صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

نبايد خود را درگير  پشت پرده ويكي ليكس كرد

گفت وگو با حميدرضا آصفي
کد خبر: ۱۴۲۵۹۹
| |
5248 بازدید

در ماه هاي گذشته، ويكي ليكس به يكي از چالش هاي بزرگ جهاني بدل شده است؛ از سياستمداران گرفته تا مردم عادي، همگي با نوعي شگفتي و تا حدودي ناباوري با اين پديده روبه رو شده اند. در اين زمينه با حميدرضا آصفي، سفير سابق ايران در امارات متحده عربي به بحث نشسته ايم.

وي بر اين باور است كه اين پديده، حيثيت دولت آمريكا را زير سوال برده و پس از آن، سران كشورها با احتياط در مذاكرات سخن مي گویند.

ـ جنجال «واترگيت» كه منجر به سقوط نيكسون شد، پديده ويكي ليكس، موثرترين افشاگري در چند دهه اخير به شمار مي رود. اين پديده رسانه اي از نظر ابعاد با هيچ يك از افشاگري هاي سابق قابل مقايسه نيست. در گام نخست، مي خواستم اين مسأله را ارزيابي کنید؟

به باور من، اين پديده هنوز در هاله اي از ابهام است و به طور قطع، نمي توان درباره آن اظهارنظر كرد كه ماهيت و جوهره آن چه بود. زمان بيشتري لازم است تا بتوان درباره آن اظهارنظر كرد، ولی مي توان حدس هايي زد كه چه كسي پشت قضيه بوده و اصولا ماهيت آن چيست.

ـ از ديد شما اين پديده چه ماهيتي دارد؟

* در معناي لغوي، «ليكس» به معناي «نشت كردن و درز كردن» است و زماني كه آبي از لوله چكه مي كند، به آن كلمه «leak» اطلاق مي شود؛ يعني نشت كرده؛ بنابراين، اين سايت نام خود را از اين لغت گرفته كه مي خواهد اخباري را نشت بدهد. در اين ميان قصد اين سايت، نشت اخبار محرمانه است كه البته در این زمینه، سابقه طولاني هم دارد.

ـ سابقه اين سايت چند سال است؟

* اين سايت كار خود را به تازگي آغاز نكرده، بلكه نزدیک ده سال از آغاز فعاليت اين سايت مي گذرد و اين اخبار نشت داده هم نخستین کار اين سايت نبود؛ اخبار ترور يكي از شخصيت هاي سومالي كه به دستور مقامات وقت صورت گرفته بود هم يکي از آنها بود.

ـ پس از ترور يا پیش از ترور؟

* پس از ترور، زيرا پیش از ترور دسترسي به اين اسناد بسيار سخت است.

ـ اما كارهاي قبلي اين سايت كه در اين حد نبود؟

* بله، اقدام اخير اين سايت در انتشار اسنادي با اين وسعت بي سابقه بود. فارغ از حجم اسناد منتشره كه چند صد هزار صفحه را در بر مي گرفت، اين درز خبري تنوع فراواني داشته و نوع انتشار مطالب نيز بي سابقه بود. همين ويژگي ها، نوع درز خبر را با ساير افشاگري ها متفاوت مي كرد كه وجه تمايز اين کار به شمار می رود.

ـ شما در سخنان خود به گمانه زني هاي متفاوتي اشاره كرديد. در مورد اينكه پشت پرده اين نشت خبري چه گروهي سود مي برد، چه نظري داريد؟

* به نظرم، نبايد خود را خيلي درگير كنيم كه چه كساني پشت صحنه بوده اند. مهم اين است كه بدانيم با اين پديده چگونه برخورد كنيم. بسياري بر اين باور هستند كه كار خود آمريكايي ها بوده و عده اي ديگر اين نظر را دارند كه يك سايتي خودش اين اسناد را منتشر مي كند. يك عده بر اين باور هستند كه اين سايت پشتش به يك گروه و تشكيلات خاصي گرم است كه به آنها اجازه مي دهد، اين گونه افشاگري انجام دهند. عده ديگري بر اين باور هستند در دنياي امروز كه بسيار كوچك شده، اخبار علني بوده و 90 درصد اخبار دنيا آشكار و تنها 5 تا 10درصد آنها محرمانه است، به ویژه اينكه اين سايت در ادامه فعاليت هاي فيس بوك، تویيتر و... فعاليت مي كند و به عبارتي، محور حركتي قرار مي گيرد تا حركات اعتراضي را ساماندهي كند و حاكمان بدانند كه دانستن حق مردم است كه به نظر من، احتمال گزينه سوم و چهارم و تركيبي از دو گزينه انتهايي بيشتر از بقيه است.

