صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر
سفیر پیشین ایران در لیبی در گفت‌وگو با تابناک:

عمان ممکن است در کوتاه مدت با ایران درباره تنگه هرمز همکاری نکند/ جنگ تمام عیار برای آمریکا ریسک بزرگ و خطرناکی است

قنادباشی گفت: فشار‌های بی‌سابقه ایالات متحده و همسایگان عضو شورای همکاری خلیج فارس، مسقط را در موقعیتی استراتژیک و فراتر از رویکرد‌های دیپلماتیک پیشین قرار داده است.
کد خبر: ۱۳۸۵۳۸۱
| |
6308 بازدید
|

عمان ممکن است در کوتاه مدت با ایران درباره تنگه هرمز همکاری نکند/ جنگ تمام عیار برای آمریکا ریسک بزرگ و خطرناکی است

قنادباشی معتقد است: اگر عمان با سیاست‌های ما همراهی نمی‌کند، این وضعیت کوتاه مدت خواهد بود. همین امیدواری سبب شده است تا ایران سعی کند مذاکره با این کشور را ادامه دهد و روابط خود را همچنان با عمان حفظ نماید.

به گزارش سرویس بین الملل «تابناک»؛ تقابل مستقیم نظامی ایران و آمریکا، دوران دیپلماسی را به پایان رساند و اجرای تعهدات یادداشت تفاهم اسلام‌آباد را متوقف کرد. درگیری در تنگه هرمز و گسترش جبهه‌ها به نقاط حساس استراتژیک، نشان از وقوع جنگی گسترده دارد که از تمامی پیش‌بینی‌ها فراتر رفته است. اکنون واقعیتِ درگیری میدانی، جایگزین هشدار‌های دیپلماتیک شده است.

در خصوص این روند خبرنگار سرویس بین‌الملل «تابناک»، گفتگویی را با «جعفر قنادباشی»، سفیر پیشین ایران در لیبی انجام داده که مشروح آن در ادامه آمده است:

*پس از تفاهم‌نامه ایجاد شده میان ایران و آمریکا، تنش‌ها در خصوص تنگه هرمز افزایش یافته است. بر اساس اعلام ایران، گفت‌و‌گو با عمان در خصوص تنگه هرمز فعلاً به نتیجه نرسیده است؛ آیا عمان حاضر خواهد شد که با ایران درباره پروتکلی که شامل دریافت هزینه خدمات دریایی می‌شود، توافق کندبه‌ویژه پس از تهدید نظامی و تحریم آمریکا؟

عمان مواضع نسبتاً معتدل و نزدیک به واقعیت همواره اتخاذ شده و سوابق خوبی در عرصه دیپلماسی با ما، دارد. اما شرایط کنونی یک شرایط فوق‌العاده است؛ به این معنا که هیچ‌گاه به این صورت هزینه ایجاد نشده بود. زیرا عمان تحت تأثیر فشار‌های مختلفی است که آنها نیز تعیین‌کننده هستند.

از یک سو همسایگان عرب است، زیرا عمان جزو اعضای شورای همکاری خلیج فارس است و از سوی دیگر، فشار‌های آمریکایی‌ها و انگلیسی‌هاست که آن نیز تأثیر می‌گذارد؛ آمریکایی‌ها بیشترین فشار را بر عمان وارد می‌کنند تا تصمیمات آن کشور مطابق با میل آنها باشد؛ لذا عمان در هدف‌گذاری خود، طبیعتاً با ایران دچار مناقشه نمی‌شود و موازین دوستی را رعایت می‌کند، اما در عین حال شرایط بسیار فوق‌العاده‌ای است که طبیعتاً آنها را از ادامه رویکرد گذشته باز می‌دارد و ممکن است این وضعیت نیز موقتی باشد.

فرضیات بر این است که اگر عمان نیز در شرایط حاضر چنین تصمیماتی اتخاذ نکند، یعنی با سیاست‌های ما همراهی نمی‌کند، این وضعیت کوتاه مدت خواهد بود. همین امیدواری سبب شده است تا ایران سعی کند مذاکره با این کشور را ادامه دهد و روابط خود را همچنان با عمان حفظ نماید.

