این صندلی های بی معرفت و دوست داشتنی
در روزهایی که بهواسطه عملکرد درخشان فوتبالیها، تمایل به کنارهگیری برخی مدیران به شدت احساس میشود، مروری بر فرهنگی تاریخی در ورزش دنیا و نوین در ورزش ایران به نام فرهنگ استعفا و استیضاح به عنوان سوژه اول این شماره مورد توجه قرار گرفته است. مروری بر آن دسته از اتفاقاتی که در شرایط فعلی، هر روز باید شاهد آن باشیم اما به رسم همه عادات خاص ایرانیمان، آنها را نمیبینیم و برایمان غریب است و قریب...
پرونده "این صندلی های بی معرفت و دوست داشتنی" در شماره 44 همشهری تماشاگر در 23 بهمن 89 منتشر شده است.
حکایت برخی نچسبیدههای ورزش، حکایت خبرنگار پیشکسوتی است که در نشست دوستانه رئیس سالهای دور ورزش ایران، چنان درسی به ورزشیها داد که تا امروز ماندگارترین نصیحت برادرانه به متولیان ورزش شناخته میشود. او که وقتی وارد سالن محل نشست شد و در شلوغی بیش از حد دوستداران سلام و علیک با رئیس جدید ورزش، روی صندلی کنار در ورودی نشست با بفرما و تعارف بیش از حد رئیس روبهرو شد. همان خبرنگاری که با لبخندی تلخ تعارف رئیس را برای جلوس کردن بر صندلی ریاست ورزش رد کرد و بعد از دقایقی بیشمار تعارف و تعظیم آقای رئیس، به عنوان یکی از حضار نوبت به سخنرانیاش رسید. بلند شد، صدایی صاف کرد، لبخند کمرنگش را محو کرد و خطاب به رئیس دوستدار صندلیاش گفت:
«اینجا که شما نشستهاید جای رئیس است. اینجا که نشستهاید جای خود خود شماست چه اینکه این صندلی تنها صندلی بیوفای این سالن است. با احتساب شما، این چهارمین رئیس سازمانی است که روی صندلی بالای مجلس مینشیند، لبخند میزند و از آرزوهایش میگوید. حرفهای ما را نادیده میگیرد و سالها بعد با هزار دردسر و بیچارگی از روی صندلی جدایش میکنند. آقای رئیس عزیز، بنشین همین جا که اصلا دلمان نمیخواهد جای شما بنشینیم. جای من و دوستانم همین صندلی کنار درب ورودی است. همین صندلی که هرچند از میز ریاست دور است اما ماندگارترین صندلی در ورزش محسوب میشود...»
در روزهایی که بهواسطه عملکرد درخشان فوتبالیها، تمایل به کنارهگیری برخی مدیران به شدت احساس میشود، مروری بر فرهنگی تاریخی در ورزش دنیا و نوین در ورزش ایران به نام فرهنگ استعفا و استیضاح به عنوان سوژه اول این شماره مورد توجه قرار گرفته است. مروری بر آن دسته از اتفاقاتی که در شرایط فعلی، هر روز باید شاهد آن باشیم اما به رسم همه عادات خاص ایرانیمان، آنها را نمیبینیم و برایمان غریب است و قریب...
سایت گروه مجلات همشهری