ـ شما در سخنان خود به اين مسأله اشاره كرديد كه احتمال دارد پشت اين سايت به يك گروه و تشكيلات خاص گرم باشد، منظورتان چه تشكيلات و گروهي است؟

* خود من گمان مي كنم، گروه پشت اين قضيه با توجه به اينكه در عرصه جهاني يك اعتراض عمومي مبني بر ضرورت شفافيت وجود دارد، كار خود را آغاز كرد. هرچند به نظر من اين گمانه بيشتر تقويت مي شود كه دست لابي صهيونيسم در اين افشاگري وجود دارد و اين هسته قدرتمند اين سايت را حمايت مي كند.

به هر حال، دسترسي گسترده و پافشاری به ادامه آن موضوع مهمي است كه نمي توان آن را ناديده گرفت.

ـ از اين جهت كه اسنادي عليه اين رژيم در افشاگري ويكي ليكس وجود ندارد؟

* يك بخش آن مربوط به فقدان سند درباره رژيم صهيونيستي است، اما همه آن نيست چون کارهایي از اين دست، در دستور كار صهيونيستها قرار گرفته است. من مقاله اي در هرالد تريبيون در زمان سفارتم در فرانسه در سال 1376 خواندم كه در آن تأكيد شده بود در دهه 50ميلادي، دستورالعملي كه دولت رژيم صهيونيستي به يهوديان خارج از رژيم صهيونيستي داده، اين بود: «شغلي كه مي خواهيد دنبال كنيد، بايد خبرنگاري باشد و دنبال شغل هاي ديگر نرويد.»

به عبارت بهتر، رژيم صهيونيستي دستورالعملي را مطرح كرد كه بايد شمار خبرنگاران يهودي افزايش يابد. اين دستورالعمل در دهه 50 ميلادي، در حالي صادر مي شود كه تنها دو سال از تأسيس اين كشور گذشته است؛ همچنان كه هر كشور با توجه به نيازهاي خود امكان دارد اشتغال به يك شغل را در اولويت قرار دهد، به گونه اي كه به مردم خود پيشنهاد دهد پزشكي يا مهندسي بخوانند.

اين مسأله نشان مي دهد كه چگونه رژيم صهيونيستي، رژيمي تبليغاتي و رسانه محور است. البته بنا بر مظلومنمايي و فريب.

ـ يعني اسرائيل ويكي ليكس را خريده است؟

*نه، اين ارزيابي درست نيست. اين ارزيابي كه رژيم صهيونيستي رسانه ها را صرفا با پول خريده، اشتباه است. برداشت بسياري اين گونه است كه رژيم صهيونيستي به خبرنگاران پول مي دهد تا به سود آن قلم بزنند، اما اين برداشت دقيق نيست. اين رژيم فراتر از اين عمل كرده است، زيرا برنامه ريزي طولاني انجام داده و بسياري از صهيونيست ها را خبرنگار كرده است.
حال اگر در روزنامه اي چند خبرنگار صهيونيست باشد، مشي روزنامه صهيونيستي مي شود، ديگر نيازي به پول خرج كردن نيست. همچنان كه اگر چند بچه مسلمان در روزنامه اي كار كنند روزنامه اسلامي مي شود و ديگر نيازي نيست به اين افراد پول داده شود تا از اسلام دفاع كنند.

آنها به صورت طبيعي از اسلام دفاع مي كنند. اين نكته از آن جهت مطرح شد كه به صرف فقدان اخبار رژيم صهيونيستي در سايت ويكي ليكس، نبايد برداشت حمايت از سوي اسرائيل صورت بگيرد، زيرا حمايت اين سايت توسط صهيونيستها از اعتقاد آنان كه در همه مراكز حضور دارند، سرچشمه مي گيرد، چون اين رژيم به رسانه ها باور دارد و از آن به عنوان عاملي براي امتيازگيري استفاده مي كند.

