واگذاری شتاب زده تیمها مضر است
نماینده بابلسر گفت: در کمیته ورزش کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی طرحی را با عنوان نظام جامع باشگاه داری در ایران متناسب با استانداردهای روز دنیا تهیه کرده ایم که می تواند به وضعیت تیم های باشگاهی کشور سر وسامان بدهد.
مقداد نجف نژاد در گفت وگو با هفته نامه وارش به واکاوی موضوع باشگاه داری و آسیب های انتقال تیم ها از پایتخت به استان ها پرداخته است:
گویا شما از موافقان انتقال تیم از تهران به دیگر استانها هستید. دلایلتان برای این موافقت چیست؟
نه، اتفاقاً من معتقدم تهران میتواند 10 تیم هم داشته باشد، اما 10 تیم خصوصی نه دولتی. نگاه ما باید به توسعه ورزش در کل کشور باشد. اصل قانون اساسی هم میگوید نگاه باید متوازن و توزیع درآمد عادلانه و بر اساس نیاز و ظرفیت باشد. من میگویم شرایط برای همه مساوی باشد و تهران هم 10 تیم داشته باشد. یک سال و نیم از زمانی که رئیسجمهور اعلام کرده استقلال و پرسپولیس باید خصوصی شوند، گذشته، اما هنوز این اتفاق نیفتاده است. یعنی این تیمها دارند از بودجه دولت استفاده میکنند که این امر به هیچ وجه مطلوب نیست.
با این حال ما شاهد انتقال تیمها به دیگر استانها بودهایم. تحلیل شما از این موضوع چیست؟
به عقیده من واگذاری شتاب زده تیمها بدون توجه به آینده آنها مضر است. همه استانها به این هیجان نیازمند هستند تا تیمی در لیگ حرفهای داشته باشند و بازیهای آن را پیگیری کنند. حرف من در نحوه واگذاری نیست، بلکه میگویم نگاه باید متوازن باشد. اما حالا که تیمها را واگذار کردهایم، باید شرایط تثبیت آن تیم را هم پیشبینی کنیم. یعنی حال که تیم واگذار شده باید ضمانتی برای توسعه آن هم وجود داشته باشد، نه اینکه تیم به کلی نابود شود.
اینکه استانهایی مازندران با وجود استعدادهای فراوان تیمی در لیگ حرفهای ندارند، به دلیل بیتوجهی به صنعت در این استانهاست. به عنوان مثال استان اصفهان به دلیل برخورداری از صنایع بزرگ، همواره تیمهای موفقی در لیگ حرفهای دارد که اتفاقاً فوتبالیستهای مازنــدرانی هم در آن باشگاهها توپ میزنند. نمیتوان توقع داشت آنها یک درصد از صنعت خود را برای توسعه ورزش در استانهای دیگر هزینه کنند؟
قطعاً توجه به دیگر استانها در قبال یک درصد از سهم صنعت در ورزش، در مورد استان مازندران رخ نداده است و صددرصد دلیل آن هم نبود صنعت قوی در مازندران است. یک استان میتواند سالی 30 میلیارد تومان فقط در فوتبال سرمایهگذاری کند و ما در مازندران حتی 500 میلیون هم نمیتوانیم برای ورزش جذب کنیم. اما یک نکته ظریف در این میان وجود دارد و آن این است که این یک درصد برای توسعه فضاهای ورزشی است، نه تیمداری. قرار نیست اگر استانی از صنعت برخوردار است سه تیم داشته باشد و استان مستعدی مانند مازندران حتی یک تیم هم در لیگ حرفهای نداشته باشد، چون توان مالی ندارد.
خب! اگر معتقدید این یک درصد به اشتباه هزینه میشود و به قول شما به جای سرمایهگذاری در زیرساختها خرج تیمداری میشود، شما به عنوان رئیس کمیته باشگاهها باید مانع این اتفاق باشید.
متأسفانه باید بگویم نظام باشگاه داری ما روی روال نیست. مدیریتی که باشگاههای کشور دارند، مدیریت هزینه است. یعنی مسئولیت آنها هزینهکردن است. به همین دلیل فصل خرید و فروش بازیکنان، آنها به صورت بیقید و شرط نسبت به خرید بازیکن اقدام میکنند. به همین دلیل ما در کمیته ورزش مجلس شورای اسلامی طرحی را با عنوان نظام جامع باشگاه داری در ایران متناسب با استانداردهای روز دنیا تهیه کرده ایم. این طرح پس از بررسی باشگاههای صاحب نام آسیایی فراهم شده و اکنون در مرکز پژوهشها در حال بررسی است. این طرح میتواند حرکتی جدی در این زمینه باشد.
