جنگ امروز، جنگ جنوب است
محاسبه آمریکاییها این بود که با ساختن «کریدور جنوب» در سمت عمانی تنگه هرمز، اهرم مدیریت تنگه هرمز ایران را تضعیف کنند و بعد، با اعداد میلیونی، تصویر بازگشت نفت را بفروشند.
اما وقتی نفتکشهای متخلف یکی بعد از دیگری هدف قرار گرفتند و آن عبور چند میلیون بشکه شکل نگرفت، بازی را از دریا به رسانه بردند. آنها نتوانستند تنگه را باز کنند؛ پس کوشیدند تصویر بازشدن آن را بسازند.
هر چند که اعداد واقعی، آنها را رسوا کرد. عبور نفت و فرآورده از هرمز، از ۲۱.۶ میلیون بشکه پیش از جنگ به ۴.۹ میلیون بشکه سقوط کرد؛ بیش از ۷۷ درصد کاهش. برنت به ۹۳.۹۳ دلار رسیده، بنزین آمریکا از ۲.۹۸ به ۴.۰۹ دلار رسیده و گازوئیل ۵.۶۳ دلار شده است.
مجموعه این اعداد باعث شده تا رضایت از ترامپ به ۳۳ درصد سقوط کند و بیش از ۶۰ درصد در آمریکا این جنگ را نامشروع بدانند و ۷۱ درصد از مدیریت او در هزینه زندگی ناراضیاند.
حرفدرمانی هم چاره نشد؛ طرح قطع شریان اقتصادی اسکات بسنت هم به جز شوکهای اول به ایران مثل تعلیق تبادل امارات، به صخره سخت موانع خورده است.
حالا میخواهند خط جنوب را با تکرار عملیات شکستخورده چند وقت پیش سیریک تضعیف کنند. اما یادتان هست آن دفعه چه شد؟ آن حملات، پاسخ ایران را از پایگاه آمریکا در کویت تا پایگاههای محرمانهشان در اردن و از همه مهمتر، منطقه محرمانه فرماندهی آمریکا در التنف سوریه امتداد داد و آمریکاییها مجبور به توقف آتش شدند.
ایران در پنج قرن اخیر کمتر با چنین فرصتی روبهرو بوده است. صفویان ایران پراکنده را یکپارچه کردند، اما پس از آن بخش بزرگی از قلمرو تاریخی ایران، با جنگ یا بیجنگ، جدا شد. یعنی بیش از یک میلیون کیلومتر مربع خاک.
و حالا در نتیجه پنجاه سال مقاومت، خاک تازهای به مرز ایران اضافه شده است. تنگه هرمز فقط جغرافیا نیست؛ یکی از ۸ نقطه ژئوپلتیک دنیا است که قدرت این را دارد تا انرژی را به درد، درد را به نارضایتی و نارضایتی را به تصمیم سیاسی در واشنگتن تبدیل کند.
جنگ این روزهای ما جنگ جنوب است و تنگه هرمز کلید فتح این جنگ است.