ـ يعني اين کار از سوي اسرائيل با هدف امتيازگيري انجام شده است؟

* بله، البته صهيونيست ها يك بار ديگر آمريكاييها را با خانم لوينسكي تحت فشار قرار دادند و آن افتضاح رسانه اي را ايجاد كردند و به دنبال آن، كلي امتياز گرفتند. اين بار نيز به دنبال اين حادثه، بار ديگر امتياز گرفتند، به گونه اي كه آمريكايي ها پيش شرط خود را براي توقف خانه سازي رژيم صهيونيستي برداشتند و خانه سازي رژيم صهيونيستي را ناديده گرفتند. اين نكته از موارد مشهودي است كه رسانه اي شده، اما در پشت پرده موارد متعددي وجود دارد كه ما از آن اطلاعي نداريم و هنوز معلوم نيست چه توافق هاي پنهاني بين آمريكا و اسرائيل صورت گرفته و آمريكا چه امتيازاتي به اسرائيل داده اس!

ـ اين نظريه شما درباره اسرائيل مبني بر امتيازگيري با توجه به اختلاف افكني كه توسط اخبار منتشره از سوي اين سايت صورت گرفته، به خوبي قابل مشاهده است. ارزيابي تان در اين زمینه چيست؟

* يكي از ويژگي هاي اخبار منتشره اين است كه بين كشورهاي منطقه دو دستگي، اختلاف، خصومت، كينه و بدبيني ايجاد كند كه اين نتايج همواره مدنظر رژيم صهيونيستي بوده و مرتب اين اهداف را دنبال كرده است. هنوز معلوم نشده اين اسناد چگونه درز كرده است؟ آيا اين سايت، در سفارت فرانسه آدم داشته كه اين اخبار را منتشر كرده يا اينكه آدمي در سفارت عربستان يا امارات داشتند كه اخبار را از آنجا درز دادند يا اينكه اين افراد در وزارت امور خارجه آمريكا آدم داشتند كه توانستند به راحتي اسناد محرمانه اي با اين اهميت را در اين حجم و وسعت منتشر كنند. البته اين روش راحتتر بوده و رژيم صهيونيستي راحت مي تواند در اين مراكز آدم داشته باشد كه اسناد طبقه بندي شده را در راستای اهداف اين رژيم از وزارت امور خارجه آمريكا نشت دهد. اين اقدام امكان دارد از روي تعصب صهيونيستي يا پول يا هر انگيزه ديگر انجام شود.

به عبارت بهتر، وقتي عوامل در كنار هم گذاشته شود، مشخص مي شود كه امكان دستيابي اين رژيم به اين اسناد از بقيه بيشتر است. من تحليلم اين است كه رژيم صهيونيستي اين كار را با بهره گيري از آزادي بياني كه در غرب ادعا مي شود، انجام داده است. همچنان كه سوئديها نمي توانستند به بهانه نقض يا سوءاستفاده مطبوعاتي با آسانژ برخورد كنند؛ بنابراين، وقتي سوئدي ها خواستند آقاي آسانژ را بگيرند، مساله اخلاقي را مطرح كردند به گونه اي كه انجام هر نظرسنجي به نفع آقاي آسانژ است چون بر اين اعتقاد هستند كه وي كاري انجام نداده بلكه اطلاعاتي كه مردم بايد بدانند را منتشر كرده است، پس فضاي آزاديخواهي و بيان زاد افكار و اطلاعات، زمينه اي را فراهم كرده كه رژيم صهيونيستي به راحتي توانست در پوشش اين مسأله، اهداف خود را دنبال كند.

ـ با توجه به اينكه دستيابي به اسناد محرمانه وزارت امور خارجه به راحتي امكانپذير نيست و هر مقامي نمي تواند به اين اسناد دسترسي داشته باشد، آيا مي توان اين ارزيابي را داشت كه اين اسناد توسط مقامات بالاي وزارت امور خارجه آمريكا منتشر شده است؟

* نمي توان به صورت قطعي چنين برداشتي كرد، اما مي تواند بالا يا پايين باشد.

ـ چون اين اسناد از طبقه بندي خارج نشده، بنابراين خروج آنها از وزارت امور خارجه مستلزم اين است كه يك مقام بالاي وزارت امور خارجه چنين اقدامي را انجام داده باشد؟

* خيلي سخت است اما با توجه به اينكه اسناد در حجم انبوه منتشر شده قاعدتا به صورت سازماندهي به آن دسترسي پيدا شده است. اين گونه نبوده كه اسناد به صورت واحد و جداگانه در اختيار اين سايت قرار داده شده باشد، بلكه افرادي كه دسترسي راحتي به اين اسناد داشتند آن را به صورت انبوه در اختيار اين سايت قرار دادند.

