزرگ خواهد بود؟ بيرون كشيدن يك پاسخ سرراست به اين سوال از دل انبوه تحولات پيچيده منطقه حقيقتا بسيار دشوار است اما غير ممكن نيست. اين يادداشت فقط يك گام ابتدايي است در اين مسير.
اجازه بدهيد با يك تذكر شروع كنيم، تذكري كه از ديد غربيها بسيار مهم است اما عموما در غوغاي رسانهاي گم ميشود.
آن تذكر اين است كه به ياد بايد داشت درست است كه تونس كشوري است كه به مثابه يك چشمه براي به راه افتادن سيل خيزشهاي مردمي در منطقه عمل كرد اما آنچه اكنون در تونس ميگذرد و نتيجهاي كه نهايتا حاصل خواهد شد واجد اهميت راهبردي چنداني از حيث سمت وسوي تغييرات ژئوپلتيك منطقه نيست. عين اين موضوع درباره ليبي هم صادق است. شدت منازعه در ليبي اكنون از هر جاي ديگري در منطقه بيشتر است -در هيچ كدام از كشورهاي منطقه انقلابهاي نرم به يك جنگ يا به اصطلاح يك منازعه پر شدت تبديل نشده است- ولي ماندن يا رفتن قذافي حداكثر ارزشي كه خواهد داشت ، پاك شدن يا نشدن زمين از لوث وجود يك ديوانه خونخوار است و «جهت» حركت تحولات در منطقه را تعيين نميكند.
اصطلاحا اينطور ميتوان گفت كه تونس و ليبي كشورهايي هستند كه دامنه تاثير تحولات آنها به مرزهاي دروني شان محصور ميماند و توان تعيين كنندگي آنها و قدرت تاثير سياسي شان در خارج از مرزهاي خود به شدت محدود است. بنابراين تلاش براي ارائه يك تحليل از سمت و سوي كلان تحولات منطقه از طريق تمركز در آنچه در ليبي و تونس ميگذرد، هرگز به نتيجهاي واقع نما نخواهد رسيد. در عوض، 3 كشور بحرين، مصر و عربستان از اين جهت وضعيتي كاملا متفاوت دارند و تاثير منطقهاي تحولات آنها شايد بيشتر از دگرگوني باشد كه در داخل مرزهاي خود ايجاد ميكنند.
از مصر شروع كنيم. پيروزي انقلاب مصر در روز 22 بهمن، ارزش نماديني به تحولات اين كشور بخشيد كه همچنان پابرجا مانده است. مهم ترين سوال درباره تحولات مصر كه اكنون برخي ذهنها را به خود مشغول كرده اين است كه آيا اين درست است كه آمريكاييها توانستهاند از شوك غافلگيري اوليه خارج شوند و مديريت تحولات را به دست بگيرند؟ خود آمريكاييها مايلند اينطور جا بيفتد كه اكنون آنها مديريت صحنه مصر را در دست دارند. اوباما كه حدود يك هفته است مبارزات انتخاباتي خود را شروع كرده به شدت نياز دارد بگويد او يك كارتر ديگر نيست كه از دست دادن متحدي به نام ايران در سال 1979 باعث شد جزو معدود روساي جمهور يك دورهاي آمريكا باشد.
اما واقعيت چيست؟ واقعيت به طور بسيار فشرده اين است كه آمريكاييها از ارتش مصر توقع داشتند همه چيز را براي آنها سر و سامان بدهد و بويژه در دو حوزه پاسدار منافع آمريكا باشد: نخست اينكه اجازه كانديدا شدن افرادي را كه گرايشهاي شناخته شده ضد آمريكايي و ضد اسراييلي دارند در انتخابات مجلس اين كشور ندهد و دوم، مسئله پايبند ماندن يا نماندن به پيمانهاي استراتژيك با آمريكا و اسراييل بويژه پيمان كمپ ديويد را در صلاحيت خود نگه دارد. آيا ارتش مصر توانسته اين توقعات را برآورده كند؟
تشكيل احزاب سياسي جديد در مصر كه طبعا مهم ترين بازيگران انتخابات آينده مجلس اين كشور و به تبع آن سازندگان دولت آينده خواهند نشان دهنده اين است كه روند تحولات در مصر نه تنها توسط آمريكا مديريت نميشود بلكه حتي در جهت منافع آنها نيز پيش نميرود. نخستين و تنها حزبي كه در مصر پس از پيروزي انقلاب مردم تشكيل شد حزب الوسط است كه مجموعهاي از نيروهاي به شدت ضد آمريكايي و هوادار حاكميت اسلامي مانند محمد مهدي عاكف در آن عضويت دارند. حدس زده ميشود كه اين حزب به همراه بقيه نيروهاي اخوان المسلمين نقشي اساسي در تحولات آينده مصر داشته باشد كه هيچ نيرويي قادر به جلوگيري از آن نيست. علاوه بر اين، مشكلي كه آمريكاييها با آن روبرو هستند اين است كه جوانان مصري مهم ترين عامل حركت خود را تحقيري ميدانند كه از جانب مبارك تحمل كردهاند و به هيچ وجه حاضر به فراموش كردن نقشي كه آمريكا در حمايت از مبارك داشت نيستند. جوانان مصري ميدانند آمريكا تنها زماني تصميم به قطع حمايت از مبارك گرفت كه دانست خشم مردم فرونشاندني نيست و مبارك بايد برود. جالب است كه داليا مجاهد مشاور امور اسلامي باراك اوباما هم در گفت وگويي كه روز 12 آوريل (23 فروردين) با الشرق الاوسط انجام داده دقيقا همين تحليل را تاييد ميكند.
مجاهد ميگويد: «بعد از اينكه مردم مصر به جهان ثابت كردندكمتر از دمكراسي كامل را نخواهند پذيرفت آمريكا يقين پيدا كرد كه قدرت اينده براي مردم است و مجبور شد انقلاب مصر را تاييد كند چرا كه به نفعش نبود، مردم اين كشور احساس كنند آمريكا در كنار ديكتاتور ايستاده است» . بنابراين در اين باره تقريبا اطمينان وجود دارد كه دولت بعدي در مصر در اختيار هر كسي باشد تداوم روابط قبلي با آمريكا امكانپذير نيست.
ملت ما
«فرافکني عربستان» عنوان سرمقاله امروز روزنامه ملت ما به قلم بهروز بهزادي است که در آن می خوانید:
چند روز پيش مارتين ايندك نويسنده واشنگتنپست از مشكلات دولت باراك اوباما با عربستان سعودي يك گزارش مفصل نوشت. به نوشته ايندك، معضل اصلي امريكا در خاورميانه ليبي نيست، مشكل اصلي در آن سوي خاورميانه يعني در شبهجزيره نفتخيز عربستان، جايي است كه منافع امريكا هماكنون در خطر افتاده است. نويسنده واشنگتن پست در گزارش خود خبر داده كه مواضع باراك اوباما در مصر، پيش چشم پادشاه عربستان است و به همين جهت نميتواند به امريكا اعتماد كند و به حمايت اين كشور اميدوار باشد.
برخي گزارشها حاكي است درپي نااميدی عربستان سعودي از متحد غربي خود، پادشاه اين كشور مذاكرات محرمانهيي را با ارتش پاكستان آغاز كرده است تا در صورت نياز و در مواقع بحراني، نيروهاي خارجي در برابر خيزشهاي داخلي از بقای سلطنت آلسعود دفاع كنند. ايندك در بخش ديگري به نياز امريكا در عربستان پرداخته و با اشاره به اينكه اين پادشاه عربستان است كه قيمت نفت را در دست دارد نوشته است بيثباتي در اين كشور باعث بروز يك شوك نفتي در بازارهاي جهاني خواهد شد كه امريكا را از نظر اقتصادي با مشكل روبرو خواهد كرد.
