صفرهای فوتبال دست آنها بود
پیوند جیب و بانک مرکزی
کد خبر: ۱۴۵۸۴۴
| | 3474 بازدید
فکرش را بکنید که یک فوتبالیست در بالاترین سطح امروز 600 تا 800 میلیون تومان میگیرد اما در آن زمان 8میلیون یعنی یکصدم این روزها حقوق میگرفت. چنین فوتبالیستی، نمیتوانست فعالیتهای اقتصادی خود را روی فوتبال متمرکز کند و دنبال شغل دیگری میگشت مگر اینکه فرصتی برای خارج رفتن و بازی در کشورهایی مثل قطر، امارات، مصر و ... فراهم میشد.
گروه مجلات همشهری- فوتبال در کشور ما تا همین اوایل دهه70 بیشتر برای اهالی آن، جنبه سرگرمی داشت، بگذریم از اینکه در مقاطعی، پول در فوتبال مبادله میشد و آدمهای زیادی سر سفره فوتبال مینشستند اما درصد این پول در سبد اقتصادی خانوادههای فوتبال زیاد بالا نبود، مثلا اگر قرار بود در سال1367 یعنی 22سال قبل صمد مرفاوی با استقلال و کریمباوی با پرسپولیس قرارداد ببندند، پولی که این دو نفر میگرفتند حدود 100 و 150هزار تومان بود یعنی حدود متوسط درآمد سالانه یک کارمند با مدرک تحصیلی لیسانس! در آمد چنین کارمندی در شرایط امروز چیزی حدود 700هزار تومان در ماه و حدود 8میلیون و 400هزار تومان در سال است. فکرش را بکنید که یک فوتبالیست در بالاترین سطح امروز 600 تا 800 میلیون تومان میگیرد اما در آن زمان 8میلیون یعنی یکصدم این روزها حقوق میگرفت. چنین فوتبالیستی، نمیتوانست فعالیتهای اقتصادی خود را روی فوتبال متمرکز کند و دنبال شغل دیگری میگشت مگر اینکه فرصتی برای خارج رفتن و بازی در کشورهایی مثل قطر، امارات، مصر و ... فراهم میشد. در هر صورت فوتبالیست دیروز دنبال فرصتی میگشت تا سرمایهای برای کار پیدا کند و مغازهای در حد فروشگاه لوازم ورزشی( ناصر محمدخانی، شاهرخ بیانی و ...) یا مغازه لوازم خانگی (ضیا عربشاهی و ...) و در بالاترین سطح نمایشگاه اتومبیل(علی پروین) برای خود دستوپا کند. در آن روزها یکی از منبعهای کسب درآمد در بین اهالی فوتبال، مردمان پولداری بودند که علاقه زیادی به فوتبال داشتند. این آدمها، از پول سرشاری که داشتند در جهت ساپورت کردن فوتبالیستها استفاده میکردند. این گروه در 3دهه 50، 60 و 70 خودشان را در بین جماعت فوتبال نمایان ساختند، البته از چند نسل قبلتر آدمهایی بودند که از پول خود در فوتبال در مقیاسی متفاوت بهره میبردند؛ تیمداری و بنا نهادن پایههای اولیه حرفهایگری در فوتبال ایران، اتفاقی که در اواخر دهه40 و اوایل دهه50، تحت عنوان پایهریزی فوتبال حرفهای در ایران خودنمایی کرد. در این بحث به مرور تاثیرگذاری سرمایهداران علاقهمند در فوتبال ایران میپردازیم.
موتورگازی آبشناسان
در فوتبال ایران جایگاه دو نفر به نامهای آقا شعاع ویژه و شناخته شده است. آقا شعاع اول، فرهنگیتر و با سوادتر و آقا شعاع دوم با معرفتتر و گشادهدستتر بود. سیدمحمد شعاع در سال 1314 اولین نشریه تخصصی ورزش در ایران با نام «آئین ورزش»را پایهگذاری کرد اما آقا شعاع دوم یعنی شعاع میرزا معتمدی تیم شعاع را تاسیس کرد و پایههای حرفهایگری در ایران را بنا نهاد. در مورد اسم تیم شعاع و اسم این آقا شعاع، ذکر یک نکته نباید از نظر دور بماند که در سالیان اولیه رشد و تکوین فوتبال ایران بعضی از اهالی فوتبال که خیلی از«حدیث نفس» فاصله نداشتند اسم یا نام خانوادگی خودشان را روی تیمهایشان میگذاشتند. نام تیم شعاع هم به خاطر حضور این آقا شعاع معروف «شعاع» نام گرفت. تیم شعاع در دهه20 و30 فعالیت میکرد اما در دهه40 آقا شعاع قصد کرد که تیمش را تقویت کند، به همین دلیل تصمیم گرفت بازیکنان خوب را با پرداخت پاداش یا هدیه جذب کند. فریبرز اسماعیلی از بازیکنان خوب ایران که اهل محله چهارصد دستگاه بود با دریافت یک اتومبیل شیک و تر و تمیز BMW، به تیم شعاع رفت. حسین آبشناسان هم برای رفتن به تیم آقا شعاع یک موتورگازی دندهای گرفت. آبشناسان 17 و 18سال بعد رئیس فدراسیون فوتبال ایران شد.
