تابناک گزارش میدهد؛
چالشهای صنعت انرژی ایران در پساتوافق!
ایران به عنوان یکی از دارندگان بزرگ ذخایر نفت و گاز جهان، سالهاست در فهرست جذابترین بازارهای بالقوه انرژی قرار دارد، اما تحریمها، تنشهای ژئوپلیتیک و نااطمینانیهای حقوقی این ظرفیت عظیم را از دسترس سرمایهگذاران خارجی دور نگه داشته است.
کد خبر: ۱۳۸۲۱۴۸
| | 314 بازدید

بازارهای جهانی معمولاً پیش از آنکه سیاستمداران متن توافقها را امضا کنند، آینده را قیمتگذاری میکنند. آیندهای که سود و زیان این بازارها را تعیین میکند.
به گزارش سرویس انرژی تابناک، همزمان با شکلگیری فضای جدید دیپلماتیک، این پرسش بیش از هر زمان دیگری مطرح است که آیا در صورت پایداری توافق میان ایران و آمریکا، غولهای نفتی، بانکهای بینالمللی و شرکتهای بیمه بار دیگر به بازار انرژی ایران بازخواهند گشت یا خاطره تجربههای گذشته همچنان مانع ورود سرمایههای خارجی خواهد بود؟ این گزارش، فرصتها و چالشهای پیشروی صنعت انرژی ایران در سناریوی پساتوافق را بررسی میکند.
هر بار نشانهای از کاهش تنشهای ژئوپلیتیک در خاورمیانه دیده میشود، نگاه سرمایهگذاران بینالمللی به سمت یکی از بزرگترین دارندگان ذخایر انرژی جهان معطوف میشود؛ کشوری که با در اختیار داشتن حدود ۹ درصد ذخایر اثباتشده نفت و نزدیک به ۱۷ درصد ذخایر گاز طبیعی جهان، از منظر ظرفیتهای زیرزمینی در میان قدرتهای اصلی انرژی قرار دارد، اما طی بیش از یکدهه گذشته به دلیل تحریمها، محدودیتهای مالی و ریسکهای سیاسی، نتوانسته سهمی متناسب با این ظرفیت در بازار جهانی سرمایه جذب کند.
اکنون این پرسش دوباره مطرح شده که اگر روند کاهش تنشها میان ایران و آمریکا پایدار بماند و فضای سیاسی به سمت ثبات حرکت کند، آیا صنعت انرژی ایران میتواند به مقصدی جذاب برای سرمایهگذاران خارجی تبدیل شود یا همچنان موانعی وجود خواهد داشت که مانع بازگشت سرمایههای بینالمللی شود؟
پاسخ به این سؤال نه کاملاً مثبت است، نه منفی. تجربه صنعت نفت نشان داده که سرمایهگذاران خارجی بیش از هر چیز به «قابلیت پیشبینی» علاقهمندند. برای شرکتهای بزرگ بینالمللی، وجود ذخایر عظیم نفت و گاز بهتنهایی کافی نیست؛ آنچه اهمیت دارد، ثبات مقررات، امکان انتقال پول، دسترسی به بیمه و حملونقل، امنیت قراردادها و اطمینان از بازگشت سرمایه در دورهای چندینساله است.
ایران از نظر منابع طبیعی، یکی از معدود کشورهایی است که هنوز ظرفیتهای توسعهنیافته فراوانی در اختیار دارد. بسیاری از میدانهای نفتی کشور به فناوریهای پیشرفته ازدیاد برداشت نیاز دارند و بخش قابل توجهی از تأسیسات تولید، پالایش و انتقال انرژی نیز به نوسازی و سرمایهگذاری تازه احتیاج دارد.
برآوردهای منتشرشده از سوی نهادهای بینالمللی از جمله International Energy Agency نشان میدهد که برای حفظ ظرفیت تولید فعلی و افزایش آن، دهها میلیارد دلار سرمایهگذاری در سالهای آینده مورد نیاز خواهد بود. این نیاز در صورت فراهم شدن شرایط سیاسی و اقتصادی مناسب میتواند به یک فرصت بزرگ برای شرکتهای خدمات فنی، پیمانکاران بینالمللی، بانکها، بیمهگران و صندوقهای سرمایهگذاری تبدیل شود.