به همين سبب عربستان در فراخوان ويژه اوباما در رعايت حقوق شهروندان جاي ويژهيي ندارد و انتقاد نرم اوباما از سركوب قيام مردم بحرين توسط نيروهاي سعودي حكايت از همين ملاحظات دارد. در همين گزارش به مشي خطرناك عربستان در برابر انقلابهاي عربي پرداخته شده و تحليلگر واشنگتنپست با اشاره به شكافهاي بحرانزاي اجتماعي و فرقهيي در عربستان، پيشنهادهايي به دولت اوباما داده و نوشته است كه اعتمادسازي پيشنياز هر مذاكرهيي بين رييسجمهور و پادشاه است و آقاي رييسجمهور بايد در نظر داشته باشد كه خطر فقط متوجه بقاي سلطنت عبدالله نيست، بلكه شورش در عربستان ميتواند ادامه رياستجمهوري اوباما را براي دور دوم با خطر جدي مواجه سازد.
براساس آنچه تحليلگر واشنگتن پست نوشته، واقعيت آن است كه در جامعه عربستان دو گروه، يكي با ساختارهاي قرن 21 و ديگري با ساختارهاي اجتماعي متعلق به قرن پانزدهم زندگي ميكنند كه اگر نزاعي بين آنان دربگيرد، جامعه عربستان از هم خواهد گسست. در شرق عربستان و در همسايگي بحرين – آنجا كه پادشاه نيرو پياده كرده است – اقليتي ناآرام از شيعيان زندگي ميكنند كه براي چندين دهه به عنوان شهروند درجه دوم با آنان رفتار شده است.
اين گروه که در محل ذخاير عمده نفتي عربستان مستقرند در مطالبات خود شباهت به مردم بحرين دارند و هر جرقهيي در اين قسمت عربستان ممكن است سراسر اين شبهجزيره را منفجر كند. چراكه عربستان در جنوب نيز مشكلات عديدهيي دارد. از سال 2009، عربستان با اعزام دهها هزار سرباز با تجهيزات سنگين به جنگ شيعيان هوتي يمن رفته است.
گزارش گروههاي حقوق بشري حاكي است، عربستان با جنگندههاي خود بسياري از خانهها و مراكز غيرنظامي شيعيان هوتي را هدف قرار داده است و هماكنون جنگي نابرابر در منطقه در جريان است. گرچه عربستان از ورود گزارشگران خارجي به منطقه جلوگيري ميكند و در مواردي نيز گزارشگران طرفدار خود را به منطقه ميفرستد، ولي اكثر گزارشها حاكي از صدمات و تلفات سنگين مردم غيرنظامي است، چراكه گروههاي مسلح در مناطق دور از دسترس بمبافكنهاي عربستان قرار دارند و به تلافي مناطق غيرنظامي بمباران ميشوند.
در داخل نيز عربستان از معدود جوامعي است كه حقوق زنان در آن به كلي ناديده گرفته ميشود تا جايي كه زنان حتي حق رانندگي و مسافرت ندارند. نرخ بيكاري در ميان تحصيلكردگان جوان، مانند ساير كشورهاي عربي بسيار بالا است و در كنار آن بسياري از مردم خانه شخصي ندارند بگونهيي كه پادشاه عربستان در بازگشت از سفري سه ماهه كه براي معالجه و عمل جراحي به امريكا رفته و پس از آن براي استراحت به مراكش رفته بود، به سرعت يك بسته 100 ميليارد دلاري براي ساخت و خريد خانه، ايجاد كار و ازدواج در اختيار جوانان اين كشور قرار داد كه همين امر نشان داد پادشاه تا چه اندازه در داخل كشور خود در تنگنا است.
جمهوري اسلامي
«نصيحت به همكاران شيطان» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
معروف است كه يك دزد بعد از آنكه در روز روشن جيب كسي را زد و فرار كرد، براي آنكه شناخته و دستگير نشود درحالي كه ميدويد فرياد ميزد:اي دزد! مردم هم به خيال اينكه او در پي دستگيري دزد است با او همراه شدند و ميدويدند تا مثلاً دزد را پيدا كنند و همين هوچي گري زمينه را براي فرار و ناپديد شدن دزد فراهم ساخت...
اين واقعه اكنون بر اعضاي شوراي همكاري خليج فارس كاملاً منطبق است. آنها كه مجموعهاي از چند خانواده هستند و جماعت "آل"ها را تشكيل ميدهند، با عقب افتادهترين شيوه حكومتي بر بخشي از دنياي عرب حكمراني ميكنند و در عين حال اين روزها كه ملتهاي عرب عليه ديكتاتورها قيام كردهاند همين "آل"ها در لباس كدخدا وارد صحنه شدهاند و قيافه ميانجي به خود گرفتهاند و به مردم ليبي و يمن توصيه ميكنند از محاكمه ديكتاتورها صرفنظر كنند و اجازه بدهند يكي از مهرههاي همان ديكتاتورها حكومت را در اين كشورها در دست بگيرند و زمينه را براي حفظ استعمار آمريكا و نفوذ و سلطه قدرتهاي استعماري ديگر فراهم سازند. جالب است كه اين چند خانواده ديكتاتور، خود بشدت مورد تنفر ملتهاي خود هستند و براي آنكه چند صباحي بيشتر به حكمراني موروثي و البته وابسته و انگلي خود ادامه دهند به توزيع پول و دادن امتيازات به مردم متوسل شدهاند و خودشان بهتر از هر كس ميدانند كه سيل قيامهاي مردمي جهان عرب آنها را نيز به دريا خواهد ريخت و تاج و تخت آنها را به موزههاي اشياء تاريخي خواهد سپرد. آنها با اين هدف به سراغ ميانجي گري كردن رفتهاند تا در برابر ملتهاي خود، چهرهاي با ثبات و مستحكم از حكومت خود به نمايش بگذارند و چنين وانمود كنند كه ما ريش سفيدان جهان عرب هستيم و علاوه بر اينكه زير پاي خودمان محكم است، مشكلات كشورهاي ديگر را هم ميتوانيم حل كنيم. تبليغات وسيع راديو تلويزيونهاي شيخ نشينهاي جنوب خليج فارس و عربستان، اين نكته را كاملاً نشان ميدهد و هر بيننده و شنوندهاي را متوجه اين نكته ميكند كه اين ژستها فقط مصرف داخلي دارد و ملتهاي عرب براي اين چند خانواده فاسد، وابسته، عياش و ديكتاتور كمترين ارزشي قائل نيستند و اصولاً آنها را شايسته ورود به اين قبيل مقولات نميدانند.
عكس العملهاي مردم يمن در روزهاي اخير كه در راه پيمائيهاي خود و در مصاحبه هايشان با عبارات تحقيرآميزي از دخالت شوراي همكاري خليج فارس در امور داخلي كشورشان سخن گفتند و عليه خانوادههاي حاكم بر كشورهاي عضو اين شورا شعار دادند، نشان ميدهد كه اين چند خانواده كمترين اعتباري نزد ملتهاي منطقه ندارند و خود بيش از ديكتاتورهاي يمن و ليبي و مصر و تونس زير سؤال هستند. محور اصلي اظهارات مردم يمن در اعتراض به دخالت شوراي همكاري خليج فارس در امور كشورشان اين بود كه اين شورا ابزاري دردست آمريكاست و درصدد است به دستور آمريكا، ديكتاتورهاي منطقه را نجات دهد و انقلابها را مصادره نمايد. به عبارت روشنتر اين شورا در خدمت اهداف آمريكا قرار دارد و ميخواهد سلطه غرب را بر كشورهاي عربي حفظ نمايد.
