صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

مرزهای اصولگرایی و محورهای اتحاد

امیدوار رضایی
کد خبر: ۱۵۷۳۱۷
| |
1401 بازدید

برخی از اصولگرایان دنبال وحدت تاکتیکی‌اند. این تاکتیک با اصولگرایی مغایر است.

چندی پیش امیدوار رضایی نماینده مردم مسجد سلیمان، لالی و هفتگل در گفت‌وگویی به تشریح مرزبندی جریانات اصولگرا و نگاه‌های چندگانه آنان به محورهای اتحاد پرداخت. آنچه می‌خوانید خلاصه‌ای از گفت‌وگوی وی با روزنامه «فرهنگ جنوب»خوزستان است.

شما 6بهمن سال 89 در گفتوگویی درباره اصولگرایی گفتید در چند سال اخیر اختلافاتی بین دوستان اصولگرا وجود داشته و بعضاً نظرات و برداشتهای مختلفی از «اسلام» و «اصولگرایی» بین این جریان وجود دارد. این در حالی است که اکثر اصولگرایان معتقدند ما در اصول مشترکیم و اختلافاتمان در روشهای اجرایی است. این دو اظهارنظر چگونه با هم قابل جمع است؟

بله، ما در اصول مشکلی نداریم. حالا من اصول را تعریف میکنم.

  شما به برداشتهای مختلف ازاسلام اشاره دارید که این اتفاقاً جزو اصول است؟

 بله، ما در برداشت از اصول اختلافنظر داریم. همه میگویند ولایت فقیه. یکی بصیرت به خرج میدهد و پشتسر ولیفقیه میایستد، اما یکی میرود جلوی ولیفقیه و نماز میخواند و بعد میرود در خیابان فحش میدهد. چه زمانی ولیفقیه چنین حرفی را زده است؟! مگر ولیفقیه نمیگوید جذب حداکثری؟! کی گفته​​اند دفع حداکثری؟! برخی تا کوچکترین مشکلی با برخی افراد در اصولگرایی پیدا میکنند، انگ میزنند که شما دوم خردادی هستید! اصلاحطلب شدید! از اسلام خارج شدید! ولیفقیه چنین برداشتی ندارد. خودشان میگویند: «هرچه بنده به صراحت بیان کردم، آن مورد قبول است و نقل قولهای دیگران، ملاک نیست.»

 شما رفتار و گفتار ولیفقیه را ببینید. هر اصولگرایی که جلوتر از رهبری حرکت کند، یعنی برداشت دیگری دارد و بعد هم اینگونه توجیه میکنند که منظور آقا این نبوده است یا میگویند آقا رویشان نمیشود این حرف را بزنند؟! در حالی که رهبری میفرمایند «قانونگرایی! یک قدم از آن عدول نکنید.» شما با این شاخص اصولگراها را مقایسه کنید، نه اینکه رهبر و اسلام را با اصولگراها مقایسه کنید.

مشخصاً اگر بخواهید اصولگراها را تقسیمبندی کنید، چند شاخه اصولگرایی میشناسید؟

خیلی شفاف نمیشود تقسیمبندی انجام داد. اما فکر میکنم شاید حداقل سه تا چهار گروه داریم. اگر مبنا را انقلاب اسلامی و دیدگاههای امام و رهبری قرار دهیم، بهتر میشود تفکیک انجام داد. ما میتوانیم بگوییم یکسری «اصولگرای افراطی» داریم که تظاهراتشان بیش از مسائل عمقی آنها است. یکسری، «اصولگرای انقلابی» اند که به ارزشهای انقلاب پایبند هستند. یکسری اصولگرا داریم که «سنتی» هستند که برداشتهای انقلابیشان کمتر است و به احکام انقلابی و جهادی کمتر تمایل دارند. بر این اساس میتوان گفت گروهی تندروی میکند، برخی سنتیتر و آرامتر حرکت میکند. گروه سومی هم هستند که پشتسر رهبری هستند اما در عین حال «انقلابی و جهادی» به مسائل نگاه میکنند.

 

یک سال به انتخابات مجلس نهم باقی مانده است. اظهارنظرهای گوناگونی درباره اینکه اصولگرایان باید با یک لیست واحد در عرصه حضور داشته باشند شنیده میشود. برخی اصولگرایان هم از وحدت اقتضایی در زمان انتخابات سخن میگویند.

اینکه یک نوع «وحدت تاکتیکی» است و اصولگرایینیست.

بر این اساس فکر میکنید در انتخابات آینده اصولگرایان چگونه وارد عرصه شوند؟

 یکی ازمشکلات اصولگرایان نداشتن اتاق فکر است. یعنی ما در زمینه تئورسینها و نظریهپردازان اصولگرا، کمبود داریم. ریشسفیدان اصولگرا در میدان نیستند. بالاخره در زمانهایی وحدتمان بیشتر بود. یکی ازضعفهای جدی ما این است که ریشسفیدان وارد صحنه نمیشوند. فایده حضور ریشسفیدان این است که همه میتوانند به آنها اعتماد کنند. در این صورت اختلافات کمتر میشود. در گذشته برخی افراد کلامشان در اصولگرایان تأثیرگذار بود.