اجازه دهید بار دیگر بازگردیم به یک درصد سهم صنایع در ورزش کشور. در چند سالی که این قانون به اجرا در آمده چه دستاوردهایی برای ورزش کشور داشته که برای تداوم آن تا این اندازه مصر هستید؟
فلسفه یک درصد از سود صنایع برای هزینه در ورزش این بود که ما ورزش همگانی، قهرمانی و زیرساختها را توسعه دهیم. قطعاً یکی از دلایل موفقیت ما در گوانگژو توجه چند سال اخیر به ورزش بوده است و این هزینهها توانسته به بخشی از توقعات ما در زمینه ورزش را پاسخ دهد. اگر چه پتانسیل ما در ورزش قهرمانی بسیار بالاست، اما در صورت هزینه درست این یک درصد در ورزشهای پایه و ورزشهای مدال آور مانند تیر اندازی که 150 مدال در آن توزیع میشود، میتواند جایگاه ورزشی ما را به میزان قابل توجهی ارتقاء دهد. اما وقتی امکانات در نظر گرفته نشود، نتیجهگیری نیز ضعیف خواهد بود. اگر چه به این یکدرصد چند سالی است توجه میشود، اما صرف آن در تیمداری و نه توسعه ورزش کشور، همچنین شفاف نبودن هزینه آن، زمینه گلایه مندی نمایندگان مردم در خانه ملت را فراهم آورده است.
وضعیت این یک درصد در بودجه سال 90 گویی در هالهای از ابهام است؟
ما در سال 89 از بابت این یک درصد نگرانی نداشتیم. در سال 90 هم تلاش ما این است تا این یک درصد را در بودجه کشور بیاوریم. به اعتقاد من حالا که در ورزش کشور خیز جدی برداشتهایم و جایگاه خود را ترقی دادهایم، باید این مسیر ادامه پیدا کند. ما نیز تلاش مان را برای تحقق این امر خواهیمکرد.
در بخشی از گفت و گو به ورزش در مازندران و تأثیر آن از نبود صنعت و نیاز به حمایت سخن به میان آمد. 10 درصـد مصــوبات سفر سوم هیأتدولت به استان مازندران، مربوط به بخش ورزش بود. این مصوبات را چگونه ارزیابی میکنید و قرار است در چه بخشهایی هزینه شود؟
در سفر سوم هیأت دولت به استان مازندران، مصوبات بسیار واقعیتر و عینیتر بود، یعنی توجه احمدینژاد به مسائلی بود که حتماً دست یافتنیاند. اگر چه در سفر اول و دوم هم توجه ویژهای به ورزش استان شد به طوری که میتوانم بگویم بیش از 50 درصد به فضای ورزش مازندران افزوده شده است. با این حال ما نیازهای جدی دیگری داریم که همواره به آنها اشاره میشود مانند نداشتن تیم در لیگ برتر.
پس با این حساب تا شکل نگرفتن صنعت قوی در استان یا عدم توازن در تخصیص یک درصد ما تیمی در لیگ برتر نخواهیم داشت.
مازندران در زمینه ورزش و بهویژه فوتبال ظرفیت بسیار بالایی دارد، به طوری که ما بیش از 80 فوتبالیست مازندرانی در لیگهای حرفهای و دست اول داریم، اما خودمان از داشتن تیم در لیگ برتر محرومیم. شموشک و نساجی از سالیان پیش به صورت خصوصی اداره میشوند. صاحب تیم شموشک زمانی میگفت؛ من توان مالی بیشتری برای هزینه در این تیم ندارم و نمیتوانم با باشگاههای دولتی رقابت کنم. این در حالی است که قرار بود بخش خصوصی به طور جدی وارد صحنه شود و میداندار باشد، اما در عمل به واسطه حضور تیمهای دولتی از چرخه رقابت کنار رفت. استقلال اهواز، شموشک و ابومسلم از این گروه تیمها هستند. دلیل آن هم نبود نگاه متوازن به ورزش بوده است. متأسفانه در کشور مدیران باشگاهها فقط قرار داد میبندند و بقیه مسائل بر دوش دولت است. تلاش ما این است تا این نگاه نا متوازن حذف شود و همه استانها از شرایط به نسبت برابری برخوردار باشند.