نكته بسيار جالب اينكه مردان و زنان يمني در اظهارنظرهاي خود از آمريكا با عنوان "شيطان" نام ميبردند و ميگفتند شوراي همكاري آلت دست شيطان شده و ميخواهد منافع نامشروع آمريكا در اين منطقه را حفظ كند. آنها اين نكته را هم اضافه ميكردند كه شيوخ خليج فارس خودشان هم ديكتاتور هستند و نزد ملت هايشان مقبوليت ندارند و لذا بهتر است فكري به حال خودشان كنند و كاري به كار ما نداشته باشند.
شوراي همكاري خليج فارس، از رگ و ريشهاي اصولي برخوردار نيست. بناي بيبنيادي است كه بعد از حمله صدام و رژيم بعث عراق به ايران با هدف حمايت از صدام و مقابله با نظام جمهوري اسلامي ايران و انقلاب اسلامي تأسيس شد. نگاه به تركيب اين شورا كه خانوادههاي آل سعود عربستان، آل خليفه بحرين، آل صباح كويت، آل نهيان امارات، آل ثاني قطر و... را شامل ميشود، اين واقعيت را به اثبات ميرساند كه آنها از ترس نفوذ افكار انقلابي به شيخ نشينهاي جنوب خليج فارس، ولي با بهانه حمايت از يك كشور عربي در جنگ با ايران، اين شورا را تأسيس كردند و هدف اصلي آنها حفاظت از تاج و تخت خود بود. آنها ميترسيدند مردم اين شيخ نشينها در اثر موج بيداري عليه حاكميت موروثي اين چند خانواده قيام كنند و تاج و تخت آنها را به دريا بريزند و سرنوشت خود را دردست خود بگيرند و به سلطه استبدادي و استعماري يكجا خاتمه بدهند.
خراسان
«وعده مبارک رئيس جمهور» عنوان سرمقاله روزنامه خراسان به قلم کورش شجاعي است كه در آن ميخوانيد:
«امسال ربا را از نظام بانکي ريشه کن ميکنيم» اين جمله را نه يک مسئول رده مياني کشور بلکه رئيس جمهور به عنوان رئيس قوه مجريه يک شنبه هفته جاري در مراسم افتتاح طرح ملي «آموزش غيرحضوري شهروند کارآفرين» مطرح کرد، بيان اين جمله که البته آن را ميتوان «وعده ايمبارک» دانست، ميتواند انگيزهاي جدي براي طرح بسياري از مسائل اساسي در جامعه خصوصا در حوزه مسائل اقتصادي باشد در اين نوشته به بهانه طرح بحث ريشه کني ربا از نظام بانکي توسط رئيس جمهور تنها به چند نکته به صورت اجمال و اشاره پرداخته ميشود تا بعد...
۱ - وعده رئيس جمهور، مبني بر ريشه کني ربا از نظام بانکي از وجود اين « حرام مصرح و محرز الهي» در نظام بانکي حکايت ميکند که ماجرايي بس تلخ، رنج آور و تاسف برانگيز است. آيا حقيقتا وجود ربا در نظام بانکي کشور آن هم با گذشت بيش از ۳۲ سال از پيروزي انقلاب اسلامي را نميتوان نقطه ضعف بسيار بزرگ، بلکه نقطهاي تاريک، آلوده و حتي لکه ننگي به دامن نظام بانکي کشور به حساب آورد؟
۲ - حتي اگر آلودگي به اين حرام مصرح و محرز اله دامنگير موارد محدود و بسيار اندکي در نظام بانکي کشور باشد آيا باز هم نميتوان لااقل چنين استنباط کرد که حذف و ريشه کني ربا دغدغهاي اساسي براي تصميم سازان، تصميم گيران، مسئولان قانون گذاري و اجرايي، مسئولان نظام بانکي و حتي برخي روحانيون نبوده است؟
۳ - چگونه ميشود که برخي احکام شرعي از جمله احکام مربوط به طهارت و ... که البته دانستن و رعايت آن براي افراد جامعه کاملا واجب و ضروري است به زبانهاي گوناگون توسط افراد متعدد در مجامع و مجالس و محافل خصوصا مذهبي مطرح ميشود، اما متاسفانه بحث حرمت شديد «ربا» و تقبيح اين فعل حرام «دين و دنياسوز» و «آخرت سوز» حتي در لسان و بيان برخي روحانيون و منبريها و حتي برخي خطباي نماز جمعه جايگاه شايسته ندارد.
۴ - مگر نه اين است که در صدها روايت معتبر و موثق که از پشتوانه قوي اسنادي برخوردارند و از آنها مهمتر حداقل در ۷ آيه از آيات قرآن کريم ، اين کلام اله مباحثي واضح و اساسي درباره حرمت ربا و آثار مخرب اين حرام گداخته از شرارههاي آتش مطرح شده است، حتي نگاه اجمالي و خواندن و قرائت آيات ۲۷۵، ۲۷۶ و ۲۷۸ سوره بقره و همچنين آيات ۱۶۰ و ۱۶۱ سوره نساء و آيات ۱۳۰ و ۱۳۱ سوره آل عمران و خصوصا آيه ۲۷۹ سوره مبارکه بقره هر انسان مسلماني را به صورتي روشن و موکد متوجه عمق فاجعه آلودگي به ربا ميکند.
شايد بتوان ادعا کرد که خداوند در هيچ جاي قرآن هيچ گناه و فعل حرامي را با چنين شدت و حدتي مورد تقبيح قرار نداده است. خداوند در آيه ۲۷۹ سوره بقره ميفرمايد: «و اگر (ربا) را (ترک و رها نکرديد) آماده جنگ خدا و پيغمبر شويد و اگر توبه کرديد ...»
يکي از نکات بسيار قابل توجه اين آيه علاوه بر روشن شدن شدت حرمت و گناه رباخواري اين است که ترجمه آيه شريفه برخلاف تصور رايج اعلان جنگ رباخوار با خدا محسوب نميشود بلکه بنابر نظر برخي با توجه به مفهوم لغوي جمله «فأذنوا» و ادامه آيه که ميفرمايد «بحرب من الله و رسوله...» مجموع اين آيه چنين معنا ميشود که «اگر فرمان اله را (دائر بر ترک رباخواري) اطاعت نکنيد، خدا و پيامبرش به شما اعلان جنگ ميدهد، و اگر اين کار را نکنيد (ربا را ترک نکنيد) پس به جنگي از جانب خدا و رسولش آگاه باشيد.
با وجود چنين صراحتي بر حرمت ربا و رباخواري در قرآن و روايات و با توجه به اين که براساس نص صريح قرآن ، خدا و پيامبرش به کساني که رباخواري را ترک نکنند، اعلان جنگ ميکنند و با توجه به اين که مخلد شدن در عذاب جهنم جزاي عمل اين افراد تعيين شده پس چگونه است که در نظامي که به برکت خون بيش از ۲۵۰ هزار شهيد تحقق يافته نه تنها برخي افراد جامعه به دلايل گوناگون از جمله حرص و طمع شيطاني در جهت ازدياد و انباشت ظاهري اموال خود، بلکه نظام بانکي که با قوانين کشوري مصوب مجلس و آيين نامههاي دولتي اداره ميشود هنوز به معاملات ربوي آلوده باشد.
رسالت
«فرصتها و مخاطرات انتخابات مجلس نهم» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسکندري است كه در آن ميخوانيد:
اشاره: روز گذشته اولين بخش اين مقاله در صفحه اول منتشر شد. امروز قسمت دوم و پاياني آن از نظرتان ميگذرد.
