تحليل اوضاع مصر و تونس
محمد مهدی شهریاری
کد خبر: ۱۴۷۵۹۱
| | 4021 بازدید
سرویس مجلس «تابناک»: آنچه جهان اسلام نامیده میشود در ماه گذشته تحولاتی زیادی را به چشم دیده است تا آنجا که میتوان گفت این روزها جهان اسلام کانون توجه و اخبار جهان بوده است. وقتی یک دستفروش تحصیلکرده به دلیل مشکلات اقتصادی در تونس خود را به آتش کشید شاید فکر نمیکرد که روزهای بعد دیگر مردم منطقه نیز نارضایتیشان را با تکیه بر اعتراض او اعلام کنند.
تونس، مصر، یمن و اردن تحولاتی را پشت سر میگذارند که هر چند هنوز برای تعیین آیندهای که در انتظارشان است زود است اما این روزها مردم کشورهای منطقه چشم به آینده این تحولات دوختهاند.
محمد مهدی شهریاری، نماینده بجنورد،مانه و سملقان، سابقه رایزنی سیاسی وزارت خارجه را در پروندهاش دارد او که مدتها مأمور به خدمت در کشور مراکش بودهاست اوضاع منطقه را با تکیه بر سابقه کاریاش بررسی میکند. شهریاری معتقد است رخدادهایی که این روزها شاهد آن هستیم هنوز مشخصههای یک انقلاب را ندارد و در صورتی که حاکمان مصر حاضر به تفاهم با شهروندان این کشور نشوند ممکن است مصریها پذیرای یک انقلاب شوند.
به تازگی تغییرات زیادی را در برخی نقاط مسلماننشین جهان شاهد بودهایم به نظر شما این تغییرات از کدام منحنی پیروی کرده است؟
تغییرات منطقه را از چند جهت میشود بررسی کرد البته باید به این نکته توجه کنیم که تغییری رخ نداده بلکه فضای سیاسی تغییر کرده است ما اگر بخواهیم موج شروع تغییرات و اتفاقات را بررسی کنیم میبینیم که ماجرا از تونس شروع شد تونس یک کشور دیکتاتوری محض بود و این را میشود از برداشتی که دیپلماتهای حاضر در تونس داشتهاند به راحتی لمس کرد. با توجه به اینکه من چند سال در کشور مغرب (مراکش) مأموریت بودم وقتی با دوستان وزارتخارجهای که در تونس بودند صحبت میکردیم عموماً به خفقان حاکم بر تونس اشاره میکردند از جمله مواردي که دوستان ما میگفتند اين که مردم تونس خیلی به کشور ما (ایران) علاقهمند هستند یعنی وقتی در تونس با کسی آشنا میشدید و میگفتید که ایرانی هستید با استقبال روبهرو میشدید و با خوشرویی با شما برخورد میشد اما اگر فردا با همین فرد رو به رو میشدید انگار که شما را نمیشناسد و از اینجا میشد به پلیسی بودن بیش از حد فضای حاکم بر تونس پیبرد یعنی این فضای پلیسی آنقدر بر رفتار شهروندان تمرکز داشت که حتی ملاقاتهای آنها را نیز زیر نظر گرفته و برایشان تعیین تکلیف و کنترل میکرد و خب به هر حال باید انتظار واکنشهایی از سوی مردم را میکشیدند.
فکر میکنید فقر اقتصادی در این ماجرا نقش اصلی را بر عهده نداشته است؟
با توجه به اینکه جمعیت تونس خیلی کم است و از طرفی توریست بسیار زیادی دارد هم از نظر بیکاری و درآمد سرانه نسبت به سایر کشورهای منطقه وضعيت بهتري داشت و به همین دلیل اوضاع مالی مردم تونس را میتوان خوب ارزیابی کرد. اماميتوان فساد خانواده حاکم را مهمترین عامل نارضایتی مردم بهشمار آورد و از سوی دیگر عدم وجود آزادی در کشور هم باید به این مسئله اضافه شود با توجه به اینکه جمعیت تونسیهای مقیم در خارج از کشور تقریباً دو برابر تونسیهایی است که در کشور خودشان زندگی میکنند انتقال اخبار و اطلاعات از نوع زندگی در دیگر مناطق دنیا سبب میشد تا مردم همواره به کاستیهای موجود در کشور آگاه باشند.
