آمریکا به دنبال توافق است/ در صورت عدم توافق وقوع جنگ با شدت کم ادامه خواهد داشت

کوروش احمدی خاطرنشان کرد: طی چند ماه گذشته فعالیتهای اقتصادی با وجود محاصره دریایی راکد شده و با تشدید تورم و بیکاری، ضرورت دستیابی به یک راهحل مسالمتآمیز و مذاکره شده برای ایران نیز باید مسلم شده باشد. بنابراین، منطقاً انتظار میرود که طرفین پس از یک وقفه چندروزه به روند مذاکرات بازگردند و کار را در همان چارچوب ادامه دهند.
به گزارش سرویس بین الملل «تابناک»؛ در پی تشدید تنشهای منطقهای، ایالات متحده سهشنبه شب، حملاتی را علیه اهدافی در ایران انجام داد و اعلام کرد این اقدام در پاسخ به هدف قرار گرفتن یک بالگرد آپاچی صورت گرفته است. ترامپ، رئیس جمهور آمریکا پس از این حملات تأکید کرد که این درگیریها خللی در روند توافقات جاری ایجاد نخواهد کرد و واشنگتن همچنان مسیر دیپلماتیک را مدنظر دارد. در مقابل، تهران با محکوم کردن این اقدامات اعلام کرد که پس از تحولات اخیر، روند مذاکرات را به طور دقیق بررسی و بازنگری میکند. این تقابل جدید، سرنوشت گفتوگوها را در هالهای از ابهام قرار داده است.
در همین راستا خبرنگار سرویس بین الملل «تابناک»؛ گفتگویی را با «کوروش احمدی»؛ دیپلمات پیشین ایران انجام داده که متن را از نظر میگذرانید:
*ایران اعلام کرده است که ادامه مذاکرات را با توجه به حملات جدید آمریکا مورد بررسی قرار میدهد. به نظر شما، آیا حملات شب گذشته بر روند مذاکرات اثر میگذارد؟
در کوتاهمدت، این حملات ظرف چند روزی ممکن است ایجاد مشکل کند؛ با این حال، اگر هدف طرفین رسیدن به راهحلی از طریق مذاکره باشد، این اقدامات نباید در آینده اثر تعیینکنندهای بر روند گفتگوها بگذارد. زیرا هر دو طرف میدانند که حل این مسئله صرفاً از مسیر مذاکره امکانپذیر است. برای ایالات متحده باید روشن شده باشد که یک جنگ تمامعیار دیگر نتیجهای بیشتر از جنگ ۴۰ روزه نخواهد داشت. چنین جنگی ممکن است خسارات زیادی به زیرساختهای انرژی ما وارد کند، اما مسلم است که نمیتواند یک نظام سیاسی را از طریق حمله هوایی نابود یا تغییر دهد. از این رو، آمریکا نیز ناگزیر به پذیرش یک راهحل مسالمتآمیز و مذاکراتی است. از سوی دیگر، برای مقامات ایران نیز باید مشخص باشد که وضعیت «نه جنگ، نه صلح» و کشمکش نظامی فرسایشی، اقتصاد کشور را از قبل در حالت تعلیق قرار داشته بیش از پیش با مشکل مواجه خواهد کرد. طی چند ماه گذشته فعالیتهای اقتصادی با وجود محاصره دریایی راکد شده و با تشدید تورم و بیکاری، ضرورت دستیابی به یک راهحل مسالمتآمیز و مذاکره شده برای ایران نیز باید مسلم شده باشد.
بنابراین، منطقاً انتظار میرود که طرفین پس از یک وقفه چندروزه به روند مذاکرات بازگردند و کار را در همان چارچوب ادامه دهند. البته این احتمال هم وجود دارد که مذاکرات همزمان ادامه داشته و تحت تاثیر این برخوردها قرار نگرفته باشد.
