شیعه در صحرای نقب و نگرانیهای اسرائیل/آنچه صهیونیستها خطر هلال شیعی مینامند

به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، صحرای «نقب»، بیش از ۵۵ درصد خاک حکومت جعلی اسرائیل را به خود اختصاص داده است و «شیعیان» ساکن اینمنطقه، بزرگترین نرخ زاد و ولد در جهان را دارند و میتوان گفت این افراد فلسطینی، مالکان آینده این سرزمین هستند.». این جملات بخشی از پژوهشهای پروفسور «بیرتس حاییم ارولیه» استاد دینشناسی تطبیقی و کارشناس دینشناسی در دانشگاههای اسرائیل است.
افزایش تشیع در اسرائیل به چالش وخیم و بحرانی میان اسرائیل و حزبالله و پیروزی چند باره این حزب در مواجهه با اسرائیل باز میگردد. این مساله باعث شده تا جوانان عرب درون سرزمین فلسطین و مخصوصاً مناطق معروف به عربهای ۱۹۴۸، نگاه بسیار مثبتی به مذهب تشیع پیدا کنند.(1)
عربها از رفتار حکومت اسرائیل در برخورد با آنها و محرومیت آنها از بسیاری اعتبارهای مالی یا اقتصادی یا اجتماعی که یهودیان در فلسطین اشغالی از آنها بهره میبرند و همچنین برخوردهای نژادپرستانه حکومت با آنان آزرده شدهاند، که این امر باعث شده تا در بسیاری از این جوانان نسبت به حزبالله که یک حزب شیعی است یک عشق درونی به وجود آید. این مساله سبب شده که بسیاری از رسانههای عمومی و مسئولین سیاسی تلآویو نسبت به خطرهای این پدیده هشدار دهند.
چشمانداز جمعیتی و مذهبی صحرای نقب؛ روایتی از رشد تشیع و نگرانیهای اسرائیل
سایت «یورونیوز» در گزارشی که همزمان با درگیری میان حماس و اسرائیل در تاریخ ۲۴ می ۲۰۲۴ ، چهارم خرداد ۱۴۰۳، منتشر کرد، با صراحت به انجام چندین عملیات مسلحانه علیه اسرائیل توسط ساکنان این منطقه اعتراف کرد، موضوعی که پیش از این هیچگاه رسانهای نشده بود.
در این گزارش با اشاره به اینکه بیشتر ساکنان عرب این منطقه را صحرانشینها تشکیل میدهند، آمده است: «نسبت رشد جمعیت در این منطقه، زاد و ولد آنها به ۸/۵ درصد میرسد، که از بالاترین درصدهای رشد در جهان به شمار میآید. بدین ترتیب جمعیت صحرانشینها هر ۱۴ سال دو برابر میشود و در صورتی که پیشگیریهای لازم صورت نگیرد، ممکن است باعث تشکیل یک حکومت شیعی در فلسطین اشغالی شود!»
این در حالی است که محرومیت فراوان ساکنین این منطقه که آنها را تبدیل به فقیرترین جوامع کرده است، همچنین مناقشات دائمی میان اعراب صحرای نقب و دولت جعلی اسرائیل برای تصرف برخی از زمینها، موضوع گرایشهای ضد صهیونسیتی را در آنان تقویت کرده است.
در این گزارش با اشاره به اینکه بیشتر ساکنان عرب این منطقه را صحرانشینها تشکیل میدهند، آمده است: «نسبت رشد جمعیت در این منطقه، زاد و ولد آنها به ۸/۵ درصد میرسد، که از بالاترین درصدهای رشد در جهان به شمار میآید. بدین ترتیب جمعیت صحرانشینها هر ۱۴ سال دو برابر میشود و در صورتی که پیشگیریهای لازم صورت نگیرد، ممکن است باعث تشکیل یک حکومت شیعی در فلسطین اشغالی شود!»
