به گزارش سرویس فرهنگی تابناک؛ آشنایی آدمها با یکدیگر همیشه بخشی از فرهنگ هر جامعه بوده؛ فقط شکلش عوض شده است. یک روز معرفی خانواده و خواستگاری بود، بعد دانشگاه و محل کار و جمع دوستان به این فهرست اضافه شد و حالا فضای مجازی هم سهم خودش را میخواهد. گاهی یک دایرکت ساده، یک کامنت یا یک «مچ» شدن در یک اپلیکیشن، شروع آشنایی دو نفر میشود. اتفاقی که در غرب خیلی وقت است عادی شده، اما در ایران هنوز میان سنت و ابزارهای جدید در رفتوآمد است.
یک زمانی انتخابها اینقدر زیاد نبود
اگر به چند دهه قبل برگردیم، مسیر آشنایی چندان پیچیده نبود. خانوادهها آدمهای دوروبر خودشان را میشناختند و اگر قرار بود کسی برای ازدواج معرفی شود، معمولاً یک نفر واسطه میشد؛ فامیل، دوست، همسایه یا آشنایی که دو خانواده به او اعتماد داشتند. بعدتر، دانشگاه و محیط کار و ارتباطات اجتماعی گستردهتر شدند و شکل آشنایی هم تغییر کرد. اینترنت اما ماجرا را یکباره بزرگ کرد. دیگر لازم نبود کسی را در محله یا محل کار ببینیم تا فرصتی برای آشنایی به وجود بیاید. یک صفحه اینستاگرام کافی بود. یک عکس، چند پست، چند لایک و شاید بعد از مدتی یک پیام. حالا هم که اپلیکیشنهای دوستیابی، این مسیر را یک قدم جلوتر بردهاند.
در آمریکا، طبق آخرین دادههای مرکز پژوهش پیو، حدود سه نفر از هر ۱۰ بزرگسال گفتهاند که دستکم یک بار از سایت یا اپلیکیشن دوستیابی استفاده کردهاند. این رقم در گروه سنی ۱۸ تا ۲۹ سال به ۵۳ درصد میرسد. این اعداد فقط درباره تعداد کاربران نیست. نکته مهمتر این است که آشنایی آنلاین در بخشی از فرهنگ غربی، دیگر اتفاق عجیبی نیست. برای یک جوان آمریکایی ممکن است همانقدر طبیعی باشد که بگوید «در دانشگاه آشنا شدیم» یا «دوست مشترک داشتیم»، بگوید «در یک اپلیکیشن همدیگر را پیدا کردیم».
اما در ایران «دیت» همان «همسریابی» نیست
اینجا دقیقاً همان جایی است که تفاوت فرهنگی خودش را نشان میدهد. در آمریکا و بسیاری از کشورهای اروپایی، Dating الزاماً از همان ابتدا با ازدواج تعریف نمیشود. ممکن است دو نفر برای آشنایی، قرار گذاشتن یا شناختن یکدیگر وارد رابطه شوند و بعد ببینند این آشنایی قرار است به کجا برسد. اما در ایران وقتی صحبت از «سایت همسریابی» میشود، داستان کمی فرق دارد. واژه «همسر» خودش تکلیف را تا حدی روشن میکند.
به همین دلیل پلتفرمهای همسریابی بیشتر تلاش کردهاند خود را در چارچوب آشنایی برای ازدواج و تشکیل خانواده تعریف کنند. این تفاوت شاید در ظاهر کوچک باشد، اما پشت آن یک تفاوت فرهنگی جدی وجود دارد.
در غرب، فناوری بیشتر وارد فرهنگ «قرار گذاشتن» شده است؛ در ایران، تلاش شده همان فناوری به فرهنگ «همسرگزینی» نزدیک شود. البته در عمل، ماجرا فقط به سایتهای همسریابی محدود نمیشود. خیلی از آشناییهای امروز ایرانیها اصلاً در سایتی با عنوان «همسریابی» اتفاق نمیافتد. یک نفر در اینستاگرام صفحهای را میبیند، از طریق یک دوست مشترک با صاحب آن صفحه آشنا میشود، مدتی پستها و استوریهای همدیگر را میبینند و بعد شاید گفتوگو شروع شود. این یعنی فضای مجازی بدون اینکه رسماً نقش واسطه ازدواج را بپذیرد، عملاً در بعضی آشناییها همان نقش را بازی میکند.