*با توجه به تهدیداتی که امروز ترامپ مطرح کرده است، آیا هدف اصلی، وارد کردن فشار بر ایران برای مذاکره است؟
مسلما بحث تحت فشار گذاشتن برای دو طرف مطرح است. ولی باید دید که آیا کار از تحت فشار قرار دادن فراتر هم خواهد رفت یا خیر. البته در چنین شرایطی، همواره ریسک وجود دارد؛ از جمله برخوردهای تصادفی و بدون تصمیم قبلی و نیز اشتباه محاسبه. ممکن است در یک وضعیت خاص و بدون وجود قصد سیاسی و دستور از رهبری سیاسی، برخوردی در مناطق عملیاتی رخ دهد و تعدادی از نیروهای آمریکایی کشته شوند. در این صورت، وضعیت می تواند بهمراتب وخیمتر شود و احتمال خروج اوضاع از کنترل افزایش مییابد. افزون بر این برخوردهای تصادفی، اشتباه محاسبه درباره برنامهها، سیاستها یا در ارتباط با وضعیت داخلی طرف مقابل نیز میتواند زمینهساز تشدید بحران شود. وضعیت کنونی را میتوان نوعی «جنگ با شدت کم» یا «نه جنگ، نه صلح» یا «منازعه در منطقه خاکستری» دانست؛ وضعیتی که نمونههای متعددی از آن در تاریخ وجود داشته و جز خسارت برای طرفین، دستاوردی نداشته است. تداوم این وضعیت، هم در بر دارنده ریسک خروج اوضاع از کنترل است و هم فشار اقتصادی بر هر دو طرف را افزایش میدهد؛ بهویژه برای ایران که از آسیبپذیری بیشتری برخوردار است.
*آمریکا در جریان درگیری شب گذشته تأکید کرده است که این حملات از روند مذاکرات جداست و توافقات همچنان به قوت خود باقی است. هدف واشنگتن از این موضع چیست؟
به نظر آمریکا همچنان میخواهد از مسیر مذاکره به توافق برسد، اما در عین حال شرایطی شکل گرفته که میتواند به تداوم جنگ با شدت کم منجر شود. بسته بودن تنگه هرمز از یک سو و محاصره دریایی از سوی دیگر، بستر لازم را برای ادامه چنین وضعیتی فراهم کرده است. در صورتی که توافقی از طریق مذاکره حاصل نشود، تجربه نشان داده که این گونه جنگ های با شدت کم ممکن است هفتهها، ماهها و حتی در برخی موارد برای چند سال ادامه پیدا کند. نمونه تاریخی آن، یکی جنگ کره در سال دوم و سوم آن است. دیگر جنگ در منطقه غیرنظامی کره از ۱۹۶۶ تا ۱۹۶۹ و جنگ مصر و اسرائیل بعد از جنگ شش روز تا ۱۹۷۰ و ... است. بنابراین، مقامات ما باید متوجه باشند که این وضعیت میتواند طولانی شود و این برای ایران که خواستار اولویت دادن به خاتمه کامل جنگ بود، اصلا وضعیت مناسبی نیست.
*برخی معتقدند درگیری شب گذشته واکنشی از سوی آمریکا به معادله شکلگرفته میان ایران و اسرائیل و حمله اخیر ایران به اسرائیل بوده است. ارتباط این دو موضوع را چگونه ارزیابی میکنید؟
در حال حاضر، هنوز نمیتوان با قطعیت گفت که آیا میان ایران و اسرائیل معادلهای مشخص شکل گرفته است یا خیر. در عین حال، حادثه مربوط به بالگرد آمریکایی نمونهای از همان وضعیتهایی است که میتواند به خروج اوضاع از کنترل منجر شود. ماهیت این حادثه هنوز روشن نیست. مقامات ایرانی هدف قراردادن بالگرد را تایید نکرده یا آنرا غیرعمدی دانسته اند. بطور کلی چنین رویدادی اگر اصلا اتفاق افتاده باشد معلوم نیست که الزاما با تصمیم سیاسی در سطح بالا انجام شده است یا نتیجه اقدام یک فرمانده محلی بوده است؛ اما بههرحال، چنین اقدامات میدانی و محلی، اگر بدون مجوز سطوح بالاتر انجام شود، میتواند بحران را تشدید کند. به هر حال، این رویداد باید بهعنوان یک حادثه یا تصادف تلقی شود، مگر اینکه مستنداتی خلاف آن را ثابت کند. ترامپ هم تصریح کرد که ناچارهستیم، پاسخ دهیم و این می تواند به این معنی باشد که علیرغم تمایل خود این تصمیم را گرفته است.
ارتباط این موضوع با تنشهای دو روز اخیر میان ایران و اسرائیل لزوماً قطعی نیست. با توجه به جنایات گستردهای که اسرائیل طی روزهای گذشته از طریق حملات سنگین در مناطق صور و صیدا مرتکب شده است، باید دید که آیا این اقدامات در چارچوب معادلاتی که اخیراً پیرامون آن بحث شده، میگنجد و واکنش متقابلی را در پی خواهد داشت یا خیر. در حال حاضر، مشخص شدنِ شکلگیریِ معادلهای احتمالی میان ایران و اسرائیل در ارتباط با تحولات لبنان، مستلزم گذشت زمان و ارزیابی تحولات بعدی است.
