صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر
پرونده مرور خاطرات رهبر شهید انقلاب/۹

اینترنشنالِ زمان رضاخان به روایت رهبر شهید/شایعه کردند روحانیون در سماور شراب ریخته‌اند

ساختگی‌بودن این‌داستان پیداست. خب، چرا شراب و عرق را به این‌صورت گذاشته بودند؟! چه‌دلیلی داشت در فضای باز و در انظار مردم، در چنین‌جلسه‌ای بنشینند؟! سر تا ته داستان، حکایت از دروغ‌بودن آن داشت. با این‌همه، من آن را از خیلی‌ها شنیدم و همه می‌گفتند دیده‌ایم! یا از کسی که دیده، شنیده‌ایم!
کد خبر: ۱۳۸۳۶۵۴
| |
5304 بازدید

اینترنشنالِ زمان رضاخان به روایت رهبر شهید/شایعه کردند روحانیون در سماور شراب ریخته‌اند

به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، رهبر شهید انقلاب اسلامی ایران در خاطرات شفاهی خود از دوران مبارزه و زندان، خاطره‌ای تحت عنوان «جنگ شایعه‌ها» دارند که درباره روزهای استیلای حکومت دشمنان ایران با ظاهر سلطنت رضاخان پهلوی است و موضوعش بی احترامی به لباس روحانیت و مسخره کردن عمامه در کوچه و خیابان است. 

از شروع مراسم وداع با پیکر رهبر شهید انقلاب تا روز تدفین ایشان در حرم امام رضا (ع)، مطالب زیر را در قالب پرونده مرور خاطراتی که رهبر شهید خود، روایتگرشان بوده‌اند، منتشر کردیم:

* «امام حکم قتل نویسنده را صادر کرد نه این‌که کتابش را تحریم کند!/خود سفرای اروپایی معذرت خواستند و برگشتند»

* ««این‌ها می‌روند و شما می‌مانید»/سابقه نداشت این‌طور بزنند!»

* «شهیدباهنر را از خانه‌اش بیرون کردم تا با آقای هاشمی صحبت کنم!»

* «صورت آن سرگرد ارتشی مثل ماه می‌درخشید»

* «آن‌حرف را می‌زدم مردم تکبیر می‌گفتند اما .../گرایش‌ انحرافی بیاید، کار مشکل می‌شود»

* «وقتی قلب و روح رهبر شهید در فشار بود/مراقب نفوذ باشید!»

* «پاسخ آیت‌الله خامنه‌ای جوان به افسر نگهبان: برای مرگ آماده‌ام!/وقتی رهبر شهید به قلمرو اسدالله عَلَم حمله کرد»

* «وقتی رهبر شهید به تخت شکنجه بسته شد/‌آن‌قدر شلاق زد که از هوش رفتم»

***

در ادامه مرور خاطرات بالا، مشروح خاطره مورد اشاره رهبر انقلاب را از روزهایی که دستگاه تبلیغاتی دشمنان ایران در زمان پهلوی اول، علیه روحانیت شیعه کار می‌کرد مرور می‌کنیم؛

 ... این جَو، نتیجه نقشه حساب‌شده‌ای برای جداسازی روحانیون از جامعه و زندگی مردم بود، و برای این‌منظور از شایعات بهره می‌جستند.

هنوز هم به یاد دارم که این‌شایعه میان مردم رواج داشت که گروهی از روحانیون در اطراف مشهد، مجلس شبانه‌ای برپا کرده‌اند و در سماور، عرق ریخته‌اند و در قوری، شراب و مشغول مستی و عربده‌کشی بوده‌اند!

بسیاری از مردم می‌گفتند ما این‌صحنه را به چشم خود دیده‌ایم. برخی هم می‌گفتند ما از کسی شنیدیم که با چشم خود دیده است. 

ساختگی‌بودن این‌داستان پیداست. خب، چرا شراب و عرق را به این‌صورت گذاشته بودند؟! چه‌دلیلی داشت در فضای باز و در انظار مردم، در چنین‌جلسه‌ای بنشینند؟! سر تا ته داستان، حکایت از دروغ‌بودن آن داشت.

با این‌همه، من آن را از خیلی‌ها شنیدم و همه می‌گفتند دیده‌ایم! یا از کسی که دیده، شنیده‌ایم!

روحانیون، مسئولیت دفاع از اسلام را در برابر هرگونه انحراف در جامعه دارند، و وظیفه خود می‌دانند علیه سلطه هر ستمگر یا بیگانه‌ای بر جامعه اسلامی مبارزه کنند. آنان بر مبنای این مسئولیت، در تاریخ معاصر ایران مواضع سرسختانه‌ای در برابر اشغالگران و طاغوت‌ها و خودکامگان داشته‌اند.