غرب جلوتر رفته، اما سنت هنوز کنار نرفته است
در کشورهای عربی هم نمیشود یک نسخه واحد پیچید. امارات با اردن، عربستان با مصر یا لبنان با دیگر کشورهای منطقه، الزاماً فرهنگ یکسانی ندارند. اما یک وجه مشترک را میتوان دید؛ فناوری وارد زندگی شده، ولی خانواده در بسیاری از این جوامع هنوز نقش مهمی در ازدواج دارد. برای همین، استفاده از ابزارهای دیجیتال الزاماً به معنی کنار گذاشتن روشهای سنتی نیست.
ممکن است یک نفر از طریق اینترنت با فردی آشنا شود، اما وقتی رابطه جدی شد، خانوادهها وارد ماجرا شوند. یعنی ابزار جدید، در نهایت خودش را با ساختار فرهنگی موجود هماهنگ میکند. شاید این نکته درباره ایران هم صادق باشد. قرار نیست هر چیزی که در آمریکا اتفاق افتاد، چند سال بعد دقیقاً همانطور در ایران تکرار شود. فرهنگ، حتی وقتی از فناوری تأثیر میگیرد، راه خودش را میرود.
وقتی انتخاب از چند نفر به صدها نفر رسید
یک تغییر مهم دیگر هم اتفاق افتاده؛ تعداد انتخابها. روشهای سنتی، ما معمولاً آدمهای اطرافمان را میشناختیم. خانواده، دوستان، محل کار، دانشگاه و محله، دایره آشنایی را مشخص میکردند.
در روشهای سنتی، ما معمولاً آدمهای اطرافمان را میشناختیم. خانواده، دوستان، محل کار، دانشگاه و محله، دایره آشنایی را مشخص میکردند. اما حالا با چند حرکت ساده روی صفحه تلفن، با آدمهایی روبهرو میشویم که شاید هیچ نقطه مشترکی با محیط واقعی زندگی ما نداشته باشند. این اتفاق در ظاهر جذاب است. انتخاب بیشتر، یعنی احتمال پیدا کردن آدمی که بیشتر با سلیقه و سبک زندگی ما جور باشد. اما روی دیگرش هم این است که انتخاب زیاد همیشه به معنای انتخاب بهتر نیست.
در آمریکا ۳۷ درصد کاربران سایتها و اپلیکیشنهای دوستیابی گفتهاند تعداد زیاد گزینهها، گاهی انتخاب را دشوار میکند. شاید همینجا باشد که فرهنگ «سوایپ» کمی از یک حرکت ساده روی صفحه فراتر میرود. وقتی آدمها تبدیل به مجموعهای از عکس و چند خط توضیح میشوند، ممکن است انتخاب یک نفر هم شبیه انتخاب از میان فهرستی از گزینهها شود؛ این یکی را ببین، بعدی را رد کن، شاید گزینه بهتری آن پایینتر باشد. و اینجا دیگر فقط فناوری نیست که تغییر کرده؛ بخشی از رفتار فرهنگی ما هم تغییر کرده است.
الگوریتم واقعاً میفهمد چه کسی برای ما مناسب است؟
اپلیکیشنها تلاش میکنند با استفاده از اطلاعات کاربران، آدمهایی را که احتمالاً با یکدیگر سازگارترند، به هم معرفی کنند. اما عشق که جدول اکسل نیست. سن و محل زندگی و علاقهمندیها شاید بتوانند یک شناخت اولیه بسازند، اما اینکه دو نفر بعد از چند ماه یا چند سال هنوز حرفی برای گفتن به یکدیگر داشته باشند، چیز دیگری است.
اتفاقاً آمریکاییها هم چندان به توانایی الگوریتمها در این زمینه مطمئن نیستند. تنها ۲۱ درصد شرکتکنندگان در پژوهش پیو معتقد بودند الگوریتم میتواند بفهمد دو نفر در نهایت عاشق یکدیگر خواهند شد یا نه.
این شاید همان نقطهای باشد که تکنولوژی، هرچقدر هم پیشرفته باشد، هنوز مقابل پیچیدگی انسان کم میآورد. ممکن است دو نفر در تمام فهرستهای سازگاری یک اپلیکیشن مناسب یکدیگر باشند، اما در اولین گفتوگوی واقعی هیچ حرف مشترکی برای گفتن نداشته باشند. گاهی هم برعکس؛ دو آدم که روی کاغذ هیچ شباهتی ندارند، در زندگی واقعی به بهترین انتخاب هم تبدیل میشوند.