صفحه خبر لوگوبالا تابناک
جلوی اتلاف اقتصادی‌ را بگیرید؛

انرژی ایران کجا گم می‌شود؟/از تخصیص بد تا ایستگاه اشتباه!

گاهی برای پیدا کردن یک چیز، نباید دنبال جایی بگردیم که از آن دزدیده شده؛ باید ببینیم کجا اشتباه خرج شده است. داستان انرژی ایران شاید همین باشد.
کد خبر: ۱۳۸۹۳۲۰
| |
2227 بازدید
|
۴

انرژی ایران کجا گم می‌شود؟/ثروتی که کم نداریم؛ بد تخصیصش می‌دهیم

تابناک: سال‌ها درباره میزان ذخایر نفت و گاز کشور حرف زده‌ شده؛ درباره تولید روزانه، ظرفیت پالایش، نیروگاه‌ها و مصرف بنزین اما کمتر درباره یک مسئله بنیادی صحبت کرده‌اند؛ انرژی ایران در جایی مصرف می‌شود که بیشترین ارزش را برای اقتصاد کشور ایجاد کند یا نه؟ این پرسش، زمین بازی را عوض می‌کند.

به گزارش سرویس انرژی تابناک، مسئله انرژی ایران را نمی‌توان فقط با یک کلمه توضیح داد: «کمبود». کشوری با حدود ۱۲۰۰ تریلیون فوت مکعب ذخایر اثبات‌شده گاز طبیعی در سال‌های اخیر همزمان با رشد مصرف داخلی با دشواری تأمین گاز در دوره‌های اوج مصرف مواجه بوده است. تولید گاز خشک ایران سال ۲۰۲۳ به حدود ۹.۴ تریلیون فوت مکعب رسید، اما مصرف همان سال به ۸.۹ تریلیون فوت مکعب بالغ شد. این اعداد در نگاه اول عجیب نیستند؛ تولید از مصرف بیشتر است اما مسئله دقیقاً از جایی شروع می‌شود که پای «گاز قابل استفاده» و «ارزش اقتصادی هر واحد گاز» به میان می‌آید.

در یک اقتصاد عادی، منابع محدود باید به سمت فعالیت‌هایی بروند که بیشترین ارزش افزوده، اشتغال، صادرات و رشد فناوری را ایجاد می‌کنند اما انرژی در ایران هنوز تا حد زیادی با منطق «هرکس دسترسی دارد، مصرف می‌کند» توزیع می‌شود

ایران سال ۲۰۲۳ حدود ۷۲۱ میلیارد فوت مکعب گاز را فلر یا وِنت کرد؛ رقمی که معادل حدود ۲۰.۴ میلیارد مترمکعب است. به بیان دیگر، حجم گازی که وارد چرخه تولید ارزش اقتصادی نشده، در مقیاس سالانه قابل توجه است. EIA می‌گوید ایران در سال ۲۰۲۳ بعد از روسیه بیشترین میزان گاز فلرشده را در جهان داشته است.

این البته همه ماجرا نیست. همان سال حدود ۶۰۰ میلیارد فوت مکعب گاز نیز برای تزریق مجدد به چاه‌های نفت مصرف شد؛ یعنی نزدیک ۱۷ میلیارد مترمکعب گاز به‌جای مصرف نهایی، برای حفظ و افزایش تولید نفت به مخازن بازگردانده شد. این مصرف الزاماً اتلاف نیست و از منظر اقتصادی می‌تواند کاملاً توجیه‌پذیر باشد؛ اما نشان می‌دهد هر مترمکعب گاز یک «هزینه فرصت» دارد و باید معلوم باشد کجا بیشترین ارزش را خلق می‌کند.

در یک اقتصاد عادی، منابع محدود باید به سمت فعالیت‌هایی بروند که بیشترین ارزش افزوده، اشتغال، صادرات و رشد فناوری را ایجاد می‌کنند اما انرژی در ایران هنوز تا حد زیادی با منطق «هرکس دسترسی دارد، مصرف می‌کند» توزیع می‌شود. نتیجه، نوعی رقابت پنهان میان بخش‌های مختلف اقتصاد برای بلعیدن انرژی است.

