برخي مي گفتند با ورود به عرصه نظامي، كار سياسي ام را حفظ كنم
دكتر محسن رضايي، دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام، در گفتوگو با «شهروند امروز» درباره صدور قطعنامه 598 و علت تأخير يكساله در پذيرش آن توسط ايران گفت: زماني که پيشنهاد قطعنامه 598 به ايران شد، ايران در نقطه قوت و بالادستي بود و بيشتر مواد آن هم به سود ما بود. ما بر جنگ سوار بوديم. اگر ايران ميخواست قطعنامه را بپذيرد، آن شرايط مناسبترين زمان بود. اما عدهاي گفتند که اگر فلان بند در قطعنامه جابجا شود و فلان کميته شکل بگيرد، مطلوبتر است که در نهايت هم اين خواست به نتيجه نرسيد، ولي همين ميزان از مواد قطعنامه پيروزي سياسي بزرگي بود و شايد هم دولتمردان كمي طمع كرده بودند.
فرمانده سپاه در زمان دفاع مقدس درباره نامهاش به امام خميني(ره) گفت: از من خواسته بودند كه چون امام(ره) دستور داده كه بايد به جنگ ادامه دهيد، برنامهاي براي پايان جنگ پيشنهاد دهيد. من اين نامه را كه طرح پايان جنگ بود، به آقايهاشمي نوشتم و ارايه كردم. ايشان هماهنگكننده ارتش و سپاه بودند و ما وظيفه داشتيم كه طرح و استراتژي دفاعي خودمان را طراحي كنيم و به ايشان بدهيم. پس از تصويب، ايشان خواسته بود كه برنامه خود براي تفوق در جنگ و تغيير شرايط به نفع ايران را ارايه كنيم و ما نشستيم و يك استراتژي پيروزي را طراحي كرديم كه بنا بر آن پنج سال طول ميكشيد تا ايران، صدام را تسليم كند. پيشبيني ما بر اساس اخبار و اطلاعاتي كه به دست آورده بوديم، اين بود كه عراق در دو يا سه سال آينده، يعني تا سال 70 به سلاح هستهاي دست پيدا ميكند. مبارزه با عراق هستهاي با آن امكاناتي كه ما داشتيم، كار سختي بود.
رضايي ادامه داد: در ماههاي فروردين و ارديبهشت و خرداد سال 1367 ارتش عراق، حملات خود را به ايران آغاز كرد و بخشهايي از فتوحات ايران را باز پس گرفت. آقاي هاشمي اواخر خرداد ماه 1367 به كرمانشاه آمدند و گفتند كه ما سران قوا، خدمت امام(ره) رسيديم و امام(ره) نظرات ما را براي پذيرش آتشبس نپذيرفت و گفت كه بايد به جنگ ادامه بدهيد. ما گفتيم كه پول نداريم. امام(ره) گفتند از مردم ماليات بگيريد. گفتيم: ارز نداريم، گفتند: خودتان براي آن فكري بكنيد. گفتيم: مردم به جبهه نميآيند. امام(ره) گفتند: دستور جهاد خواهم داد. حالا شماها كه قبلاً هم ميگفتيد براي پايان جنگ طرحي داريد، طرح خودتان را به ما بدهيد. حضرت امام(ره) به ما گفته كه برويم نيازمنديهاي شما را تأمين كنيم. ما وظيفه خود را بايد انجام ميداديم و بر اساس نظرات كارشناسي واقعيات را منتقل ميكرديم و برآورد خود را براي پايان دادن به جنگ و نيازمنديهاي نيروهاي مسلح ارايه ميكرديم، اما اينكه آقاي هاشمي از آن نامه چه هدفي داشتند، گمان نميكنم نظر خاصي جز اجراي دستور امام(ره) داشتند.
دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام درباره خروجش از سپاه اظهار داشت: من كه از سپاه بيرون آمدم و به فعاليت سياسي مشغول شدم از هر دو طرف به من فشار آوردند. عدهاي گفتند كه چكمهپوشان ميخواهند وارد سياست شوند و مخالفت كردند و عدهاي هم گفتند كه چرا شما با اين سابقه نظامي از سپاه ميخواهيد بيرون برويد؟ شما بايد بمانيد و در همين جا كارهاي فرهنگي را كه ميخواهيد، انجام دهيد، ولي من به اعتقاد خودم عمل كردم و معتقد بودم كه براي فعاليت سياسي، لباس نظامي را بايد درآورد. موقع خروج از سپاه هم هيچ امكاناتي با خود بيرون نياوردم و دهها لشكر و صدها هزار بسيجي و پاسدار و وظيفه را تحويل دادم. زماني هم كه در اوايل انقلاب از حوزه سياسي وارد عرصه نظاميشدم و كار حزبي را رها كردم، عدهاي هم ميگفتند كه نبايد از حزب و سازمان سياسي استعفا بدهيد. آنها بر اين باور بودند كه بايد روابط حزبي و سياسي خود را حفظ كنم و در عينحال در سپاه هم باشم كه من به چنين چيزي اعتقاد نداشتم.
رضايي گفت: به ما گفتند كه شما فرصتطلب هستيد، ولي فرصتطلبي آن بود كه من بخواهم هر دو موقعيت سياسي و نظامي را با هم حفظ كنم. اگر يك نفر بيايد و صادقانه لباس نظامي را از تن بيرون آورد و پس از آن بخواهد فعاليت سياسي بكند، چرا بايد از او انتقاد شود؟ همين انتقادها باعث ميشود كه افراد در لباس نظامي بمانند و براي فعاليت سياسي، لباس نظامي را بيرون نياورند.


