روایت متفاوت سخنگوی ارتش از نحوه جنگیدن آمریکایی ها/ از رادارهای پرنده تا اتخاذ سناریوی جدید جنگی

در پی تحولات اخیر منطقه، افزایش تنشهای نظامی، ادعاهای مطرحشده از سوی مقامات آمریکایی درباره توان دفاعی جمهوری اسلامی ایران و همچنین انتشار روایتهای مختلف درباره جنگ دوازدهروزه و جنگ چهلروزه، موضوع عملکرد نیروهای مسلح ایران و ابعاد پنهان این تقابلها بیش از گذشته مورد توجه افکار عمومی قرار گرفته است. در همین راستا، تابناک در گفتوگویی تفصیلی با امیر، محمد اکرمینیا، سخنگوی ارتش جمهوری اسلامی ایران، به بررسی ابعاد مختلف این تحولات پرداخته است.
در این مصاحبه، موضوعاتی از جمله عملکرد ارتش در جنگهای اخیر، عملیات جنگندههای اف۵، توان پدافند هوایی، وضعیت نیروی هوایی و نیروی دریایی ارتش، عملیاتهای دریایی در تنگه هرمز، توان زیرسطحیهای ایران، سناریوهای مقابله با حمله زمینی احتمالی آمریکا مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.
در ادامه، متن کامل این گفتوگو را می خوانیم.
تابناک: تحلیل کلی شما از جنگ رمضان چیست؟
در نهم اسفند سال ۱۴۰۴، جنگی ناخواسته و ناجوانمردانه به کشور ما تحمیل شد. این جنگ، از جانب ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی رقم خورد. آنان برای خود اهدافی را در این جنگ تعریف کرده بودند؛ از جمله نابودی توان هستهای جمهوری اسلامی ایران، از بین بردن توان موشکی کشور و همچنین حذف نفوذ و حضور منطقهای ایران. از دیدگاه من، اینها اهداف اولیه آنان بود. با توجه به گستره عملیاتیای که طراحی کرده بودند و نیز شوک و بهتی که در آغاز جنگ ایجاد شد، تلاش میکردند با یک عملیات گسترده، نظام جمهوری اسلامی را ساقط کنند.
فراتر از این، به اعتقاد من، صهیونیستها، بهویژه در چارچوب سیاست «اسرائیل بزرگ»، تجزیه ایران عزیز را نیز در سر میپروراندند. این یک واقعیت است که مقامات رژیم صهیونیستی در ماههای منتهی به جنگ، ابایی از اظهار نظر درباره ایده «اسرائیل بزرگ» نداشتند و نخستوزیر این رژیم نیز بارها آن را مطرح کرده بود. ایده «اسرائیل بزرگ» به معنای تجزیه و اشغال کشورهای منطقه است و از جمله، تجزیه ایران عزیز را نیز در بر میگیرد.
به نظر من، این اهداف بهصورت سلسلهمراتبی دنبال میشد؛ از نابودی توان هستهای آغاز میشد و تا تجزیه ایران ادامه مییافت. آنان نتوانستند به اهداف خود دست یابند و اهدافشان محقق نشد. دلیل این مسئله، حضور مردم، آمادگی نیروهای مسلح و همچنین عملکرد مناسب ساختار سیاسی ایران بود که توانست بهخوبی خود را بازیابی کند و تعادل سیاسی کشور حفظ شود. انتخاب بهموقع رهبری، تعیین و جایگزینی فرماندهان و در امتداد آن حضور مردم در اجتماعات شبانه، در کنار مقاومت نیروهای مسلح، مجموعاً موجب شد آمریکاییها به آتشبس تن دهند. اکنون نیز در دوران آتشبس به سر میبریم. در چارچوب تحلیل کلی جنگ، مایلم به نکتهای درباره آمریکاییها نیز اشاره کنم. آمریکاییها در این جنگ با دو چالش اساسی مواجه هستند. نخست، مسئله چرایی جنگ است. آمریکاییها هنوز، پس از گذشت چندین ماه از جنگ، چهل روز درگیری و قریب به چهل روز آتشبس، نتوانستهاند روایت اقناعکننده یا دلیل قانعکنندهای برای آغاز این جنگ ارائه دهند. حتی مردم خود آمریکا نیز قانع نشدهاند که چرا باید وارد جنگ با جمهوری اسلامی ایران میشدند. این موضوع، یک چالش اساسی برای ترامپ به شمار میرود. نه تنها مردم جهان، بلکه آزادگان، آزاداندیشان، نخبگان دنیا و حتی بخشی از جامعه آمریکا نیز در این زمینه قانع نشدهاند.
