تأكيد مجدد مشايي بر دوستي با ساكنان سرزمينهاي اشغالي
در پي انتشار اظهارات اسفنديار رحيم مشايي درباره دشمني نداشتن ايران با مردمامريکا و اسرائيل، وي در يادداشتي که دفتر او براي عصرايران فرستاده، در اين باره توضيحاتي داده که عيناً در زير ميآيد:
روز اول هفته، خبري منتشر شد مبني بر اينکه من در سخنراني خود گفتهام «ملت اسرائيل دوست ماست». ملت واژه اي معادل «nation» در زبان انگليسي بوده و بهکارگيري آن به مفهوم پذيرش يک جامعه سياسي در قالب يک حاکميت سياسي است.
من ديروز در پاسخ خبرنگاران درخصوص بهکارگيري کلمه «ملت» در رابطه با اسرائيل گفتم که بايد به نوار سخنراني من مراجعه کنيد و ادامه دادم اگر هم گفته باشم «ملت» منظور بنده مردم بوده است، که البته با مراجعه به نوار سخنراني معلوم شد که من از کلمه مردم اسرائيل استفاده کردهام، نه ملت اسرائيل.
اما مفهوم اصلي سخنراني من که بر آن تأکيد هم دارم، اين است که ملت بزرگ ايران ملت شايسته اي است و ما افتخار ميکنيم که دشمني و دوستي با اين ملت، يک شاخصه است. ما هم دوستاني داريم و هم دشمناني. دوستان و دشمنان ما هم ويژه هستند. دوستان ما مردم همه کشورها هستند حتي اغلب کساني که در سرزمينهاي اشغالي زندگي ميکنند، يعني آنجا که دولت غاصب اسرائيل ادعاي حکومت دارد، مردمش با مردم ايران دوست هستند.
مردم ما رژيم اسرائيل را به رسميت نميشناسند، چون اين رژيم مشروع نيست و مبتني بر تجاوز و ظلم و ستم است. کسي به اين نظام رأي نداده و توسط مردم فلسطين انتخاب نشده است. اسرائيل به مردم فلسطين و منطقه تحميل شده است. سرزمينهاي اشغالي يک سرزمين عربي متعلق به فلسطينيهاست و اينطور نيست كه همه مردمي که در آن زندگي ميکنند، صهيونيست باشند. صهيونيستها يک اقليت محدودند که قابل صرف نظر کردن هستند.
عمده مردم سرزمينهاي اشغالي با تفکر صهيونيستها مخالف هستند. يقين داشته باشيد حتي بخش اعظم مردم يهودي آنجا صهيونيست نيستند. بخش عمده ساكنان اين سرزمينها، مسلمان، مسيحي، يهودي و پيروان ادياني هستند که تفکر صهيونيست را به رسميت نميشناسند.
اسرائيل غير مشروع و تحميلي است و به همين دليل هم معتقديم که بايد از ميان برود، چون مشروعيت ندارد.
امام(ره) هم همين را فرمودند، آقاي رئيس جمهور هم بارها گفته است که اسرائيل بايد از صفحه روزگار محو شود و اين اتفاق خواهد افتاد.
البته دشمن تلاش کرده است با استفاده از انبوه رسانههاي خود، اين آرمان را به معناي عزم ايران براي برخورد نظامي با رژيم غاصب صهيونيستي جلوه دهد و ما را جنگطلب قلمداد کند و به تلاش براي توليد سلاح هستهاي متهم نمايد تا در نتيجه آن، حق مردم ايران را در برخورداري از انرژي صلحآميز هستهاي پايمال کند.
اما اين که ما ميگوييم اسرائيل از صحنه روزگار محو ميشود، مانند يک خبر است که به زودي اتفاق ميافتد و ما شاهد منطقه و جهاني خواهيم بود که رژيم اسرائيل در آن حضور ندارد.
جالب است بدانيد نظر من تندتر از آقاي رئيس جمهور است. دو روز پيش از سخنراني روز شنبه، در مراسم تجليل از شهداي منطقه اي در شمال کشور گفتم رژيم اسرائيل مرده است و اينها فقط دارند تشييع جنازه اين مرده را عقب مياندازند.
امروز جايگاه اين رژيم غاصب مخدوش است و فلسفه وجودي آن از بين رفته است. پس از جنگ 33 روزه، اسرائيل عملاً مُرد. شصت سال تبليغ ميکردند که ارتش اسرائيل شکست ناپذير است و کشورهاي عربي بيش از شش روز نتوانستند در برابر ما مقابله کنند و نهايتاً تسليم شدند و پس از گذشت شصت سال، باز هم هيچ کاري نتوانستهاند انجام دهند، اما جنگ 33 روزه نشان داد که نه تنها براي شکست اسرائيل نياز به کشورهاي مختلف نيست بلکه يک کشور و حتي يک حزب و جنبش مؤمن مقاومت براي نابودي اسرائيل کافي است. اين نشانه مرگ رژيمي است که افسانه شکست ناپذيري خود را به صورت بلاترديد القا كرده بود.