*با توجه به واقعیت‌های میدانی، اعضای شورای همکاری خلیج فارس از چه فرمولی برای تنگه هرمز حمایت می‌کنند؟

برای رسیدن به یک پروتکلی یا هر ترتیب مقرراتی برای هرمز، آنها به نتیجه‌ای نرسیده‌اند؛ حتی بر سر نقاط مرزی خود با یکدیگر اختلاف دارند و در این زمینه طبیعتاً هیچ فرمول خاص تعیین‌شده‌ای از جانب آنها وجود ندارد. منتها خواستار این هستند که دو مسئله اتفاق بیفتد: نخست اینکه بتوانند همچنان از این تنگه برای عرصه فروش نفت و خریدهایشان استفاده کنند، یعنی اقتصادشان از طریق این تنگه ادامه یابد؛ و دوم اینکه حامیان آمریکایی و انگلیسی از آنها ناراضی نباشند. متأسفانه در حال حاضر کسب رضایت آنها برایشان بیش از منافع اقتصادی‌شان اهمیت دارد و لذا اگر موازینی هم گفته می‌شود، معمولاً ترجمه و دیکته شده از جانب آمریکا و انگلیس است.

تاکنون هیچ مقررات معینی برای تنگه هرمز تعیین نشده است که شاید این مقطع زمانی با توجه به شرایط و درگیری‌های پیش‌آمده، نقطه مناسبی برای تعیین موازین روابط باشد؛ البته کشور‌های ذی‌حق باید این موازین را تعیین کنند.

تنگه هرمز در اختیار ایران و عمان است، یعنی آنچه مربوط به تنگه است، آنها در تعیین ضوابط آن بخش ذی‌حق نیستند؛ بلکه تنها می‌توانند پیشنهاددهنده باشند و بر اساس آیین همسایگی با ما، به یک اشتراک نظری راجع به این مسئله برسند. از نظر حقوق بین‌الملل، آنها حقی برای تعیین ضوابط در اینجا ندارند.

*در درگیری‌های اخیر، ایران کشورهایی، چون امارات و عربستان را از لیست اهداف خود حذف کرده است؛ دلیل این امر چیست؟

در حال حاضر هدف ما پایگاه‌های آمریکایی در منطقه و پایگاه‌هایی هستند که بیشترین تدارکات را علیه ما داشته یا دارند و یا درگیر جنگ هستند. ما آنها را مورد هدف قرار می‌دهیم، حتی اگر در سوریه یا اردن باشند؛ لذا دوری یا نزدیکی مهم نیست، مهم این است که آنها در این عرصه، یعنی در این درگیری جدید و این مرحله فعال، باشند.

امارات و عربستان کوشش کردند که در این عرصه، به‌طور مشخص، درگیر نباشند؛ البته که برخی از مراکز پایگاه‌های آمریکایی در عربستان در همین درگیری‌ها مورد حمله قرار گرفت. در مورد حذف رسمی آنها، من چیزی ندیده‌ام، اما آنچه در عرصه عمل وجود این است که میزان ضربات ما به پایگاه‌های آمریکا در منطقه، متناسب با همان میزان سوءاستفاده‌ای است که آنها از کشور‌های منطقه می‌کنند.

*برخی گزارش‌ها حاکی از احتمال ورود آمریکا به یک جنگ تمام‌عیار دیگر علیه ایران است؛ ارزیابی شما چیست و در صورت وقوع چنین اتفاقی، آیا ایران جنگ را منطقه‌ای می‌کند؟

آمریکا در مواجهه با جنگ با سردرگمی روبه‌رو است؛ به‌گونه‌ای که در کوتاه‌مدت، هیچ راهبرد مشخصی برای هدایت اقدامات خود ندارد.

آنها در حال حاضر نگران چندین مسئله بسیار مهم هستند و این نگرانی‌ها بسیار جدی است و به‌اصطلاح روند حضور آنها در آینده نیز بر آن تأثیرگذار خواهد بود.

آمریکایی‌ها از یک سو، نگران اقتصاد داخلی خود هستند که از بسته شدن تنگه هرمز متأثر می‌شود؛ از سوی دیگر، نگران فشار‌های کشور‌های مصرف‌کننده نفت هستند که در دنیای سرمایه‌داری، هم شرق و هم غرب از آنها استفاده می‌کنند و این امر فشار‌های زیادی بر آنها وارد می‌سازد.

از سوی دیگر، آنها نگران از دست دادن متحدین خود در منطقه هستند که امنیت آنها را حفظ می‌کردند؛ یعنی در واقع آنها به عنوان حافظ امنیت این کشور‌ها پایگاه در منطقه ایجاد کرده بودند، اما اکنون نمی‌توانند برنامه‌ها یا وعده‌های اعلام‌شده خود را در زمینه برقراری امنیت در کشور‌ها عملیاتی کنند.

برعکس، این پایگاه‌هایی که قرار بود امنیت را حفظ کنند، آنها را در موقعیت وارونه قرار داده‌اند؛ یعنی در واقع، ناامنی‌هایی که کشور‌ها اکنون شاهد آن هستند، ناشی از حضور آمریکایی‌هاست، در حالی که قرار بود برعکس باشد و آنها بتوانند امنیت را حفظ کنند.