مرکز کل آمار در قدس اشغالی در گزارش سالانه ی خود که سال گذشته منتشر شد، «شیعیان رسمی» در اسرائیل را نزدیک به 600 نفر اعلام کرد، اما این عدد را قابل اطمینان ندانست. غیر دقیق بودن این آمار از این روست که شیعیانی در اسرائیل وجود دارند، که به این مذهب گرویده اند و به صورت «سری» مراسم دینی خود را برگزار و به گونه ای عمل می کنند که کار شناسایی آنان برای اسرائیلی ها مشکل باشد؛ زیرا در صورت شناسایی شدن توسط اسرائیلی ها، کار برای آنان مشکل خواهد شد، لذا تعداد شیعیان در سرزمین های اشغالی بسیار بیش از این عدد است.(2)
رشد فزاینده جمعیت عرب در نقب و تحولات ایدئولوژیک
سایت «یورونیوز» در گزارشی که همزمان با درگیری میان حماس و اسرائیل در تاریخ ۲۴ می ۲۰۲۴ ، چهارم خرداد ۱۴۰۳، منتشر کرد، با صراحت به انجام چندین عملیات مسلحانه علیه اسرائیل توسط ساکنان این منطقه اعتراف کرد، موضوعی که پیش از این هیچگاه رسانهای نشده بود.
جالب این جاست که رئیس دستگاه موساد و رئیس دستگاه اطلاعاتی ارتش (امان) و رئیس اطلاعات عمومی (شاباک) همچنین تعداد زیادی از نمایندگان مجلس رژیم صهیونیستی در رسانههای عمومی به صراحت از گسترش حضور شیعیان و تاثیر آن در آینده دولت موقت اسرائیل سخن گفتهاند، موضوعی که به دلایلی روشن در کشورهای عربی مورد توجه قرار نگرفته است.
سایت کانال هفت یمن در صفحه ای که توسط عرب های ساکن اسرائیل اداره می شود، با استناد به "منابع امنیتی مطلع"، شمار شیعیان اسرائیل را ده برابر تعداد اعلام شده توسط مرکز آمار اسرائیلی؛ یعنی نزدیک به 6000 نفر اعلام نمود، که این رقم با گرایش صدها نفر از عرب های اسرائیل به تشیع به 10 هزار نفر هم می رسد. این افراد به دلیل ناامیدی از اصلاح اوضاع موجود و نیز «بحران های سیاسی و اجتماعی» که عرب ها با آن روبرو هستند، «راه حل شیعی» را راهی برای گریز از این بحران می بینند.
این آمار موجب نگرانی اسرائیلی ها شده است؛ زیرا وجود این مذهب در اسرائیل و نفوذ آن، خود به تنهایی بحران و مشکل بسیار بزرگی به شمار می آید و به معنای پیروزی چند تئوری ضد اسرائیلی است. یکی از این نظریه ها، تئوری صدور انقلاب شیعی ایران به خارج از مرزهای خود است، که یکی از اصول انقلاب اسلامی در تهران است و تهران موفق شده است که در قلبِ کشور دشمنش (اسرائیل) به این مهم دست یابد. هم چنین باید پیروزی فکری و استراتژیک حزب الله بر اسرائیل و موفقیت این حزب در جذب افراد جدید به این مذهب را نیز به شمار آورد که به یمن پیروزی نظامی اخیرش به دست آمد.