رئیس مجلس پولدار
سید محمدتدین رئیس مجلس در دهه اول و دوم قرن حاضر یکی دیگر از علاقهمندان پولدار فوتبال ایران بود. درباره تدین بد نیست اشاره کنیم که او عامل اختصاص یافتن اولین زمین رسمی و دولتی به بازیکنان جوان فوتبال ایران بود. در سال1304 بازیکنان فوتبال تهران در یک جلسه خصوصی به دیدار رئیس وقت مجلس رفتند. دکتر علی کنی که 21سال بعد اولین رئیس فدراسیون فوتبال ایران شد به نمایندگی از جمع شروع به صحبت کرد و از ضرورت اختصاص یک زمین فوتبال به فوتبالیستهای جوان ایرانی سخن گفت. چنانچه در پایان، تدین حرف او را پذیرفت و لایحه خرید زمین برای فوتبال را به مجلس برد و در همان زمان زمینی برای فوتبال ایران خریداری شد. به هر حال سید محمدتدین، خودش صاحب یکی از تیمهای قدرتمند فوتبال در 3دهه اول قرن بود که تیمش 4بار قهرمان مسابقات فوتبال باشگاههای تهران شد و بسیاری از بازیکنان برجسته فوتبال ایران در تیم او بازی کردند.
آقای آلن مورگان
دکترین تشکیل تیم پرسپولیس، سوژهای بوده که بارها به آن پرداختهایم، در این بحث بار دیگر یادآور میشویم که علت دگردیسی شاهین و تشکیل پرسپولیس در سالهای 46 و 47 همین حکایت یعنی حضور فردی به اسم علی عبده بود که پاسپورت آمریکایی با نام «آلن مورگان» داشت. علی عبده از لحاظ سیاسی فردی قدرتمند و از لحاظ مالی فردی بسیار متمول بود. خانواده او، خانوادهای بانفوذ و قدرتمند بودند. پدرش مسئول دادگاههای عمومی محاکمه جنایتکاران دوران رضاشاه طی سالهای 1320 تا 1330 و برادرش نماینده سازمان ملل برای اداره کشور گینه بیسائو بود! علی عبده در دهه20 به آمریکا رفت. والیبال و مشتزنی را به صورت حرفهای انجام داد، 2 بار به آمریکا رفت و مابین سالهای حضورش در ایالات متحده، یک بار شرکت CRC، تشکیلات ورزشی خود را در جاده قدیم شمیران( مجمع شهید چمران امروزی واقع در خیابان دکترشریعتی) بنا کرد. در این مکان ، بولینگ به صورت روشنتری انجام میگرفت و فعالیت این رشته آنقدر در این محل معروف بود که محل به «بولینگ عبده» مشهور شد. در بولینگ عبده بسیاری از اهالی ورزش و سینما رفت و آمد داشتند و حتی احمد حقپرست راد( سعید راد) قبل از حضور در سینما، بولینگباز بولینگ عبده بود. وقتی باشگاه شاهین منحل شد پرویز دهداری که بین بازیکنان این تیم از همه بزرگتر بود به فکر چاره برای ادامه حیات تیم با همین ستارگان افتاد. او در بین عناصر سیاسی و ورزشی اطراف خود، علی عبده را پیدا کرد. باشگاه ورزشی علی عبده که به جز بولینگ در رشتههای بسکتبال و فوتبال هم فعالیت اندکی داشت، به «پرسپولیس» مشهور بود و دهداری از رجبعلی فرامرزی که سرمربی تیم پرسپولیس در دسته دوم تهران و از دوستان نزدیکش بود درخواست کرد که طرح حضور ستارگان شاهین در جمع پرسپولیسیها را مطرح سازد و علی عبده این مسأله را پذیرفت. پرسپولیس علی عبده تیم متمولی بود. تیمی که منچستریونایتد، هامبورگ، چلسی، ناسیونالاروگوئه، بنفیکای پرتغال، کروزیروی برزیل و ... را به ایران آورد و در سال51 با خرید ورزشگاه راهآهن در شهرک اکباتان اعلام کرد که پرسپولیس حرفهای است اما تیمهای دیگر با حرفهایگری پرسپولیس هماهنگ نبودند تا حرفهایگری در پرسپولیس به بوته فراموشی سپرده شود. پرسپولیس تا وقتی علی عبده را داشت، پول و امکانات بسیار داشت اما وقتی علی عبده را از دست داد، همه چیز را از دست داد. همین امروز حتی ادعاهایی مبنی بر ضرورت استرداد املاک پرسپولیس به بازماندگان مرحوم علی عبده وجود دارد، املاکی که در سال1358 توسط دادگاه به نفع بنیاد مستضعفان مصادره و سپس به سازمان تربیت بدنی محول شد.