1- انتخابات مجلس نهم بازي حاصل جمع صفر نيست
يکي ديگر از نکاتي که بايد درانتخابات اسفند امسال مدنظر داشت اين مهم است که اين رقابت بازي برد و باخت و يا حاصل جمع صفر نيست. اساسا هر انتخاباتي ميتواند نوعي بازي برد- برد تلقي شود. انتخابات مجلس نهم نيز از اين قاعده مستثني نيست وبه لحاظ ويژگيهاي خاص دوره کنوني چنين بازي اي دور از انتظار نيست.
يکي از ويژگيهاي خاص نهمين انتخابات مجلس شوراي اسلامي واکسينه شدن کشور، افزايش بصيرت و آگاه نيروهاي سياسي و مردم است که در معرض فتنه سال 88 قرار گرفتند و تجارب ذيقيمتي را از اين فتنه به دست آوردند. بر خلاف تصور دشمن فتنه 88 همچون ويروس ضعيف شدهاي عمل کرد که کشور را در مقابل ميکروبها براي مدتها واکسينه کرد. از سويي تصفيه مردمي نيروهاي انقلاب و ضد انقلاب در حوادث سال گذشته آسيبهاي ساختاري و کار کردي تسويه حسابهاي سياسي نخبگان در زمان انتخابات را به نمايش گذاشت.
ستيزآلود کردن فضاي سياسي کشور در آستانه انتخابات و گرايش به بداخلاقي، تبليغات منفي، بي تقوايي و ... نه تنها خدمت به مردمسالاري ديني نيست بلکه موجب سلب اعتماد عمومي ميگردد. محصول فتنه 88 عقلانيت مضاعفي است که بر رفتار و گفتار مجموعه نيروهاي معتقد به انقلاب و نوع رفتار انتخاباتي راي دهندگان در انتخابات امسال حاکم خواهد شد.
يکي ديگر از مختصات نهمين انتخابات مجلس شوراي اسلامي انسجام ملي و توافق نخبگي در راستاي نهادينهسازي "و جادلهم بالتي ه احسن" است. امروز اغلب نخبگان سياسي خود را به شاخصهاي وحدت ملي ملتزم ميدانند و بدان وفادارند. يکي از مهمترين شاخصههاي وحدت ملي پايبندي به روش و ممشاي حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبري است.
2- مجلس نهم؛ مجلس "اقتصاد محور"
امسال مزين به نام مقدس "جهاد اقتصادي" است. علاوه بر هدف گذاريهاي صورت گرفته براي امسال در حوزههاي مختلفي چون اشتغال، مسکن، صادرات و در نهايت رشد 8 درصدي اقتصاد کشور، اين نام سمت و سوي فلش رقابتهاي انتخاباتي سال 1390 را نيز مشخص ميکند. رويکردهاي سياستگذارانه policy propensities"" احزاب و گفتمانهاي انتخاباتي مولود تمايلات عمومي و موضوعاتي است که براي مردم يک کشور مهم به شمار ميآيند و ايدهآلهاي ذهني آنها را ميسازند.
پيشرفت و عدالت دو دال برتر گفتمان سياسي کشور در دهه چهارم انقلاب است. جهاد اقتصادي همجنس اين گفتمان و بازتاب واقعيات و اولويتهاي حاکم بر کشور است. بر اين اساس ميتوان پيش بيني کرد گفتمان انتخاباتي مجلس نهم در سال 1390 اولويت پيشرفت کشور و تحقق عدالت در راستاي جهاد اقتصادي است و هر جرياني که بتواند برنامههاي انتخاباتي و رويکردهاي سياستگذارانه خود را حول يک مجلس "اقتصاد محور" صورتبندي کند نقطه مرکزي دارت آراي راي دهندگان ايراني را هدف گرفته است و ميتواند اميدهاي زيادي به پيروزي در انتخابات آينده داشته باشد.
ايران
«رونق بازار سرمایه؛ فرصت تاریخی ارتقاي جایگاه این بازار در كشور» عنوان سرمقاله روزنامه ايران به قلم دكتر حسن قاليباف اصل مديرعامل شركت بورس است كه در ان ميخوانيد:
بورس تهران در روزهای سپری شده سال جاری ایام پر رونقی را سپری کرده که آن را هم میتوان به عنوان طلیعه شکوفایی بازار سرمایه در سال جدید تعبیر کرد. از سوی دیگر در توضیح علل ارتقای نقش بازار سرمایه در اقتصاد كشور و عبور ارزش روز آن از مرز 125 هزار ميليارد تومان میتوان به عواملی نظیر اجرای اصل 44، افزايش نرخ جهاني محصولات استراتژيكي چون نفت، ابلاغ بسته سیاستی نظارتی بانك مركزي در سال جاري، ارتقاي فرهنگ سهامداري و اعتماد عمومي به بورس، ابلاغ برنامه پنجم توسعه، رشد نقدشوندگي و گردش معاملات روزانه قابل توجه، ظهور نهادهاي جديد مالي، تزريق نقدينگي جديد به بازار، شرایط بازارهای موازی، برنامههای دولت به سمت اقتصاد بازار، وجود زيرساختهاي قانوني و در مجموع روند توسعهای بازار سرمایه در سالهای اخیر نسبت داد.
در چنین شرایطی و در سالي كه به جهاد اقتصادي نامگذاری شده به نظر میرسد بازار سرمايه كشور با فرصت تاريخي براي ارتقاي جايگاه خود و افزايش سهم این بازار در تأمين مالی مواجه شده است و از این رو بهترین فرصت در اختیار بنگاههای اقتصادی جهت تأمين مالی از طریق حضور فعال در این بازار فراهم گردیده است. لذا با توجه به رونق بازار سرمایه و حضور پررنگ مردم در این بازار میتوان از طریق افزایش سرمایه و بزرگ شدن بنگاههای اقتصادی، انتشار اوراق مشارکت و پذیرش عرضه شرکتها به عموم مردم از این فرصت تاریخی استفاده نمود.
همچنین با توجه به مفاد ماده 4 بسته فوق بازخرید اوراق مشارکت توسط بانکها ممنوع شده و معاملات این اوراق در بورس و فرابورس امکانپذیر خواهد بود. این نیز به نوبه خود فرصت مناسبی جهت توسعه بازار ابزار بدهی و تأمين مالی بنگاهها از این طریق خواهد بود. مجموع اقدامات انجام شده در حوزه اقتصاد و بازار سرمایه به سمت توسعه و تقویت این بازار میباشد، بنابراین تمامی فعالین و نهادهای بازار میبایست قدر این فرصت استثنایی را درک و در جهت ایفای نقش مؤثر خود به منظور توسعه بازار گام بردارند.
به عبارت دیگر در شرايطی كه بازار سهام با رونق مواجه شده، بهترين فرصت براي عرضههاي اوليه در بورس فراهم آمده و سازمان خصوصيسازي به همراه نهادها و وزارتخانههاي مشمول اصل 44 ميتوانند نسبت به پذيرش هر چه سريعتر شركتها اقدام كنند ضمن این که مطابقت مفاد ماده 18 بسته سیاستی نظارتی بانك مركزي، شرکتهای پذیرفته شده در بورس به دليل شفافيت مناسب و نقدشوندگي مطلوب در استفاده از تسهيلات بانكي در اولویت خواهند بود. به علاوه الزام ماده 99 قانون برنامه پنجم توسعه کلیه شرکتهاي سهامی عام میبایستی نزد سازمان بورس ثبت شده و معاملات سهام این شرکت از طریق بورس یا فرابورس ممکن خواهد بود.