در عصر جدید، موضع میرزای قمی در قبال روس‌ها، از این‌جمله است. او در زمان عباس‌میرزا پسر فتحعلی‌شاه که با روس‌ها می‌جنگید، فتوای مشهور خود را در رساله‌اش به نام رساله عباسیه صادر کرد. عباس‌میرزا نسبتا فرد صادق و درستی بود و خائن به میهن نبود.

همچنین موضع مرجعیت دینی در «واقعه تنباکو» و یا موضوع علمای دین در «جنبش مشروطه»، همچنین برای نمونه موضع مرحوم مدرس را در نظر بگیرید. مدرس در دومین دوره مجلس شورای ملی با معرفی مراجع نجف، به عنوان یکی از ۵ فقیهی که حق ممانعت از تصویب قوانین مخالف شریعت اسلام را دارا بودند وارد مجلس شد.

در دوره سوم مجلس نیز مدرس از شهر تهران نامزد نمایندگی شد و بیشترین تعداد آرا انتخاب‌کنندگان را به دست آورد. و به همین‌ترتیب در انتخابات دوره‌های چهارم و پنجم، ... که در دوره پنجم، حکومت و قدرت از قاجاریه به پهلوی منتقل شد. مدرس با این‌ امر و همچنین بعدا با عملکرد رضاخان پهلوی نیز مخالفت کرد. در انتخابات دوره هفتم، مدرس خود را نامزد می‌کند ولی نتیجه آرا که بیرون می‌آید یک رای هم برای مدرس شمرده نمی‌شود! مدرس صدای خود را بلند می‌کند و می‌گوید من خودم که به خودم رای دادم؛ پس همان یک‌رای خودم چه شد؟!

از این‌نمونه‌ها درمی‌یابیم که روحانیون از نفوذ اجتماعی گسترده‌ای برخوردار بودند و موضع‌گیری‌هایشان بر مبنای اصولی بود که امت اسلامی بدان‌ها اعتقاد داشت و مقدس می‌شمرد و در راه آن‌ها از بذل جان دریغ نمی‌ورزید. این‌اصول، ستم و غارت و چپاول و تسلیم در برابر بیگانه را مردود می‌شمرد. از این‌روی، طاغوتیان برای منزوی‌کردن روحانیت در جامعه و جدا کردن آن‌ها از همه عرصه‌های زندگی – ازجمله زندگی سیاسی – نقشه می‌کشیدند. آن‌ها برای رسیدن به این‌هدف، به هر راهی، حتی کشتن و زندانی و تبعید کردن علما نیز متوسل شدند.

در سال ۱۳۱۴ فاجعه مسجد گوهرشاد رخ داد، که طی آن بسیاری از مردم را کشتند و شمار بسیاری از علما نیز دستگیر شدند، که افراد زیر از آن‌جمله بودند:

سید هاشم میردامادی (پدر بزرگ مادری من)، سید علی اکبر خوئی (پدر آقای خوئی که تقریبا ۲۰ سال از پدر من مسن تر بود و با پدرم دوستی داشت)، میرزا حبیب‌الله ملکی (که او هم از دوستان پدرم بود و خطبه عقد ازدواج پدرم و خود من را ایشان خوانده بود و از شاگردان آخوند بود)، سید عبدالله شیرازی، شیخ صاحب الزمانی ارومیه‌ای، حاج محقق (پدر دکتر مهدی محقق)، شیخ اسماعیل تایب (صاحب رسایل عرفانیه). حاج‌آقا حسین قمی هم که برای نصیحت رضاشاه به تهران رفته بود،‌ دستگیر شد و به خارج از ایران تبعید شد.

ضمنا پدرم در حال رفتن به مسجد بوده که در راه به یکی از دوستانش برخورد می‌کند و او با آگاه ساختن ایشان از اتفاقاتی که در مسجد گوهرشاد رخ داده بود، ایشان را از رفتن منصرف می‌کند.

بله، نزدیک به ۲۰ عالم روحانی را در حادثه گوهرشاد بازداشت کردند. من پس از انقلاب گفتم تصاویر آن‌ها را از پرونده‌هایشان بیاورند ببینم.

دیدم زیر تصاویر، عبارت «جرم سیاسی» نوشته بودند، یعنی دخالت در سیاست!

رژیم پهلوی بر محور جدایی میان دین و جامعه بنا شده بود. یادداشت‌های «فردوست» این مطلب را به خوبی روشن می‌سازد.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر
اشتراک گذاری
برچسب ها
سفرمارکت
گزارش خطا
مطالب مرتبط
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا # جنگ رمضان