امروز کارشناسان سياسي و قدرتهاي سياسي دريافتهاند كه اسرائيل نميتواند موجوديت داشته باشد، همان گونه که امام(ره)، رهبر انقلاب و رئيس جمهوري بيان كردهاند. دفاع از اسرائيل بسيار پرهزينه است و توسط بسياري از کارشناسان جهاني مورد ترديد قرار گرفته است. کارشناسان سياسي جهان، امروز منطقه بدون اسرائيل را بررسي ميکنند و به دنبال منافع کشورهاي متبوع خود در منطقه بدون اسرائيل هستند.
امروز هيچ مسئول و کارشناسي در دنيا نميتواند موجوديتي براي اسرائيل حتي به صورت انتزاعي و ذهني قايل باشد. مواضع ايران در رابطه با سرزمينهاي اشغالي روشن است. ايران هيچگاه اسرائيل را به رسميت نميشناسد، چون هيچ مشروعيتي ندارد. ما به اسرائيل نميخواهيم حمله کنيم زيرا امروز اسرائيل مرده است و نيازي به حمله کردن ندارد.
ميخواهند اين را در فضاي جهاني غالب کنند که ما درصدد جنگ با رژيم اسرائيل هستيم و دستيابي ملت ايران به انرژي صلحآميز هستهاي را براي توليد سلاح هستهاي و بهکارگيري آن عليه اسرائيل جلوه ميدهند.
ميخواهند با انحراف افكار عمومي دنيا باعث شوند مردم جهان با منطق فناپذيري اسرائيل آشنا نشوند.
ميخواهند با تهديد و هياهو، مرگ حقيقي رژيم صهيونيستي را مخفي کنند. وحشت دارند و نميتوانند مرگ اسرائيل را اعلام کنند، وگرنه چه کسي نميداند اسرائيلي که نتوانست حتي مقابل يک حزب بايستد، توان مقابله با ايران را که امروز يک ابرقدرت منطقهاي است، ندارد. نه تنها اسرائيل بلکه آمريکا هم چنين جرأت و جسارتي را ندارد كه مقابل ايران بايستد.
مشکل آنها حضور پرشور ايران در منطقه و جهان است. ما نميتوانيم اسرائيل را به رسميت بشناسيم، چون با منطق اسلام، عدالت، ارزشهاي الهي و حتي حقوق بشر در تضاد است. ما جنگي با اسرائيل نداريم، اما در صورت اقدامات نسنجيده، چنان سيلي به آن خواهيم نواخت که صداي آن براي هميشه در تاريخ طنينانداز باشد. اسرائيل سالهاست فرآيند سقوط را ميگذراند و امروز مرده است. همه مسئولان جمهوري اسلامي در قبال رژيم غاصب اسرائيل موضع واحدي دارند. ما معتقديم مردم در سرزمينهاي اشغالي بايد اجازه پيدا کنند رژيم حاکم بر خود را خودشان انتخاب کنند. عادلانهترين راه اين است که بگذارند مردم فلسطين که سرزمين آبا و اجدادي آنها آنجاست، اعم از مسلمانان، مسيحيان، يهوديان و پيروان ساير اديان الهي، براي انتخاب حکومتشان رأيگيري کنند البته نه آنهايي که از دورترين نقاط دنيا به آنجا فرستاده شدهاند.
همان گونه که در ايران هم همينطور است و مردم از تمام اديان در تعيين سرنوشت کشورشان سهم دارند و در دفاع از کشورشان هم سر از پاي نميشناسند. اين موضع منطقي ايران است، اما قدرتهاي بزرگ مقابله ميکنند و اين، هزينه سنگيني را بر مردم جهان از همه بيشتر مردم فلسطين تحميل كرده است.
اين غده سرطاني موجب بدنام شدن و پرداخت هزينههاي سنگيني براي يهوديان جهان هم شده است؛ يهودياني که اغلب، جنايتکاران صهيونيست را قبول ندارند. وجود اسرائيل حتي براي يهوديان فلسطين هم مايه دردسر است و آرامش را از آنان گرفته است. همه ميدانند که تنها راه بازگشت آرامش از بين رفته فلسطين، برچيده شدن اين رژيم است.