تجربه توافق هستهای سال ۲۰۱۵ نشان داده که بازار جهانی انرژی نسبت به ایران بیتفاوت نیست. پس از کاهش بخشی از تحریمها، هیأتهای متعدد اقتصادی از اروپا و آسیا راهی تهران شدند و مذاکرات گستردهای با شرکتهای نفتی انجام گرفت. در آن دوره حتی شرکت فرانسوی توتال قرارداد توسعه فاز ۱۱ پارسجنوبی را امضا کرد و شرکتهایی مانند Shell ،Eni و OMV نیز مذاکرات گستردهای برای همکاری آغاز کردند. با این حال بازگشت تحریمهای آمریکا در سال ۲۰۱۸ موجب شد تقریباً تمام این پروژهها متوقف شوند و شرکتهای خارجی برای جلوگیری از مواجهه با تحریمهای ثانویه، ایران را ترک کنند.
همین تجربه تاریخی باعث شده که امروز نیز بسیاری از تحلیلگران تأکید کنند حتی اگر فضای سیاسی به سمت کاهش تنش حرکت کند، سرمایهگذاران تا زمانی که از پایداری توافق و کاهش ریسک بازگشت محدودیتها مطمئن نشوند، با احتیاط عمل خواهند کرد.
در ادبیات اقتصادی، سرمایهگذاری در صنعت انرژی، سرمایهگذاری بلندمدت است؛ پروژهای که امروز آغاز میشود ممکن است ۱۰ یا ۱۵ سال بعد به نقطه بازگشت سرمایه برسد. طبیعی است که هیچ شرکت بزرگی حاضر نیست میلیاردها دلار سرمایه را وارد بازاری کند که آینده حقوقی و مالی آن نامطمئن باشد.
با این حال، اگر فرض کنیم روند کاهش تنشها دوام پیدا کند، نخستین گروهی که احتمالاً به بازار ایران بازخواهد گشت، الزاماً شرکتهای بزرگ نفتی نخواهند بود. تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد که پیش از ورود غولهای انرژی، معمولاً شرکتهای خدمات مهندسی، سازندگان تجهیزات، شرکتهای حفاری، مؤسسات مشاوره فنی، شرکتهای بیمه دریایی و بانکهای تخصصی تأمین مالی پروژهها وارد عمل میشوند. این بازیگران، زمینه را برای حضور سرمایهگذاران بزرگتر فراهم میکنند و در واقع موتور اولیه بازسازی صنعت انرژی را به حرکت درمیآورند.
در چنین سناریویی یکی از مهمترین مزیتهای ایران هزینه نسبتاً پایین تولید نفت و گاز است. بسیاری از میادین نفتی ایران در مقایسه با پروژههای فراساحلی یا نفت شیل هزینه استخراج پایینتری دارند و همین موضوع جذابیت اقتصادی آنها را برای سرمایهگذاران افزایش میدهد. افزون بر این وجود شبکه گسترده پالایشگاهی، صنایع پتروشیمی، خطوط انتقال و بازار بزرگ داخلی انرژی، امکان توسعه زنجیره ارزش را نیز فراهم میکند؛ موضوعی که در سالهای اخیر بیش از گذشته مورد توجه سرمایهگذاران قرار گرفته است.

از سوی دیگر فرصتهای سرمایهگذاری فقط به نفت خام محدود نمیشود. صنعت گاز ایران با وجود در اختیار داشتن یکی از بزرگترین ذخایر جهان هنوز نتوانسته جایگاه متناسبی در تجارت جهانی گاز و گاز طبیعی مایعشده (LNG) به دست آورد. توسعه زیرساختهای صادرات گاز، احداث واحدهای جدید پتروشیمی، تکمیل زنجیره ارزش متانول و اوره، بهینهسازی مصرف انرژی و نوسازی نیروگاهها، همگی حوزههایی هستند که در صورت کاهش ریسکهای سیاسی میتوانند توجه سرمایهگذاران خارجی را جلب کنند.
علاوه بر این پایان یک دوره تنش میتواند فرصتهای تازهای برای بازسازی زیرساختهای صنعتی نیز ایجاد کند. بازسازی خطوط انتقال، تأسیسات ذخیرهسازی، بنادر نفتی، اسکلههای صادراتی، ناوگان حملونقل انرژی، شبکه برق و پروژههای دیجیتالیسازی صنعت نفت، همگی از جمله حوزههایی هستند که در بسیاری از کشورهای پسابحران، زمینه ورود شرکتهای خارجی را فراهم کردهاند. تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد که سرمایهگذاران بینالمللی تنها به دنبال استخراج منابع نیستند؛ آنها به پروژههایی علاقهمندند که بتوانند در قالب قراردادهای بلندمدت خدمات، فناوری و بهرهبرداری نیز از آنها درآمد کسب کنند.
