کد خبر: ۱۵۷۲۲۰
تاریخ انتشار: ۲۰ فروردين ۱۳۹۰ - ۱۲:۵۹ 09 April 2011
به بهانه بيستم فروردین ماه، روز «هنر اسلامی» و به یاد متفکر و هنرمند شهيد سيد مرتضي آويني:

مقدمه:

یکی از اقدامات دیرهنگام، ولی ارزشمند شورای فرهنگ عمومی کشور در سال 88، تصویب روز «هنر اسلامی» مصادف با سالروز عروج راوی قله های درد سیدناالشهید، سید مرتضی آوینی بود. اما برداشت های متفاوت هر یک از افراد و احزاب رسمی و غیر رسمی درگیر در پروژه هنر، موجب شده است که تعبیرهایی مثل هنر سنتی، هنر باستان، هنر معنوی، هنر مقدس یا دینی، هنر اسلامی، هنر مسیحی، هنر بودائیسم، هنر هندوئیسم و غیره را فراوان بخوانیم و بشنویم. ولی روش درست آن است که پیش از هر گونه قضاوت در این باب، به تنقیح و روشن کردن مفهوم «هنر اسلامی» بپردازیم؛ بنابراین، لازم می آید برای گره گشایی از این مهم، به دیدگاه های دین پژوهان هنرشناس یعنی حضرت امام خمینی ـ رضوان الله تعالی علیه ـ و رهبر هنرمند و عزیز انقلاب به عنوان شاخص اسلامی بودن هنر مراجعه کرد:

 «هنر اسلامی» از دیدگاه حضرت امام خمینی ـ رحمت الله علیه

امام خمینی (ره) بزرگ پرچمدار بیداری اسلامی در جهان و هنرمند روزگار ما که خود تجسم عینی هنر اسلامی ناب محمدی ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ بودند، با ارایه ناب ترین نظریات در عرصه فرهنگ و هنر تکلیف بسیاری از بلاتکلیفی ها را روشن کرد و گره گشای هنرمندان متعهد شد؛ بنابراین، بر ما فرض است با جداسازی هنر اسلامی از هنرهای التقاطی و وارداتی هنر ناب را یاری رسانیم:

هنر نخست:

تنها هنری مورد پذیرش قرآن است که صیقل دهنده اسلام ناب محمدی ـ صلی الله علیه وآله ـ  اسلام ائمه هدی ـ علیهم السلام ـ اسلام فقرای دردمند، اسلام پابرهنگان، اسلام تازیانه خوردگان تاریخ تلخ و شرم آور محرومیت ها باشد. هنری زیبا و پاک است که کوبنده سرمایه داری مدرن و کمونیسم خون آشام و نابود کننده اسلام رفاه و تجمل، اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومایگی، اسلام مرفهین بی درد و در یک کلمه اسلام آمریکایی باشد. هنر در مدرسه عشق، نشان دهنده نقاط کور و مبهم معضلات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و نظامی است. هنر در عرفان اسلامی، ترسیم روشن عدالت، شرافت، انصاف و تجسم تلخکامی گرسنگان مغضوب و قدرت و پول است. هنر در جایگاه واقعی خود، تصویر زالوصفتانی است که از مکیدن خون فرهنگ اصیل اسلامی، فرهنگ عدالت و صفا لذت می برند؛ بنابراین، باید تنها به هنری پرداخت که راه ستیز با جهانخواران شرق و غرب و در رأس آنها، آمریکا و شوروی را بیاموزد (1).

 هنر دوم:

رسانه‏ ها بايد بيشتر كار كنند، از گردانندگان و هنرمندان متعهد بخواهند در راه تعريف درست تهذيب جامعه وضعيت تمام هنرجوها را در نظر گرفته راه و روش زندگي شرافتمندانه و آزادمنشانه را با هنرها و نمايشنامه‏ها به ملت بياموزند و از هنرهاي بدآموز و مبتذل جلوگيري كنند (2).

هنر سوم:

... در رژيم سابق، محتوای همه چيز، به ویژه فرهنگ و هنر، عوض شده بود؛ يعني كسي كه نام سينما را مي‏شنيد، می پنداشت باید در آنجا مركز فساد و سوء اخلاق، مركز مخالفت با همه چيز باشد يا كلمه تئاتر در ذهن انسان، چيز مبتذلي بود كه از آن بهره فساد برده شود و همچنین همه چيز ديگر... اينها همه به دلیل آن بود كه ما فرهنگمان را فراموش كنيم (3).