موضوع دوم، نحوه جنگیدن آمریکاییها یا به عبارتی چگونگی جنگ است. آمریکاییها در همان روز نخست، به مدرسه «شجره طیبه» در میناب حمله کردند و ۱۶۸ نفر از دانشآموزان خردسال و تعدادی از معلمان آن مدرسه را به شهادت رساندند. پس از آن نیز مراکز درمانی، شرکتهای تولید دارو، دانشگاهها و زیرساختهای مرتبط با مردم را هدف قرار دادند. این مسئله نیز چالش اساسی دیگری ایجاد کرده است. این اقدامات موجب افزایش نفرت مردم شده است. آمریکاییها کارنامه سیاهی در ذهن مردم ایران دارند و مردم ایران ذهنیتی آمیخته با نفرت نسبت به آمریکا دارند. در این جنگ نیز آمریکاییها بر این نفرت افزودند و آن را تشدید کردند.
در جنگ جهانی دوم، آمریکاییها ایران را اشغال کردند و در جریان آن، چند میلیون نفر از هموطنان ما به شهادت رسیدند. سپس در سال ۱۹۵۳ و در جریان کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، علیه دولت ملیگرای دکتر مصدق اقدام کردند و آن دولت را سرنگون ساختند؛ در حالی که همواره شعار حقوق بشر و دموکراسی سر میدادند. پس از آن نیز از حکومت پهلوی دوم، که نظامی سیاسی، مستبد و وابسته بود، حمایت کردند و این حمایت آسیبهای فراوانی به کشور و مردم وارد ساخت.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز اساساً با انقلاب و نهضت بیداری یا اسلامی مردم ایران مخالفت کردند و در دوران جنگ تحمیلی، از صدام حسین علیه ایران حمایت به عمل آوردند. در طول جنگ، بهویژه اطلاعات نظامی در اختیار صدام قرار میدادند و در روزهای پایانی جنگ نیز هواپیمای مسافربری ایران را در خلیج فارس هدف قرار دادند و شمار زیادی از هموطنان عزیز ما را به شهادت رساندند. تمام این موارد موجب شده که مردم ایران ذهنیت مثبتی نسبت به آمریکا نداشته باشند و نوعی نفرت نسبت به این کشور در افکار عمومی شکل بگیرد. در سالهای پس از دفاع مقدس نیز، تحریمهای ظالمانهای اعمال شد که هدف اصلی آنها مردم بودند و مردم آسیب دیدند. در واقع آسیبدیدگان اصلی تحریمهای آمریکا مردم بودند. آمریکاییها با بهانههای مختلف که ما علیه نظام جمهوری اسلامی ایران اقدام می کنیم، اما فشار اصلی را بر مردم وارد آوردند تا شاید مردم موجب سقوط و فروپاشی نظام جمهوری اسلامی شوند. سابقه عملکرد آمریکا در ذهن مردم ایران سابقه مثبتی نیست. امروز نیز با جنگ دوازدهروزه و جنگ چهلروزه، این سابقه تیرهتر شده است. عملکرد آمریکاییها اساساً مثبت نبوده و نگاه مردم نسبت به آمریکا بسیار منفیتر شده است. اگر در آینده نیز آمریکاییها دست به تعرض و تجاوز دیگری بزنند، قطعاً ذهنیت مردم ایران نسبت به آمریکا منفیتر و نفرت مردم بیشتر خواهد شد.
تابناک: شما فرماندهی تکاوران دریایی هستید.
ـ البته من دوره تکاوری را در نیروی زمینی گذراندهام. این لباس مربوط به نیروی دریایی است و نشان تکاور دریایی دارد، اما من دوره تکاور زمینی را طی کردهام.
