صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر

بازخوانی انتقادی الگوهای سکوت و کنش درجنگ

فوکو نشان می‌دهد که هر جامعه‌ای مجموعه‌ای از قواعد دارد که تعیین می‌کند چه چیزی به عنوان حقیقت پذیرفته شود، چه کسی مجاز به سخن گفتن است و چه نوع دانشی مشروعیت دارد. در زمان جنگ، این رژیم حقیقت به شکلی محسوسی یکدست و امنیتی می‌شود.
کد خبر: ۱۳۷۹۱۰۸
| |
292 بازدید

بازخوانی انتقادی الگوهای سکوت و کنش درجنگ

یه گزارش تابناک، بابک ارسیا، عضوهیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاددانشگاهی نوشت: جنگ صرفاً رویارویی نظامی میان دو دولت نیست؛ لحظه‌ای است که در آن ساختار‌های قدرت، نظم نمادین و قواعد سخن گفتن در جامعه به‌طور هم‌زمان دگرگون می‌شوند. در چنین لحظه‌ای، حوزه عمومی دیگر همان عرصه نسبتاً بازِ تضارب آرا نیست، بلکه به میدانی فشرده و حساس بدل می‌شود که در آن هر کلمه وزن سیاسی مضاعف پیدا می‌کند. روشنفکر سیاسی که در شرایط عادی می‌تواند با فاصله‌ای انتقادی نسبت به قدرت سخن بگوید، در وضعیت جنگی در برابر پرسشی بنیادین قرار می‌گیرد: چگونه می‌توان هم وفادار به حقیقت ماند و هم از اتهام تضعیف جمع در لحظه تهدید مصون بود؟ فهم این وضعیت بدون اتکا به چارچوب‌های نظری اندیشه سیاسی و اجتماعی ممکن نیست.

کارل اشمیت در تحلیل «امر سیاسی» نشان می‌دهد که سیاست در نهایت حول تمایز بنیادین میان «دوست» و «دشمن» سازمان می‌یابد. در شرایط عادی، این تمایز ممکن است در پس رقابت‌های حزبی و اختلافات گفتمانی پنهان بماند، اما جنگ همان لحظه‌ای است که این تمایز به شکل عریان فعال می‌شود. جامعه خود را در برابر یک «دیگریِ تهدیدکننده» بازتعریف می‌کند و انسجام درونی به اولویتی حیاتی بدل می‌شود. در چنین فضایی، مرز میان نقد و خیانت باریک می‌شود و هر صدای متفاوتی ممکن است در چارچوب منطق دوست/دشمن تفسیر گردد. روشنفکر دیگر صرفاً یک منتقد نیست؛ او بالقوه می‌تواند به عنوان عاملی در نسبت با این مرزبندی سیاسی فهم شود. به همین دلیل است که جنگ، میدان روشنفکری را از اساس دگرگون می‌کند.

این دگرگونی را می‌توان با مفهوم «وضعیت استثنایی» توضیح داد؛ وضعیتی که در آن قواعد عادی حقوقی و سیاسی تعلیق می‌شوند و دولت برای مدیریت بحران اختیارات گسترده‌تری به دست می‌آورد. پیامد این وضعیت برای حوزه عمومی آن است که ظرفیت تحمل اختلاف کاهش می‌یابد و اولویت به امنیت و بقا داده می‌شود. اما این تنها سطح حقوقی یا نهادی ماجرا نیست. در سطحی عمیق‌تر، آنچه تغییر می‌کند رژیم تولید حقیقت است؛ همان چیزی که میشل فوکو از آن با عنوان «رژیم حقیقت» یاد می‌کند.

فوکو نشان می‌دهد که هر جامعه‌ای مجموعه‌ای از قواعد دارد که تعیین می‌کند چه چیزی به عنوان حقیقت پذیرفته شود، چه کسی مجاز به سخن گفتن است و چه نوع دانشی مشروعیت دارد. در زمان جنگ، این رژیم حقیقت به شکلی محسوسی یکدست و امنیتی می‌شود. گفتمان‌هایی که بر تهدید خارجی، ضرورت همبستگی و دفاع از کلیت ملی تأکید دارند، در مرکز قرار می‌گیرند و سایر روایت‌ها به حاشیه رانده می‌شوند. این امر الزاماً به معنای سانسور صریح نیست؛ بلکه شبکه‌ای از هنجارها، انتظارات و فشار‌های نمادین شکل می‌گیرد که محدوده گفتنی‌ها را تعیین می‌کند. در چنین شرایطی، نسبت قدرت و دانش که فوکو بر آن تأکید می‌کند به وضوح قابل مشاهده است: دانشی که با منطق امنیتی همسو نباشد، به دشواری مجال بروز می‌یابد.

