نقش احساسات مثبت ومنفي در زندگي
مردمسالاری: آیا تا کنون به این فکر کردهاید که احساسات در زندگی ما چه نقشی دارند؟ چگونه احساسات مثبت یا منفی در زندگی ما تاثیر میگذارند؟ همانگونه که میدانید تمام لحظات زندگی ما مملو از احساس است گاهی زیاد به گونهای که قابل تشخیص بوده و گاهی هم کم اما هرچه که باشد میتوان گفت که نمیتوان بدون حضورش زیست!
احساسات را میتوان به دو گونه تقسیم کرد: احساسات مثبت مانند شادی، عشق و احساسات منفی مانند خشم وغم. یکی از تفاوتهای عمده احساسات منفی و مثبت در این است که احساسات منفی همیشه در ما میل شدیدی را برای انجام یک عمل مشخص ایجاد میکنند.
مثلا وقتی خشمگین میشویم، میل شدیدی به حمله ور شدن به آنچه خشم را در ما ایجاد کرده احساس میکنیم، و یا وقتی میترسیم میل شدیدی به فرار کردن از موقعیت ترسناک را احساس میکنیم. در این موقعیتها دامنه انتخابهای ما بسیار محدود شده و تنها یک یا دو عمل در آن لحظه به ذهن ما میرسد. اعمالی که همواره برای بقای انسان لازم است، چرا که این احساسها همیشه در موقعیتهای تهدید کننده و خطرناک ایجاد میشوند که اصولا احتیاج به یک عکس العمل سریع و قاطعانه دارند.
پس احساسهای منفی در موقعیتهای خطرناک به یاری انسان میآید اما احساسهای مثبت اصولا در شرایط بحرانی اتفاق نمیافتند و میل شدیدی برای انجام یک عمل مشخص و فوری در ما به وجود نمیآورند. اما این به معنی بیاهمیت بودن احساسات مثبت نیست زیرا برای بهتر مواجه شدن با چالشهای زندگی احساسات مثبت است که به کمک ما میآید و مهارتها، تواناییها و عقایدی پایدار در ما ایجاد میکند که در مسیر رشد و شکوفایی به ما یاری میرساند زیرا این احساسات در موقعیتهایی اتفاق میافتند که نیازی به یک واکنش سریع نیست، در نتیجه ذهن ما فرصت دارد گزینههای متعدد را در نظر بگیرد و به دنبال امتحان کردن راههای جدید و خلاقانه باشد.
برخلاف احساسهای منفی که به طور مقطعی ما را در موقعیتهای خطرناک یاری میکنند، احساسهای مثبت علاوه بر اثرات کوتاه مدت خود، اثرات بلند مدتی نیز در زندگی فرد دارند. این احساسها با گستردهتر کردن حوزه تمایلات و بازتر کردن فکر ما، منجر به ایجاد مهارتها، تواناییها و ایدههای جدیدی میشوند که به نوبه خود، سیری صعودی به سوی رشد فردی و شکوفایی و سازش بهتر با محیط را باعث میشوند. به عنوان مثالی دیگر احساس رضایتمندی را در نظر بگیرید.
این احساس منجر به کشف راههایی جدید برای مثبت نگریستن به خود و جهان اطرافمان میشود و این بینشهای جدید، ما را در گذران موفقتر زندگیمان یاری خواهد داد.
از طریق ایجاد احساسهای مثبت فرد داناتر و انعطاف پذیرتر شده، روابط او با دیگران بهبود مییابد و حتی سلامت جسمی او نیز ارتقا پیدا میکند و این فرایند صعودی در نهایت به سعادتمندی و سازگاری بهتر با محیط منتهی میشود. در حالیکه احساسهای منفی و بیحوصلگی به همراه تفکر منفی نگر و محدود، ما را در یک سیر نزولی به سوی افسردگی سوق میدهد.
و در آخر باید گفت همواره باید مراقب احساسات منفی که گاهی باعث بیماری در ما میشود وحتی تاثیرات جبران ناپذیری را در زندگی ما میگذارد، بود زیرا این ما هستیم که میزان تاثیراحساسات منفی را در وجودمان میپذیریم، ما هستیم که مشکلات و ناملایمات زندگی را پلی میبینیم برای بالا رفتن و پیروزی یا درهای برای سقوط و نابودی!