وجود شیعیان در اسرائیل رخنه و نفوذ به آن است و نباید فراموش کرد که به جز وجود تاریخی شیعیان در سرزمین تاریخی فلسطین، انتشار تشیع در اسرائیل به چالش وخیم و بحرانی میان اسرائیل و حزب الله و پیروزی چند باره این حزب در مواجهه با اسرائیل باز می گردد. این مساله باعث شده جوانان عرب درون سرزمین فلسطین و مخصوصاً مناطق معروف به عرب های 48 نگاه بسیار مثبتی به مذهب تشیع پیدا کنند. این عرب ها از رفتار حکومت اسرائیل در برخورد با آن ها و محرومیت آن ها از بسیاری اعتبارهای مالی یا اقتصادی یا اجتماعی که یهودیان در فلسطین اشغالی از آن ها بهره می برند و همچنین برخوردهای نژاد پرستانه ی حکومت با آنان آزرده شده اند، که این امر باعث شده تا در بسیاری از این جوانان نسبت به حزب الله که یک حزب شیعی است یک عشق درونی به وجود آید. تصویر دبیرکل این حزب در ده ها اتاق و خانه ی عربی در فلسطین اشغالی آویخته شده است. این مساله سبب شده است که بسیاری از رسانه های عمومی و مسئولین سیاسی تل آویو نسبت به خطرهای این پدیده هشدار دهند.(3)
جالب این جاست که شماری از اعضای راست گرا و چپ گرای کنیسه و همچنین مائیر دغان رئیس دستگاه موساد و عاموس یادلین رئیس دستگاه اطلاعاتی ارتش (امان) و یوفان دیسکن رئیس اطلاعات عمومی (شاباک) در رسانه های عمومی یا کنیسه به صراحت از خطرهای این پدیده سخن گفته و تلاش نمودند تا این پدیده را به دین مربوط سازند و هم چنین اظهار داشتند که خدا اسرائیل را برگزید تا جهان را از آن چه «نفرت و کینه توزی تشیع به بشریت و زندگی» نامیدند نجات دهد، همچنان که در گذشته یهودیان را برگزید تا نخستین یکتاگرایان و معتقدان او باشند.
تأثیر سیاستهای اسرائیل بر گرایش اعراب نقب به تشیع
مهمترین جنبه اینپدیده یا مساله، تلاش رژیم صهیونیستی برای مربوط ساختن آن چه «دشمنی میان شیعه و سنی» میخواند، با شیوه رفتارش با این شیعیان است.
این تلاش ها با گزارشی که پروفسور «گال تال» استاد پژوهش های اسلامی در دانشگاه حیفا تهیه کرد، کاملا روشن شد. پروفسور «گال تال» بر این نکته تاکید می کند که کشورهای عربی که با اسرائیل توافق نامه ی صلح امضا کرده اند، اساساً کشورها و نظام هایی سنی هستند؛ کشورهایی مانند مصر که در سال 1979 با اسرائیل پیمان صلح امضا کرد. همچنین اردن و موریتانی از آن جمله اند. همچنین بسیاری از کشورهای عربی سنی دیگر مانند مراکش و الجزایر یا حتی شماری از کشورهای حوزه ی خلیج فارس که بیشترین تلاش را برای ایجاد روابط با اسرائیل انجام داده اند، کشورهایی سنی مذهب هستند، در حالی که شیعیان از همان لحظه ی آغازین تاسیس اسرائیل به شدت با آن از در دشمنی در آمدند.(4)
در رژیم صهیونسیتی، تنها اسلام، بدون توجه به شاخههای مختلف آن، به عنوان یک گروه اقلیت به رسمیت شناخته شده و این در حالی است که در این سرزمین، از معتقدین به دین جعلی بهائیت، اهل سنت با گرایش غالبا حنفی همچنین شیعیان سکونت دارند. بر این اساس نیز نمیتوان به منابع رسمی برای بررسی تعداد شیعیان استناد کرد، اما برخی از منابع، تعداد آنان را از حدود ۶۰۰ نفر تا ۶ هزار نفر اعلام کردهاند.