نیروگاه گاز می‌خواهد. صنعت گاز می‌خواهد. خانه‌ها گاز می‌خواهند. خودرو‌ها بنزین می‌خواهند. کشاورزی برق می‌خواهد و دولت در نهایت باید تصمیم بگیرد کدام بخش را محدود کند. چرا باید به نقطه‌ای برسیم که مجبور به انتخاب شویم؟ اگر انرژی را مانند سرمایه ملی ببینیم پاسخ متفاوت خواهد بود. دولت باید مشخص کند هر واحد انرژی در کدام بخش بیشترین بازده اقتصادی را دارد و تخصیص منابع را بر همان اساس انجام دهد. این یعنی «حکمرانی انرژی» از مدیریت کمبود فاصله می‌گیرد و به مدیریت ارزش تبدیل می‌شود.

انرژی ایران کجا گم می‌شود؟/ثروتی که کم نداریم؛ بد تخصیصش می‌دهیم

گاز ایران اول کجا می‌رود؟

سال ۲۰۲۲، حدود ۳۳ درصد گاز طبیعی ایران در بخش خانگی و تجاری مصرف شد؛ حدود ۲۷ درصد به بخش صنعتی، از جمله پتروشیمی‌ها، رسید و حدود ۲۸ درصد در نیروگاه‌های برق مصرف شد. همین سه بخش به‌تنهایی بیش از ۸۸ درصد مصرف گاز را به خود اختصاص می‌دادند. این ترکیب یک پیام مهم دارد: گاز ایران صرفاً سوخت نیست؛ همزمان سوخت خانه، خوراک صنعت، سوخت نیروگاه و ماده اولیه زنجیره ارزش پتروشیمی است؛ بنابراین وقتی از کمبود گاز حرف می‌زنیم، در واقع درباره یک رقابت بزرگ اقتصادی صحبت می‌کنیم؛ رقابتی میان رفاه خانوار، تولید برق، تولید صنعتی و خلق ارزش صادراتی.

اقتصاد ایران برای تولید برق خود به‌شدت به گاز وابسته است. در چنین شرایطی، ارتقای راندمان نیروگاه‌ها دیگر یک پروژه فنی ساده نیست؛ یک پروژه آزادسازی گاز است

اگر گاز یک نیروگاه با راندمان پایین را تأمین کنیم، یک نوع ارزش تولید می‌شود. اگر همان گاز وارد یک زنجیره صنعتی شود، ارزش دیگری ایجاد می‌کند. اگر برای تزریق به چاه نفت مصرف شود، می‌تواند تولید نفت آینده را حفظ کند. اگر صادر شود، درآمد ارزی مستقیم ایجاد می‌کند. پس مسئله اصلی فقط «مصرف کمتر» نیست؛ مصرف هوشمندتر است.

وابستگی عجیب برق به گاز!

ایران در پایان سال‌های اخیر ظرفیت اسمی تولید برق خود را به حدود ۹۵ هزار مگاوات نزدیک کرده است. وزارت نیرو سال ۱۴۰۴ نیز از عبور ظرفیت اسمی از مرز ۹۴ هزار مگاوات خبر داد و همزمان اعلام شد که مصرف برق در روز‌های اوج گرما از ۷۷ هزار مگاوات عبور کرده اما داشتن ظرفیت اسمی به معنای داشتن همین مقدار برق قابل اتکا در هر ساعت نیست.

مسئله دیگر، ساختار تولید است. سال ۲۰۲۲ حدود ۸۵.۲ درصد برق ایران با گاز طبیعی تولید شد و مجموع تولید برق کشور حدود ۳۶۰.۷ تراوات‌ساعت بود. سال ۲۰۲۴ نیز مصرف برق ایران به حدود ۳۴۷ تراوات‌ساعت رسید. یعنی اقتصاد ایران برای تولید برق خود به‌شدت به گاز وابسته است. در چنین شرایطی، ارتقای راندمان نیروگاه‌ها دیگر یک پروژه فنی ساده نیست؛ یک پروژه آزادسازی گاز است.

جالب اینکه در برنامه هفتم توسعه برای پایان دوره برنامه هدف ۴۱ درصدی برای راندمان نیروگاه‌ها تعیین شده و همزمان کاهش تلفات انتقال و توزیع برق به ۱۲ درصد هدف‌گذاری شده است. این اعداد نشان می‌دهند خود سیاست‌گذار نیز پذیرفته که بخشی از ظرفیت واقعی انرژی کشور در همین حلقه‌های فنی و زیرساختی قابل بازیابی است بنابراین اگر یک نیروگاه با ارتقای راندمان بتواند برای تولید همان مقدار برق، گاز کمتری مصرف کند، آن گاز «صرفه‌جویی» شده فقط یک عدد در گزارش وزارت نیرو نیست؛ منبعی آزادشده برای اقتصاد ایران است.