از همه مهم‌تر، شاید بحث پرستیژ بین‌المللی آمریکایی‌ها باشد؛ پرستیژ بین‌المللی آنها با مواجهه با ایران و مسائل مشابه به مخاطره افتاده است و اگر نتوانند پیشروی خود را ادامه دهند، موقعیت ابرقدرتی آنها به‌طور آشکار و گسترده‌ای در نظر افکار عمومی در خطر قرار می‌گیرد.

آنها نمی‌خواهند به عنوان کشوری ناتوان یا ضعیف معرفی شوند. از سوی دیگر، عاملی که موجب می‌شود آنها در تحرکات جنگی عجله داشته باشند، این است که زمان برای آنها بسیار محدود است؛ هر چه زمان می‌گذرد، آنها ضرر می‌کنند.

اگر ضربات بزرگتری به ایران وارد کنند، مطلوب این است که سریع‌تر به نتیجه برسند تا شاهد تبعات اقتصادی، سیاسی و نظامی نباشند؛ تبعاتی که حتی ممکن است به تمرد در درون ارتش آمریکا منجر شود.

آنها اکنون نگران تمرد در منطقه هستند، اما نیرو‌های شورشی آمادگی چنین جنگی را در این منطقه با این آب و هوا ندارند و تجهیزات و ادوات آمریکایی را در اختیار ندارند.

جنگ تمام‌عیار برای آمریکایی‌ها ریسکی بسیار بزرگ و خطرناک است و می‌تواند آنها را نابود کند؛ این ریسکی نیست که بتوانند به‌سادگی آن را بپذیرند. البته صهیونیست‌ها پیوسته با انواع تبلیغات و القاگری‌ها در درون تیم صهیونیستیِ ترامپ، بر افکار ترامپ و مقامات آمریکایی کار می‌کنند تا جنگ بزرگی را برای نابودی زیرساخت‌های ایران راه بیندازند؛ چنین چیزی وجود دارد، اما در این مورد، به نظر نمی‌رسد آمریکایی‌ها حاضر به پذیرش این ریسک بزرگ باشند، زیرا ناتوانی‌ها و نگرانی‌های بسیاری در حال حاضر آنها را از اجرای چنین عملیات بزرگی باز می‌دارد.

*پاکستان در ادامه روند گسترش همکاری‌های نظامی با اعضای شورای همکاری خلیج فارس، درصدد امضای توافق نظامی با کویت است؛ پاکستان پیمان دفاعی با عربستان نیز دارد و بحرین نیز به دنبال چنین پیمانی با اسلام‌آباد است. آیا پاکستان می‌خواهد جایگزین یا مکمل نقش امنیتی آمریکا در منطقه شود و در این صورت، تبعات آن برای ایران چیست؟

مسئله استفاده از نیرو‌های پاکستانی همواره در میان کشور‌های عربی مطرح بوده است؛ همان‌طور که استفاده از نیرو‌های مصری نیز مطرح است. این کشور‌ها  دلار لازم برای خرید سلاح و زمین یعنی مکان‌های لازم برای ایجاد پایگاه نظامی را دارند، اما دارای جمعیتی نیستند که بتواند پرسنل لازم برای ایجاد یک ارتش پرحجم و پرجمعیت را تأمین کند. جمعیت‌های کم یا جمعیت‌هایی که آماده جنگیدن نیستند، باعث می‌شود عربستان پیوسته به فکر نیرو‌های اجاره‌ای باشد تا آنها را به خدمت بگیرد و هزینه‌شان را بپردازد.

در مقابل، همان‌طور که برای مصر و ترکیه نیز صادق است، پاکستان مانند ترکیه و مصر دارای درآمد‌های نفتی نیست؛ آنها نیز علاقه‌مندند که از طریق ارتش خود درآمدی کسب کنند. حتی اگر جنگ ایران و عراق نباشد، کشور‌های عربی برای حفظ امنیت خود درصدد اجاره کردن یا بهره‌برداری از ارتش‌های کشور‌هایی هستند که ارتش‌های پرجمعیتی دارند، مانند پاکستان و مصر.

از سوی دیگر، آنها خواستار آن هستند که در آینده، هر دو طرف نوعی همگرایی مبتنی بر یک معامله بر سر پرسنل ارتش داشته باشند. این موضوع، یعنی معامله بر سر نیرو‌های نظامی، جاذبه‌هایی دارد که برای هر دو طرف سودمند است؛ برای آنها دلار نفتی و برای طرف مقابل نیروی انسانی، موجب یک همگرایی پیوسته شده است.