تابناک: در حال حاضر، تهدیدی که آمریکایی ها مطرح کردند اشغال جزایر ایران از جمله خارک و لاوان از طریق اماراتیها بود. به نظر میرسد این دقیقاً حوزهای است که تکاوران دریایی ایران وارد عمل میشوند. اگر بخواهند وارد این مرحله از جنگ شوند، پاسخ ارتش ایران چیست؟
ما این دوران آتشبس را به منزله جنگ تلقی کردهایم. در ارتش جمهوری اسلامی ایران، بهواسطه اینکه هیچ اعتمادی به آمریکاییها نداریم و نداشتهایم، زیرا آمریکاییها در دو دوره مذاکراتی به ما حمله نظامی کردند. عملکرد رئیسجمهور فعلی آمریکا بهقدری ضد ارزشهای بینالمللی و خلاف مقررات، قوانین و حقوق بینالملل بوده که هرگونه اعتماد را نسبت به شخص رئیسجمهور آمریکا و دولت این کشور از بین برده است. به همین دلیل، ما بسیار جدی آماده مقابله با هرگونه وضعیت احتمالی هستیم. سناریوهای محتمل را بررسی کردهایم و از فرصت آتشبس استفادههای فراوانی بردهایم. نخست آنکه در طول این جنگها، چه جنگ ۱۲ روزه و چه جنگ ۴۰ روزه، درسهای زیادی آموختیم. این درسآموختهها را مطالعه و بررسی کردهایم و این مسئله واقعاً کمک زیادی به ما کرده است.
ما بانک اهداف خود را بهروز کردهایم و در این فرصت ایجادشده، هر آنچه لازم بوده برای کاهش نقاط ضعف احتمالی و تقویت نقاط قوت انجام دادهایم. این آتشبس فرصتی فراهم کرد تا توانمندیهای خود را تقویت کنیم. همچنین هرگونه تعرض مجدد دشمن حتی حمله زمینی را محتمل دانسته و برای سناریوهای مختلف آمادگی داریم؛ از این جهت جای نگرانی وجود ندارد. اما نکتهای وجود دارد و آن اینکه قاطعانه باید عرض کنم حتی حمله زمینی آمریکا نیز آنها را به اهدافشان نخواهد رساند. بسیاری از کارشناسان نظامی معتقدند تعرض زمینی آمریکا به جزایر و سواحل ما، نیروهای آنها را آسیبپذیرتر میکند و تلفات انسانیشان را بسیار بیشتر از گذشته افزایش میدهد؛ زیرا در دسترس قرار میگیرند. در حال حاضر آمریکاییها در پایگاههای خود در کشورهای منطقه مستقر و پراکنده بودند و تا حدی از دسترس ما دور بودند، هرچند همانطور که مستحضرید ما پایگاههای آمریکا در منطقه را هدف قرار دادیم و اکثر این پایگاهها از رده عملیاتی خارج شدند و نیروهای آمریکایی مجبور به ترک آنها شدند. و به نقاط دیگری بروند؛ در هتلها یا مکانهای دیگر مخفی شوند. اما اگر به مرزهای زمینی ما تعرض کنند، وضعیت کاملاً متفاوت خواهد بود؛ زیرا در آن صورت بهصورت آشکار در دسترس قرار میگیرند و ما میتوانیم آنها را هدف قرار دهیم. برای چنین شرایطی نیز تمرین، سناریو و آمادگی کامل داریم و جای نگرانی وجود ندارد.
تابناک: درباره حمله به پایگاههای آمریکایی نکاتی مطرح شد. یکی از عجیبترین عملیاتهایی که اتفاق افتاد، حمله جنگندههای اف۵ ایران بود که تا مدتها نیز خبری از آن منتشر نشد. اینجا میخواهم انتقادی مطرح کنم؛ چرا خود ارتش درباره این عملیات صحبت نکرد؟ بعدها ناچار شدیم این موضوع را از رسانههای آمریکایی بشنویم. حتی برای خود ما نیز عجیب بود و در ابتدا باور نمیکردیم، اما بعد دیدیم که واقعاً عملیات انجام شده، موفق بوده و هواپیماها بازگشتهاند. درباره این عملیات توضیح دهید.