تناقض بنزین پنهان کردنی نیست!

شاید هیچ نمونه‌ای به اندازه بنزین، تناقض میان «داشتن انرژی» و «درست مصرف نکردن انرژی» را نشان ندهد. سال ۱۴۰۴، میانگین مصرف بنزین در مقاطعی به حدود ۱۲۹ میلیون لیتر در روز رسید، در حالی که میانگین تولید پالایشگاه‌ها و بنزین اختلاطی در همان بازه حدود ۱۲۱ میلیون لیتر در روز اعلام شد.

انرژی گمشده همان چیزی است که در آمار تولید دیده نمی‌شود: ارز و سرمایه‌ای که می‌توانست در جای دیگری استفاده شود

سال ۲۰۲۶ نیز یک عضو کمیسیون انرژی مجلس، مصرف روزانه را حدود ۱۳۵ میلیون لیتر و تولید را حدود ۱۰۵ میلیون لیتر اعلام کرد؛ یعنی شکافی در حدود ۳۰ میلیون لیتر در روز. این رقم، در صورت استمرار یک‌ساله، معادل حدود ۱۰.۹۵ میلیارد لیتر کسری سالانه است. این داده مربوط به اظهارنظر یک نماینده مجلس است و برای محاسبات قطعی سالانه باید با آمار نهایی وزارت نفت تطبیق داده شود. این فاصله دیگر فقط مسئله پالایشگاه نیست.

خودرو‌های کم‌بازده، ترافیک، الگوی سفر، قاچاق سوخت و قیمت‌گذاری همزمان روی مصرف اثر می‌گذارند. حتی سال ۲۰۲۵ رکورد‌های روزانه مصرف بنزین به حدود ۱۴۳.۷ میلیون لیتر نیز رسید. یعنی بخشی از نفت و ظرفیت پالایشی کشور، نه برای افزایش صادرات یا توسعه زنجیره ارزش، بلکه برای پاسخ به رشد مصرف داخلی حمل‌ونقل جذب می‌شود. در اینجا «انرژی گمشده» دقیقاً همان چیزی است که در آمار تولید دیده نمی‌شود: ارز و سرمایه‌ای که می‌توانست در جای دیگری استفاده شود.

نفت‌کوره و گازوئیل؛ صورت‌حساب دوم

وقتی گاز کافی به نیروگاه یا صنعت نمی‌رسد، مسئله تمام نمی‌شود؛ فقط شکل سوخت عوض می‌شود. بر اساس گزارشی که سال ۲۰۲۵ بر مبنای یک گزارش داخلی وزارت نفت منتشر شد، مصرف گازوئیل در مارس ۲۰۲۵ به ۱۴۶ میلیون لیتر در روز رسید؛ حدود ۳۰ میلیون لیتر بیشتر از تولید داخلی. همان گزارش این جهش را با کمبود گاز و استفاده بیشتر نیروگاه‌ها و صنایع سنگین از گازوئیل و نفت‌کوره مرتبط دانست. این همان حلقه‌ای است که معمولاً در محاسبات عمومی گم می‌شود: گاز کم می‌آوریم. نیروگاه سوخت مایع می‌سوزاند. سوخت مایع بیشتری مصرف می‌شود. فشار بر پالایشگاه بالا می‌رود. مصرف داخلی افزایش می‌یابد و در نهایت بخشی از ظرفیت صادراتی فرآورده نیز تحت فشار قرار می‌گیرد.

