پاي عراق، روي دم غرور ايراني!
برتري برابر دشمن ديرينه، يك آغاز رويايي براي تيم ملي كشورمان محسوب ميشود كه ميتواند فضاي بدبيني موجود اطراف اين مجموعه را دست كم در كوتاه مدت به يك انرژي مثبت روحي و رواني تبديل كند.
به نوشته گل ، با توجه به قهرماني دراماتيك و دور از ذهن عراقيها در جام ملتهاي گذشته و نيز قدرت افزايش يافته اين تيم در سالهاي اخير، انتظار ميرفت حريف ايران در روز نخست براي تسليم امتيازات كامل به كشورمان دندانگردي بيشتري به خرج بدهد، اما به نظر ميرسد مرتكب شدن يك اشتباه استراتژيك بزرگ از سوي عراقيها كار را براي آنها سخت كرد؛ آنجا كه آنها به بهانه راه انداختن جنگ رواني، پا روي دم «غرور ايراني» گذاشتند و ناخواسته و ندانسته به افزايش روحيه جنگندگي و يكپارچگي ايرانيان كمك كردند!
بخشي از بزرگترين شاهكارهاي فوتبال ايران، درست زماني رقم خورده كه غرور و عاطفه ملي بازيكنان ما به چالش كشيده شده است؛ درست مثل آن چند دقيقه توفاني آخر بازي با استراليا كه حركت آن ديوانه دوست داشتني(!) به بچههاي ايران برخورد و تلافياش را سر بوسنيچ و ونبلز درآوردند، يا بازي با آمريكا كه اسمش را مسابقه قرن گذاشتند و در نهايت قرعه پيروزي در آن به نام تيم درآمد. وقتي غرور ايرانيها تحريك ميشود، انتظار هر اتفاقي را بايد داشت و اين درست همان نكتهاي بود كه عراقيها نميدانستند و همين «جهالت» شان در پايان به ضررشان تمام شد. آن حجم وحشتناك از كريخوانيهاي بعضا نامتداول، برخورد سرد و دور از انتظار سيدكا با قطبي، سابقه سوءرفتار تماشاگران اين كشور در قبال سرود ملي ايران در مسابقات غرب آسيا و دامن زدن به حساسيتهاي غير ورزشي اين مسابقه عملا باعث شد بچههاي تيم ملي ايران انگيزه مضاعفي به دست بياورند و بيشتر از هر زمان ديگري براي موفقيت بجنگند. در واقع عراقيها سهوا اتمسفر ايدهآل و انرژيكي را اطراف تيم ملي ما به وجود آوردند كه طي اين ماهها، هر چقدر مسوولان ايراني براي ايجادش بيشتر زحمت كشيدند، كمتر نتيجه گرفتند!
مسابقاتي از جنس «ايران – عراق»، رقابتهاي هيجاني و احساس آلود هستند كه بيش از تدابير فني و تاكتيكي در آنها، اشتباهات فردي بازيكنان دو تيم و چگونگي استفاده از اين اشتباهات تعيين كننده و سرنوشت ساز از كار درميآيند. اتفاقا به دليل همين غلبه احساسات كور بر منطق و عقلانيت است كه ميتوانيم در بازي مهم شامگاه سهشنبه، حداقل 10 اشتباه فردي بسيار بزرگ و مهلك را از بازيكنان دو تيم ببينيم و بشماريم؛
آنچه حتي در مسابقات سطح دو و سه بينالمللي هم نادر و كمياب است. در چنين فضايي برتريهاي روحي و رواني نقش تعيين كنندهاي بازي ميكنند و به ويژه فوتباليستهاي ايران نشان دادهاند در شرايط به حركت درآمدن انگيزههاي پنهانشان، كنترل ناپذير به نظر ميرسند. مجموعه اين شرايط دست به دست هم دادند تا فضايي به وجود بيايد كه در آن هادي عقيلي مصممتر و محكمتر از هر زمان ديگري باشد، آندرانيك تيموريان آنقدر انگيزه داشته باشد كه سوت پايان مسابقه نيز به سختي بتواند دويدنهاي مرگبار و بيوقفهاش را پايان بدهد و البته محمدرضا خلعتبري بدون اعتراض به غيبت عجيبش از تركيب اصلي، در همان دقايق معدود حضورش در زمين به «برگ برنده» تيم ملي ايران تبديل شود. اشكهاي ايمان مبعلي پس از به ثمر نشستن توپش روي گل دوم، ميتواند سمبلي باشد از نيروهاي انگيزشي بازيكنان ايران براي اين مسابقه؛ آنچه استمرار بخشيدنش تا انتهاي تورنمنت وظيفه كادر فني و مديريتي درگير با تيم است.
عراقيها حالا حتما درس خوبي گرفتهاند و دريافتهاند كه تاخت زدن فخرفروختنهاي پايان بازي با رجزخوانيهاي بيحاصل قبل از آن، كار چندان عاقلانهاي نبوده است. اي كاش اما، براي ما هميشه همه حريفها مثل عراق باشند و قبل از بازي غيرت و همگرايي در خواب خفته، بازيكنانمان را كمي قلقلك بدهند!


