تأثیر اقتصادی انقلاب مصر در عرصه داخلی و بین الملل
این روزها مصر دستخوش تحولاتی است که بیشک، آینده متفاوتی را در خاورمیانه رقم خواهد زد. این مسأله نه تنها به دلیل عمق بحران در مصر است، که عمق بحران تونس بسیار بیشتر بود و تأثیرات چندانی در اقتصاد بین الملل نداشت؛ بلکه این مسأله، ناشی از اهمیت و جایگاه خاص ژئوپلتیک و البته ژئو اکونومیک مصر است.
مصر کشوری است که آبراهه سوئز را در اختیار دارد و این یعنی امنیت عبور روزانه بیش از یک میلیون بشکه نفت که گاه تا بیش از دو میلیون بشکه در روز نیز میرسد و در حقیقت، میتوان مصر را دروازه انتقال نفت به اروپا دانست.
جهان هنوز نبرد تاریخی مصر با انگلیس و فرانسه را بر سر مالکیت این آبراه راهبردی در دوران ریاست جمهوری جمال عبد الناصر به فراموشی نسپرده است؛ نبردی که با پیروزی مصریان و خروج سرافکنده متجاوزان مالکیت مصر بر این بخش از حق طبیعی و جغرافیایی خود را مسلم و ابدی ساخت.
اما در کنار جنبههای مهم اقتصادی، نباید از جایگاه بالای سیاسی و اقتصاد سیاسی مصر در خاورمیانه غافل بود؛ کشوری که هرچند تولید کننده عمده نفت وگاز نیست، یکی از تأمین کنندگان اصلی گاز رژیم اسراییل به شمار می رود و شاید اگر نبود همکاری و همراهی مبارک، رییس جمهور مادام العمر مصر با اسرائیلیان، مردم نوار غزه در نبرد ۲۱ روزه خود به پیروزی بسیار بزرگتری دست مییافتند.
امروز این مانع بزرگ و هم پیمان قسم خورده اسرائیل در حال نابودی است و این یعنی در آینده نزدیک، شاهد رقم خوردن مناسبات جدیدی در عرصه اقتصاد و سیاست خاورمیانه خواهیم بود.
آثار اقتصادی تحولات مصر را میتوان در دو جنبه بررسی کرد:
نخست آثار آن در عرصه اقتصاد داخلی که طبیعتا مانند هر انقلاب دیگری در آغاز، آثار منفی بسیاری بر اقتصاد خواهد داشت؛ بنابراین، چنانچه مروری بر اخبار داشته باشیم، درمییابیم که قیام مردم مصر، تأثیرات منفی بسیاری بر اقتصاد و فعالیت های شرکتها و بانکها گذاشته است.
بدون شک، این قیام مردمی بر اقتصاد مصر از هم اکنون، تأثیر منفی خود را گذاشته و نمونه بارز آن در بخش گردشگری کاملا مشهود است.
دوم آن که همه شرکت های مسافرتی خارجی، برنامههای گردشگری خود را در مصر متوقف کردهاند و مسافرانی که از قبل در این کشور بودند، همگی با پروازهای فوق العاده در حال بازگشت به کشورشان هستند و این در حالی است که گردشگری، یکی از منابع اصلی درآمد دولت مصر است.
شرکت های خارجی فعال در مصر نیز در حال بیرون بردن کارمندان خود از این کشور هستند و اگر این روند ادامه داشته باشد، بدون شک، در کوتاه مدت تأثیر منفی خود را بر اقتصاد مصر خواهد گذاشت.
وجود چشم اندازی منفی در پیش روی اقتصاد مصر، باعث افت شدید ارزش شاخص سهام بورس نیز در این کشور شده است؛ هرچند چندی است که اصلا بورس مصر به فعالیت خود ادامه نمیدهد و به صورت تعطیل موقت درآمده است.
مصر اکنون هشتاد میلیون نفر جمعیت دارد و بسته بودن بانکها و خودپردازها نمیتواند مدت طولانی ادامه داشته باشد و این یعنی مقامات این کشور، باید هرچه سریعتر برای حل این معضل چاره ای کنند، وگرنه نبود پول در دست مردم، خود مشکل ساز خواهد شد و بر دامنه اعتراضات میافزاید.
در این باره باید گفت، این تأثیرات و پیامدها فعلا کوتاه مدت هستند، ولی تصور کنید وضع سیاسی و اجتماعی کشور فاجعه آمیز شود، آنگاه درمی یابید، تاثیرات به مراتب شدیدتری اقتصاد مصر را هدف قرار خواهد داد.