هر مترمکعب گاز، هر کیلووات‌ساعت برق و هر لیتر فرآورده‌ای که مصرف می‌شود، باید با این سؤال سنجیده شود که چه مقدار ارزش اقتصادی در مقابل آن ایجاد کرده است

در یک طرف صورت‌حساب، «کمبود گاز» ثبت می‌شود؛ در طرف دیگر هزینه گازوئیل، نفت‌کوره، آلودگی، تعمیرات، حمل‌ونقل و فرصت صادراتی قرار دارد. هزینه واقعی ناترازی، جمع همین صورت‌حساب‌های پراکنده است. عددی که باید روی میز سیاست‌گذار باشد. اگر بخواهیم یک شاخص متفاوت برای انرژی ایران طراحی کنیم، شاید بهتر باشد از «ارزش اقتصادی ایجاد شده به ازای هر واحد انرژی» شروع کنیم. هر مترمکعب گاز، هر کیلووات‌ساعت برق و هر لیتر فرآورده‌ای که مصرف می‌شود، باید با این سؤال سنجیده شود که چه مقدار ارزش اقتصادی در مقابل آن ایجاد کرده است. این شاخص می‌تواند چند مؤلفه داشته باشد: ارزش افزوده + درآمد صادراتی + اشتغال + صرفه‌جویی ارزی + امنیت انرژی

آن وقت ممکن است نتیجه‌ای متفاوت از جدول‌های معمول مصرف انرژی به دست بیاید. یک واحد گاز در نیروگاه کم‌بازده، یک ارزش ایجاد می‌کند. همان واحد گاز در یک نیروگاه با راندمان بالاتر، ارزش بیشتری ایجاد می‌کند. همان گاز در زنجیره پتروشیمی، ممکن است ارزش افزوده دیگری بسازد؛ و اگر بخشی از آن گاز با سرمایه‌گذاری در جمع‌آوری فلر آزاد شود، بدون اینکه حتی یک چاه جدید حفر کنیم، یک منبع جدید در اختیار اقتصاد قرار می‌گیرد. سال ۲۰۲۳، فقط ۷۲۱ میلیارد فوت مکعب گاز فلرشده ایران معادل حدود ۲۰.۴ میلیارد مترمکعب بود. نمی‌توان ادعا کرد تمام این حجم با یک تصمیم ساده قابل فروش یا صادرات است؛ اما همین اندازه عدد نشان می‌دهد که بحث «منابع قابل بازیابی بدون افزایش تولید» یک بحث حاشیه‌ای نیست.

از مازاد انرژی تا کمبود انرژی آزاد

ایران سال ۲۰۲۴ حدود ۲۰ کوادریلیون BTU انرژی اولیه تولید کرد و در میان بزرگ‌ترین تولیدکنندگان انرژی جهان قرار داشت؛ در همان حال مصرف انرژی اولیه کشور حدود ۱۴ کوادریلیون BTU اعلام شده است. این فاصله به‌تنهایی به معنای «امکان صادرات» نیست؛ زیرا کیفیت منابع، تبدیل انرژی، ظرفیت پالایش و فرآورش، محدودیت شبکه، تحریم‌ها و نیاز‌های داخلی همه در میان هستند.

تبدیل انرژی به ثروت

ایران یکی از معدود کشور‌هایی است که می‌تواند همزمان تولیدکننده بزرگ نفت و گاز، تولیدکننده برق، صاحب صنایع انرژی‌بر و صادرکننده محصولات پتروشیمی باشد. این زنجیره، در صورت مدیریت صحیح یک مزیت تاریخی است اما همین مزیت می‌تواند تبدیل به دام شود. اگر انرژی فراوان باعث شود صنایع کم‌بازده فقط به دلیل دسترسی به سوخت ارزان به حیات خود ادامه دهند، منابع ملی به جای ایجاد مزیت رقابتی، صرف حفظ ساختار‌های ناکارآمد می‌شود. اینجا مفهوم «انرژی گمشده» معنای تازه‌ای پیدا می‌کند.

انرژی گاهی گم نمی‌شود؛ در فعالیتی مصرف می‌شود که ارزش اقتصادی متناسب با آن تولید نمی‌کند. این تفاوت بسیار مهم است. ممکن است یک کارخانه تمام انرژی دریافتی خود را واقعاً مصرف کند و حتی هیچ تلفات فنی هم نداشته باشد اما اگر محصولش ارزش افزوده پایینی ایجاد کند، از منظر اقتصاد ملی همچنان ممکن است تخصیص انرژی به آن بهترین انتخاب نباشد.

