همه بايد اصولگرا باشيم، اصلاحطلبي لازمه مردمي بودن نظام بود
سيد محمد خاتمي رئيسجمهور سابق در گفتوگوي اختصاصي با «تابناك» شركت كرد و به پرسشهاي «تابناك» درخصوص نحوه ارتباط خود بارهبر انقلاب، نهادينه شدن مردمسالاري در ايران، ارتباط مردمسالاري با ولايت فقيه، نسبت تفكرات رهبري با مباني نظري اصلاحطلبان و مباني اصولگرايي پاسخ داد.
با وجود آنكه اين روزها بحثهاي سياسي پيرامون آمدن يا نيامدن سيدمحمد خاتمي به انتخابات دهم رياستجمهوري مطرح است، وي از گفتوگوي سياسي پرهيز دارد و صرفا حاضر است درباره مسائل فكري به گفتوگو بنشيند.
از همين رو، همزمان با يکصد و دومين سالگرد نهضت مشروطه، پرسشهاي «تابناك» براي او فرستاده شد و رئيسجمهور سابق ايران كه اين روزها، كمي با فراغت بيشتر در يكي از ساختمانهاي نزديك جماران روزگار ميگذراند، با حوصله به آنها پاسخ مكتوب ميدهد.
نكته جالب البته اين است كه رئيس دولت موسوم به اصلاحات، خود را اصولگرا ميداند و البته بخش جالبتر گفتوگو به رابطه او با رهبري انقلاب در هشت سالي برميگردد كه عهدهدار بالاترين مقام اجرايي كشور بود.
حجتالاسلام و المسلمين سيدمحمد خاتمي با بيان اينكه انسان متعادل و مسئول، نميتواند صاحب اصول و موازين مشخص و قابل دفاع نباشد، گفت: به يك معني همه ما اصولگراييم يا بايد باشيم، ولي مهم اين است كه اصول و ارزشها چيست و نحوه پايبندي به آن به چه معني است؟ آنچه نگرانكننده است، اين است كه چه بسا فروع جاي اصول را بگيرد و سليقهها عين حقيقت و اصل به حساب آيد و چه بسا، اصول و ارزشها در پاي سليقهها و كجتابيها قرباني شود.
وي در پاسخ به اين پرسش كه آيا فرصت تغيير استراتژيك در گفتمان اصلاحطلبي و تبديل آن به يك حركت ملي و نه صرفا جناحي را احساس نميكنيد، اظهار داشت: رهبران اصلاحگر و روشنبين و راستين كساني هستند كه با درك شرايط زمان و مكان و نيازهاي مبرم و خواست و مصلحت جامعه، مطلبي را بيان و تبيين ميكنند و جامعه به آن ميگرايد يا احساس ميكند كه حرف دل او زده ميشود.
خاتمي با اشاره به گفتمان اصلاحطلبي گفت: اين گفتمان نه متعلق به من است و نه من آن را پديد آوردهام. اگر هنري هست، درك موقعيت و شناخت شرايط و موقعيتها و درك مصلحت و مسير سرنوشت جامعه است و خدا را سپاسگزارم كه مورد استقبال قرار گرفت و هياهوها هم واقعيت را تغيير نميدهد.
وي ادامه داد: رويارو قرار گرفتن با گفتمان اصلاحطلبي، دو اثر دارد؛ يكي اينكه شور و اميد را در جامعه كاهش ميدهد و خداي ناخواسته از بين ميبرد و ديگر آنكه حكومت پايگاه مردمي خود را از دست ميدهد، به ويژه اگر شعارهايي مطرح شود كه در عمل، خلاف آن تحقق يابد. البته شعارها، اصول، استراتژي و حتي برنامههاي اصلاحطلبانه هم بايد برخوردار از انعطاف اصلاحطلبانه و در نتيجه اصلاحپذير باشد.
رئيسجمهور سابق كشورمان در پاسخ به پرسشي درباره تعامل خود با رهبر انقلاب و مخالفت اصلاحطلبان و اصولگرايان افراطي با اين رابطه اظهار داشت: شايد برخيها توقع بيجا داشتند و عدهاي نيز ميخواستند القا كنند كه رهبري از دولت و مواضع آن ناراضياند كه هر دو بيجاست. صرف نظر از جنبههاي شخصي ارتباط كه همواره خوب بوده است، رهبري داراي جايگاه ويژهاي در نظام هستند.