به هر حال، كساني اين كار را انجام دادند كه به اسناد طبقه بندي شده دسترسي داشتند اينكه سطح آن افراد چه بوده به راحتي نمي توان در اين مورد قضاوت كرد.

ـ اصولا دسترسي به اسناد موجود در وزارت امور خارجه تابع چه مقرراتي است؟

* اسناد وزارت امور خارجه را همه افراد نمي توانند ببینند. در اين زمينه قوانين سختي موجود است و در اين مورد، طبقه بندي هاي متفاوتي وجود دارد؛ يك نوع طبقه بندي نوع سطح دسترسي و ديگري نوع دسترسي است؛ برای نمونه، اگر من در حوزه آمريكا كار مي كنم، اسنادي را می بینم كه مربوط به آن حوزه باشد، مگر آنكه بالاترين مقام وزارت امور خارجه در اين مورد دستوري صادر كند. مثلا اگر فردي كارشناس ميز فيليپين است، نمي تواند به اخبار يمن دسترسي پيدا كند، مگر اينكه مقام بالاتر حكم صادر كند. اين نحوه دسترسي در نوع دسترسي مي گنجد.

اما نوع ديگر، سطح دسترسي است. در تمام كشورها اخبار طبقه بندي مي شود كه در نوع عادي همه مي توانند آن را مشاهده كنند و بقيه در نوع محرمانه، خيلي محرمانه، سري و به طور كل سري تقسيم مي شود. در محرمانه دسترسي افراد بيشتر، اما در خيلي محرمانه ميزان دسترسي به مراتب كمتر و در سري و به كلي سري به مراتب محدودتر مي شود، به ترتيبي كه در به كلي سري فقط چند نفر اسناد را مشاهده مي كنند؛ البته در اين ميان هر كشوري براي مراتب فوق تعريف خاص خود را دارد، به گونه اي كه ممكن است اينگونه تعريف شود كه اسناد به طور كل سري را فقط وزير امور خارجه و معاونان يا فقط قائم مقام و وزير رويت كنند.

به عبارت بهتر شايد در كشور به كلي سري را پنج نفر مشاهده كنند يا اينكه در كشور ديگري فقط سه نفر يا حتي يك نفر رويت كند. به هر حال، اين روال تعريف داشته و مشخص است و اينگونه نيست كه يك كارشناس معمولي به اسناد سري دسترسي داشته باشد. بنابراين هم حوزه و هم دسترسي محدود است و زمان بيشتري لازم است تا ابعاد اين پديده مشخص شود و نمي توان به طور دقيق در مورد آن قضاوت و اظهارنظركرد. البته اسنادي كه منتشر شده به لحاظ طبقه بندي هم خيلي حایز اهميت بوده است.

ـ شما در سخنان خود به هدفگذاري ها اشاره كرديد كه در اين اسناد تلاش شده تا بين كشورهاي منطقه اختلاف ايجاد شود، دقيقا منظورتان چيست؟

* خب منطقه خاورميانه به طور كلي منطقه جذابي است، به گونه اي كه كشوري دور افتاده در منطقه آمريكا يا اروپا براي افكار عمومي جذاب نيست، ولی اين مسأله در مورد كشوري در منطقه خاورميانه متفاوت است؛ بنابراين، اخبار مربوط به اين مناطق نيز جذاب مي شود. به قول خبرنگاران، خبر خوب، خبري است كه جذابيت ايجاد كند.

به هر حال، در اين منطقه بحث رژيم صهيونيستي، ايران، عراق و... وجود دارد و فارغ از اين مسأله، منافع بعضي كشورها اقتضا ميكند كه در خاورميانه آشوب و دودستگي حاكم بوده بنابراين در مورد بسياري از سران كشورهاي خاورميانه در اسناد مزبور شواهدي وجود دارد يا اينكه اسنادي در مورد تركيه وجود دارد كه جايگاه آن كشور را نشانه رفته است. اما حلقه مفقوده اخبار مربوط به رژيم صهيونيستي است، با وجود اينكه اسرائيل در مورد قتل، جنايت و... بسيار خبرساز است، بنابراين چنين قضاوتي با يك بررسي اجمالي قابل دستيابي است.