آنچه از مجموعه فرمايش های گهربار امام راحل و سيره عملي ايشان در سال هاي پیش و پس از انقلاب به دست مي آيد، اين كه ايشان نگاه متحجرانه به مقولات و پديده‏ هاي هنري ندارند كه به طور كلي آنها را رد و تعطيل کنند، بلكه با توجه به دخالت و عنصر زمان و مكان و مقتضيات و مصالح استفاده از اين دو وسيله را براي تبليغ دين بسيار موثر مي‏دانند، ولی شرط اساسي اين نقش موثر را، مطابقت با اصول اعتقادي ديني و اخلاقيات انساني قرار مي دهند.

هنري كه نتيجه آن، وابستگي به قدرت هاي استعمارگر غرب و شرق باشد، هنري كه فساد، انحطاط و تخدير مغزهاي جوانان جامعه را به بار آورد، هنري كه دردمند نباشد و از مستضعفين و اقشار محروم جامعه بي‏خبر باشد، هنر اسلامي نيست.

هنر «انقلاب اسلامی» از دیدگاه رهبر معظم انقلاب

اندیشمند فرزانه و هنرمند متفکر حضرت آیت الله خامنه ای ـ دامت برکاته ـ در زمره معدود فرزانگان حوزوی است که از هنر و ابعاد آن آگاهی های شایسته و منحصر به فردی دارند، ولی تاکنون برازندگی و برجستگی و صاحب نظر بودن ایشان در حوزه فرهنگ و هنر زیر سایه سنگین همای رهبری سیاسی اش به چشم نیامده است که بخشی از آن به دلیل منش ایشان بوده و بخش اعظم آن، کوتاهی رسانه ها بوده است که فقط به شخصیت و جایگاه سیاسی ایشان پرداخته اند.

در اینجا به بخشی از رهنمودهای واقع بینانه و راهگشای ایشان می پردازیم:

هنر نخست:

هنر، زبان رسايي براي همه موضوعات، به ویژه موضوعات پيچيده اي چون انقلاب است...
هر چه امثال من درباره انقلاب بگوييم، نخواهيم توانست آن حقيقت بزرگ را تشريح كنيم، مگر اينكه زبان هنر وارد ميدان شود. زبانِ هنر است كه مي تواند رویدادهای بزرگ را روشن و تشريح و ذهن ها را روشن كند.

البته پیش از پيروزي انقلاب اسلامي (در دوران مبارزات پانزده ساله) متأسفانه «هنر» وارد اين ميدان نبود، مگر به ندرت.

متأسفانه در رژيم گذشته ـ كه آن پانزده سال دوران مبارزات هم در همان سالهاست ـ هنر در قبضه صاحبان قدرت بود و حقيقتاً به انحطاط دچار شده بود و در ميدان نبود. ليكن از لحظه پيروزي انقلاب، هنر از دوجا به ميدان آمد که عمدتاً هم از طريق استعدادهاي هنري نوظهور، يعني جوانان بود.

هم اکنون شما ببينيد بسیاری از هنرمندان معروفمان، جوانان پس از انقلابند. اينها كساني هستند كه يا در جبهه هاي جنگ، يا در صحنه هاي انقلاب، با ايمان، خودباوري پيدا كردند و به سمتي كشيده شدند. مثلاً دوربيني دستشان گرفتند و براي عكسبرداري به جبهه ها رفتند. و همین كارها بود که آنان را به سمت هنر كشاند و ... .

خلاصه آن که غالباً این جوانان بودند كه از اول انقلاب شروع كردند؛ البته برخی هنرمندان دوره پیش از انقلاب هم بودند كه به انقلاب پاسخ دادند و خيلي هم، متأسفانه پاسخي ندادند.
رفتند كناري نشستند و هنرشان را در خدمت انقلاب قرار ندادند. بايد بگويم كه اگر امروز را با پیش از انقلاب مقايسه كنيد، ما خيلي وضعمان خوب است؛ برجستگي هم داريم. اما اگر با آنچه بايد باشيم، مقايسه كنيم، نه! عقبيم. من صريحاً اعتقاد دارم كه عقبيم. ما هنوز در زمينه داستان نويسي، در زمينه شعر، در زمينه هنرهاي نمايشي (سينما و تئاتر) كاستي هاي زيادي داريم.