عده اي از سخنان من درباره دوستي مردم جهان با ملت ايران به تفريط و از سخنان آقاي رئيس جمهور راجع به هولوکاست به افراط تعبير ميکنند. خواب ميبينند!، نه اين تفريط است و نه آن افراط.
بررسي هولوکاست، جلوه شجاعت دکتر احمدي نژاد است. دکتر احمدي نژاد کشته شدن يهوديها توسط نازيها را منکر نشده است، تبليغ سوء کردند تا موضع منطقي احمدي نژاد را بپوشانند. ماجراي هولوکاست هرچه باشد،امروز يک بازي سياسي است که مورد سوءاستفاده صهيونيستها قرار گرفته است و اجازه تحقيق درباره چرايي و چگونگي آن را نميدهند.
آقاي احمدي نژاد سؤالش اين است: يک واقعهاي بيش از شصت سال پيش در نقطهاي از دنيا اتفاق افتاده است. اولاً چرا اجازه تحقيق به دانشمندان پيرامون چرايي و چگونگي آن را نميدهند و دوم آن كه چرا اگر کسي بخواهد در رابطه با آن حرفي بزند، پيشاپيش مجرم شناخته ميشود؟
سوءاستفاده صهيونيستها از اين موضوع كاملاً روشن است. اين موضوع را بهانه کردهاند و در سايه آن با مظلومنمايي، برنامه سياسي جنايتکارانه خود را در منطقه به اجرا درآوردهاند. به اين بهانه، براي پيگيري سياستهاي تجاوزگرايانهشان، يك حکومت غاصب راهاندازي کردند.
نكته ديگري که آقاي احمدي نژاد مطرح ميکنند، اين است که اگر چنين حادثه اي آن گونه که شما ميگوييد، اتفاق افتاده است، چرا بايد تاوان آن را يک ملت ديگر بپردازد؟ چرا ملتهاي اسلامي؟ چرا فلسطينيان؟ چرا همانجا که اين اتفاق افتاده، به آنها اجازه تأسيس دولت نميدهند؟
جالب است بدانيد در جلسه اي که سال گذشته با شوراي روابط خارجي آمريکا که متشکل از کارشناسان و طراحان پشت پرده سياستهاي ايالات متحده است، در نيويورك تشکيل شد، آقاي احمدي نژاد اين پرسشها را از آنها هم پرسيدند،اما هيچ يك، پاسخي براي اين پرسشها نداشتند. احمدي نژاد با بيان اين سؤال دقيق، بساط اينها را از اصل به هم ريخت و چارهاي ندارند، جز اينكه افكار عمومي دنيا را از تفكر براي پاسخگويي به اين پرسش منحرف کنند.
راهي که انتخاب کردند اين است که ادعا كردند احمدي نژاد از اصل هولوکاست را منکر شده است و چون احمدينژاد با اسرائيل مخالف است، ميخواهد با زور و جنگ و استفاده از سلاح هستهاي، به براندازي اسرائيل بپردازد و اين ابهام آفرينيها درباره هولوكاست هم مقدمه جنگ و از بين بردن امنيت است.
برخي هم كه در داخل اجراي عدالت را به سود خود نميدانند و موفقيتهاي دولت را برنميتابند و تثبيت و توسعه سياستهاي دولت را در تناقض با منافع خود ميدانند، معمولاً ادبيات رسانههاي غربي و صهيونيستي را در بيان مخالفتهايشان به کار ميبرند. خودشان در اين گونه موارد جوسازي و بعد واکنش رسانههاي صهيونيست را رصد ميکنند و اقدام به انتشار اين واکنشها و تحليلهاي خود مينمايند. اينها ميخواهند دولت را در ميان ملت تضعيف کنند و از اين طريق نظر مردم را از ادامه حمايتهاي بي دريغ از سياستهاي هستهاي دولت عوض کنند و در ادامه منافع ملت ايران در حقوق هستهاي را به خطر بيندازند و به اين ترتيب جاي پايي براي خودشان درست ميکنند.
من در بيش از صد سخنراني بر نامشروع بودن اسرائيل تأكيد کردهام. حرفهاي برخي از اين رسانهها خيلي خنده دار است، چون در ايران، نه تنها در سطح مديران ارشد بلکه در رده مديريتهاي مياني هم کسي نيست که اسرائيل را به رسميت بشناسد.
همه ميدانند مواضع دکتر احمدي نژاد در برابر سياستهاي صهيونيست جهاني که از او شخصيت ويژه اي در دنيا و ايران ساخته است، مواضعي منطقي، محکم، مستدل، عالمانه، با درک حقايق و تشخيص درست است که در برابر قدرتها اينگونه ايستاده و اين اقتدار ويژگي ملت ايران است و معناي آن روحيه تجاوز و جنگ و خشونت نيست.