این موضوع مربوط به روزهای نخست جنگ بود. ما اطلاعرسانی کردیم و نمیتوان گفت هیچ اطلاعی منتشر نشده بود. در اطلاعیههای ارتش این عملیات منعکس شد. اصل عملیات نیز به این صورت بود که جنگندههای اف۵ ما به پایگاههای آمریکا در کشورهای منطقه هجوم بردند و با وجود سامانهها و لایههای متعدد پدافندی، موفق شدند آن پایگاهها را هدف قرار دهند و سپس به سلامت به کشور بازگردند. این عملیات برای آمریکاییها بهقدری غافلگیرکننده بود که دچار سردرگمی شدند. پس از عملیات اف۵ها، سه فروند جنگنده اف۱۵ خودشان را با پدافند خودی ساقط کردند.
تابناک: در واقع اشتباه گرفته بودند؟
در اثر همان سردرگمی تصور میکردند دوباره هواپیماهای ما منطقه را هدف قرار دادهاند. مشابه حمله موفقی که به پایگاه تجزیهطلبان در اربیل عراق انجام شد. و ما این موضوع را اطلاعرسانی کردیم، اما چون در شرایط جنگی قرار داشتیم، شاید لازم بود برنامههای مستند بیشتری درباره این عملیات موفق تولید شود که آن را به بعد از جنگ موکول کردیم و اکنون نیز این کار در حال انجام است. به نظر من رسانهها هم باید بیشتر به این موضوع میپرداختند. در اطلاعیههای ارتش این موضوع را درج کردیم. البته قصد مناقشه ندارم، اما رسانهها نیز میتوانستند با جزئیات بیشتر گزارش تهیه کنند یا برنامههای مستند بسازند. در هر صورت، اطلاعرسانی اولیه و کلی انجام شد و در آینده با تولید برنامههای بیشتر، ابعاد و جزئیات این عملیات برای مردم روشنتر خواهد شد.
تابناک: عملیات اف۵ واقعاً عجیب و از نظر نظامی بسیار قدرتمندانه بود؛ پدافندها توانستند مقابله کنند، بمباران انجام شد و همانطور که گفتید، آنها حتی اف۱۵های خودشان را اشتباه گرفتند. مشابه چنین عملیاتی را سوخو ۲۴های ما نیز انجام داده بودند، اما چون سوخو۲۴ هواپیمای بزرگتری نسبت به اف۵ است، در نهایت پس از چند عملیات موفق، پدافند قطر توانست آنها را هدف قرار دهد؛ هرچند این مسئله عجیب نیست، زیرا سوخو۲۴ هواپیمایی متعلق به دستکم چهار دهه پیش است و در برابر جدیدترین پدافندهای دنیا قرار داشت، درباره این موضوع هم صحبت کنید.
خلبانان ما رشادت فراوانی به خرج دادند. آنها در ارتفاع ۵۰ تا ۱۰۰ متری پرواز کردند، خود را به اهداف رساندند و اهداف را منهدم کردند. تصاویر هوایی که بعداً تهیه شد نشان میدهد اهداف با شدت زیادی منهدم شدهاند. آمریکاییها ادعا میکنند در این جنگ ۱۳ کشته دادهاند که شش نفر از این کشتهها مربوط به عملیات اف۵ها بوده است. اگر روایت خود آمریکاییها را ملاک قرار دهیم، که البته ما ۱۳ کشته را قبول نداریم و معتقدیم تلفاتشان بسیار بیشتر بوده و اگر این روایات را بپذیریم، یعنی نزدیک به ۵۰ درصد تلفات اعلامی آمریکا در این جنگ مربوط به همین عملیات اف ۵ ها است. درباره سوخوها نیز باید اشاره کنم که اف۵ هواپیمایی ساخت آمریکا و متعلق به حدود هفتاد سال پیش است، اما ما این هواپیما را بهگونهای نگهداری و ارتقا دادهایم که توانسته چنین عملیاتی را انجام دهد؛ از لایههای مختلف پدافندی دشمن عبور کند و به هدف برسد.
