نفتکشها به عصر شاتل رسیدند؟! / هزینه پنهان بحران انرژی چقدر است؟

به گزارش خبرنگار انرژی تابناک، تنگه هرمز مانند گذشته مسیر عادی عبور نفتکشها نیست و در عوض شبکهای از نفتکشها در اطراف عمان و فجیره شکل گرفته که نفت را از یک کشتی تحویل میگیرد و به کشتی دیگری میرساند؛ راهکاری اضطراری که حالا به یکی از اجزای مهم تجارت نفت تبدیل شده است.
هزینه این دور زدن، اما سنگین است: نفتکشهای غولپیکر کمیاب شدهاند، کرایه حمل جهش کرده و هر بشکه نفت برای رسیدن به مشتری، مسیر پیچیدهتر و گرانتری را طی میکند. بحران انرژی حالا فقط قیمت نفت نیست؛ قیمت رساندن نفت به بازار است.
عصر جدید نفتکشها
سالها تجارت جهانی نفت بر یک منطق ساده استوار بود؛ نفت در پایانه بارگیری میشد، نفتکش آن را تحویل میگرفت، از مسیرهای شناختهشده عبور میکرد و محموله را در بندر مقصد تحویل پالایشگاه میداد. تنگه هرمز، دریای سرخ، کانال سوئز و سایر گلوگاههای دریایی بخشی از همین زنجیره نسبتاً قابل پیشبینی بودند.
بیشتر بخوانید:
بابالمندب کابوس جدید بازار انرژی جهان/ مسیرهای خاورمیانه برای نفتکشها امن نیست!
پایان جنگ هم نفت را ارزان نمیکند/ تداوم بحران در بازار انرژی تا سال۲۰۲۷
اما بحران امنیتی اخیر این نظم را به هم زده است. امروز نفتکشها در بخشی از بازار دیگر الزاماً یک سفر مستقیم از مبدأ تا مقصد ندارند. نفت در میانه راه از یک نفتکش به نفتکش دیگری منتقل میشود و این انتقالها عمدتاً در مناطقی مانند آبهای اطراف عمان و فجیره انجام میشود؛ جایی که کشتیها تلاش میکنند بدون عبور کامل از پرریسکترین بخشهای مسیر، محموله را به شبکه حملونقل جهانی برگردانند.
رویترز گزارش داده که عملیات انتقال کشتیبهکشتی یا Ship-to-Ship Transfer در ماه سپتامبر به حدود ۲.۵ میلیون بشکه در روز رسیده، در حالیکه این رقم در ماه اوت حدود ۱.۴ میلیون بشکه در روز بود. این رشد نشان میدهد آنچه ابتدا یک راهکار اضطراری برای حفظ جریان صادرات بود، به یک شبکه قابلتوجه در تجارت نفت تبدیل شده است. نمونه روشن آن، انتقال حدود ۲ میلیون بشکه نفت عراق از یک نفتکش غولپیکر به نفتکش دیگری در نزدیکی فجیره است؛ محمولهای که قرار است به سمت چین حرکت کند. در واقع، نفت از بازار حذف نشده بلکه روش رساندن آن به خریدار تغییر کرده و همین تغییر هزینهای دارد که در تیترهای روزانه قیمت نفت کمتر دیده میشود.
هرمز خلوت شد؛ عبور نفت از راههای پیچیدهتر!
آمارهای تردد کشتیها تصویری متفاوت از آنچه در بازار قیمت نفت دیده میشود ارائه میکند. طی آخر هفته فقط ۱۷ کشتی حامل کالا از تنگه هرمز عبور کردند؛ رقمی که در هفته قبل ۳۷ کشتی بود و با میانگین حدود ۱۲۵ کشتی در روز پیش از جنگ فاصلهای چشمگیر دارد. با این حال، جریان نفت بهطور کامل متوقف نشده است. برخی نفتکشها همچنان از منطقه عبور میکنند و بخشی دیگر از شبکه انتقالهای کشتیبهکشتی استفاده میکنند. این همان تناقضی است که باید در تحلیل بازار نفت به آن توجه کرد.