در همین بستر است که مفهوم «پارِزیا» در اندیشه فوکو معنا پیدا می‌کند؛ پارزیا یعنی گفتن حقیقت در برابر قدرت، حتی به بهای به خطر انداختن موقعیت و امنیت خود. در زمان جنگ، هر سخن انتقادی می‌تواند به نوعی پارزیا تبدیل شود، زیرا هزینه بیان آن افزایش می‌یابد. روشنفکری که در چنین فضایی لب به نقد می‌گشاید، نه فقط با دولت بلکه با افکار عمومیِ بسیج‌شده نیز مواجه است. از این رو، سکوت برخی روشنفکران را نمی‌توان صرفاً به فقدان شجاعت فروکاست؛ گاه این سکوت نتیجه ارزیابی دقیق هزینه‌های ورود به رژیم حقیقت مسلط است.

برای درک دقیق‌تر این رفتار باید به ساختار میدان روشنفکری توجه کرد. پیر بوردیو با مفهوم «میدان» نشان می‌دهد که هر حوزه اجتماعی عرصه‌ای از رقابت برای کسب سرمایه‌های خاص است. در میدان روشنفکری، سرمایه نمادین ــ اعتبار، مرجعیت اخلاقی و مشروعیت علمی ــ مهم‌ترین منبع قدرت است. این سرمایه در طول زمان و در تعامل با مخاطبان و نهاد‌ها شکل می‌گیرد. جنگ قواعد این میدان را بازتنظیم می‌کند. ارزش‌هایی مانند میهن‌دوستی، وفاداری و همسویی با احساس جمعی وزن بیشتری می‌یابند و در مقابل، فاصله انتقادی ممکن است به عنوان بی‌تفاوتی یا حتی همدلی با دشمن تعبیر شود. روشنفکر در چنین وضعیتی باید میان حفظ سرمایه نمادین و پایبندی به استقلال فکری تعادل برقرار کند. سکوت می‌تواند راهبردی برای جلوگیری از فرسایش این سرمایه باشد؛ نوعی تعلیق موقت کنش برای حفظ امکان کنش در آینده.

اما سکوت تنها نتیجه فشار‌های ساختاری قدرت نیست؛ جامعه نیز در این میان نقش تعیین‌کننده‌ای دارد. نظریه «مارپیچ سکوت» الیزابت نوئل نویمان نشان می‌دهد که افراد هنگامی که احساس کنند دیدگاهشان در اقلیت است، از ترس انزوا ترجیح می‌دهند سکوت کنند. در فضای جنگی که رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی اغلب یک روایت غالب را برجسته می‌کنند، این احساس اقلیت بودن تقویت می‌شود. روشنفکری که دیدگاهی پیچیده یا صلح‌طلبانه دارد، ممکن است دریابد که بیان آن در فضای دو قطبی‌شده با واکنش‌های تند مواجه خواهد شد. در نتیجه، حتی بدون مداخله مستقیم دولت، سازوکار‌های اجتماعی به کاهش تنوع صدا‌ها می‌انجامند و حوزه عمومی به آنچه هابرماس «فضای گفت‌وگوی عقلانی» می‌نامد نزدیک نمی‌شود، بلکه به میدان پژواک روایت‌های غالب تبدیل می‌گردد.

در این میان، رسانه‌ها نقش محوری در بازتولید هویت جمعی ایفا می‌کنند. بندیکت اندرسن با مفهوم «اجتماع تصوری» نشان می‌دهد که ملت‌ها از طریق روایت‌ها و رسانه‌ها ساخته و بازساخته می‌شوند. جنگ لحظه‌ای است که این اجتماع تصوری با شدت بیشتری فعال می‌شود؛ تصاویر، نماد‌ها و داستان‌های مشترک حس «ما» را در برابر «دیگران» تقویت می‌کنند. چنین تقویتی برای انسجام ملی کارکردی حیاتی دارد، اما هم‌زمان می‌تواند مرز‌های هویت را چنان سخت کند که هر صدای متفاوتی به‌عنوان خروج از جمع تعبیر شود. روشنفکر در این وضعیت با تعارضی درونی روبه‌رو می‌شود: تعهد به ارزش‌های جهان‌شمول و انسانی از یک سو، و تعلق به اجتماع ملی از سوی دیگر.