وي با بيان اينكه در موارد مختلف، بحث و گفتوگوي آزاد و بيتكلف وجود داشت، به تعهد خود با رهبر انقلاب اشاره كرد و گفت: در اين مورد يا تفاهم حاصل بود يا اگر اختلاف نظري باقي ميماند، بر اساس تعهدي كه وجود داشت، ملاك عمل نظر رهبري بود. فكر نميكنم از اين جهت مشكلي فيمابين وجود داشته باشد.
حجتالاسلام خاتمي در واكنش به اين پرسش كه «آيا تفاوتي ميان مباني نظري اصلاحات و تفكرات رهبري وجود دارد؟» گفت: «اين پرسش را بايد از معظمله پرسيد» و اينكه «عملكرد گروههايي از اصلاحطلبان به شدت مورد نقد رهبري قرار گرفته است» را نادرست دانست و در عين حال گفت: ايشان نسبت به خيلي مسائل نقد و نظر داشتهاند. حق ايشان هم هست و در نظام جمهوري اسلامي رهبري جايگاه والا دارد و انتظام امور بستگي به رعايت اين جايگاه دارد.
رئيس دولت هفتم و هشتم جمهوري اسلامي درخصوص آينده اين نظام و امكان تبديل آن به يك الگوي سياسي در جهان گفت: مهمترين رسالت انقلابي، ديني و ملي، تلاش براي ارايه الگويي است كه با نام «جمهوري اسلامي» مطرح شده است. اينكه به نام اسلام و سازگار با موازين آن، نظام جمهوري اسلامي به عنوان مناسبترين راهكار انتظام امور جامعه انتخاب شد، يك پديده نو بود و بايد نشان داده شود كه وقتي دينداران مدعي دخالت دين در امور سياسي و اجتماعي هستند، در عين حال در روزگار حاضر به سر ميبرند كه شرايط و اقتضائات آن را درك كردهاند، ميتوانند الگويي را ارايه كنند كه ضمن سازگاري با موازين ديني با حاكميت مردم بر سرنوشت و ابتناء دولت بر رأي و نظر مردم و مسئوليت حاكمان در مقابل ملت و حق و توان ملت و جامعه براي بازخواست از حاكمان و حتي جابجايي آنان سازگار است و اين نظام در عين حال عدالت را نه تنها در عرصه اقتصادي بلكه در همه عرصههاي سياسي و اجتماعي نيز پاس ميدارد و زمينه پيشرفت همهجانبه ملك و ملت و افزودن قدرت مادي و معنوي و فني جامعه و بهرهگيري از همه دستاوردهاي بشري را فراهم ميآورد.
وي افزود: حال اگر بدفهمي يا كجرفتاري وجود داشته باشد كه جمهوريت و نيز سازگاري آن را با دين انكار كند، بايد اين را انحراف بزرگ و منشأ مشكلات بزرگ دانست. من اعتقاد دارم كه در ژرفاي اختلافهاي طبيعي موجود يك نقطه بسيار حساس و مهم وجود دارد كه حل نشدن آن، آينده جامعه و نظام ما را تهديد ميكند و آن اينكه آيا اين الگو، همان است كه مردم ميخواستند و امام آن را بيان ميكردند و به نحوي در قانون اساسي ما منعكس است؟ آيا در اين الگو ميزان رأي ملت است و يا كساني يا نهادهايي حق دستكاري در اين رأي و انتخاب شيوههايي را دارند كه سبب دلسردي مردم از حضور و ابراز رأي ميشود؟ آيا در اينجا لوازم حق حاكميت مردم بر سرنوشت كه آزادي به معني درست كلمه از مهمترين آنهاست، تأمين ميشود؟ آيا جامعه بناست با شعار اداره شود يا واقعا راهكارهاي عيني و علمي براي پيشرفت و توسعه، اعتلاي جايگاه ايران و بالا بردن مكانت ملت در داخل و خارج و افزودن حرمت آنان در عرصه جهاني و افزايش ضريب امنيت ملي و تأمين آينده مردم وجود دارد؟
خاتمي نتيجه گرفت: طبيعي است كه اعتقاد يا عدم اعتقاد به اين امر هر كدام موجب ساختارهاي متناسب با آن و نيز رفتارهاي مناسب با آن خواهد شد و سرنوشت و آينده كشور در گرو نهادينه شدن ساختار و رفتار بر اساس اين امر خواهد بود.
متن كامل گفتوگوي سايت «تابناك» با سيدمحمد خاتمي را در ستون سمت راست بخوانيد.