اينها برآشفتهاند، چون ديگر نميتوانند بر طبل جنگ طلبي دولت ايران بکوبند و بهانه درست کنند تا گروهي که تحت تأثير تبليغات دشمن قرار گرفتهاند و گمان ميکنند مواضع احمدي نژاد، خشونتطلبانه است، متوجه اصل موضوع نشوند. تمام اميد اينها به يأس تبديل شده است. نه مواضع دکتر احمدي نژاد در هولوکاست افراط است، نه تفکيک مردم از دولتهاي زورگو علامت تفريط است.
البته اين بازيهاي رسانه اي سابقه دار است. سال گذشته يک خبرگزاري ظاهراً اصولگرا اما وابسته به برخي جناحهاي قدرت رقيب دکتر احمدي نژاد، (نام نميبرم، چون ممکن است در حال حاضر متنبه شده باشند)، به طور غيرمنتظره، خبري را منتشر کرد مبني بر اينکه مشايي در مصاحبه با يک خبرنگار اسرائيلي در آلمان گفته است: «ما با رژيم اسرائيل مثل قبل از انقلاب دوست هستيم، چه روزهايي خوشي داشتيم و...» من سير توليد و انتشار اين خبر را بررسي کردم. خيلي جالب بود، يک هماهنگي خارجي و داخلي در توليد و پخش اين خبر به چشم ميخورد.
داستان از اين قرار بود که بنا بود من به همراه گروهي براي حضور و سخنراني در جمع ايرانيان مقيم آلمان و بررسي مشکلات آنها به اين کشور سفر کنم. همه هماهنگيهاي لازم انجام شده بود و برنامه سفر در رسانههاي داخلي و خارجي هم اعلام شد، اما دقايقي پيش از پرواز، دکتر احمدي نژاد مأموريتي به بنده دادند که امکان حضور من در اين سفر فراهم نشد، البته گروه همراه رفتند.
فرداي آن روز يک شبکه صهيونيستي در برنامه تلويزيوني خود اعلام كرد، وزير گردشگري ايران که براي بازديد از يک نمايشگاه گردشگري به آلمان سفر کرده، در مصاحبه با يک خبرنگار اسرائيلي، مطالب فوق الذکر را گفته است. خبرگزاري مذکور هم به سرعت و به صورت ويژه اي اقدام به درج اين خبر به نقل از آن شبکه كرد.
آيا اگر چنين نقل قولي به يک مقام مسئول حتي در سطوح پايين مديريت در جمهوري اسلامي آن هم توسط يک شبکه تلويزيوني صهيونيستي منتسب شود، نبايد درباره درستي و نادرستي آن تحقيقي شود؟
آيا اصلاً کسي از مسئولان هست که جرأت بيان چنين مطالبي را داشته باشد؟ آيا قرآن نخواندهاند كه ميفرمايد: «إذ جائکم فاسق بنباٍ فتبينوا»
پس از انتشار اين خبر آمدند از بنده راجع به درستي آن پرسيدند كه در پاسخ گفتم: «خسن و خسين، دختران معاويهاند!» اولاً بنده اصلاً سفري به آلمان نکردم، ثانياً مصاحبه اي نکردهام، ثالثاً نمايشگاه گردشگري در کار نبوده تا بخواهم چنين مطالبي را در آن بگويم. مانند اين ماجرا بسيار است. يا اينکه گفتند بنده گفتهام «گردشگران خارجي ميتوانند در ايران بدون حجاب باشند» و «ايرانيان در خارج از کشور ميتوانند از مشروبات الکلي استفاده کند» يا اينکه در ترکيه در مجلس لهو و لعب شرکت کردهام.
به هر حال، به کوري چشم دشمنان، سخنان خود را تکرار و تأکيد ميکنم که ملت ايران ملت بزرگي است و مواضع به حق او منطقي و در دنيا شنيدني است. ما آنقدر پياممان شفاف، استوار، منطقي و روشن است که نيازي به جنگ با مردم دنيا نداريم. دشمنان ما مشتي قدرت طلب، انحصارطلب و زورگو هستند و به ملتي در دنيا تعلق ندارند. من در آن سخنراني گفتم و بار ديگر هم ميگويم كه شايستگي ملت ما از دو نظر قابل بررسي است: «هيچ ملتي در دنيا با مردم ما دشمني ندارد»، «دشمنان ما ظالمترين و فاسدترين افراد کره زمين هستند».