اگر چه شیعیان بسیاری به دلایل مختلف از اعلان علنی مذهب خود در سرزمینهای اشغالی اجتناب دارند و تعداد اندکی از آنان به شکل رسمی در اسرائیل فعالیت علنی دارند و حتی گزارشهایی از برگزاری نماز جماعتهای چند نفره در مسجد الاقصی یا حضور آنان در ارتش اسرائیل منتشر شده است، اما تقریبا هیچ شیعهای در سرزمینهای اشغالی، فعالیت آشکار سیاسی یا فعالیتهای که به معنای مخالفت با دولت باشد انجام نمیدهد و هرگونه مخالفت با دولت به هر شکل رسمی تکذیب میشود. (5)
گزارش های جراید یا نظرسنجی هایی که نهادهای دینی در تل آویو یا دیگر شهرها منتشر می کنند، چگونگی روابط آینده رژیم صهیونیستی با این شیعیان را روشن نمیکند، به ویژه آنکه این مساله به شکل بسیار نیرومندی بر میز کار ایهود اولمرت نخست وزیر اسرائیل خودنمایی می کند. اولمرت به خوبی از آنچه اسرائیلیها خطر هلال شیعی مینامند آگاه است و نیک میداند که ایران مایل است این هلال شیعی به وجود آید و بسیاری از سیاست مداران این کشور خوش بینی و خوشنودی خود را از پیروزی های سیاسی شیعیان در کشورهای عربی، مخصوصاً کشورهای حوزه ی خلیج فارس در انتخابات اخیر مجلس، بیان داشته اند.
ایران در راس امور اسرائیل
گزارشهای جراید یا نظرسنجی هایی که نهادهای دینی در تل آویو یا دیگر شهرها منتشر می کنند، چگونگی روابط آینده رژیم صهیونیستی با این شیعیان را روشن نمی کند، به ویژه آن که این مساله به شکل بسیار نیرومندی بر میز کار ایهود اولمرت نخست وزیر اسرائیل خودنمایی می کند. اولمرت به خوبی از آن چه اسرائیلی ها خطر هلال شیعی می نامند آگاه است و نیک می داند که ایران مایل است این هلال شیعی به وجود آید و بسیاری از سیاست مداران این کشور خوش بینی و خوشنودی خود را از پیروزی های سیاسی شیعیان در کشورهای عربی، مخصوصاً کشورهای حوزه ی خلیج فارس در انتخابات اخیر مجلس، بیان داشته اند.
تلویزیون رژیم صهیونیستی در برنامه «لوندون فاکیرشنباوم» که یکی از برنامههای تحلیلی مهم به شمار می اید، گزارشی درباره ی احتمال وجود واحدهای شیعی در ارتش که به «حزبالله» اطلاعات می رسانند را پخش کرد. در این گزارش به جنگ اخیر رژیم صهیونیستی علیه لبنان اشاره و عنوان شد که روش و شیوه رویارویی «حزبالله» با اسرائیل به گونه ای بود که نشان می داد «حزب الله» به مقدار زیادی از اسرار نظامی و استراتژیک ارتش اسرائیل آگاهی دارد. اینمساله باعث شد تا به ارتش اسرائیل زیان های سختی وارد اید و چندین فرمانده ی اسرائیلی از منصب خود کنار گذاشته شوند، که از آن جمله می توان به ژنرال اودی ادام، فرمانده منطقه ی شمالی اشاره کرد که به جای او ژنرال موشیه کبلینسکی منصوب گردید.
از اینرو رخنه در گروه ها و تجمعهای شیعی در فلسطین اشغالی و گرفتن حاشیه امنیت از آنها و ستاندن آزادی اعطا شده به آن ها ضروری به نظر می رسید، به ویژه آن که پارهای از آن ها در تلاش بودند تا دین را با سیاست در هم آمیزند و در خفا و به صورت پنهانی به اینمذهب گرویدهاند و مراسم و مناسک مذهبی خود را مخفیانه انجام میدادند.
علی معروفی آرانی پژوهشگر حوزه صهیونیست و یهودیت
منابع:
۱- سیدعلی اصغرحسینی ،شیعیان در سرزمین های اشغالی ،22اسفند1403
۲- احمدمعتز،پگاه حوزه،پژوهشگاه علوم انسانی ومطالعات فرهنگی،شماره240،سال 1387
۳- سویدان، دایرةالمعارف مصور تاریخ یهودیت و صهیونیسم، ۱۳۹۱ش، ص۳۸۸.
۴- خامهیار، «مزارات اهلبیت پیامبر(ص) در اردن و فلسطین اشغالی»، ص۱۸۳.
۵- خامهیار، «مزارات اهلبیت پیامبر(ص) در اردن و فلسطین اشغالی»، ص۱۸۴.