من اميدوارم كساني كه در رشته هاي هنري فعالند، همان خودباوري را كه ما در عرصه هاي ديگر انقلاب در جاهايي دیديم و دنيا را به خودش متوجه كرد (در زمينه صنعت، در زمينه صنايع نظامي، در زمينه هاي علمي، واقعاً ما كارهايي كرده ايم كه دنيا متوجه آنها شده است) در زمينه هنر هم بلكه بتوانند انشاءالله كارهايي بكنند كه شاخصه ملت بزرگ ايران و انقلاب بزرگمان باشد». (4)

هنر دوم:

«دنيا از ابزار هنر، عليه انقلاب، به شدیدترین وجه بهره می برد، حال آن که در اينجا، اگر به هنرمندي گفته شود، «آقا! شما اين فيلم را در خدمت انقلاب و در دفاع از انقلاب بساز»، فوراً مي گويند كه «ما هنر را براي اهداف سياسي نمي توانيم به كار ببريم! هنر براي هنر است!» اين بدان معناست كه دشمن به ما مي گويد «ما با اين حرفها شما را مي كوبيم، شما با اين حربه براي دفاع از خودتان استفاده نكنيد!» معنايش اين نيست؟ اينكه قابل قبول نيست! هنرمند مسلمان، هنرمندي كه حاضر است با هنر، حقايق و اصالتها را بيان كند؛ اين را بايد پرورش داد». (5)

هنر سوم:

«كشور و سرزمين ما، سرزمين هنر است؛ يعني هنر جهاني از هزار سال پيش به اين طرف، در مجموع، مديون سرزمين ماست؛ مديون زبان فارسي و مديون هنرمندان ايراني است، ليكن ما، اين سلاح را در اختيار نگرفته ايم. علت هم اين است كه عده اي بودند كه هنرمند و صاحب جوهر بودند، ولی نتوانستند خودشان را با انقلاب تطبيق بدهند، چون هنرمندي، به معناي برخورداري از بقيه ویژگی های خوب كه نيست! اي بسا، هنرمندي كه هنرش خيلي بالاست، اما آدم پست و حقير و بد و فاسق و فاسد و خيانتكاري است. از اين قبيل، زياد داشتيم و هم اکنون و جلوي چشممان فراوان هستند.

انقلاب وقتي مي تواند خودش را در قالب هنر بياورد كه هنرمند خودي داشته باشد و خودش هنرمندش را پرورش بدهد. البته يك عده از جوانان دارند اين كارها را مي كنند. خيلي هم خوب است. شما هم در هر جا و به هر شكل كه هستيد، اين كار را بكنيد و به ب‍ُرّايي اين سلاح توجه كنيد. (6)

هنر چهارم:

من حرفم فقط همين است. من مي گويم: اگر مي خواهيد هنر اين كشور رشد و اعتلا پيدا كند، به هنرمند جوان مؤمن تكيه كنيد، چرا که مي تواند از اسلام و انقلاب و اين كشور دفاع كند، وگرنه آن كارگردان يا تهيه كننده اي كه فيلم مي سازد، از پيش دارد به این می اندیشد كه «اين نكته را در اين فيلم خواهم گنجاند، تا يكي از پايه هاي اعتقادي اين نظام را هدف قرار بدهم»، كه از اسلام و انقلاب دفاع نمي كند! با زبان خاص فيلم و با همان شكلي كه در فيلم امكان دارد، كار خودش را انجام مي دهد؛ يعني بسنده نمي كند به اينكه به انقلاب كمك نكند؛ فيلم مي سازد براي اينكه به انقلاب حمله كند! از اول كه دارد اين فيلم را مي سازد، يا اين داستان را مي نويسد، هدفش اين است كه كارايي نظام اسلامي را زير سؤال ببرد و بگويد: «اين نظام اسلامي، كارايي ندارد.»

نیز از اولي كه دارد اين نوشتار را مي نويسد، يا اين اثر هنري را توليد مي كند، هدفش اين است كه نشان دهد، اين دولت كارايي و توان اداره ندارد.

حال این پرسش مطرح است که اين در حال خدمت به مصالح اين كشور است يا خيانت؟ آیا می شود به اين تكيه كرد؟! معلوم است كه نمي شود.

ما البته تصميم نگرفته ايم كساني را كه خيال كرده ايم، خدمت نمي كنند يا خيانت مي كنند، يك به يك به قانون معرفي كنيم؛ نه! هنوز خيلي كارها در اين كشور در زمينه فرهنگي هست كه بايد انجام بگيرد. منظورم اين است كه در محيط هاي فرهنگي، به نيروهاي مؤمن تكيه شود؛ اينها سدي در مقابل تهاجم فرهنگي هستند». (7)

هنر پنجم:

امروز در دنيا دستگاه هاي بزرگ فيلمسازي عليه اسلام، فيلمنامه هاي قوي مي نويسد و بازي هاي قوي ارایه مي دهند که اینها را براي بد چهره كردن و زشت كردن اسلام و مفاهيم اسلام و از جمله مفهوم انقلاب مي سازند و در دنيا پخش مي كنند.