سياست روز
«نگراني از روابط ايران و مصر» عنوان سرمقاله روزنامه سياست روز به قلم محمد صفري است كه در آن ميخوانيد:
اكنون كه انقلاب مردم مصر به پيروزي رسيده است و حكومت ديكتاتوري مبارك سرنگون شده، شاهد تحولاتي در روابط ايران و مصر هستيم.
پيش از انقلاب مردم مصر، مشكلات اساسي بر سر راه برقراري روابط عادي ميان تهران- قاهره وجود داشت. از جمله اساسيترين سد راه برقراري روابط عادي ميان دو كشور روابط «مبارك» با رژيم صهيونيستي بود. سردي روابط ايران و مصر، هنگامي آغاز شد كه قرار داد ننگين «كمپ ديويد» ميان مصر و رژيم صهيونيستي به امضا رسيد.
گر چه پس از آن تلاشهايي براي برقراري روابط ميان دو كشور انجام شد، اما شرايط رفتاري مصر به گونهاي نبود كه جمهوري اسلامي ايران بخواهد روابط را گسترش دهد. هر گاه راه براي برقراري و گسترش روابط گشوده ميكشد، فشارها به مصر افزايش مييافت تا روابط دو كشور عادي نشود.
بهانههاي واه از جمله اينكه حتي نام خيابان خالد اسلامبولي در تهران تغيير يابد و موارد اين چنيني ديگر مطرح ميشد.
اما اكنون كه حكومت دست نشانده حسني مبارك سرنگون شده است زمينههاي برقراري و گسترش روابط در كشور نيز فراهم آمده است. اين ايجاد زمينه حتي نگرانيهايي را براي رژيم صهيونيستي و آمريكا پديد آورده است.
اين نگرانيها هنگامي آغاز شد كه وزير امور خارجه مصر عنوان كرد كه ايران دشمن كشورش نيست. از يك سو اين موضع نگراني تلآويو و غرب را در پي داشت و از سوي ديگر اميدهاي بهبودي روابط دو كشور قوت گرفت.
گرچه به نظر ميرسد راه درازي براي برقراري و بهبود روابط دو كشور بايد طي شود، اما اين روابط اگر بر قرار شود، معادلات سياسي و اقتصادي منطقه را تحت تاثير قرار خواهد داد.
گرايش «مصر جديد» به سوي نهضت مقاومت در منطقه چالش بزرگي را براي رژيم صهيونيستي به وجود خواهد آورد. چرخش مقامات اين كشور به حمايت از مردم مظلوم فلسطين و انتفاضه آن، پاشنه آشيل رژيم صهيونيستي خواهد شد.
از سوي ديگر در صورت عدم تمايل مردم مصر به داشتن روابط اين كشور با اسرائيل، با برچيده شدن سفارت رژيم صهيونيستي از قاهره ضربه مهلكي به پيكره رژيم غاصب اسرائيل وارد ميشود و در پس آن جبهه سازش در منطقه نيز تضعيف خواهد شد.
مردم سالاري
«تلنگري براي مقابله با جريانات انحرافي» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم علي ودايع است كه در آن ميخوانيد:
از زمان خلقت بشر برروي کره خاکي، اين موجود دوپا به دو گروه مومنين و کافران تقسيم شدند. گروه اول همواره خود را ملزم به پرستش خداوند يکتا دانستند و گروه ديگر با اتکا به قدرت غره شدند، خدا را به سخره گرفتند و حق الناس را پايمال کردند.
هرچه زمان گذشت،ذهن بيمار کافران به صورت خلا قانهاي افکار مسموم خود را گسترش دادند. اين گروهها در گذر زمان در مقابل پيامبران عصر خود ايستادگي کردند و حتي کمر به قتل آنان بستند.
با نزول دين اسلا م در شبه جزيره عرب، نوري در خاورميانه تابيده شد و کامل ترين مسير اله براي انسانها نمايان گشت، اما کافران مکه و مدينه که قدرت و صلا بت خويش را از دست رفته ميديدند هرگاه که توانستند به مخالفت با پيامبر گرامي اسلا م پرداختند به گونهاي که گوي بهانه گيري را از قوم بني اسرائيل ربودند.
با وقوع انقلا ب صنعتي در قاره اروپا و نگاه استعمار پير که آن روزها دوران جواني خود را ميگذراند، سياست تفرقه افکني با مذاهب مختلف در راس امورچکمه پوشان ملکه ويکتوريا قرار گرفت.
به طور مثال درهند مذاهبي را ايجاد کردند که با تضاد کامل مواجه بودند و تا امروز اين مذاهب به بقاي خود ادامه دادند.اما عربستان ذکاوت خاص خود را ميطلبيد!
لورنس جاسوس با هوش، با دستمايه قراردادن تفکرات ابن تميه و تحت تاثير قراردادن وهاب، فرقه وهابيت را دين رسمي آل سعود قرار داد و به همراه آنها عليه حکومت عثماني قيام کرد تا يک مذهب خشک و التقاطي را در قالب جهان اسلا م براي جلوگيري از اتحاد مسلمين علم کند. وهابيون همانند خاري در گلوي دنياي اسلا م پس از آن که برعربستان حاکم شد ديگر مسلمانان را مورد آزار و اذيت قرار داد; تا امروز که القاعده و طالبان به عنوان فرزندان شوم آن سر برآوردهاند.
استعمار به ايران اسلا مينيز نظر داشت و فرقههايي چند را ايجاد کرد که هيچ کدام نتوانست در ايران تاثيرگذاري چنداني داشته باشد.
ايران، کشوري شيعه بود که مردم آن از لحاظ ديني داراي تفکر محکم بودند که در مقابل انحرافات مقابله کردند.
پس به فکر استفاده ابزاري مذهب عليه مذهب افتاد; در سال 1260 ه.ق به ناگاه زمزمههايي از گوشه و کنار ايران به گوش رسيد و فرقههاي انحرافي جديدي ظهور کرد که گروه را به انحراف کشاند.
البته در مورد دو گروه بهائيت و بابيت گفتارهاي زيادي منتشر شده است اما هرگز آن گونه که بايد اين دو فقره انحرافي مورد واکاوي قرار نگرفت و خيانتهاي آنها به ايران روشن نشد.
اما انتظار فرج و ظهور امام مهدي(عج) نوري است که در دل هر شيعه، شوق انتظار وصف ناشدني براي او به ارمغان ميآورد. اين که شيعيان در سراسر جهان و به خصوص ايران اسلا مي، نيمه شعبان را بزرگترين عيد خود ميدانند و گروه رهسپار جمکران ميشوند و گروه کثيري ندبه خوان مهدي(عج) هستند نشان از عشقي شگرف دارد.
البته در اين بين کم نبودند و نيستند افرادي که ادعاي رابطه با امام زمان (عج) را دارند. براي اين گروه طي طريقت الله موضوع مضحکي است، آنها با داستان پردازي و ربط دادن موضوعات بي ربط به هم ميخواهند به منافع خود برسند.
امام خميني(ره) پس از پيروزي انقلا ب اسلا مي با حساسيت ويژهاي با اين نوع انحرافات برخورد ميکردند; در روزهاي آتشين جنگ و در روزهايي که ايران اسلا مي مورد هجمه حملا ت عراق قرار داشت اين گروهها نيز فعال بودند اما ره به جايي نبردند. مقام معظم رهبري نيز در طول چند سال گذشته با همان حساسيت ويژه با اين انحرافات مقابله ميکردند و روحانيون را به پژوهش و مقابله با انحرافات ديني فرا ميخواندند و چند سال پيشتر نيز مداحان را از مطرح کردن روايات غير مستدل به شدت نه کردند. نمونه بارز مخالفت مقام معظم رهبري با انحرافات و خرافات ديني، ممنوعيت قمه زني در روز عاشورا بود که با آن مقابله شد. «او خواهد آمد» و اين اتفاقي است که ديريا زود رخ خواهد داد اما زماني براي آن قابل روايت نيست.
