احتمال دست داشتن دولت كرزاي در ترور خونين سيدمصطفي كاظمي
در حالي كه در انفجار كمسابقه سهشنبه گذشته، 15 آبان در يكي از روستاهاي نسبتا امن افغانستان، چهل كشته از جمله شش نماينده پارلمان افغانستان به قتل رسيدهاند، برخي منابع، از احتمال دست داشتن عوامل دولت كرزاي و اشغالگران آمريكايي در اين جنايت تروريستي سخن ميگويند.
به گزارش خبرنگار «تابناك»، اين عمليات انتحاري، مرگبارترين حادثه از زمان سقوط طالبان در افغانستان است كه در منطقهاي روي داد كه شورشيان طالبان، كمتر در آن فعاليت دارند.
سخنگويان اين گروه كه معمولا مسئوليت انفجارهاي مشابه در جنوب و شرق كشور و همچنين كابل را بر عهده دارند، گفتهاند كه انفجار انتحاري بغلان، كار آنان نيست.
حتي در تعداد تلفات اين انفجار نيز اختلاف است و منابع بيمارستاني، تلفات را دو برابر ميدانند.
اما سرشناسترين فرد كشتهشده در اين جنايت، مصطفي كاظمي، رئيس كميسيون اقتصادي پارلمان افغانستان و سخنگوي جبهه ملي اين كشور و از فرماندهان سابق جهادي و از نزديكان طيف «رباني» و «احمد شاه مسعود» است.
مجموعه شواهد، شايبه احتمال دست داشتن عوامل دولت كرزاي و اشغالگران در اين انفجار را دامن زده است.
يك دانشجوي افغاني نيز در مقالهاي با اشاره به اين موضوع، برخي از اين شواهد را به شرح زير برشمرد:
موقعيت شخصي ـ سياسي، قراين و شواهد عملياتي گوياي سياسي بودن ترور شهيد كاظمي است كه دلايل و شواهد زير مؤيد آن است:
1ـ والي جديد بغلان كه بايد به عنوان ميزبان همراه اين هيئت ميبود، به طرز پرسش برانگيزي غايب است.
2ـ والي (محمد علم اسحق زي) از طرفداران پيرو رئيس جمهور است كه پس از استنكاف والي سابق از اجراي دستورهاي رئيس جمهور بركنار و ايشان جانشين وي ميشود كه به لحاظ سلسله مراتب قدرت، فرد اول ولايت و همه امورات و مسائل امنيتي تحت مديريت اوست.
3ـ اين حادثه، تنها دو روز پس از ورود جلالي به كابل و طرح محدود كردن اختيارات رئيس جمهور از سوي مخالفان و جلالي در دستور كار قرار داشته است.
4ـ حادثه زماني رخ ميدهد كه هنوز مدت زيادي از مشاركت حزب اسلامي در قدرت نميگذرد. نبايد فراموش كرد زماني كه رئيس جمهور اعلام آمادگي براي مذاكره با طالبان و حزب اسلامي كرد، گروههاي جهادي مخالف پس از چند دوره مذاكرات فشرده با يكديگر، مخالفت خويش را اعلام و بر وحدت موضع خويش تأكيد كردند و اندكي پس از آن حزب جديد سياسي آنها (جبهه متحد ملي) رسما اعلام موجوديت كرد؛ امري كه واكنش تند رئيس جمهور را به همراه داشت تا آنجا كه كميته بحران تشكيل داد.
5ـ اين واقعه در حوزهاي رخ داده كه به هيچ وجه چنين اقدامات تروريستي را به خود نديده، مگر اين كه رقيب كشهاي قهار، شمال را به عنوان سرنخ ماجرا بدانيم، وگرنه منتسب ساختن واقعه به طالبان دشوار است.
6ـ ديگر آن كه طالبان بر خلاف عملياتهاي انتحاري گذشته، به رغم اين كه در بسياري موارد، مردم عادي قرباني آن بود، مسؤليت آن را به عهده نگرفته و آن را محكوم كرده است. بايد به اين نكته توجه كرد كه قوت گرفتن مخالفان دولت در درون حاكميت براي طالبان كه مخالف دولت و خواهان فروپاشي آن هستند، نه تنها تهديد كننده و مضر نيست كه ميتواند در راستاي پاليسي سياسي آنها باشد، در حالي كه حذف رقيبان سياسي دولت به منزله تقويت دولتي است كه ميخواهند آن را سرنگون سازند و چنين كاري عقلاني نيست، مگر اين كه جنگ سركلاي ملانصرالدين طراحي شده باشد و هر كدام با نامي اما با حقيقت يكسان اهداف و ارباب مشترك داشته باشند. حتي در اين صورت باز هم واقعيت مسئله تغيير ناپذير است.
7ـ گفته شده عمليات انتحاري بوده، در حالي كه قدرت و دامنه وسيع انفجار، نشانگر بمب قوي كار گذاشته شده است، وگرنه يك كمربند انفجاري هرگز چنين قدرتي ندارد.
8ـ مشاهدات شاهدان عيني نيز گوياي واقعيات ديگري است: برخي شاهدان از پرتاب چيزي از بالاي درخت خبر دادهاند. صفيه صديق كه از اعضاي هيئت نيز بود، پيش از انفجار صداي راكت را شنيده است و «سيدباقر» با توجه به قراين و شرايط صحنه انفجار كه خود شاهد ماجرا بوده، ميگويد: هدف فقط كاظمي بوده.
به گفته استاد رباني: پس از انفجار، باديگاردهاي نمايندگان با گلوله هدف قرار گرفتهاند. همچنين گفته شده كاظمي پس از انفجار هنوز زنده بوده و با گلوله به شهادت رسيده است.
9ـ گفته شده چند روز پيش، يكي از نيروهاي امنيتي انگليس درباره استفاده تروريستها از اطفال هشدار داده بود. اين در حالي است كه هيچ موردي با اين روش تاكنون انجام نشده و حال پرسش اين است كه مقام موصوف چگونه به اين نتيجه رسيده؟ يا اين كه صرفا زمينه سازي ذهني براي توجيه چنين اقداماتي بوده است؟
10 ـ توطئه و ترور مذكور در زماني طراحي و اجرا شده كه مستمسك خوبي كه بلاگردان همه جنايات باشد (طالبان) وجود دارد تا بتوانند به راحتي هر كاري را انجام دهند و بلافاصله طالبان را عامل آن معرفي كنند؛ پوششي كه ظرفيت توجيهي و اتهامي تا آخرين رقيب و مخالف را دارد.
11ـ آمريكا بارها اعلام كرده كه مخالفان خودش را ترور خواهد كرد و بسياري از آگاهان ترور «احمد شاه مسعود» را در همين راستا ارزيابي ميكنند و آن را مقدمه اشغال افغانستان دانستهاند: «مسعود» نخستين قرباني بزرگ بازيهاي خونين سياسي پروژه اشغال افغانستان و «كاظمي»، قرباني ديگر آن در پروژه تثبيت اشغال و استحكام پايههاي حكومتي همسوست كه به منظور حذف فيزيكي مخالفان و انحصار قدرت و غربي سازي كامل آن انجام ميشود.
و نكات و قراين پرسش برانگيز ديگر...
متن کامل را در ستون «يادداشت» بخوانيد.