انتقال اطلاعات بین مردمی که بیرون از تونس بودند با شهروندان ساکن در تونس با توجه به نظارت دقیق دولت بر ارتباطات به چه شکل صورت میگرفت؟
ارتباط میان تونسیهایی که خارج از کشور زندگی میکردند و اقوامی که در تونس بودند معمولاً به مسافرتهایی ختم میشد که خارجیان در فصل تابستان به تونس داشتند از آنجا بیشتر تونسیهای مقیم خارج از کشورشان در اروپا ساکن بودند با نقل نوع و شرایط زندگی در کشورهایی مثل فرانسه و ایتالیا و توضیح حقوق شهروندی در این کشورها در حقیقت یک نوع تبادل اطلاعات انجام میدادند، پس آگاهی مردم تونس از طریق دید و بازدیدهای سالانه خانوادگی و فامیلی افزایش یافت و منجر به ایجاد یک حق برای آنان شد. اما خب این مردم هم مسلمان بودند و از طرفی با قوانین سختگیرانهای که در رابطه با حجاب و برگزاری مراسم عمومی مذهبی انجام میشد به هر حال حباب نارضایتی مردم به یک باره ترکید و این ماجرا فقط به دلیل عدم ایجاد ارتباط میان طبقه حاکم با مردم معمولی بود. این دو نهاد از هم بیگانه بودند هم حاکمیت محبوبیتی در نزد مردم نداشت و هم با وارد کردن فشارهای مستبدانه مردم را خسته کرد.
به نظر شما وقوع این اتفاق در تونس قابل پیشبینی بود؟
نه در تونس قابل پیشبینی نبود. جاهای دیگر شاید میشد پیشبینی کرد اما در تونس کسی فکر نمیکرد این اتفاق رخ بدهد ولی نکته حائز اهمیت این است که اتفاقی که در تونس رخ داد یک انقلاب مذهبی نبود و حتی یک انقلاب بزرگ اجتماعی هم به حساب نمیآید حاکم تونس فکر میکرد در کشورش هیچ مشکلی نیست و همه مردم مطیع هستند و هیچ اتفاقی نخواهد افتاد اما عدم ایجاد ارتباط بین حاکمیت و مردم و از سوی دیگر رفتارهای سختگیرانهای که حاکمیت با مردم داشت سبب شد تا کاسه صبر مردم لبریز شده و منجر به یک حرکت جمعی شود. با جرقهای که یک جوان تحصیلکرده دستفروش رقم زد و خودش را به آتش کشید یک موج عظیم اجتماعی شروع شد و یک هفته هم طول نکشید که به این جا رسید.
اتفاقاتی که در مصر رخ داد هم متأثر از وقایع تونس بود؟
البته موضوع تونس در مصر قطعاً تأثیر داشت و باعث ایجاد یک انگیزه ای در مردم مصر و کشورهای منطقه مثل اردن و یمن و غيره شد. مصر شرایطش متفاوت است چون به هر حال کشوری است که در جهان عرب مردمش از نظر روشنفکری و سواد مشهورند. مبارک هم طی این 30 سالی که حکومت میکرد توهینهای زیادی به مردم مصر داشت، ایجاد رابطه با اسرائیل نارضایتی را در بین مردم مصر بسیار افزایش داده بود. آدم تعجب میکند چرا که اگر این حاکمها قدری تدبیر داشته باشند یک سوپاپهای اطمینانی برای خودشان درست میکنند و یک شعارهایی میدهند ولی ایشان دستش را راحت در دست اسرائیل گذاشته بود. همه این رخدادها ملت مصر را تحقیر کرد و بحث تونس هم انگیزهای شد که یک حرکتی انجام بشود ولی به هر حال زمینههایی که خود حاکمیت به وجود آورده خود به خود آتشی برپا کرد که میشود گفت در مصر کم کم یک انقلاب اجتماعی در حال شکلگیری است.