ابتكار
«اين قبوض واقعاً سنگين است؛ آقايان لطفاً کوتاه بياييد...» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم سيدعلي محقق است كه در آن ميخوانيد:
همزمان با آخرين روزهاي سالي که گذشت و اولين روزهاي سال جديد، دور دوم قبوض جديد گاز خانگي بهتدريج، به خانوارها تحويل داده شد. قبوضي با ارقامي باورنکردني که همه را انگشت به دهان و حيرتزده و در مواردي عصباني کرده است.
در اين روزها، مأموران شرکت گاز در حالي با ترس و لرز، براي تحويل قبوض جديد راه کوچهها و منازل مردم شدند که از يک سو، هزينهها و خريدهاي نوروزي چيزي به جز جيبهايي خالي و اعصابي خراب براي مردم به جا نگذاشته و از سوي ديگر، سرماي بهمنماه و فرمول پيچيده محاسبه گازبها در فصل سرما، دستبهدست هم داده تا ارقامي نجومي به قبوض ارسالي تحميل شود.
بله، به همين زودي ماه عسل طبقات اجتماعي کشور تمام شد و خانوادههايي که تا همين چند ماه پيش، در اوج مصرف گاز، قبضهاي حداکثر 10تا20هزارتوماني را براي مصرف دوماهه يک واحد ساختماني پرداخت ميکردند، اکنون بهناگهان با افزايش هشت تا دهبرابري تعرفهها، با قبضهاي بيش از هزارتوماني براي يک ماه مواجه شدهاند.
طبيعي است که مواجهشدن با اين حجم زياد اضافهشدن هزينههاي زندگي، هر فردي را شوکه کند. چند برابرشدن قبضهاي گاز نسبت به دوره پيشين باعث شده است تا بسياري از خانوارها با مراجعه به شرکت گاز ناتواني خود را از پرداخت بهاي گاز اعلام کنند. پرداختنشدن بدهيها به يک رويه معمول تبديل شود، ساکنان مجتمعها و آپارتمانها از سر عصبيت ناشي از ناهمخوانشدن دخل و خرج، به جان هم بيفتند و به دنبال مقصر بگردند يا فرمول تقسيم بده واحدها را دستکاري کنند. مأموران قطع گاز با ترس و لرز، راه کنتورهاي گاز شوند و... .
دراينميان، اين چالش فراگير تا بدانجا پيش رفت که اين افزايشها، آنهم در فصل سرما، نهتنها مردم بلکه بسياري از مسئولان و مهرههاي کليدي کشور را هم شوکه کرد و اعتراضات گستردهاي را در پي داشت. در اين مدت، بسياري از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي که خود در تصويب و تأييد طرح هدفمندي و افزايش اين قيمتها نيز نقش داشتهاند، به همراه علما و ائمه جمعه از اين روند اظهار نارضايتي نموده و بيان کردهاند که تداوم اين روند ممکن است مشکلات اجتماعي و اقتصادي جدياي در مسير اجراي قانون هدفمندي يارانهها به دنبال داشته باشد.
به دنبال فراگيرشدن واکنشها طي هفتهاي که گذشت، زمزمههايي مبني بر احتمال تجديدنظر در تعرفهها از سوي مسئولان گازي کشور به گوش رسيد. معاون وزير نفت در اولين روزهاي نيمه دوم فروردين، در گفتوگويي با خبرگزاري مهر، صراحتاً از بازنگري در نحوه محاسبه قيمت گاز سخن گفت و وعده داد که بهزودي جزئيات آنرا اعلام خواهد کرد. اما عمر اين وعده خوشحالکننده يک روز بيشتر نپاييد و يک روز بعد، به هر دليل ورق برگشت و هرگونه بازنگري در گازبها کاملاً تکذيب گرديد و فقط به وعده تقسيط بدهيها بسنده شد.
ظاهراً اصرار مسئولان اقتصادي کشور بر عقبنشينينکردن از تصميمهاي اتخاذشده در گام آغازين اجراي هدفمندي و ترس از دومينوييشدن عوارض ناشي از برگشتن از توافقات و مصوبات اوليه، دليل اصلي توقف بازنگري در تعرفه گاز بوده است. مسئولان شرکت ملي گاز در حالي طرح قسطيکردن پرداخت بهاي گاز را بهعنوان تنها تخفيف خود به مشترکان مطرح ميکنند که با توجه به سلسلهواربودن قبوض فصل سرما و در راهبودن قبض اسفندماه و بلافاصله به دنبال آن، از راه رسيدن قبوض سنگين برق بهار و تابستان، اين اقدام هيچ کمکي به حل يا حتي کاهش مشکل عمومي مردم نخواهد کرد. به قول دوستي «اين وسط يکي بايد کوتاه بيايد يا خداوند متعال گرما و سرماي فصول را متعادلتر کند تا مصرف انرژي را کم کنيم يا دولت فخيمه کوتاه بيايد تا بتوانيم زندگيمان را بکنيم...»
بديه است که تأخيري و استمهاليشدن روند پرداخت قبوض سنگين حاملهاي انرژي، درماههاي آينده انباشته شدن بدهيهاي سنگين مردم به شرکتهاي برق و گاز و آب و به تبع آن، ناتواني در پرداخت در ماههاي بعدي را به دنبال خواهد داشت. تداوم اين روند چهبسا تحقق حتي درصدي از درآمدهاي پيشبينيشده از محل فروش اينگونه حاملهاي انرژي به مردم در بودجه ساليانه را با اشکال اساسي مواجه کند.
تهران امروز
«زمان شنيدن انتقاد يارانهاي رسيده؟» عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم محمد عدلي است كه در آن ميخوانيد:
زماني كه اجراي قانون هدفمندييارانهها آغاز شد، بدنه كارشناسي كشور از شيب تندي كه دولت براي مرحله نخست جراحي اقتصاد برگزيده بود، شگفتزده شدند. نمايندگان مجلس نيز مغايرت شيوه اجراي دولت با آنچه در قانون پيشبيني كرده بودند را مشاهده ميكردند هر چند كه سخني به انتقاد بر زبان جاري نميساختند. پارلمان كشور كه علاوه بر وظايف قانونگذاري، مسئول نظارت بر عملكرد دولت نيز هست، در اين مدت به نشانه همكاري با دولت چشم بر عدول قوه مجريه از مرزهاي قانوني بست. در روزهاي آغازين اجراي قانون هدفمندييارانهها شرايط كلي كشور بر مبناي حمايت از دولت بود چه، نهاد اجرايي كشور بيمار رو به احتضار را به اتاق عمل برده بود و تيغ جراحي را به كار گرفته بود. در آن زمان بود كه اقتصاددان برجسته كشور كه پيشتر انتقادهاي جدي را نسبت به روش دولت مطرح ساخته بود، انتقاد در زمان اجراي قانون را جايز ندانست. محسن رناني ايستادن بالاي سر جراح هنگام جراحي و انتقاد از شيوه عمل را به ضرر بيمار دانست و سكوت را چاره كار قلمداد كرد.
