صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر

شوهرم را در چادر سفری به آتش کشیدم

اختلاف مالی و رابطه پنهانی، جرقه جنایت هولناک همسر و دوست صمیمی شوهر شد.
کد خبر: ۱۳۷۸۸۰۲
| |
4351 بازدید
شوهرم را در چادر سفری به آتش کشیدم

به گزارش تابناک به نقل از هفت صبح؛ اواسط سال ۱۴۰۲ بود که مرد میانسالی با مراجعه به پلیس آگاهی تهران مفقود شدن ناگهانی پسر سی ساله‌اش به نام فرهاد را اطلاع داد و گفت: «از مدتی قبل هر بار به پسرم زنگ می‌زدم تلفن همراهش خاموش بود تا اینکه سراغ او را از عروسم گرفتم، اما او می‌گفت که فرهاد برای کار به ترکیه رفته است. من واقعا نگران بودم و فکر می‌کردم فرهاد بی‌خبر از من برای مدت طولانی در خارج از کشور نمی‌ماند.

برای همین در نهایت تصمیم گرفتم موضوع را به پلیس اطلاع دهم.» با طرح این گزارش، تلاش کارآگاهان برای یافتن ردی از فرهاد آغاز شد و با تحقیقات انجام شده مشخص شد که فرهاد به صورت قانونی از کشور خارج نشده است. همچنین بررسی‌های انجام شده حکایت از آن داشت که احتمال خروج غیرقانونی او تقریبا صفر است. به همین جهت تحقیقات وارد فاز جدیدی شد و کارآگاهان نزدیکان فرهاد از جمله همسر او را تحت نظر گرفتند.

یک جسد سوخته

در حالی که تلاش برای پیدا کردن ردی از فرهاد در دستور کار ماموران انتظامی قرار داشت، گزارش کشف یک جسد سوخته در منطقه کن سولقان روی میز بازپرس کشیک قتل تهران قرار گرفت.

شدت سوختگی جسد به حدی زیاد بود که قابل شناسایی و احراز هویت نبود برای همین بقایای جسد به سردخانه پزشکی قانونی منتقل شد. در همین حال همسر فرهاد به نام عاطفه به عنوان نزدیکترین فرد به او تحت نظر گرفته شد و مشخص شد که با یکی از دوستان فرهاد به نام احسان رابطه پنهانی برقرار کرده. همچنین معلوم شد که اخیرا احسان به خانه آنها رفت و آمد داشته است.

در همین حال پدر فرهاد فیلم کوتاهی را که با یک موبایل ضبط شده بود در اختیار ماموران گذاشت که در آن دیده می‌شد عاطفه به همراه احسان در یک سفره‌خانه مشغول قلیان کشیدن هستند.

همین سرنخ‌ها کافی بود که عاطفه و احسان به عنوان مظنونین اصلی پرونده تحت بازجویی قرار بگیرند و در حالی که در ابتدا منکر هرگونه ارتباط با موضوع قتل بودند، اما زمانی که خود را در بن بست اطلاعاتی ماموران دیدند سرانجام به جنایت ارتکابی اعتراف کردند.

اعترافات اولیه

عاطفه در برخورد ابتدایی با ماموران گفت: «من مهماندار هتل بودم و شوهرم در دفتر هواپیمایی کار می‌کرد. از همین طریق با همدیگر آشنا شدیم، اما رابطه ما با هم خوب نبود. من بار‌ها می‌خواستم از او جدا شوم، چون او خلافکار بود و رفتارش تند بود. اما به خاطر فرزندم و همچنین به اصرار خانواده‌اش در زندگی ماندم. پدر و مادرش او را به سرپرستی قبول کرده و از بهزیستی آورده بودند. آنها می‌دانستند که فرهاد کار خلاف می‌کند و می‌خواستند سر زندگی‌اش بماند که شاید سر به راه شود. به خاطر همین خلافکاری‌هایش بود که هر جایی مشغول به کار می‌شد فورا اخراجش می‌کردند. بیکارشدن‌های پی‌درپی او باعث شده بود دست به خلاف بزند. مثلاً خودش را پزشک جا می‌زد و به منازل مردم برای معالجه‌شان می‌رفت و پول‌های کلان می‌گرفت یا جعل عنوان بسیجی کرده و از مردم اخاذی می‌کرد. این اواخر هم اقدام به خفت‌گیری می‌کرد و برای انجام خلاف‌هایش از احسان برای انجام جعل و کلاهبرداری استفاده کرده بود، برای همین با هم اختلاف پیدا کرده بودند.»