ممکن است دامنه این حرکت اعتراضی در منطقه گستردهتر شود؟
به هر حال وقتی یک حرکتی در منطقه انجام میگیرد قطعاً تأثیراتش را در منطقه خواهد گذاشت در کشورهای منطقه ممکن است این حرکت دامنهدار شود الان میبینیم که در اردن هم این حرکت تأثیر گذاشته است همانطور که مصر هم تحت تأثیر این حرکت اعتراضی است. یمن هم یک حاکم مستبد دارد. البته من فکر میکنم تأثیر انقلاب کشور ما هم انکار ناپذیر است و این که ما توانستیم استقلالمان را حفظ کنیم.
یعنـی الـــگوی حکومـتداری ایران از طرف مردم منطقه مورد تأیید است؟
بله ایران در بین مردم مسلمان منطقه طرفداران زیادی دارد و میتوان گفت مردم منطقه انتظاراتی را که از حاکمان خودشان دارند و آنها نتوانستهاند برآورده کنند، جمهوری اسلامی در یک جاهایی انتظارات مردم را برآورده كرده،خب به هر حال این تأثیرگذاری در دراز مدت جواب داده است. هر چند که با تبلیغات رسانهای حاکمان این کشورها علیه جمهوری اسلامی این نوسان حاکمیت بالا و پایین میرود ولی قطعاً کشور ما بیتأثیر نیست.
با این تغییراتی كه رخ داده است فکر میکنید ارتباط بین کشورهای مسلمان از چه الگویی پیروی خواهد کرد در واقع آینده ارتباط دولتهای جهان اسلام را چگونه ارزیابی میکنید؟
دو پیشبینی میشود برای آینده ارتباطی این کشورها در نظر گرفت نخست این که حاکمان این کشورها عوض بشوند ولی سیستم حکومتیشان حفظ بشود و یک اصلاحاتی را بپذیرد البته جایی مثل اردن اگر سیستم تغییر کند از پادشاهی به جمهوری میرسد ولی اکثر این کشورها فکر میکنم سیستم و چارچوب حکومتی را حفظ میکنند و به همین دلیل نمیتوان گفت که انقلاب در این کشورها رخ داده است یک تغییر و تحولات اجتماعی شکل گرفته است.
یعنی این رخدادهایی که تاکنون شاهد آن بودهایم مشخصههای یک انقلاب را ندارند؟
تا اینجاي کار نمیتوان گفت که انقلاب رخ داده است ولی اگر در مصر تداوم داشته باشد و حکومتش نخواهد قدرت را رها کند و از طرفی درگیریها افزایش پیدا کند و مردم هم تلفات زیادی تحمل کنند کم کم جنبه انقلاب به خودش میگیرد بعد میتوان گفت که حاکمیت اگر عوض بشود در ارکان سیستم حاکمیتی هم یک تغییراتی رخ میدهد شاید قانون اساسی را تغییر بدهد ولی من خودم بعید میدانم که این اتفاق رخ بدهد من فکر میکنم الان آمریکا و اسرائیل به شدت تحولات مصر را زیر نظر دارند و سعی میکنند از ایجاد انقلاب جلوگیری کنند. حتی بعضیها تحلیل میكنند که خود آمریکاییها تمایل داشتند که در مصر این رخدادها در مراحل نخست شکل بگیرد که هم اسرائیلیها در بحث صلح در خاورمیانه یک مقدار نرمش نشان بدهند هم اینکه یک ارزیابی جدیدی از درون وضعیت زندگی مردم داشته باشند که الان ماجرا از کنترشان خارج شده است.
تازه ترین اخبار مجلس شورای اسلامی را در صفحه سرویس مجلس «تابناک» بخوانید.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