در آن روزها تمامي اركان نظام به درستي به ياري دولت پرداختند و از رسانهها گرفته تا نمايندگان مجلس، راه را براي حركت به سمت اصلاح شرايط اقتصادي كشور باز كردند. اكنون نيز ميتوان با همين هدف به ياري دولت شتافت و اين بار با ارائه انتقاد و نظرهاي اصلاحي قوه مجريه را به سمت مسير درست هدايت كرد. حال كه همه دلسوزان نظام هدفمندييارانهها را لازمه سامان دادن به اوضاع اقتصادي كشور تشخيص دادهاند و آغاز اجراي اين طرح نيز موفقيتآميز ارزيابي شده است، ميتوان به بهبود شيوه اجرا فكر كرد.
در شرايطي كه قانون هدفمندييارانهها چهارمين ماه خود را رو به پايان ميبيند ديگر لازم نيست منتقدين را به اخلالگري اقتصادي متهم ساخت.
موضوع قبوض نجومي گاز باب تازهاي را براي وارد شدن انتقادهاي يارانهاي به دولت باز كرده است. ابراز نارضايتي عمومي و به تكاپو افتادن نمايندگان مجلس در سوال از دولت در اين زمينه، شرايط را براي نظارت دقيقتر قوه مقننه نسبت به اجراي اين قانون مهم فراهم ساخته است. نمايندگاني كه تا پيش از اين به اين شكل با اعتراض موكلانشان مواجه نشده بودند، وظيفه خود ميدانند كه صداي اعتراض مردم را به گوش دولتيان برسانند و با راهكارهاي قانوني از افزايش فشار به مردم جلوگيري كنند. روشي كه دولت در آزادسازي قيمت حاملهاي انرژي در پيش گرفته است چندان مورد تاييد ساكنان خانه ملت قرار ندارد. مهمترين انتقاد آنها نيز به شيب غير ملايم اصلاح قيمتهاست. دولت اما همانطور كه در لايحه هدفمندييارانهها گنجانده بود از ابتدا اعتقاد به اجراي سريع اين طرح بزرگ اقتصادي داشت و براي آن سه مرحله را در نظر گرفته بود. پارلماننشينان اما براي حفظ رضايت عمومي و كاهش فشار به اقشار مردم، اجراي 5 ساله هدفمندييارانهها با شيب ملايم را قانوني كردند. هرچند كه دولت باز هم بر نظر خود پافشاري داشت و رسما اعلام كرد كه قانون را در سه مرحله اجرا خواهد كرد. در گام نخست نيز چنين وعدهاي از سوي دولت عملي شد و قيمت حاملهاي انرژي تا حد زيادي راه آزادسازي را پيمود. وزير بازرگاني نيز به تازگي اعلام كرده است كه گام دوم هدفمندييارانهها در سال 90 كليد خواهد خورد. درخواست درآمد 62 هزار ميليارد توماني دولت در لايحه بودجه سال جاري نيز اين موضوع را اثبات ميكند چه اگر دولت بخواهد چنين درآمدي را كسب كند نياز به افزايش مجدد قيمتها دارد. اين در حالي است كه قانون هدفمندييارانهها كسب درآمد سالانه 20 هزار ميليارد تومان را پيشبيني كرده است. اگر سال 89 را (با وجود اجراي هدفمندييارانهها در سه ماه پاياني آن) سال نخست اجراي هدفمندييارانهها قلمداد كنيم، طبق قانون، دولت در سال دوم يعني سال جاري بايد حداكثر 40 هزار ميليارد تومان از محل آزادسازي قيمتها درآمد كسب كند. دولت اما درآمد 62 هزار ميليارد توماني درخواست و كميسيون تلفيق مجلس شوراي اسلامي نيز با آن موافقت كرده است. موضوعي كه خود به تنهايي شيب تندتر از آنچه در قانون آمده را براي اصلاح قيمتها تضمين ميكند. همين ماجرا به همراه قبوض نجومي گاز موجب شد تا كميسيون انرژي انتقادهاي صريحي را به دولت داشته باشد و حتي كار به اولتيماتوم رئيس اين كميسيون به قوه مجريه برسد. سلب اختيار از دولت در اصلاح قيمتها، هشداري بود كه مجلس به مجري قوانين كشور داد تا شايد شيب آزادسازي قيمتها، راه پيروي از قانون را پيش گيرد.
به نظر ميرسد در اين برهه، زمان آن فرا رسيده است كه دولت با شنيدن صداي منتقدان و نمايندگان مجلس به اصلاح رويه آزادسازي قيمتها بپردازد تا قانون هدفمندييارانهها به سلامت مسير اجرا را از سر بگذراند. هدف اصلي پيشنهاددهندگان و منتقدان نيز دفع خطرات احتمالي از سر راه هدفمندييارانههاست تا طرحي كه حالا به يك اصل در اقتصاد كشور بدل شده است، سرنوشت خوشايندي را تجربه كند. رسانهها نيز با چنين هدفي پاي در اين مسير نهادهاند تا با انتقال ديدگاههاي كارشناسان و نمايندگان مردم، نقشه راه مطلوبتري را براي به مقصود رسيدن هدفمندييارانهها پيش روي مجري بگذارند.
آفرينش
«شوك قيمتي» عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم حميدرضا عسگري است كه در ان ميخوانيد:
ديروز کميسيون انرژي مجلس باتشريح نتايج نشست مشترک دولت و مجلس براي بررسي وضعيت قبوض گاز تشکيل شد که در طي آن مجموع نمايندگان مجلس از وضعيت تعرفههاي جديد گازبهاي مشترکان قانع شدند و به اين باور رسيدند که هيچ "شوک قيمتي" به خانوارها وارد نشده است .
همچنين نماينده بوشهر تصريح کرد که يکي از بهترين شيوههاي مقابله با افزايش گازبها با توجه به تعرفههاي جديد اصلاح الگوي مصرف انرژي توسط مشترکان خانگي ميباشد و خانوارها براي مديريت اقتصاد خود بايد مصرف انرژي را مديريت کنند.
وي تصريح کرد در حال حاضر حجم قابل توجه از قبوض گاز مشترکين کمتر از 20 تا 40 هزار تومان است. که در ادامه مدير عامل شرکت گاز نيز تاکيد کرد در دي ماه 83 درصد قبوض گاز مشترکين کمتر از 40 هزار تومان بود و اين آمار در بهمن سال گذشته هم در حدود 87 درصد بوده است.
در ابتداي امر خطاب به نمايندگان محترم که از وضعيت گازبهاي سنگين مشترکين راضي هستند بايد عرض کنيم بهتر بود تا يکي از نمايندگان مناطق سردسير يا کوهستاني پيگير اين امر در کمسيون انرژي ميشد که حداقل نارضايتيهاي مردم را در اين زمينه لمس ميکرد. به نظر نميرسد مردم در گرمسير ترين نقطه کشور با مشکل گازبها رو به رو باشند!.
گوش دادن به يک سري آمار و ارقام از سوي نهادها وسپس قانع شدن و بسته شدن پرونده در شأن نمايندگان ملت نيست. يک مسافرت درون شهري کافيست تا با شنيدن گفتگوهاي مردم از ميزان رضايت آنها نسبت به وضعيت قبوض گاز مطلع شويد.
با اعلام رضايت نمايندگان محترم از تعرفههاي افزايش بهاي گاز بايد به اين نکته اشاره کنيم که در اکثر قبوض گاز خانوارها يک شيب معتدل افزايش قيمت ديده نميشود بلکه افزايش قيمتها به صورت تصاعدي و غير متعارف بوده است. درارائه گزارشات و آمارها به مجلس از سوي وزارت نفت عنوان شده است که گازبهاي 89 درصد مشترکان زير 50 هزار تومان بوده است . آيا واقعا نمايندگان محترم اطلاعي از ميزان نارضايتي مردم ندارند؟!