پیکان پولدار
برادران خیامی، برادران معروف اقتصاد خودروسازی در سالهای قبل از انقلاب بودند. احمد فوت شده است و محمود خیامی در حال حاضر در انگلستان است و نمایندگی مرسدس بنز آلمان را در کشور انگلستان دارد، ضمن اینکه به تازگی یک میلیون پوند هم به حزب کارگر انگلستان هدیه کرده است. محمود خیامی در سالهای قبل از انقلاب مدیریت فروشگاههای زنجیرهای «کوروش» را بر عهده داشت. فروشگاههایی که بعد از انقلاب به نام فروشگاه قدس، تغییر نام داد. محمود خیامی، در سالهای میانی دهه 40 با همکاری برادرش، کارخانجات «ایرانناسیونال» را پایهگذاری کرد. او با همکاری 2موسسه خودروسازی انگلیسی، اتومبیل پیکان را با الهام و برداشت از «هیلمن» ساخت. برادران خیامی ناگهان بعد از راهاندازی کارخانه اتومبیل جدید، تیمی به نام پیکان ساختند که به اندازه کافی برای اتومبیل تازهشان تبلیغ کند. آنها بعد از یک پروتکل همکاری با علی عبده، در سال48 همه ستارگان تیم تازهتاسیس پرسپولیس را جذب کردند. 2 مربی از انگلستان آوردند( آلن راجرز و استیوارت) به بازیکنان تیم خود پولهای کلان و سنگین دادند، در مسابقات جام دوستی تهران، تیم قدرتمند زسکامسکو را بردند و قهرمان شدند! اما در سال50 بعد از بازگشت ستارگان سابق پرسپولیس به تیم خود، برادران خیامی هم رغبت خود را برای ادامه تیمداری از دست دادند.
نوستالژی شهربانیچیها
درست است که پاس، تیم شهربانی تهران بود اما سرهنگ فریدون صادقی که 3سال قبل درگذشت، در سال42 یک تیم قدرتمندی را روانه مسابقات فوتبال ایران کرد. تیمی که در پایان به شهر همدان منتقل شد و پاس همدان نام گرفت و میراث قدیمیهای پاس یک شبه تمام هویت تاریخی خود را از دست داد.
فریدون صادقی حتی در سالهای دهه40 و 50 زمین بسیار بزرگی را در شهرک اکباتان برای پاسیها خرید. همان زمینی که بعدها به نام شهید سرافراز؛ دستگردی بسیار مجهز و مدرن شد.
ستاره مشهدی
مهاجرانی و برادرانش در سالهای میانی دهه50 تیم ابومسلم مشهد را پایهگذاری و شروع به جذب ستارگان بزرگ آن روزهای فوتبال ایران کردند. ستارگانی چون مسیح مسیحنیا، مهدی عسگرخانی، محمدپنجعلی، مجید تشرفی، اکبر میثاقیان و .. در این مسیر به تیم مشهدی رفتند.
جذب بهترین مدافع سال53 فوتبال ایران، یعنی مسیح مسیحنیا بمب خبری نقلوانتقالات در آن سالها محسوب میشد.