اگر هرمز واقعاً خلوت شده، پس چگونه نفت همچنان به چین، هند و سایر مصرفکنندگان میرسد؟ پاسخ در همان شبکه جدید حملونقل نهفته است؛ شبکهای که با نفتکشهای شاتل، انتقالهای دریایی و تغییر مسیر محمولهها تلاش میکند بخشی از اختلال ایجادشده را جبران کند اما این راهکار یک تفاوت مهم با تجارت عادی نفت دارد: هیچکدام از این عملیات رایگان نیست. هر بار که یک محموله به جای بارگیری مستقیم، در دریا تخلیه و دوباره بارگیری میشود، هزینه کشتی، زمان، سوخت، نیروی انسانی، بیمه و ریسک عملیاتی به زنجیره اضافه میشود. اگر نفتکش مجبور باشد مدت بیشتری در منطقه بماند یا مسیر طولانیتری را طی کند، ظرفیت همان کشتی نیز برای مدتی از بازار خارج میشود؛ بنابراین ممکن است تعداد بشکههای موجود چندان تغییر نکند، اما تعداد بشکههایی که هر کشتی میتواند در یک بازه زمانی مشخص جابهجا کند کاهش پیدا کند. این همان هزینه پنهان بحران است.
نفتکش کمیاب شد؛ کرایه حمل به اندازه قیمت نفت!
یکی از پیامدهای کمتر دیدهشده بحران، ایجاد کمبود در خودِ نفتکشهاست. وقتی مسیرها طولانیتر میشوند و کشتیها برای انتقال یک محموله زمان بیشتری صرف میکنند، تعداد نفتکشهای در دسترس برای سفر بعدی کاهش مییابد. این اتفاق اکنون در بازار VLCC ها، یعنی نفتکشهای غولپیکری که برای حمل محمولههای بسیار بزرگ نفت خام استفاده میشوند، به شکل محسوسی دیده میشود. گزارشهای تازه حاکی از آن است که نرخ اجاره این نفتکشها به سطوح بیسابقهای رسیده و هزینه حمل یک بشکه نفت در برخی مسیرها از ۳۰ دلار عبور کرده است.
گزارش والاستریت ژورنال نیز نرخ اجاره برخی VLCCها را بیش از یک میلیون دلار در روز برآورد کرده و هزینه حمل را در برخی موارد حدود ۲۶ دلار به ازای هر بشکه عنوان کرده است. این اعداد فقط یک شاخص حملونقل نیستند؛ آنها بخشی از اقتصاد واقعی نفت را نشان میدهند.
فرض کنید قیمت نفت خام در بازار جهانی کاهش پیدا کند، اما هزینه رساندن آن به پالایشگاه چندین دلار بیشتر شود. در این حالت، کاهش قیمت روی تابلوی بازار لزوماً به همان اندازه در هزینه نهایی خریدار یا قیمت فرآوردههای نفتی دیده نمیشود. به همین دلیل است که بحران انرژی میتواند حتی در شرایطی ادامه پیدا کند که قیمت نفت خام از قلههای قبلی عقبنشینی کرده باشد. بازار ممکن است نفت ۱۰۰ دلاری ببیند، اما پالایشگر همزمان با نفتکش گرانتر، بیمه گرانتر، مسیر پرریسکتر و زمان حمل طولانیتر مواجه باشد. قیمت نفت فقط قیمت بشکه نیست؛ قیمت رساندن بشکه به مقصد هم هست.
ورود عربستان به بازی شاتل؛ مسیر جایگزین هرمز شکست خورد!
اهمیت این تحول زمانی بیشتر میشود که پای عربستان سعودی به میان میآید. این کشور سالها تلاش کرده بود با ایجاد و استفاده از مسیرهای زمینی و بنادر دریای سرخ، وابستگی صادرات نفت خود به تنگه هرمز را کاهش دهد اما حمله به خط لوله شرقی ـ غربی عربستان این محاسبات را بر هم زد و بخشی از صادرات این کشور دوباره به مسیرهایی وابسته شد که از داخل یا نزدیکی هرمز عبور میکنند.
اکنون عربستان نیز برای حفظ بخشی از جریان صادرات خود به انتقال کشتیبهکشتی روی آورده است. گزارشهای منتشرشده حاکی از آن است که عربستان حدود ۶۰ میلیون بشکه نفت خام را برای بارگیری از طریق انتقال کشتیبهکشتی در بندر صحار عمان برای ماه جاری و ماه آینده عرضه کرده است. برخی خریداران آسیایی، از جمله پالایشگران چین و کره جنوبی، در میان مشتریان این محمولهها قرار دارند. این اتفاق از نظر ژئوپلیتیک بسیار معنادار است.
کشوری که یکی از بزرگترین صادرکنندگان نفت جهان است و سالها برای کاهش آسیبپذیری خود در برابر هرمز سرمایهگذاری کرده، اکنون مجبور شده بخشی از همان صادرات را با یک سازوکار دریایی پیچیدهتر و پرهزینهتر مدیریت کند. مسیر جایگزین، خودش به یک مسیر اضطراری تبدیل شده است. این فقط مشکل عربستان نیست. هرچه تعداد تولیدکنندگانی که از این شبکه استفاده میکنند افزایش پیدا کند، فشار بر ناوگان نفتکشها، بنادر واسط و مناطق انتقال نیز بیشتر خواهد شد.