عاطفه ادامه داد: «ارتباط من با احسان یک دوستی اجتماعی بود و پیوند عاطفی میان ما وجود نداشت. او دوست قدیمی همسرم بود که مدتی قبل اتفاقی همدیگر را دیدند و رفاقت کهنه آنها از سر گرفته شد و از همان موقع احسان به خانه ما رفت و آمد می‌کرد. روز حادثه احسان در منزل ما بود. من پسرم را به مهدکودک برده بودم و وقتی برگشتم دیدم که روی سرامیک‌های کف خانه‌مان پر از خون است. احسان گفت که با فرهاد دعوایشان شده و با میله به سر او ضربه‌ای زده است. بعد گفت باید جسد را از بین ببریم.

برای همین جسد را به ماشین او منتقل کرده و در یک چادر سفری در منطقه کن به آتش کشیدیم. من می‌دانستم که پدرشوهرم نمی‌تواند برای احراز هویت تست دی ان‌ای بدهد و تنها کسی که می‌تواند این کار را بکند پسرم است. برای همین مدتی از خانه خودم به منزل احسان رفتم تا دست ماموران به پسرم نرسد. من فقط به خاطر اینکه احسان به پسرم آسیبی نزند قبول کردم در مخفی کردن جسد با او همدست شوم. می‌ترسیدم پسرم را بکشد.»

احسان نیز در اعترافات اولیه خود گفت: «احسان دوست قدیمی من بود و وقتی دوباره بعد از سال‌ها او را دیدم با هم درددل کردیم. به او گفتم مهندس کامپیوتر هستم و کسب و کارم رونق پیدا کرده، اما به دلیل ابتلا به سرطان کبد نمی‌توانم به سربازی بروم. او به من گفت می‌تواند برایم کارت پایان‌خدمت درست کند. به همین بهانه از من حدود ۲۰۰ میلیون تومان پول گرفت. از طرفی، من را ناخواسته وارد خلافکاری‌هایش کرد؛ مثلا با مُهری که به نامم ساخته بود، از یک شرکت کلاهبرداری کرده بود.

او کارت پایان‌خدمت را برایم تهیه نکرد و می‌خواست من را وادار به همدستی در خلاف‌هایش کند. برای همین روز حادثه با او درگیر شدم. روز حادثه در خانه احسان بودم. او و همسرش در حال اثاث‌کشی بوده و خانه‌شان خیلی به‌هم ریخته بود. دوباره به خاطر اختلاف مالی ۲۰۰ میلیون تومانی‌مان بحثمان شد. من از میان وسایل، جسم سنگینی که از قطعات یدکی موتورش بود را برداشتم و به سرش کوبیدم. بعد به همراه همسرش جسد را به کن برده و داخل یک چادر سفری آتش زدیم.»

با اعتراف متهمان و تکمیل تحقیقات پرونده برای رسیدگی به شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد.

در دادگاه

در این جلسه رسیدگی متهمان برای دفاع از خود پای میز محاکمه رفتند. در ابتدا احسان پشت تریبون ایستاد و در دفاع از خود سناریوی تازه‌ای مطرح کرد و گفت: «من اتهامم را قبول ندارم. عاطفه عامل قتل فرهاد است، اما بعد از این جنایت به من گفت قتل را گردن بگیر و اطمینان داد که با مخفی کردن پسرش راز قتل را مخفی می‌کند تا برایم مشکلی پیش نیاید.»

او در ادامه گفت: «من و فرهاد با همدیگر اختلاف مالی داشتیم، چون او ۲۰۰ میلیون تومان بابت کار جعل کارت پایان خدمت از من گرفته بود و پولم را نمی‌داد. روز حادثه من و او بار دیگر به خاطر همین موضوع با هم درگیر شدیم و او افتاده بود روی من؛ طوری که اصلا نمی‌توانستم حرکت کنم. در همان حال عاطفه یک میله بلند برداشت و بر سر فرهاد کوبید. من شوکه شده بودم ولی عاطفه خونسرد بود. گفت نگران نباش جسد را از بین می‌بریم. بعد پسرش را به مهدکودک برد و سر راه بنزین خرید و گفت باید جسد را از بین ببریم.»

در ادامه عاطفه نیز گفت: «من در قتل شوهرم نقش نداشتم و احسان بی‌آنکه من بدانم فرهاد را کشت. بعد هم گفت یک چادر سفری تهیه کنیم که کسی متوجه نشود داخل آن جسدی در حال سوختن است.»

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر
اشتراک گذاری
برچسب ها
سفرمارکت
گزارش خطا
مطالب مرتبط
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...
آخرین اخبار