به تاراج رفتن استقلال فدراسيونها موروثـــي است!
کد خبر: ۱۴۶۶۶۰
| | 2413 بازدید
از محمد دادكان بعيد بود. مردي كه هرگز اتهامات وارد شده بر فدراسيون خود را برنميتابد و آن را بيپاسخ نميگذارد هيچ واكنشي در مقابل ادعاي علي كفاشيان درخصوص دخالت حوزههاي مختلف در تصميمگيريهاي دوران رياست او به فدراسيون فوتبال از خود نشان نداد. ماجرا به دوشنبهشب هفته گذشته و برنامه 90 برميگردد و نكتهاي كه در پس تعطيلات و بعد از آن انبوه حرف و حديثهاي بعد از جام ملتهاي آسيا گم شد.
علي كفاشيان براي دفاع از خود و فدراسيونش- به درست يا به غلط- سياست حمله به ديگر فدراسيونها را در پيش گرفت و با اين شيوه استراتژي منتقد شماره يك خود محمد دادكان را هدف قرار داد. حضور كفاشيان در هرم رياست سازمان تربيتبدني در عصر حضور دادكان در فدراسيون فوتبال بيننده را قانع ميكرد كه فكتهايي كه كفاشيان رو كرده است مستند است. آنجا كه رسما اعلام كرد بركناري محمد مايليكهن مستقيما توسط سازمان و رييس وقت آن به فدراسيون ديكته شده و دادكان هم به آن گردن گذاشته است.
حتي كفاشيان تنها به اين تكمثال هم بسنده نكرد و منتقد عدم استقلال خود در آوردن و بردن سرمربي را با اتهامي مشابه رو به رو ساخت. گزينه مورد نظر دادكان حفظ همايون شاهرخي بر مسند تيم ملي بوده اما كفاشيان دستخطي از رييس وقت سازمان كه ادبياتش هم كاملا دستوري بود براي رييس فدراسيون ميبرد و به او حكم ميكند كه تحت هر شرايطي برانكو ايوانكوويچ را دوباره به تيم ملي برگرداند. در مورد پرونده بازگرداندن هاشميان و خداداد عزيزي به تيم ملي هم روايتهاي مشابهي مطرح ميشود كه هر كدام از اين ادعاها ميتواند لطمهاي بزرگ به حيثيت فدراسيوني كه رييس آن قويا اصرار دارد زير بيرق هيچ مدير بالادستي نرفته است، بزند.
اما چرا دادكان جوابي به اولين حمله تند كفاشيان به خود بعد از سه سال حضور در فدراسيون نداد در حالي كه حتي خود عادل فردوسيپور هم روي آنتن اعلام كرد حق پاسخگويي براي او محفوظ است. شايد هم دادكان پشت خط آمده اما اجازه روي آنتن رفتن را به او ندادهاند. اين نكته از حاضران آن شب در استوديو 14 صدا و سيما قابل پيگيري و روشن شدن است كه نتيجه پرس و جوي ما سكوت خودخواسته رييس وقت فدراسيون فوتبال بود. تلويزيون صبح روز قبل از 90 و در شبكه سراسري اول كه شبكه حساسي هم براي صدا و سيماي ايران است فرصت را در اختيار او گذاشته بود پس منعي براي مشاركتش در برنامه 90 وجود نداشت و اگر هم اين فرصت از او گرفته ميشد دادكان ميتوانست از تريبون رسانههاي نوشتاري و خبرگزاريها براي پاسخگويي به مسايل مطرح شده استفاده كند.
آيا محمد دادكان پاسخي براي اين ادعاها ندارد؟ سكوت خبري او امكان قضاوت را دشوار ميكند اما نتيجهگيري از شواهد و قرائن اين ماجرا چنين برداشتي را براي مخاطب در بر دارد اينكه عدم استقلال فدراسيون پديدهاي مربوط به امروز و ديروز نيست و البته متاسفانه براي فوتبال، ريشه در تاريخ اين ورزش در ايران دارد. به ياد بياوريد آن دستوري كه از مصطفوي خواست قلبش را بگيرد و از صحنه خارج شود. در همان دوران بود كه وقتي رييسجمهور حمايت خود را از صفاييفراهاني رييس فدراسيون منتخبش برداشت او ديگر تاب تحمل كار كردن با عليزاده كه زماني در وزارت نيرو زير دست خودش قرار داشت را نياورد و فوتبال را به نامادري سپرد و رفت.
«استقلال فدراسيون» صندوقچه خالي فوتبال ايران است كه سالهاي سال است به تاراج رفته است و بيشك يادآوري آن توسط روساي فعلي و وقت فدراسيون به قصد تطهير خود و متهم كردن ديگري ذرهاي از گناه همگي آنها نخواهد كاست. گناهي كه البته ميدانيم اگر با مقاومت ايشان در پرهيز از انجام آن روبهرو ميشد قطعا ديگري ميآمد و براي ماندن به آن تن ميداد.
روزنامه گل
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