درصدی از جیب با سخاوت
اما بحث اینجاست که اوناسیسها و بذل و بخششکنندههای فوتبال در دهه60، تنها بخشی از جیب خود را در خدمت اهداف فوتبال میگذاشتند. کمک آنها به فوتبال در حد و اندازه یک هدیه سنگین، تامین پول برای جذب بازیکنانی که زیاد هم نگران نبودند و تامین هزینه یک ناهار و شام در جشن بردها بود. کاری که سعید ترابی، احمد یوسفی و حسین محمدیها برای پرسپولیس و حسن ترابیپورها برای استقلال میکردند. آنها بعضا عامل ارتباط با بازیکنانی بودند که تیم به وجود آنها احتیاج داشت و بازیکن موردنظر را با جلب رضایت به تیم میآوردند و در این راه سر کیسه را هم در حد و اندازههای آن روزها شل میکردند.
آب سربالا!
در اواخر دهه60 مرد پولداری به نام محمد طباطبایی با هزینه کردن برای پاس این تیم را ظرف 3سال تا قهرمانی در آسیا پیش برد، هر چند در زمان قهرمانی در لیگ و آسیا طباطبایی از پاس جدا شد و تیم تحت پوشش نیروی انتظامی تهران بزرگ قرار گرفت. پاس که از سال68، در فوتبال ایران احیا شد با جذب بهزاد غلامپور، رضا رضاییمنش، محمدخاکپور، اصغر مدیرروستا، محسن گروسی، اکبر یوسفی، رضا عابدیان، مجید نامجومطلق و ... تیم پرستارهای را ساخت. تیمی که مارکار آقاجانیان، حمید استیلی، کوروش لرستانی، علیرضا حکیمزاده و ... را هم از قبل از داشت. معروف است که روزی، او اعلام کرد که تیمش به راحتی پرسپولیس را میبرد، علی پروین هم در پاسخ به او اعلام کرد: « آب وقتی سربالا میرود قورباغه ابوعطا میخواند» و طباطبایی هم که اتفاقا چهره مقبول و پذیرفتنی داشت گـفت: «با بعضیها جلو آیینه میرویم و سپس مقابل مردم میایستیم تا همه بفهمند من بیشتر به قورباغه شباهت دارم یا آنها!»
سلطان پوست و روده
عبدا... صوفیانی، زمانی حسابی در فوتبال ایران حضورش پررنگ شد. او مسئول کارخانه بزرگ پوست و روده ایران(پورا) بود. پورا در سال1368 امتیاز تیم قدیمی و ریشهدار «کیان» را خرید. صوفیانی برای تیم خود ستارگانی مثل وحید قلیچ، کاظم سیدعلیخانی، رحیم یوسفی، محمدرضا شکورزاده، مرتضی فنونیزاده و یحیی گلمحمدی را جذب کرد و رفته رفته با علی پروین در تیم ملی ارتباط برقرار کرد و به صورت سرپرست غیررسمی پرسپولیس نام خود را مطرح ساخت. صوفیانی، کمکهای خود را به شیوه آن روزها یعنی شیوه مرسوم قطرهچکانی انجام میداد. مثلا به درخواست علی پروین برای تمام بازیکنان تیم ملی کفش ورزشی میخرید. او در سالهای میانی دهه70، مثل بسیاری دیگر از دوستان علی پروین ورشکسته شد و اثری از او در فوتبال کشورمان نماند.
پرستارهترین تیم ایران
پرستارهترین تیم ایران نه کشاورز سال72 با نامجو مطلق، قایقران، ابطحی، انصاریفرد، نادرمحمدخانی و ... بود و نه تیم امروز سپاهان و نه حتی استقلال87 و پرسپولیس77، بلکه بهمن74 بدون هیچ تردیدی پرستارهترین تیم 30سال اخیر فوتبال ایران است. بهمن75، شاکله تیم پاس سال 70-71 را با خود به همراه داشت و چند ستاره از تیمهای متفاوت دیگر را هم جذب کرد. بهمن سال1374 درون دروازه مردانی چون احمد سجادی و رافیک مارگوسی را داشت. در خط دفاعی این تیم، مارکار آقاجانیان، رضا رضاییمنش، محمدخاکپور و در خط میانی استیلی، اکبر یوسفی، سید مهدی ابطحی، فرهاد مجیدی و در خط حمله هاشم حیدری، اصغر مدیرروستا، خداداد عزیزی، علی لطیفی و ... حاضر بودند. بهمن آن سالها مردی به نام بهمن مداح را به عنوان مدیر داشت که مثل بسیاری دیگر از پولدارهای فوتبال ایران، عطای ادامه کار در فوتبال را به لقایش بخشید و رفت.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