*برخی رسانههای خارجی امروز اعلام کردند هیأتی از قطر برای قطعیکردن توافق به ایران سفر کرده است. ارزیابی شما در این مورد چیست؟
روشن است که تلاشهایی از سوی پاکستان، قطر و شاید برخی کشورهای دیگر در حال انجام است تا این تفاهم نهایی شود. در این تردیدی نیست که چنین رایزنیهایی انجام میشود. حتی پیشتر هم شایعاتی درباره ورود یک هواپیمای اماراتی حامل سه میلیارد دلار پول برای ایران مطرح شده بود، اما ما نمیدانیم این خبرها تا چه اندازه درست است. درباره سفر هیأت قطری نیز در شرایطی که پاکستان اکنون مذاکرهکننده اصلی است، باید دید این رفتوآمدها ناظر به مسائل مالی، مانند سپردههای ایران، است یا به اصل مذاکره و نهاییکردن تفاهم مربوط میشود. در هر صورت، بدون روشن بودن میزان اعتبار این اخبار، نمیتوان با قطعیت درباره آنها اظهارنظر کرد.
*درگیری شب گذشته در حالی رخ داد که آمریکا مدام تأکید میکرد توافق در دسترس است و همین موضوع را دلیلی برای تعویق تنش ایران و اسرائیل میدانست، اما خودش به ایران حمله کرد. علت این رویکرد را چگونه ارزیابی میکنید؟
ترامپ در دو ماه اخیر مدام تکرار کرده که «توافق در دسترس است» و از کلیشههایی از این دست استفاده کرده است اما تا زمانی که نشانه روشن و معتبری در دست نباشد، نمیتوان بر مبنای حرفهای ترامپ تحلیل قطعی ارائه داد. او معمولاً براساس برداشتهای لحظهای یا بر پایه آخرین گفتوگویی که با فردی داشته، موضعگیری میکند و ممکن است ظرف یک ساعت، حرفی متفاوت بزند. بهطور کلی، ترامپ در لحظه زندگی میکند و نمیتوان تنها بر اظهارات او تکیه کرد، مگر اینکه این اظهارات با نشانههای دیگر، از جمله سخنان مقامات دیگر دولت او یا شواهد عینی، تأیید شود. بنابراین، حمله دیشب را نباید لزوماً عاملی دانست که روند مذاکرات را بهطور جدی تحت تأثیر قرار دهد. البته طبیعی است که هر ضربه نظامی، واکنش متقابل و احساس نیاز به پاسخ را بهدنبال داشته باشد و همین امر ممکن است چند روزی روند مذاکرات را مختل کند، اما در نهایت نباید انتظار داشت که اثر تعیینکنندهای بر اصل مذاکرات بگذارد.
*امروز اعلام شد که قطعنامه ضدایرانی در شورای حکام تصویب شده و ایران اعلام کرده از حقوق خود کوتاه نخواهد آمد. ارزیابی شما چیست؟
تا جایی که من پیشنویس این قطعنامه را دیدهام، در آن از ایران خواسته شده درباره وضعیت سایتهای آسیب دیده هستهای و محموله ۶۰ درصدی گزارش بدهد و با بازرسان آژانس برای بازرسی از سایت های هسته ای همکاری کند. این نخستینبار هم نیست؛ سال گذشته نیز شورای حکام آژانس قطعنامهای مشابه صادر کرده بود و چنین اقدامی قابل پیشبینی بود. این قطعنامهها فشار بر ایران را افزایش میدهد، اما بعید میدانم بر تصمیمات ایران تاثیر اساسی داشته باشد. از نظر حقوقی نیز موضوع ایران هماکنون در دستور کار شورای امنیت قرار دارد و نیازی نیست که بار دیگر از سوی آژانس به شورای امنیت ارجاع شود. البته از نظر سیاسی، اگر موضوع دوباره به شورا ارجاع شود، اهمیت دارد؛ چرا که تاکیدی است بر نگرانی آژانس درباره وضعیت برنامه هستهای ایران و این میتواند دست ترویکای اروپایی و آمریکا را برای انواع مانوورها در شورای امنیت تقویت می کند و زمینهساز اقداماتی در شورای امنیت شود.
گفتگو: زینب منوچهری