پیش از این نیز در مورد یمن شاهد بودیم که عربستان سعی کرد پاکستان و ترکیه را در ائتلاف علیه یمن قرار دهد که این اتفاق نیفتاد، اما مصر و به نوعی سودان با آنها همکاری کردند و برخی از افرادشان را در اختیار عربستان قرار دادند. به هر حال، این نوع نگاه به پیوندها، سابقه‌ای دارد.

اما مسئله دیگر این است که آمریکا نیز مانند انگلیس‌ها، همواره مایل نیست که شخصاً وارد عرصه درگیری شود و شاهد کشته شدن سربازان خود باشد؛ اما در عین حال، همچنان علاقه‌مند است که از نیرو‌های نیابتی استفاده کند.

در واقع، ترجیح آمریکایی‌ها این است که نیرو‌های دیگری را به کار بگیرند و خودشان صرفاً در نقش فروشنده سلاح و طراح عملیات باقی بمانند. به‌ویژه در حال حاضر که آمریکایی‌ها مورد تنفر هستند و حفظ امنیت یک سرباز آمریکایی در منطقه به دلیل خشم ملت آمریکا،  بیش از هر زمان دیگری هزینه‌بر است، آنها بیش از پیش به استفاده از نیرو‌های نیابتی برای جنگیدن فکر می‌کنند.

با این حال، با وجود تمامی اینها، مشکلی که هم مصری‌ها و هم پاکستانی‌ها با آن رو‌به‌رو هستند، این است که سربازان این دو کشور از نظر عقیدتی، گرایش‌های مذهبی و فرقه‌ای و همچنین از نظر دیدگاهشان به مسائل جهان، با «ارتجاع عربی» متفاوت هستند. آنها خواهان خدمت به آمریکا نیستند؛ بلکه ارتش آنها متشکل از مسلمانانی است که وهابی نیستند.

به هر حال، همین اعتقادات اسلامی باعث می‌شود که آنها هر عملیاتی را نپذیرند. مانع اصلی این است که این نیرو‌ها از نظر عقیدتی، نیرو‌های مناسبی برای جنگیدن محسوب نمی‌شوند؛ مگر اینکه در مصر، پاکستان یا ترکیه، نیرو‌هایی سکولار و لائیک تربیت شوند که چنین چیزی در کوتاه‌مدت امکان‌پذیر نیست.

بنابراین، مقامات نگران هستند که یک سرباز مسلمان پاکستانی که وهابی نیست، برای عربستان یا امارات بجنگد؛ چرا که آنها مسلمان هستند و این سرباز پاکستانی بسیار علاقه‌مند نیست که علیه ایران یا به نفع آمریکا بجنگد؛ لذا همین مانع باعث می‌شود که آنها نتوانند به آن همگرایی و نتیجه‌ای که مطلوب دولت‌هاست، دست یابند؛ در واقع، مانع اصلی در این مسیر، گرایشات ملت‌هاست.

گفت‌و‌گو: زینب منوچهری

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر
اشتراک گذاری
برچسب ها
سفرمارکت
گزارش خطا
مطالب مرتبط
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۲
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱۱
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۱:۵۰ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۸
عمان ممکن است در بلند مدت هم با ایران درباره تنگه هرمز همکاری نکند
پاسخ ها
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۲:۵۵ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۸
بستگی داره ایران بتونه حرفشو به کرسی بشونه یا نه.
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۵:۲۵ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۹
اگه بخواد همکاری کنه باید تا چند دهه سهم ایران چند برابر باشه. چون این ایران بوده هزینه تغییر رژیم حقوقی تنگه رو داده
علی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۳:۲۲ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۸
آمریکا اگر بخواد جنگ تمام عیار بکنه و جزایر را تصرف کنه قطعا شکست میخوره.
پاسخ ها
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۴:۰۶ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۸
یعنی تصرف جزایر، علامت شکست است؟!؟
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۳:۵۸ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۸
خودتون رو با همه دنیا در نیاندازین ... تنگه هرمز که فرار نمیکنه چه با عوارض و چه بی عوارض در تیر رس ماست ...
پاسخ ها
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۶:۲۵ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۸
.کودکان مدرسه میناب
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۵:۲۲ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۸
اگر تو تصرف جزایز تلفات بده و سربازانش کشته بشن منجر به شکستش میشه
محسن
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۰:۲۰ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۸
صاحب تنگه هرمز ایرانه چرا شریک بیخودی درست میکنی
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۱:۳۳ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۹
برای صلح باید جنگید
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۱:۳۵ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۹
جنگ راه حل هست بااستکبار نه مذاکره و فرصت ب دشمن برای تجدید قوا
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا # جنگ رمضان