همان گونه كه شما ببينيد، براي بسیاری از مفاهيم استعماري و استكباري و مفاهيمي كه مورد علاقه و نياز مراكز استعماري دنياست، كارها و پشتيباني هاي هنري بسيار بزرگی انجام مي گيرد: آنچه را صهيونيست ها لازم دارند و آنچه صهيونيسم از اول لازم داشته و آنچه براي غرق كردن فرهنگ هاي ملت ها در فرهنگ غالب آمريكايي يا غربي لازم است. شما مي بينيد كه همه اينها، در گوشه و كنار آثار هنري فراوان و نیز در كارهاي به الظاهر علمي ـ فرهنگي، برآورده مي شود! فيلم ها و آهنگ ها مي سازند، نقاشي ها مي كشند و كارهاي هنري فراواني انجام مي دهند، براي اينكه آن مفاهيم را در ذهن هاي مردم جا بيندازند؛ البته، بديهي است كه همه چيز در دنيا، وابسته به فهم انسان هاست و اگر كسي، يا مركز قدرتي بتواند فهم انسان ها را به سمتي بکشاند، همه چيز در آن جهت سوق پيدا خواهد كرد. اين، قهري است.

اینها هم اکنون در حال بهره گیری از همه امكانشان هستند: از پيشرفته ترين روش هاي ارتباطاتي امروز، براي جا انداختن يك دروغ به جاي يك حقيقت ناب استفاده و از قوي ترين هنرمندها براي اثبات ـ فرض بفرماييد ـ مظلوميت صهيونيزم (خنده آورترين چيزي كه امروز مي شود در دنيا مطرح كرد!) بهره گرفته مي شود، تا صهيونيست هايي را كه آمده اند و تجسم ظلم قاهري در منطقه اي از دنيا شده اند، به عنوان يك چهره مظلوم نشان بدهند.

با اين همه تلاش و كمك مالي و سلاحي كه براي آنها فراهم كردند (يا امكان دادند كه خود آنها فراهم كنند) و با اين همه چشم پوشی كه از ظلم هاي آنها در دنيا شده و در عين حال هنوز ادامه دارد، مطبوعات، وسايل تبليغاتي، وسايل ارتباطاتي و هنری، در بخش هاي عظيمي، در خدمت اين است كه در برابر افكار عمومي، همين گروه ستمگر متجاوز زورگوي زياده طلب را به عنوان يك مجموعه مظلوم و مورد ستم و قابل ترحم در دنيا نشان دهند!

اما متقابلاً براي نشان دادن مظلوميت مظلومان حقيقي منطقه فلسطين، كار چنداني انجام نگرفته است؛ يعني تقريباً در دنيا هيچ كاری در این زمینه انجام نشده است! البته، اگر در گوشه و كنار ـ يك وقتي در اينجا، يا در بعضي از كشورهاي عربي ـ كارهايي از لحاظ كيفيت در هر حدي، انجام گرفته باشد، در مقابل آنچه آنها انجام داده اند، صفر است!

خلاصه، برادران عزيز! امروز از ابزار معنوي (فرهنگ و هنر) عليه ارزش هاي والاي بشري و اعتقادات انساني و اديان آسماني و خواسته هاي انسانها، بیشترین بهره برده مي شود! تصور من اين است و اميدم به اين قشر و اين نسلي است كه حقيقت را شناخته اند.

هنر در اندیشه آوینی

تصویب روز «هنر اسلامی» در سالگشت سفر آسمانی سیدالشهدای اهل قلم، بهانه ای شد تا به وجهی از وجوه، این فیلسوف متدین، هنرمند متعهد و فیلمساز متفکر بپردازیم؛ هنرمندی که می توان او را شاگرد ممتاز مکتب امام خمینی (ره) در عرصه هنر دانست:

«هنر برای هنر»، نام توصیفی تلاشی است که می کوشد، هنر را بی نیاز از دین و حکمت و تعهد، در خود هنر معنا کند، اما مگر این کار ممکن است؟ آیا هنرمندان به خود اجازه نمی دهند، در همه مسائل عالم وجود اظهارنظر کنند؟ آیا اعتقادات هنرمندان نسبت به آفرینش جهان، انسان، اخلاق، اجتماع و یا سیاست در آثارشان ظهور نمی یابد؟

شاید در برخی از انواع موسیقی و یا معدودی از سبک های نقاشی مدرن ـ که توانسته اند به آبستراکسیون خالص و یا فرمالیسم محض دست پیدا کنند ـ معنای «هنر برای هنر» تا اندازه ای محقق شده باشد، ولی از اینها گذشته، در کدام یک از هنرها، امکان وفادار ماندن به این شعار ـ هنر برای هنر ـ هست؛ آن هم در عصری که هنر به تمامی در خدمت پروپاگاند تجاری و یا سیاسی است؟!

