شائبهای در میانه بحران اختلال بانکها/ چرا نام «توسن» و «همتی» حساسیتبرانگیز شد؟

اختلال گسترده بانکی که از هفته پایانی خردادماه آغاز شد و میلیونها مشتری را با مشکل در دریافت خدمات بانکی مواجه کرد، هنوز هم در برخی بخشها ادامه دارد. هرچند مسئولان وعده دادهاند که مشکلات شبکه بانکی بهطور کامل برطرف خواهد شد، اما در کنار تبعات این اختلال، موضوع دیگری هم مطرح شد که خیلی زود رنگ و بوی شائبه به خود گرفت: مطرح شدن نام شرکت توسن بهعنوان مقصد بانکهای آسیبدیده برای دریافت خدمات فنی و پیشتیبانی!
به گزارش سرویس اقتصادی تابناک؛ ماجرا از اینجا آغاز شد که برخی گفتند پس از بروز مشکلات زیرساختی در شرکت خدمات انفورماتیک بانک مرکزی و طولانی شدن روند بازگشت خدمات، چهار بانک ملی، صادرات، تجارت و توسعه صادرات به توصیه بانک مرکزی به دنبال استفاده از ظرفیت یک شرکت جایگزین برای پشتیبانی و زیرساخت فناوری اطلاعات خود رفتهاند. نامی که در این میان بیش از همه جلب توجه کرد، توسن بود؛ شرکتی شناختهشده در حوزه نرمافزار و خدمات بانکی که حالا طرح نامش، پرسشهای تازهای را پیش کشیده است.
دلیل حساسیت صرفاً فنی نیست؛ بلکه به روابط و سوابق مدیریتی و سیاسی بازمیگردد. سید ولیالله فاطمی اردکانی، بنیانگذار و چهره اصلی توسن، از جمله افرادی است که سالها در شبکه بانکی با عبدالناصر همتی همکاری و رفاقت داشته و دارد. این نزدیکی فقط به فضای حرفهای محدود نمانده؛ فاطمی در انتخابات ریاستجمهوری ۱۴۰۰ نیز ریاست ستاد انتخاباتی همتی را بر عهده داشت، جایگاهی که طبیعتا پیامش برای اهل سیاست روشن است!
پیش از آن هم در دورهای که همتی مدیرعامل بانک ملی بود، فاطمی از اعضای هیاتمدیره و چهرههای موثر در حوزه فناوری اطلاعات این بانک محسوب میشد.
همین سوابق و حاشیه ها باعث شده است که با مطرح شدن نام توسن در میانه بحران اخیر، نگاهها به سمت یک پرسش مهم برود: آیا این انتخاب صرفاً یک تصمیم فنی و اضطراری است یا شائبه تعارض منافع و سفارش های پشت پرده هم در میان است؟
منتقدان نمیگویند لزوماً تخلفی رخ داده، اما تاکید دارند وقتی نام شرکتی مطرح میشود که بنیانگذارش چنین رابطه نزدیکی با رئیس کل بانک مرکزی دارد، طبیعی است که افکار عمومی انتظار شفافسازی بیشتری و جامع داشته باشد نه کلی گویی!
بانک مرکزی البته خیلی سریع به این شائبهها واکنش نشان داد و در اطلاعیهای اعلام کرد که بانکها صرفاً مجاز شدهاند برای پایداری خدمات از ظرفیت سایر شرکتهای حوزه فناوری اطلاعات استفاده کنند و بانک مرکزی هیچ نقشی در انتخاب شرکت ارائهدهنده خدمات نداشته است. به گفته بانک مرکزی، تصمیمگیری در این باره بر عهده خود بانکها و در چارچوب ضوابط بوده و ادعای هدایت بانکها به سمت یک شرکت مشخص، مبنا ندارد.
با این حال، حساسیتها فروکش نکرد. چرا؟ چون مسئله فقط اصل انتخاب یک شرکت نیست، بلکه فضای پیرامونی این انتخاب است؛ فضایی که در آن، نام توسن قبلاً هم در یک پرونده مهم سایبری مطرح شده بود. به گونه ای که در شهریور ۱۴۰۳ گزارشی به ادعای پولتیکو در فضای خبری منتشر شد که بر اساس آن، در جریان یک حمله سایبری علیه زیرساختهای بانکی ایران، نام توسن و پرداخت باج میلیون دلاری به هکرها نیز مطرح شده بود. همین سابقه کافی است تا امروز، هرگونه گسترش نقش این شرکت در خدمات بانکی، با حساسیت بیشتر دنبال شود.
از همین جا پرسش دوم شکل میگیرد: اگر قرار است یک شرکت خصوصی در سطحی گستردهتر وارد پشتیبانی بانکهای بزرگ شود، آیا صلاحیت فنی، امنیتی و پدافندی آن بهروز و دوباره ارزیابی شده است؟ این سوال بهویژه زمانی مهمتر میشود که بحث فقط چند خدمت روزمره بانکی نباشد و احتمال حضور در پروژههای بزرگتر و حساستر نیز مطرح شود.
در کنار اینها، برخی ناظران به نقش مدیران اثرگذار در حوزه نظام پرداخت و فناوری بانکی (همچون مسعود پشمچی معاون فناوریهای نوین بانک مرکزی) نیز اشاره میکنند و معتقدند لازم است بانکهای درگیر همچون بانک ملی بهصورت روشن توضیح دهند که فرآیند تصمیمگیری برای انتخاب پیمانکار جدید (توسن) چگونه طی شده و چه کسانی در آن نقش داشتهاند. هرچه این فرآیند شفافتر بیان شود، امکان شکلگیری شائبه کمتر خواهد شد.

