چرا قند شیرین یاسوج تلخ شد!؟
به گزارش خبرنگار تابناک در کهگیلویه و بویراحمد، سالها کارخانه قند یاسوج برای مردم این شهر بیشتر از یک واحد صنعتی، نمادی از یک وعده ناتمام بود؛ کارخانهای قدیمی که توقف فعالیتش، اشتغال و تولید را از یکی از مهمترین ظرفیتهای صنعتی یاسوج گرفته بود و احیای آن بارها در وعدههای مختلف تکرار شد.
حالا، اما چند سالی است که این انتظار به پایان رسیده و کارخانه دوباره فعالیت میکند؛ کارگران در آن مشغول به کارند، تولید جریان دارد و یکی از واحدهای صنعتی قدیمی استان بار دیگر به چرخه اقتصاد بازگشته است.
طبیعی بود که بازگشت کارخانه، برای شهری که سالها با مسئله اشتغال و تعطیلی واحدهای تولیدی دستوپنجه نرم کرده، اتفاقی مثبت تلقی شود.
اما احیای کارخانه یک سوی ماجراست و تبعات فعالیت آن سوی دیگر.
در ماههای اخیر، موضوع پساب کارخانه و انتشار بوی نامطبوع در اطراف آن به مطالبه بخشی از شهروندان تبدیل شده است. برخی ساکنان منطقه از شرایط نامطلوب ناشی از بو و وضعیت پساب گلایه کردهاند و حتی از دشوار شدن سکونت در محدوده سخن گفتهاند.
به این ترتیب، مسئلهای که در ابتدا میتوانست صرفاً یک موضوع فنی در داخل یک واحد صنعتی باشد، به تدریج از دیوارهای کارخانه عبور کرده و به یک مسئله عمومی تبدیل شده است.
وقتی بوی بد، پای سلامت را وسط میکشد
موضوع زمانی جدیتر شد که مسئله پساب دیگر صرفاً از زبان شهروندان مطرح نشد.
مسلم شریفی، معاون بهداشت دانشگاه علوم پزشکی یاسوج، با اشاره به قدمت بیش از نیمقرن کارخانه اعلام کرده است که سیستم فاضلاب این واحد صنعتی طی سالهای گذشته تغییر اساسی نکرده و فاضلاب خانگی ساختمانهای مسکونی نیز با فاضلاب صنعتی ترکیب شده است.
بر اساس توضیحات وی، نتایج آزمایشها نشان داده شاخصهایی مانند COD و کدورت بالاتر از استاندارد بوده و بوی نامطبوع در فصل گرم نیز با رهاسازی فاضلاب در فضای آزاد ارتباط دارد.
موضوع مهمتر، حجم پساب است؛ روزانه حدود یکهزار و ۲۰۰ مترمکعب.
پسابی که به گفته مسئولان بهداشتی، وارد برکههای پاییندست پل سوم رودخانه بشار شده و در ادامه میتواند به این رودخانه راه پیدا کند.
اینجاست که یک مسئله صنعتی به موضوعی زیستمحیطی و بهداشتی تبدیل میشود؛ زیرا رودخانه بشار تنها یک مسیر عبور آب نیست و هرگونه آلودگی آن میتواند آثار خود را بر زیستبوم، کشاورزی و زندگی جوامع پاییندست نشان دهد.
پروندهای که تازه تشکیل نشده است
نکته مهم در این میان آن است که موضوع پساب کارخانه قند، مسئلهای مربوط به هفتههای اخیر نیست.
معاون بهداشت دانشگاه علوم پزشکی از مکاتبات، بازدیدهای بهداشت محیط، شکایات مردمی و معرفی کارخانه به مراجع قضایی از سال ۱۴۰۳ سخن گفته است.
حتی به گفته وی، حدود ۱۸ ماه پیش کارخانه تعهد کتبی برای احداث تصفیهخانه مناسب ارائه کرده، اما با وجود گذشت این مدت، مشکل به طور کامل برطرف نشده است.
این بخش از ماجرا اهمیت زیادی دارد؛ چراکه نشان میدهد پرونده امروز نتیجه یک اتفاق ناگهانی نیست. مسئله به تدریج انباشته شده، هشدارها داده شده، شکایتها مطرح شده و حالا کار به جایی رسیده که دستگاه قضایی نیز وارد میدان شده است.
ورود دستگاه قضایی؛ جایی که دیگر وعده کافی نیست
در نهایت، استمرار مشکل باعث شد دستگاه قضایی نیز به شکل جدیتری وارد موضوع شود.