البته چنین مسائلی در هر بحران سیاسی قابل پیش بینی است و باید دید که جهت بحران سیاسی به کدامین سمت است؛ آیا کشور را به سمت تحولاتی میبرد که در آینده میان و بلند مدت حافظ منافع و اقتصاد ملی باشد و یا به وابستگی بیشتر آن کشور در اقتصاد و سیاست منجر خواهد شد؟
اما در بررسی تأثیرات بحران سیاسی مصر بر اقتصاد بین الملل، به نظر میآید که سه محور از دیگر مسایل اهمیت بیشتری دارند:
نخست، تأمین امنیت کانال سوئز
درآمدهای کانال سوئز برای مصر که هر سال، 2 درصد کل تولید ناخالص داخلی این کشور را تشکیل میدهد، مهم است، زیرا هم اکنون هر روز بیش از دو میلیون بشکه نفت از این کانال عبور میکند و از همین روی، دست اندرکاران بازار نفتی با نگرانی به این مسأله نگاه میکنند.
کانال سوئز سومین منبع درآمد مصر است، از همین روی، امنیت این گذرگاه برای مصر و جهان مهم است.
هرچند هر شرایطی در مصر روی دهد، بعید به نظر میرسد که کانال سوئز بسته شود، ولی این تنها مصر نیست که با بسته شدن کانال سوئز درآمد خود را از دست میدهد، بلکه اروپاییان نیز باید برای رساندن محمولههای نفتی خاورمیانه به کشورهای خود آفریقا را دور بزنند و این از نظر کارشناسان یعنی نفت با هزینهای بالای ۱۵۰ دلار و یا به عبارتی افزایش ۵۰ درصدی قیمت نفت نسبت به بالاترین قیمت ثبت شده خود در تاریخ.
تأثیر روانی بحران بر قیمت نفت
این بحران بدون شک در افزایش قیمت نفت تأثیر خواهد گذاشت که البته این تأثیر حالت روانی و نه اقتصادی خواهد داشت، زیرا همه بر این باورند که نه مصریان و نه جامعه بین الملل، اجازه بسته شدن آبراه سوئز را نخواهند داد؛ همچنانچه که ما از هم اکنون نمود این افزایشها را به طور ملموس میبینیم و قیمت نفت به بالاتر از قیمتهای ۲۰۰۸ یعنی بالای ۱۰۰ دلار رسیده است و حتی برخی کارشناسان میگویند به صد و بیست دلار نیز خواهد رسید.
ناگفته نماند، از آنجا که رخدادهای مصر در ادامه رخدادهای تونس به وقوع پیوسته و هم اکنون با شدتهای کم و بیش ضعیفتری در برخی کشورهای عربی چون یمن، الجزایر، اردن و بحرین نیز دنبال میشود، بیم آن میرود که در صورت پیروزی مردم مصر، دامنه این اعتراضات عربی اسلامی به دیگر کشورهای حوزه خلیج ـ که از حکومت های کاملا استبدادی و نظام پادشاهی برخوردارند ـ کشیده شود و در آن صورت، پیش بینی آینده بازار نفت عملا غیر ممکن خواهد بود.
به خطر افتادن منافع اقتصادی اسرائیل در مصر
یکی از محورهای اصلی شعار دهنگان مصری، مخالفت با اسرائیل است و البته یکی از اتهامات اصلی مبارک از سوی معترضین، وابستگی و سازش او با رژیم اشغالگر قدس به شمار می رود.
باید در نظر داشت که در دوران بیش از سی ساله حکومت مبارک، این دو رژیم به شرکای امنیتی، نظامی و اقتصادی تبدیل شدهاند؛ برای نمونه، مصر از تأمین کنندگان اصلی گاز رژیم اسرائیل است. حال در صورتی که این ارتباطات نقض شده و منافع اقتصادی اسرائیل و در پی آن منافع نظامی و امنیتی آن در مصر ـ مانند بسته بودن مرز غزه و نقش مصر در محاصره کامل آن ـ نقض شود، آیا رژیم اسرائیل در برابر این نقض منافع خود سکوت میکنند یا خاورمیانه به سمت تجربه جدیدی از نبرد میان اعراب و اسرائیل به محوریت مصر خواهد رفت؟
شاید بتوان انفجار امروز در خطوط لوله انتقال گاز مصر به اسرائیل را مقدمه چیزی خواند که از آن به عنوان به خطر افتادن منافع اقتصادی اسرائیل در مصر یاد میشود!