هنرمندان با رغبت فراوان حاضرند در خدمت تبلیغ صابون و پودر لباسشویی و ... آفیش فیلم های سینمایی کار کنند، ولی چون سخن از صدور انقلاب و یا پشتیبانی از رزم آوران میدان مبارزه با استکبار جهانی به میان می آید، روی ترش می کنند که: «نه آقا، قبول سفارش، هنر را می خشکاند».

این کدام هنر است که برای پروپاگاند تجارت فوران می کند، ولی برای عشق به خدا، نه؟ آیا هنرمند با این انتخاب، نوع تعهد خویش را مشخص نکرده است؟ حال آنکه آزادی حقیقی تنها در عشق به خداست و هنر آنگاه حقیقتاً آزاد می شود که غایتش وصول به حق باشد؛ هنر برای وصول به حق.

«غلام همت آنم که زیر چرخ کبود
زهر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است»

هنر اگر برای هنر نباشد، برای هیچ چیز دیگری هم نباید باشد، جز عشق به خدا، چرا که هر تعلقی جز این، وزر و وبال و غُل و زنجیری است بر گرده روح که او را به زمین می چسباند. این را نیز باید اذعان داشت که اگر هم توصیه و سفارش و شعار از بیرون وجود هنرمند بخواهد بر او تحمیل شود، بناچار ذوق را خواهد کشت. تعهد هنرمند باید از باطن چشمه سار هنر او بیرون بجوشد، نه آنکه از بیرون چون لعابی نازک از رنگ بر هنر او بنشیند. غلیان درد است که باید پیمانه وقت هنرمند را پر کند و سرریز شود در هنر او، نه آنکه هنرمند بی آنکه دردمند باشد، بخواهد ذوق خویش را در خدمت سیاست قرار ده، چرا که هنری اینچنین، هنر باسمه ای مارکسیست ها و ایدئولوژیست هاست که نام هنر بر آن نچسب و بی مسماست.

حق آن است که هنر را نه چون امری که خود خویشتن را معنا می کند، بنگریم (هنر برای هنر) و نه چون ظرفی جداگانه که می تواند هر نوع مظروفی را قبول کند و در خدمت هر محتوایی قرار بگیرد؛ «هنر سفارشی».

حقیقت آن است که میثاق و تعهد هنر، عارضه ای جدا از ذات و جوهر هنر نیست که یکی بگوید آن طور و دیگری بگوید این طور. هنر در جوهر و ذات خویش، عین تعهد است و جدایی این دو نیز از یکدیگر اعتباری است. (8)

آری سید اندیشه و هنر بر این باور بودند که هنر با زیبایی تناسب دارد و بهترین راه بیان زیبایی ها هنر است که اگر نگاه و شناخت انسان به مقوله زیبایی نگاهی عمیق و الهی باشد، می توان هنر را با پسوند اسلامی بودن درآمیخت، ولی اگر نگاه به زیبایی، نگاهی مادی گرا و پوزیتیویستی باشد، نمی توان هیچ هنری را اسلامی دانست.

ارجاع به متن:

صحیفه نور، ج 21، ص 30

صحیفه نور، ج 19، ص 109

همان، ج 18، ص 161

بيانات در ديدار جمعي از جوانان، (13/11/77)

بيانات در ديدار وزير ارشاد وقت ـ دكتر لاريجانی

بيانات در ديدار اعضاي كنگره شعر حوزه؛ 15/7/1370

بيانات در ديدار جمعي از صاحبنظران، مسئولان، نويسندگان، خبرنگاران و كاركنان دستگاه هاي فرهنگي، هنري، تبليغي و خبري كشور، به همراه وزير و معاونين و رؤساي مناطق آموزش و پرورش سراسر كشور؛ 21/5/71

منشور تجدید اهل هنر
اشتراک گذاری
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۴۱ - ۱۳۹۰/۰۱/۲۱
چرا بيشتر تقويم ها از اين روز بي خبرند؟؟؟
نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.

نام:
ایمیل:
* نظر:
برچسب منتخب
جوشن کبیر شب قدر برگزیت علی ربیعی علی لاریجانی مسعود پزشکیان عبدالرضا مصری معامله قرن استراماچونی