معاون دادستان عمومی و انقلاب یاسوج، وضعیت موجود را تعرض به حقوق شهروندان دانسته و با استناد به اصل ۵۰ قانون اساسی، آخرین فرصت یکماهه را برای رفع مشکل اعلام کرده است.
هشدار قضایی این بار صریحتر از گذشته است؛ اگر آلودگی ادامه پیدا کند، علاوه بر احتمال توقف فعالیت بخشی از واحد آلاینده، مسئولان حقوقی و حقیقی مرتبط نیز ممکن است تحت تعقیب قرار گیرند.
این موضع البته به معنای مخالفت با فعالیت کارخانه نیست. اتفاقاً در اظهارات معاون دادستان بر حمایت از تولید تأکید شده، اما این حمایت یک مرز مشخص دارد: تولید نباید هزینه خود را از سلامت مردم و محیط زیست پرداخت کند.
روایت مدیرعامل؛ کارخانه مشکل را پذیرفته، اما دلایل دیگری را مطرح میکند
در این نقطه، توضیحات آرش محمدقاسمی، مدیرعامل کارخانه قند یاسوج، اهمیت پیدا میکند؛ زیرا روایت مدیریت کارخانه از مشکل، بخشی از تصویر متفاوتی را ارائه میدهد.
محمدقاسمی در نشست با خبرنگاران توضیح داد که یکی از مشکلات اساسی در طراحی تصفیهخانه، نبود اطلاعات دقیق درباره کمیت و کیفیت فاضلاب در سالهای ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ بوده است؛ موضوعی که به گفته وی موجب شده طراحی اولیه با انحراف مواجه شود.
وی در عین حال از اقداماتی خبر داد که برای کاهش آلایندگی کارخانه انجام شده است.
به گفته مدیرعامل، فیلترهای ممبران که سالها پیش در کارخانه نصب شده، اما مورد بهرهبرداری قرار نگرفته بودند، راهاندازی شدهاند و پیشبینی کارخانه این است که با استفاده از این تجهیزات، حجم پساب تا حدود ۷۰ درصد کاهش پیدا کند.
این اقدام از نظر فنی میتواند گامی مهم باشد، اما یک نکته همچنان باقی است: کاهش حجم پساب با تصفیه کامل آن یک مفهوم نیست.
کاهش ۷۰ درصدی حجم پساب، اگر با کنترل کیفیت خروجی همراه نباشد، به تنهایی پاسخ نهایی مسئله محیط زیست نخواهد بود.
سه اقدام برای کاهش آلایندگی
مدیرعامل کارخانه در توضیحات خود به سه اقدام انجامشده اشاره کرد؛ راهاندازی فیلترهای ممبران برای کاهش رسوبات آهکی، جداسازی فاضلاب شهرک مسکونی از پساب صنعتی و جداسازی مواد و قطعات کوچک چغندر از مسیر فاضلاب.
به گفته وی، این اقدامات انجام شده و مورد بازدید محیط زیست نیز قرار گرفته است.
این اقدامات را میتوان نشانهای از حرکت کارخانه به سمت اصلاح وضعیت موجود دانست؛ با این حال، آنچه در نهایت برای مردم اهمیت دارد، نه تعداد تجهیزات نصبشده، بلکه تغییری است که در محیط بیرون از کارخانه ایجاد میشود.
اگر پس از اجرای طرحها، بوی نامطبوع کاهش پیدا کند، کیفیت پساب به استاندارد برسد و مسیر ورود آلودگی به رودخانه بشار قطع شود، آن زمان میتوان درباره موفقیت این اقدامات قضاوت کرد.
یک مشکل فنی یا یک زنجیره ناقص؟
مدیرعامل کارخانه علت بوی نامطبوع را تنها به فرآیند تولید مرتبط نمیداند.
وی ترکیب نرمه چغندر با فاضلاب خانگی و همچنین ورود آبهای سطحی ناشی از شکستگی خط انتقال را از عوامل ایجاد بو عنوان کرده است.
این توضیح یک نکته مهم را روشن میکند: مشکل پساب کارخانه ظاهراً یک منشأ واحد ندارد.
بخشی از مسئله به فرآیند صنعتی، بخشی به فاضلاب خانگی و بخشی نیز به وضعیت شبکه انتقال و آبهای سطحی مربوط میشود.