برخی چهرهها در جریان اصولگرا معتقدند دوران ریشسفیدی تمام شده است و این مدل در حال حاضر کمکی به اصولگرایی نمیکند؟

 این اشتباه تاریخی و رفتار افراطی- تفریطی است. نه اینکه ریشسفیدان همهکاره باشند و نه اینکه آنها را کنار بگذاریم. اینها افراط و تفریط است و همیشه در کمین اصولگرایی است. در حالی که میشود از ریشسفیدان در «اتاق فکر» اصولگرایی استفاده کنیم. ضمن اینکه باید ساختار به گونهای باشد که همه گروههای اصولگرا را پوشش دهد و آنها مورد اعتماد همه باشند.

 نمیشود دو گروه بنشینند و برای بقیه تعیین تکلیف کنند. وحدت زوری صورت نمیگیرد. وحدت زمانی محقق خواهد شد که آن مرکزیت، در نگاه اکثریت اصولگرایان یک مرکز اعتماد بخش و مورد اعتماد باشد و منشأ سخن و تصمیم حق باشد.

این اظهارنظر شما که برخی اصولگرایان روحانیت و مرجعیت را قبول ندارند، بیان دیگری از موضوعی است که قبل از این آقای مرتضی نبوی در قالب اصولگرایی منهای روحانیت در فضای عمومی طرح کردند و فلش آن به سمت دولت و نزدیکان آقای رئیسجمهور بود.

 این فلش، واقعاً فلش اختصاصی دولت نیست. این جریان از اول انقلاب بود. در دورانی ضدیت با روحانیت و مرجعیت پررنگ میشد و زمانی کمرنگ. الان هم جریان منهای روحانیت میخواهد پررنگ شود. منتها اینگونه نیست که خط ملموس یا پرچم مشخصی داشته باشد.

شما معتقدید این جریان یک تابلوی مشخص ندارد؟

 فکر میکنم نطفههای این جریان در حال کاشته شدن است و در مواردی یک فلشهایی در جامعه زده میشود. اینکه جایی درست شده باشد که فکر کنیم از آن نقطه، این جریان هدایت میشود، شاید کمی قضاوت زود هنگام باشد. ضمن اینکه قبول دارم باید این احساس خطر را برای انقلاب کرد. چون چارچوبه انقلاب ما مرجعیت و روحانیت است.

 فکر میکنید این جریان در اصولگرایی در حال تست زدن جامعه هستند یا اینکه واقعاً عقایدشان را بیان میکنند؟ مثلاً مشخصاً این گروه میگویند در عین اینکه ما مرجعیت را محترم میدانیم اما تنها نظر رهبری برایمان اصالت دارد. در زمان انتخاب وزرا  این بحث را در برخی اظهارنظرهای دولتمردان دیدیم.

 برخی افراد دردولت ممکن است این نگاهها را داشته باشند. اما اینکه از قبل طراحی و برنامهریزی شده یا برداشت اشتباهی است، موضوعات متفاوتی است که باید آن را از هم تفکیک کرد. زمانی برخی برای کف زدن و سوت زدن جماعتی حرفی را مطرح میکنند و یک بار از روی اعتقاد و براساس مطالعه میگویند. اینها دو برداشت است و طبیعتاً باید دو نوع برخورد با آن داشت.

 یعنی معتقدید این تلقیها در دولت همان برداشتهای اشتباه است؟

 هم در دولت و هم در مجلس این برداشتها هست. این برداشتها در جامعه دانشگاهی هم وجود دارد. برداشت من براساس اینکه با این انقلاب بزرگ شدم این است که چارچوبه نظام بدون توجه به روحانیت به عنوان پایه و اساس انقلاب و بدون توجه به نظرات آنها، قطعاً به ما ضربه میزند.  البته بحث حضور روحانیت در مناصب اجرایی از اول انقلاب یک بحث طولانی مدت بوده و برخیحتی در میان روحانیون به این نتیجه رسیدهاند که روحانیت باید نقش نظارتی خود در جامعه را ایفا کنند و خیلی در مناصب اجرایی حضور نداشته باشند. در مقابل گروهی هم هستند که میگویند وقتی یک چهره شایسته است چرا باید به دلیل روحانی بودن از منصب اجرایی دور بماند. اگر کسی میگوید روحانیت باید نقش ناظر داشته باشد، این نقش را باید تعریف کرد. فرض کنید یکی در زمین در حال فوتبال است و یکی در سکو یا روی نیمکت به او میگوید این کار را بکن، فلان کار را انجام نده، این جور شوت بزن. این یک نظارت است. اما موضع نظارتی به گونهای است که ضمانت اجرایی دارد و میگوید اگر خلافی رخ داد میتواند گوش فرد خاطی را بگیرد. منظور ما از نظارت، این نوع نظارت است و تا میتوانیم در صورت شایستگی افراد باید غیرروحانی را در رأس امور بگماریم تا بتوانیم شأن روحانیت را حفظ کنیم. اینکه بگوییم مرجع نقش نظارتی داشته باشد و اگر ما اشتباهی کردیم تو تذکر بده.گوش کردیم، کردیم و گوش نکردیم نکردیم. این میشود ناظر
تماشاچی!

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