آيا افزايش قبوض مشترکيني که تا قبل از اين زير 20 هزار تومان پرداخت ميکردند و درحال حاضر بالاي 100 هزار تومان بابت گازبها ميپردازند "شوک قيمتي" نيست؟.
البته راه کار نمايندگان محترم مبني بر بهينه سازي مصرف انرژي و مديريت آن از سوي خانوادهها امري درست و به جا ميباشد، اما تاوان عدم وجود قانون مديريت صحيح در ساخت و سازها و استانداردهاي مصرف انرژي را هم مردم بايد پرداخت کنند. به عنوان مثال ما خودرويي را درکشور ساخته ايم که استاندارد نيست و مصرف سوخت آن بالاست آيا مردم مقصر اصلي در افزايش مصرف سوخت هستند؟ اگر زمينههاي بهينه سازي مصرف انرژي در کشور آماده نيست پس چرا بايد فشار آن را مردم متحمل شوند؟
از طرفي گاز مانند برق يا آب نيست که بگوييم الگوهاي مصرف به سمت اصراف و بي توجه از سوي مصرف کنندگان گرايش دارد همچنين اقشار متوسط و ضعيف جامعه معمولا از وسايل گرم کننده و خنک کننده پر مصرف استفاده نميکنند.
جهان صنعت
«حداقل بیپاسخ میگذاشتید» عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت به قلم روژیا یکتا است كه در آن ميخوانيد:
روز گذشته معاون اول رییسجمهور، محمدرضا رحیمی از وزیر بهداشت درخواست کرد تدبیری در نظر گیرد تا نتیجه آزمایشها به صورت فارسی نوشته شود و این مساله به قدری تعجبآور است که به نظر میرسد باید نکاتی در خصوص آن مورد اشاره قرار گیرد که شاید آقای معاون در برنامه خبری بعدی خود بگوید این کار قرار است چگونه انجام شود.
در ابتدا باید گفت که بعضی موارد دارای قانون نوشته شدهای نیست اما قانون نانوشتهاش به همان اندازه الزامآور و محکم است و بحث مورد اشاره با دلایلی قانعکننده آن هم در سطح بینالمللی از همین موارد به حساب میآید.
در علم پزشکی مواردی است که به صورت اصطلاح بیان میشود و یکی از دلایل حرکت فوق هم این است که اگر در صورت نیاز، بیماری خواست پرونده پزشکی خود را به خارج از کشور منتقل کند پزشک جدید نیاز نداشته باشد آزمایشها را تکراری انجام دهد یا اینکه بیمار با توجه به شرایط روحی و جسمیاش مجبور به ترجمه پرونده خود نشود که شاید زمان برای وی بسیار حایز اهمیت باشد؛ علاوه بر این امروزه معنای بیمار و پزشک کمی تغییر کرده و گذشته از بیمارانی که برای معالجه به خارج از کشور میروند به شکل اینترنتی هم میتوانند با پزشکان در تمام دنیا ارتباط برقرار کنند که این گروه هم قاعدتا مشکلاتی مشابه گروه اول پیدا خواهند کرد.
از سوی دیگر در داخل کشور در صورتی که پزشکان بخواهند درباره پرونده مریضی با هم ارتباط بگیرند برای آنها بهتر است از این طریق وارد عمل شوند زیرا اگر بنا باشد اصطلاحات حتی به سفارش فرهنگستان زبان و ادب فارسی به زبان فارسی مطرح شود، تجربه نشان داده که ابتدا باید مفهوم آن برای صنف موردنظر تفهیم شود و در آخر هم یک گروه به کار میگیرند و گروه دیگر از روش قدیمیشان استفاده میکنند و این اصطلاحات بیاستفاده میماند و به عبارتی دیگر زمانی صرف میشود که نتیجهای در بر نخواهد داشت.
اما تعجب از طرح این امر جایی برجسته میشود که وزیر بهداشت و درمان کشور، مرضیه وحیدیدستجردی ابراز کرده حرکت فوق انجام خواهد شد به عبارتی دیگر اگر آقای معاون احتمالا به خاطر به زحمت افتادن یک آزمایش به این نتیجه رسیده اما خانم وزیر به خوبی میداند که حرکت فوق عملی نیست و در حد یک اظهارنظر باقی خواهد ماند بنابراین جا داشت که اگر نمیخواست با رییس خود مخالفت کند حداقل این درخواست را بی پاسخ میگذاشت.
دنياي اقتصاد
«سايههاي ترديد» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقصاد به قلم دكتر سيد احمد ميرمطهري است كه در آن ميخوانيد:
در حالي كه قيمت طلا و نفت هر روز ركوردهاي تازهاي از افزايش دارند، كشور در حال تجربه حذف يارانهها و افزايش نسبتا شديد قيمت برخي حاملهاي انرژي است.
بانكمركزي هنوز بسته پولي سالجاري را قطعي نكرده و بودجه سال 1390 در مجلس نهايي نشده و اجراي برنامه پنجم در اولين سال خود فعلا شروع نشده، ناگهان موضوع حذف چند صفر يا همه صفرهاي واحد پول ملي مطرح ميشود. نحوه طرح آن نيز به نوعي است كه ظاهرا بانك مركزي تصميم خودش را گرفته و قصد اجراي آن را دارد؛ فارغ از آنكه اين يك تصميم ملي است و بدون اخذ نظرات صاحبنظران و كارشناسان و فعالان اقتصادي و بررسي دامنهها و بازتابهاي اين تصميم كه بر روي تكتك آحاد ملت ايران و تمامي سياستهاي اقتصادي اثر ميگذارد، نگاه بانك مركزي به موضوع، برخوردي اداري و خالي از كار كارشناسي به نظر ميرسد.
اگر بانك مركزي تعريف پول را كه وسيله مبادله است ميخواهد عوض كند و به تعريف ارزش پول و پول پرقدرت كه به رشد اقتصادي، افزايش حجم صادرات، حجم ذخاير ارزي و توان توليد بستگي دارد، اعتقادي ندارد و حفظ ارزش پول ملي و مبارزه با تورم ديگر در دستور كار اين بانك قرار ندارد نه يك صفر، بلكه همه صفرها را هم ميتواند حذف كند.
اينكه از محسنات اين تصميم، گفته شده كه در آينده يك ريال برابر يك دلار خواهد شد، مژدهاي نيست كه با عجله چنين تصميمي گرفته شود؛ چراكه اقتصاد ايران بر مبناي دلار نميچرخد و آيا بانك مركزي به نظريه برابري قدرت خريد اعتنايي دارد و يا آنكه صرفا با برابري فعلي هر 10000 ريال با يك دلار كه آنهم محاسبهاي ايراددار است، ميخواهد با حذف صفرهاي ريال و برابر كردن هر يك ريال با يك دلار، پول ملي را افزايش ارزش دهد.
در شرايطي كه بحران مالي جهاني كماكان استمرار دارد و پيامدهاي آن كه ركود و كسادي است غيرمستقيم بر تراز پرداختهاي اقتصاد ايران اثر ميگذارد و ركود بيشتري را به داخل كشور منتقل كرده و شرايط ركود تورمي را تشديد ميكند، رسانهاي كردن تصميمي غير كارشناسي در مورد پول ملي، در حالي كه در پهنه بازار پول، مشكلات شبكه بانكي با مطالبات لاوصول و سرمايه ناكافي برخي بانكها بهجاي خود باقي است و بسته پولي بانك مركزي براي سال جاري مواجه با ابهاماتي جدي ميباشد، سايههاي ترديد بر ضرورت و اثربخشي حذف صفرها را افزايش ميدهد.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