ریسک انتقال نفت قیمت دارد!
انتقال نفت از یک کشتی به کشتی دیگر در دریا اتفاقی غیرممکن یا غیرمعمول نیست. عملیات STS در تجارت جهانی نفت سابقه دارد و در شرایط عادی نیز انجام میشود. مسئله، مقیاس و شرایطی است که این عملیات در آن انجام میشود. وقتی انتقال کشتیبهکشتی به دلیل اختلال در مسیرهای اصلی گسترش پیدا میکند، ریسک عملیاتی نیز بالا میرود. دو کشتی باید در شرایط مشخصی در کنار یکدیگر قرار بگیرند، تجهیزات انتقال به کار گرفته شود و محموله در شرایطی جابهجا شود که منطقه ممکن است از نظر امنیتی ناپایدار باشد.
طولانی شدن سفرها باعث میشود کشتیها مدت بیشتری درگیر یک محموله باشند. این موضوع ظرفیت مؤثر ناوگان جهانی را کاهش میدهد و در نهایت هزینه حمل را افزایش میدهد. حتی بیمه نیز از این معادله حذف نمیشود. هرچه ریسک منطقهای بیشتر شود، هزینه پوشش بیمهای و هزینههای مرتبط با حمل در مناطق پرخطر نیز افزایش مییابد. در چنین شرایطی، بحران انرژی یک اثر زنجیرهای مانند ناامنی، تغییر مسیر، سفر طولانیتر، کمبود نفتکش، افزایش کرایه، افزایش هزینه نفت، فشار بر پالایشگاه و افزایش هزینه فرآوردهها را ایجاد میکند
آژانس بینالمللی انرژی نیز در گزارش سپتامبر خود از جهش هزینههای نفتکشها همزمان با افزایش ریسکهای امنیتی خبر داده و اعلام کرده ذخایر قابل مشاهده نفت جهان فقط در ماه اوت ۹۵ میلیون بشکه کاهش یافته و کاهش تجمعی ذخایر از فوریه به ۵۰۷ میلیون بشکه رسیده بنابراین حتی اگر جریان نفت کاملاً قطع نشود، فرسایش ذخایر و افزایش هزینه حمل میتواند بازار را در وضعیت شکنندهای نگه دارد.
نفت ارزان میشود، اما بحران ناتمام است
شاید مهمترین اشتباه در تحلیل شرایط فعلی این باشد که همهچیز را با قیمت برنت بسنجیم. اگر قیمت نفت پایین بیاید، ممکن است این تصور ایجاد شود که بحران در حال فروکش کردن است اما دادههای حملونقل تصویر پیچیدهتری ارائه میکنند. تردد هرمز هنوز بسیار پایینتر از سطح عادی است، انتقالهای کشتیبهکشتی افزایش یافته، نرخ نفتکشها جهش کرده و برخی تولیدکنندگان برای حفظ صادرات ناچار شدهاند مسیرهای غیرمعمول را فعال کنند. این یعنی بازار نفت در حال تطبیق با یک واقعیت جدید است: نفت میتواند حرکت کند، بدون اینکه تجارت نفت به حالت عادی برگشته باشد. همین تفاوت اهمیت زیادی دارد.
اگر بازار جهانی برای انتقال نفت به تعداد بیشتری نفتکش، سفرهای طولانیتر و عملیات انتقال پیچیدهتر نیاز داشته باشد، بخشی از ظرفیت واقعی تجارت جهانی انرژی صرف مقابله با بحران خواهد شد؛ ظرفیتی که در شرایط عادی برای حمل محمولههای جدید استفاده میشد. از این منظر، «عصر شاتل» شاید صرفاً یک راهکار موقت نباشد؛ نشانهای از این باشد که بازار انرژی چگونه در برابر ناامنی ژئوپلیتیک خودش را بازطراحی میکند. اما این بازطراحی هزینه دارد.
هزینهای که ممکن است در قیمت نفت خام دیده نشود اما در کرایه نفتکش، بیمه، زمان حمل، حاشیه سود پالایشگاه، قیمت گازوئیل و در نهایت جیب مصرفکننده خودش را نشان دهد. بحران انرژی زمانی خطرناکتر میشود که تصور کنیم چون نفت هنوز به مقصد میرسد پس همهچیز عادی است.
نکته پایانی اینکه امروز نفت میرسد اما با مسیرهای پیچیدهتر، کشتیهای بیشتر، ریسک بالاتر و هزینهای سنگینتر. گزارش را با این جمله تمام می کنم که برای رساندن هر بشکه نفت به مقصد چند دلار بیشتر باید هزینه کرد!؟