ـ بسياري اين احتمال را مي دهند كه اين مسأله كار جمهوريخواهان باشد؟

* احتمالات زيادي وجود دارد. بسياري بر اين باورند اين كار آمريكايي هاست كه مي خواهند بحران اقتصادي خود را مديريت كرده و بر آن سرپوشي بگذارد. به هر حال، گزينه هاي متفاوتي وجود دارد و نمي توان بهطور قطع در مورد عاملان اين واقعه اظهارنظر كرد. كمااينكه هنوز مشخص نشده حادثه 11 سپتامبر چگونه رخ داد. يك عده مي گويند دولت آمريكا بود و عده ديگري به طالبان منتسب مي كنند و برخي رژيم صهيونيستي را در اين مورد مقصر مي دانند و گروهي بر اين باور هستند كه آمريكا مي دانست چنين اتفاقي قرار است رخ بدهد اما ساكت ماند تا از آن به عنوان بهانه اي براي لشكركشي به افغانستان بهره بگيرد. تمام اين موارد گمانه زني است كه مطرح مي شود.

ـ شما در سخنان خود به آثار انتشار اين اسناد اشاره كرديد. مهمترين تبعات اين افشاگري از ديد شما چيست؟

* در گام نخست، اين اسناد حيثيت دولت آمريكا را زير سوال برد و بعد از اين واقعه سران كشورها با احتياط در مذاكرات صحبت مي كنند. از سوی ديگر، كشورهاي دنيا ملزم به شفاف سازي مي شوند، چون اين اعتقاد ايجاد شده كه به هر حال اين اسناد منتشر خواهد شد. به عبارت بهتر، حجم اخبار منتشره نسبت به قبل افزايش يافته و در آينده بيشتر شاهد اين افشاگري ها خواهيم بود.

ـ آيا انتشار اين اسناد در درون خود دولت آمريكا، آثاري به دنبال داشته است؟

* بالاخره دولت آمريكا به ميزان زيادي در روابط بين الملل منفعل شده است، همچنان كه خانم كلينتون با بسياري از سران کشورها گفت وگو كرده و براي آنها توضيح داده است. حتي شنيدم كه با آقاي پوتين نيز صحبت كرده و گفته ببخشيد كه اين تعابير در مورد شما بيان شده است (لفظ دقيق تعابير را عنوان كنيد) كه پوتين در جواب گفته: ما زياد نگران نيستيم چون مواردي كه در مورد مسئولان شما گفته شده و در اسناد محرمانه ما وجود دارد، به مراتب بدتر است و به خاطر ضربه حيثيتي كه به دولت آمريكا وارد شد، در مقام توضيح و تشريح برآمدند تا روابط آمريكا با كشورهاي ديگر آسيب بيشتري نبيند.

ـ آيا امكان دارد از رهگذر اين حادثه دولت اوباما سرنوشتي همچون دولت نيكسون پيدا كرده و سقوط كند؟

* نه.

ـ چرا اين اعتقاد را داريد؟

* چون جنس قضيه متفاوت است و آمريكايي ها به خوبي توانستند اين مساله را مديريت كنند اينقدر كه در دنيا اين مطالب تكاندهنده و مهم بوده در آمريكا ايجاد هيجان نكرده است، الان در آمريكا مساله ويكي ليكس در حاشيه قرار گرفت. شايد مقررات جديدي براي رسانه ها و مطبوعات وضع شود، اما بعيد است دولت اوباما را دچار مشكل كند. آمريكايي ها به اندازه شما مسأله را جدي نگرفته اند.

ـ به هر حال، دولت اوباما توانست از رسانه ها به خوبي بهره بگيرد كما اينكه در رسانه ها اتهام آزار جنسي آسانژ را برجسته سازي كرده و اذهان را در دست گرفتند؟

* دولتمردان آمريكا با به كارگيري ابزارهاي مختلف از جمله خفقان و جو امنيتي و... توانستند اين موضوع را از اولويت رسانه ها خارج كنند. اين دستاورد بسيار مهمي است كه چندان به آن پرداخته نشد. من اين پاسخ را در برابر سوال شما دادم كه گفتيد آيا امكان دارد اين مسأله اوباما را به زمين بزند كه من گفتم: محال است اين اتفاق بيفتد.
به قول معروف از اين خون خيلي گذشته و ديگر براي دولت آمريكا خطري به همراه ندارد.

ـ چرا افكار عمومي نسبت به محاكمه آسانژ واكنش نشان نداد؟

*چون اين مسأله براي مردم آمريكا اولويت ندارد. درآمريكا بحث روابط خارجي هيچ وقت در اولويت نيست؛ مسائل اقتصادي، تورم، اشتغال و امثال آن بيشتر اهميت دارد.