تحلیل رفتار روشنفکران بدون توجه به زمان‌مندی تاریخی نیز ناقص خواهد بود. موریس هالبواکس در نظریه حافظه جمعی نشان می‌دهد که جوامع رویداد‌های بزرگ را ابتدا در قالب تجربه‌ای زنده و عاطفی زیست می‌کنند. در مرحله تجربه مستقیم، احساسات جمعی و نیاز به بقا بر عقلانیت انتقادی غلبه دارد. تنها با گذشت زمان است که این تجربه به موضوع بازاندیشی تبدیل می‌شود. راین‌هارت کوزلک با تمایز میان «فضای تجربه» و «افق انتظار» توضیح می‌دهد که در لحظه بحران، فضای تجربه چنان سنگین است که افق انتظار را محدود می‌کند. جامعه بیش از هر چیز درگیر اکنونِ فشرده جنگ است و مجالی برای گشودن افق‌های انتقادی ندارد. زمانی که تهدید فوری فروکش می‌کند، افق انتظار دوباره گشوده می‌شود و امکان نقد تاریخی فراهم می‌گردد. به همین دلیل است که بسیاری از مهم‌ترین نقد‌های روشنفکری درباره جنگ‌ها نه در میانه نبرد، بلکه سال‌ها پس از پایان آن نوشته شده‌اند.

اگر این سطوح مختلف ــ منطق دوست/دشمن اشمیت، رژیم حقیقت فوکو، میدان و سرمایه نمادین بوردیو، مارپیچ سکوت نوئل نویمان، اجتماع تصوری اندرسن و زمان‌مندی تاریخی هالبواکس و کوزلک ــ را در کنار یکدیگر قرار دهیم، تصویری پیچیده از رفتار روشنفکران در زمان جنگ به دست می‌آید. در این تصویر، سکوت یا کنش نه صرفاً انتخابی فردی، بلکه نتیجه تلاقی چندین ساختار است: ساختار قدرت سیاسی که امنیت را اولویت می‌دهد؛ ساختار گفتمانی که حدود حقیقت را تعیین می‌کند؛ ساختار میدان روشنفکری که سرمایه نمادین را بازتوزیع می‌کند؛ ساختار اجتماعی که از طریق ترس از انزوا فشار وارد می‌آورد؛ و ساختار زمانی تجربه تاریخی که نقد را به آینده موکول می‌کند.

در چنین چارچوبی، قضاوت شتاب‌زده درباره روشنفکران ــ چه در ستایش و چه در نکوهش ــ جای خود را به تحلیلی ساختاری می‌دهد. سکوت می‌تواند نشانه حذف و سرکوب باشد، اما می‌تواند راهبردی برای بقا در میدان نیز باشد. کنش صریح می‌تواند جلوه‌ای از شجاعت اخلاقی باشد، اما ممکن است به حذف کامل از میدان و از دست رفتن امکان تأثیرگذاری بلندمدت بینجامد. روشنفکر در میانه این نیرو‌های متقاطع ایستاده است؛ نه کاملاً آزاد و نه کاملاً مقهور، بلکه در حال مذاکره دائمی با ساختار‌هایی که حدود گفتار و امکان کنش او را تعیین می‌کنند.

از این منظر، جنگ لحظه‌ای است که نسبت اندیشه و قدرت به عریان‌ترین شکل خود آشکار می‌شود. میدان روشنفکری فشرده می‌شود، رژیم حقیقت سخت‌تر می‌گردد، اجتماع تصوری ملت تقویت می‌شود و افق انتظار تنگ می‌شود. آنچه در این میان باقی می‌ماند، تنشی دائمی میان حقیقت و بقاست. روشنفکر، اگر بخواهد همچنان روشنفکر بماند، ناگزیر است این تنش را بپذیرد و در دل آن راهی برای حفظ امکان اندیشیدن بیابد؛ حتی اگر این راه، گاه از سکوتی حساب‌شده بگذرد و گاه از کنشی پرهزینه.

 

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر
اشتراک گذاری
برچسب ها
سفرمارکت
گزارش خطا
مطالب مرتبط
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...