در نهایت، آنچه نام توسن را در این ماجرا به موضوعی حساس تبدیل کرده، فقط یک قرارداد احتمالی یا یک انتخاب فنی نیست؛ بلکه ترکیب بحران بانکی، سابقه امنیتی و هکری گذشته، رابطه نزدیک فاطمی و همتی و نبود توضیح کافی و دقیق درباره جزئیات تصمیمها است. در چنین شرایطی، طبیعی است که افکار عمومی و فعالان بانکی و اقتصادی بخواهند بدانند آیا همه چیز صرفاً بر مدار ضرورت فنی پیش میرود یا لازم است نهاد ناظر، درباره ابعاد مختلف این انتخاب، توضیح شفافتری ارائه کند.
آنچه میتواند به این شائبهها پایان دهد، نه تکذیب کلی، بلکه شفافسازی دقیق درباره فرآیند انتخاب، ملاحظات امنیتی و نسبت تصمیمگیران با شرکتهای ذینفع است؛ موضوعی که در بحرانهای اینچنینی، بیش از همیشه اهمیت پیدا میکند.

شک نکن که دست های پشت پرده توی بانک مرکزی و توسن در کاره برای رانت چند هزار میلیاردی. نهاد نظارتی و وزارت اطلاعات باید به این پرونده و روابط پشت پرده همتی و دوستانش ورود کنه
باید نظارت جدی بشه
سازمان بازررسی ورود کنه به این موضوع
پای رانت عظیمی در میانه
یک تجربه شخصی: به عنوان مدیرعامل یک شرکت دانش بنیان به یکی از شعب بانک ملت مراجعه کردم برای دریافت تسهیلات معرفی شده. رئیس بانک اصرار داشت مدارک شرکت را در تلگرام برایش ارسال کنم، پس از واکنش قاطعانه من که مدارک شرکت را در اپلیکیشن خارجی برای کسی نمیفرستم، مجبور شد ایمیل بانک را بدهد. چه کسی چنین مدیرانی را سرکار می آورد که حتی برای امور کاری هم حاضر نیستند از ایمیل بانک یا نرم افزارهای داخلی استفاده کنند؟
ما هم مثل شما مدیر عامل یک شرکت خصوصی دانش بنیان هستیم که از این مشکلات زیاد دیدیم
شما هم رعایت کنی, سیستم رعایت نمی کنه, شما ایمیل می کنی بعد آنها خودشان دانلود می کنند دوباره تو تلگرام و واتساپ برای هم می فرستند :)
در هر کجای دنیا اگر این اتفاق 20 روزه عدم خدمات می افتاد رئیس و مدیر عامل ذهمه بانکها استعفا می دادند