با این حال جذابیتهای ایران بدون رفع برخی چالشهای ساختاری نمیتواند به قراردادهای واقعی تبدیل شود. یکی از مهمترین این چالشها مسئله نظام بانکی و انتقال منابع مالی است. حتی اگر فضای سیاسی بهبود پیدا کند تا زمانیکه بانکهای بزرگ بینالمللی نتوانند با اطمینان وارد تعامل با ایران شوند، تأمین مالی پروژههای بزرگ با دشواری روبهرو خواهد بود. شرکتهای بینالمللی معمولاً بدون پشتوانه بانکهای معتبر و پوشش کامل بیمهای وارد پروژههای چند میلیارد دلاری نمیشوند.
مسئله دیگر نوع قراردادهای سرمایهگذاری است. در سالهای گذشته مدلهای قراردادی ایران بارها مورد بازنگری قرار گرفتهاند، اما همچنان برخی سرمایهگذاران معتقدند برای جذب سرمایههای کلان، باید انعطافپذیری بیشتری در تقسیم ریسک، بازگشت سرمایه و انتقال فناوری ایجاد شود. رقابت منطقهای نیز عامل مهم دیگری است. کشورهای حوزه خلیج فارس در سالهای اخیر با اصلاح قوانین سرمایهگذاری، ارائه مشوقهای مالیاتی و توسعه مناطق آزاد تلاش کردهاند سهم بیشتری از سرمایه جهانی را جذب کنند؛ بنابراین ایران حتی در صورت کاهش تنشهای سیاسی باید در عرصه رقابت اقتصادی نیز برنامهای روشن ارائه دهد.
کارشناسان همچنین بر این باورند که آینده سرمایهگذاری در ایران دیگر صرفاً به نفت وابسته نخواهد بود. روند جهانی گذار انرژی باعث شده که بسیاری از صندوقهای سرمایهگذاری بینالمللی به پروژههای کاهش انتشار کربن، انرژیهای تجدیدپذیر، بهینهسازی مصرف انرژی و تولید هیدروژن نیز توجه ویژهای داشته باشند. ایران به دلیل برخورداری از ظرفیتهای قابل توجه خورشیدی و بادی میتواند در این حوزه بخشی از سرمایههای بینالمللی را جذب کند؛ البته به شرط آنکه چارچوبهای حقوقی و اقتصادی لازم برای مشارکت بخش خصوصی فراهم شود.
در مجموع اگر سناریوی کاهش پایدار تنشها میان ایران و آمریکا تحقق پیدا کند، صنعت انرژی ایران میتواند بار دیگر در کانون توجه بازارهای جهانی قرار گیرد. اما این بازگشت احتمالاً نه با ورود ناگهانی غولهای نفتی بلکه با حضور تدریجی شرکتهای خدماتی، مؤسسات مالی، بیمهگران و سرمایهگذاران تخصصی آغاز خواهد شد. پس از آن در صورت تثبیت شرایط و ایجاد اعتماد امکان ورود سرمایههای بزرگتر نیز افزایش مییابد.

واقعیت این است که ایران از منظر منابع انرژی، بازار مصرف، موقعیت ژئوپلیتیکی و ظرفیتهای صنعتی همچنان یکی از جذابترین بازارهای بالقوه منطقه به شمار میرود اما سرمایهگذاری خارجی تنها به ذخایر نفت و گاز وابسته نیست. سرمایه به همان اندازه که به مخازن زیرزمینی نگاه میکند، به قابلیت پیشبینی اقتصاد، امنیت قراردادها و دوام روابط بینالمللی نیز توجه دارد.
نکته تکمیلی اینکه آینده سرمایهگذاری در صنعت انرژی ایران بیش از آنکه صرفاً به پایان یک دوره تنش وابسته باشد، به توانایی کشور در تبدیل «فرصت سیاسی» به «اعتماد اقتصادی» گره خورده است. اگر چنین اعتمادی شکل بگیرد، صنعت انرژی ایران میتواند به یکی از مهمترین مقاصد سرمایهگذاری در خاورمیانه تبدیل شود.
گزارش خطا