انرژی ایران کجا گم می‌شود؟/ثروتی که کم نداریم؛ بد تخصیصش می‌دهیم

اتلاف بزرگی که ثبت نمی‌شود

این بخش ماجرا از همه مهم‌تر است. وقتی درباره اتلاف انرژی صحبت می‌کنیم، ذهن ما معمولاً به تلفات شبکه برق، فلرینگ گاز یا خودرو‌های فرسوده می‌رود اما یک نوع اتلاف وجود دارد که در هیچ کنتوری ثبت نمی‌شود که آن «هزینه فرصت» است. گازی که به یک مصرف اختصاص پیدا کرده دیگر نمی‌تواند در مصرف دیگری ارزش ایجاد کند. برقی که صرف تولید کم‌ارزش می‌شود دیگر در یک صنعت صادرات‌محور قابل استفاده نیست. نفتی که به جای فرآورده با ارزش افزوده بالا در شکل سوخت مصرف می‌شود دیگر امکان تبدیل شدن به محصول دیگری را ندارد. اینها «اتلاف فیزیکی» نیستند؛ اتلاف اقتصادی‌اند؛ شاید سهم این نوع اتلاف در اقتصاد ایران از آنچه تصور می‌کنیم مهم‌تر باشد.

چیزی که ساختیم!

سیاست‌گذاران انرژی ایران به جای اینکه عملکرد بخش انرژی را با میزان تولید گاز، تعداد نیروگاه‌ها یا حجم توزیع برق بسنجند باید یک شاخص دیگر هم روی میز بیاورند. اینکه به ازای هر واحد انرژی، چه میزان ارزش اقتصادی تولید شده؟ اگر دو صنعت مقدار مشابهی گاز مصرف کنند اما یکی محصولی صادراتی با ارزش افزوده بالا تولید کند و دیگری بخش عمده محصول خود را با ارزش پایین در بازار داخلی بفروشد، آیا واقعاً تخصیص انرژی به این دو باید یکسان باشد؟ اگر دو استان مقدار مشابهی برق مصرف کنند اما یکی با همان برق ارزش افزوده و اشتغال بسیار بیشتری ایجاد کند، آیا سیاست تخصیص نباید این تفاوت را ببیند؟ این همان نقطه‌ای است که سیاست انرژی می‌تواند از «مدیریت مصرف» به «مدیریت بهره‌وری سرمایه ملی» تغییر کند.

انرژی ایران در ایستگاه اشتباه!

این تعبیر به نظرم دقیق‌تر از «اتلاف انرژی» است. بخشی از انرژی ایران دود نمی‌شود، نشت نمی‌کند و در شبکه هم الزاماً از بین نمی‌رود بلکه در جای کم‌ارزش‌تری نسبت به ظرفیت واقعی‌اش مصرف می‌شود؛ این شاید یکی از پرهزینه‌ترین خطا‌های پنهان اقتصاد ایران باشد.

مسئولان و مدیران ارشد حوزه انرژی و سیاست‌گذاران کشوری که ذخایر عظیم انرژی دارد نباید فقط دنبال این باشیند که «چگونه بیشتر تولید کنیم؟» بلکه باید به این نقطه اشتراک برسند که هر واحد انرژی را کجا مصرف کنیم تا بیشترین ثروت، صادرات، اشتغال و قدرت اقتصادی را برای ایران بسازد؟  اگر برای این سوال پاسخ درخوری داشته باشیم شاید بخشی از انرژی‌ای که امروز تصور می‌کنیم نداریم، اصلاً گم نشده باشد فقط جای دیگری نشسته است.هنر حکمرانی انرژی همین‌جاست؛ اینکه پیش از حفر چاه تازه، نیروگاه تازه و پالایشگاه تازه، بدانیم انرژی موجود را کجا بنشانیم که اقتصاد ایران از آن بلندتر شود.

اشتراک گذاری
برچسب ها
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۲
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۴
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۶:۱۷ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۴
یک چکیده در ابتدا یا انتهای متن قرار دهید .
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۷:۰۲ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۴
کمبود بنزین فقط بخاطر انحصار و تولید لگن های داخلی پرمصرفه. تولیدشون رو متوقف کنید و بذارید خودروهای بروز هیبریدی بدون تعرفه های نجومی وارد بشه بعد قیمت بنزین رو آزاد کنین. هم مشکل ناترازی حل میشه هم قاچاق
Asad
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۸:۰۰ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۴
حتی پول فروش انرژی هم به خزانه نمی آید ما هم سوال داریم
مهوار
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۹:۱۴ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۴
عالی عالی بود
وب گردی