به همین دلیل، حتی اگر کارخانه بخشی از فرآیند تصفیه را اصلاح کند، تا زمانی که فاضلاب خانگی از صنعتی جدا نشود و شبکه انتقال نیز سامان نگیرد، نمیتوان انتظار داشت تمام مشکل به صورت پایدار برطرف شود.
اتفاقاً یکی از مصوبات جلسه اخیر نیز دقیقاً بر همین موضوع تأکید دارد؛ تفکیک فاضلاب خانگی از صنعتی و انتقال آن به شبکه فاضلاب شهری.
زمین کارخانه؛ مانعی برای اجرای طرح زیستمحیطی
مدیرعامل کارخانه یکی دیگر از مشکلات را اختلاف مالکیت بخشی از اراضی عنوان کرد.
به گفته وی، اختلاف مربوط به بخشی از اراضی کارخانه از سالهای گذشته ادامه داشته و این مسئله در دریافت تسهیلات و اجرای کامل برخی طرحهای زیستمحیطی اثر گذاشته است.
این موضوع میتواند بخشی از دشواریهای پیش روی کارخانه را توضیح دهد، اما برای افکار عمومی یک سؤال همچنان باقی است: اگر مشکل مالکیت یا تأمین منابع وجود داشته، چرا در فاصله زمانی طولانی از نخستین اخطارها تاکنون، راهحل موقت و مؤثری برای جلوگیری از ورود پساب آلوده به محیط پیرامونی اجرا نشده است؟
این پرسش را نمیتوان صرفاً با ارجاع به مشکلات حقوقی پاسخ داد؛ زیرا آثار آلودگی منتظر تعیین تکلیف مالکیت زمین نمیمانند.
مسئله اصلی دیگر «احیای کارخانه» نیست
کارخانه قند یاسوج یک بار از یک مرحله دشوار عبور کرده است؛ سالها تعطیلی و انتظار برای بازگشت تولید.
اما اکنون چالش دیگری پیش روی این واحد قرار گرفته که شاید از جنس دیگری باشد.
احیای یک کارخانه با تزریق منابع، تعمیر تجهیزات و آغاز تولید امکانپذیر است؛ اما پایدار کردن فعالیت آن نیازمند چیزی فراتر از روشن شدن چراغ کارخانه است.
وقتی یک واحد صنعتی دوباره فعال میشود، باید همزمان با تولید، سیستم دفع و تصفیه پساب، مدیریت پسماند، کنترل آلایندگی و زیرساختهای محیط زیستی آن نیز متناسب با فعالیت کارخانه فعال باشد.
در مورد کارخانه قند یاسوج، آنچه امروز اتفاق افتاده نشان میدهد بخشی از این زیرساختها نتوانسته همپای بازگشت تولید حرکت کند؛ و همینجا تناقض اصلی شکل میگیرد: شهری که سالها برای بازگشت کارخانه قند مطالبهگری کرده، اکنون نباید برای کنترل تبعات فعالیت همان کارخانه مطالبهگری کند.
مردم کارخانه قند را برای تولید میخواستند، نه برای تحمل بوی پساب آن.
از طرف دیگر، راهحل نیز تعطیلی ساده کارخانه نیست؛ چراکه تعطیلی یک واحد صنعتی، پاسخ مسئله محیط زیست نیست و تبعات اقتصادی و اجتماعی خود را دارد.
راه درست، سختتر، اما روشنتر است: کارخانه باید فعال بماند، اما فعالیت آن باید با استانداردهای زیستمحیطی همزمان شود.
اکنون نیز با توجه به ضربالاجل قضایی و برنامههایی که مدیریت کارخانه اعلام کرده، فرصت مناسبی برای عبور از مرحله وعده فراهم شده است. این بار، اما معیار موفقیت نباید «راهاندازی فیلتر»، «تصویب طرح» یا «صدور تعهد» باشد.
معیار باید چیزی باشد که مردم بتوانند آن را احساس کنند و دستگاههای نظارتی بتوانند آن را اندازه بگیرند: کاهش واقعی بوی نامطبوع، خروج پساب مطابق استاندارد و قطع مسیر آلودگی به سمت بشار.
اگر این سه اتفاق رخ دهد، میتوان گفت احیای کارخانه قند یاسوج یک گام دیگر به سمت ماندگاری برداشته است؛ اما اگر پس از پایان مهلتها دوباره همان بو، همان پساب و همان شکایتها تکرار شود، مسئله دیگر کمبود فرصت یا کمبود هشدار نخواهد بود؛ آن زمان باید درباره چرایی اجرا نشدن راهحلهایی پرسید که سالهاست همه از وجود آنها خبر دارند.