ـ براي همين به دغدغه مردم آمريكا تبديل نشد؟

*بله، مردم آمريكا به شدت غيرسياسي هستند. اصلا سياست براي آنها اهميت ندارد؛ بنابراين، دولت آمريكا به راحتي ميتواند در افغانستان و عراق حضور پيدا كند و تازه افكار عمومي را توجيه كند، چون جامعه سياسي نيست به اين مسأله اهميت نميدهد يا اينكه زود قانع مي شود. آمريكايي ها بيشتر دنبال مسائل اقتصادي خود هستند و اين مسائل براي آنها اولويت دارد كما اينكه در گرماگرم مبارزات انتخاباتي، اولويت نخست كانديداهاي رياست جمهوري رفع بيكاري و توسعه بهداشت و آموزش است و كمتر به مسائل سياسي و بين المللي توجه نشان مي دهند. اگر به اين مسائل توجه نشان ميدهند، اين رويكرد را دنبال مي كنند كه توجه به اين نكته يا بي توجهي چه منافع و مضرات اقتصادي را به همراه دارد و بدين ترتيب، مردم را توجيه مي كنند.

به عبارت بهتر، تداوم حضور خود را به بهبود وضعيت اقتصادي مردم آمريكا گره مي زنند؛ بنابراين اين داستان در اولويت مردم قرار نگرفت، همچنانكه براي بسياري از كشورهاي غربي مسائل سياسي در اولويت قرار ندارد، مگر اينكه براي آنها اولويت سازي صورت بگيرد، در حالي كه مردم ايران به شدت سياسي هستند و اوضاع جهان را دنبال مي كنند.

ـ مردم ايران برخلاف آمريكا و اروپا برونگرا هستند و اتفاقاتي از اين دست براي آنها هيجان ايجاد ميكند، اما در آمريكا مردم به علت درونگرا بودن در برابر اين اتفاقات واكنش نشان نمي دهند.
نظام بين الملل تا چه حد از اين افشاگري تاثير ميپذيرد، آيا نحوه چانه زني كشورها دستخوش بحران مي شود؟

* اينكه اين مساله تحولي در فضاي رسانه هاست در آن شكي نيست و نقطه عطفي محسوب مي شود، همانند حادثه 11 سپتامبر كه يك تحول امنيتي بود تا يك تحول جدي رسانه اي در بعد بيروني و در نظام بين الملل دولتها ناچار هستند، با اخبار بسته برخورد نكنند و تا حدي كه مي توانند شفاف سازي مي کنند و كساني كه پشت ميز مذاكره قرار مي گيرند، محتاطتر مي شوند.

از سوي ديگر، كشورها ميتوانند در مذاكرات خود در قبال اين افشاگري امتيازگيري كرده و در مذاكرات پيروز شوند، براي همين دولت آمريكا در مقام توضيح و تشريح برمي آيد.

ـ يعني معتقديد تاريخ مصرف ويكي ليكس پايان يافته است؟

* نه. من چنين چيزي نگفتم بلكه بر اين باور هستم كه ديگر هر روز داغ نشده و به اولويت نخست رسانه ها تبديل نمي شود، بلكه در حاشيه قرار مي گيرد.

ـ پرداختن به اسناد ويكي ليكس در بعد اختلافات بين كشوري درست است؟  

* به نظر من، شيوه پرداختن به اين اسناد چندان درست نيست اين اسناد مي تواند محور سخنان افراد دانشگاهي قرار بگيرد، اما نبايد در سطح رسانه ها به آن پرداخت. داستان ويكي ليكس، موضوع بحث مردم نيست، زيرا بحث در مورد اين اسناد بازي كردن در ميدان آنان است چون آنها مي خواهند ما را گرفتار كنند و بايد نهادهاي دست اندركار مثل وزارت امور خارجه و... به آن بپردازند تا مشخص شود، چگونه مي توان از اين پديده در جهت منافع كشور بهره گرفت، اما نبايد در دام اين اسناد افتاد، چون هدف اين اسناد، اين است كه كشورهاي منطقه را به جان هم بيندازد؛ بنابراين، از پرداختن به اين اسناد بايد پرهيز كرد و به آن بي اعتنا بود.

فكر مي كنيد راه ويكي ليكس ادامه پيدا كند؟

* بله اما مطمئن هستم ديگر نمي تواند هيجان ايجاد كند و چون اين موضوع هيجان خود را ايجاد كرد، بهتر است ما نيز به آن خيلي اعتنا نكنيم.

گفت وگو از: معصومه ستوده
منبع: همشهری ماه

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