ضمن آنکه پدافند مستقر در کشورهای منطقه متعلق به کویت، قطر یا دیگر کشورها نیست؛ تمام تجهیزات نظامی مستقر در این کشورها متعلق به آمریکاست و حتی بهرهبرداری از آنها نیز در اختیار آمریکاییها قرار دارد. با این وجود، این افتخار است که خلبانان ما با شجاعت و مهارت کامل توانستند این عملیات را با موفقیت انجام دهند. که این نقطه عطفی در تاریخ هوانوردی دنیاست. ما در حوزه داخلی هم پیشرفت های داشتیم حالا حتما خرید و تهیه از بیرون برای ما به فناوریهای پیشرفته نزدیکتر خواهد بود که ما میتوانیم آنها رو مبنا قرار بدهیم، ناوگان هوایی ما یعنی نیروی هوایی ارتش در بعد از جنگ با قدرت بیشتر و برخوردار از هواپیماهای پیشرفته تر و تجهیزات پیشرفتهتر ظاهر خواهد شد.
تابناک: در طول جنگ گفته میشد اگر سیمرغهایی که قرار بود به آواکس تبدیل شوند آماده بودند، دست ما در این جنگ پُرتر بود. آیا برنامهای برای بهکارگیری هواپیمای آواکس پس از جنگ وجود دارد تا پدافند قویتر شود؟
حتماً، یک نیروی هوایی مدرن باید از رادارهای زمینی، رادارهای پرنده و ماهوارهها برخوردار باشد. در برنامه توسعه هوایی ما یا بهتر است بگویم در معماری نیروی هوایی این موضوعات لحاظ شده است. ما هم به رادارهای پرنده نیاز داریم، هم به رادارهای زمینی و هم به ماهوارهها. در این زمینه نیز اقدامات خوبی انجام شده است.
تابناک: آیا ارتش برنامهای برای توسعه نیروی هوایی از جنگنده نسل پنجم در آینده دارد؟
حتماً. این برنامه در دستور کار ما قرار دارد. اقدامات اولیه آن انجام شده و در آیندهای نزدیک عملیاتی خواهد شد.
تابناک: نه بهعنوان سخنگوی ارتش، بلکه بهعنوان یک کارشناس نظر شما را می پرسم. اگر روندی که شهید ستاری در نیروی هوایی آغاز کرده بود و بر توسعه جنگنده بومی تأکید داشت ادامه پیدا میکرد، آیا امروز دست ما پُرتر نبود؟ اکنون پاکستان جنگنده جیاف۱۷ را در اختیار دارد. آیا ما نمیتوانستیم به جنگنده نسل چهار و نیم دست پیدا کنیم؟
این موضوع دارای جزئیات فنی متعددی است. برخی معتقدند با توجه به سرعت بالای پیشرفت فناوریها، بهویژه در حوزه دفاعی و خصوصاً فناوریهای هوایی که با شتاب زیادی در حال توسعهاند، نمیتوان صرفاً بر ظرفیتهای داخلی تکیه کرد. البته این فقط یک دیدگاه است. دیدگاه نخست این است که برای دستیابی به جهش، باید فناوریهای پیشرفته روز دنیا را وارد کرده و آنها را مبنای رشد و توسعه قرار دهیم. دیدگاه دوم این است که باید بر همان فناوریها و توانمندیهای داخلی تکیه و آنها را توسعه دهیم. هر دو دیدگاه میتوانند درست باشند. اما نکتهای وجود دارد که باید در نظر گرفته شود و آن اینکه شرایط ما به دلیل تحریمهای گسترده و شدید پیچیدهتر شده است. بخشی از تحریمها مربوط به تجارت، کالا و نفت است، اما شدیدترین سطح آن در حوزه فناوریهای دفاعی و نظامی اعمال شده است.
آمریکاییها مطلقاً اجازه ورود فناوریهای جدید نظامی را ندادهاند و تحریمهای بسیار شدیدی اعمال کردهاند. تمام توانمندیهایی که امروز در اختیار داریم، بومی است و با تلاش متخصصان، جوانان کشور در صنایع دفاعی، دانشگاهها و شرکتهای دانشبنیان به دست آمده است. چه برنامه توسعه را بر پایه جهش از طریق خرید خارجی قرار دهید و چه بر مبنای توسعه تدریجی داخلی، در هر دو صورت با این تحریمها مواجه هستیم. با این حال، آنچه امروز در اختیار داریم، حاصل توان داخلی خود ماست. در همینجا باید اشاره کنم که در دو جنگ اخیر، یعنی جنگ ۱۲روزه و جنگ ۴۰روزه، بهطور کامل از تسلیحات بومی استفاده کردیم و هیچ سلاح غیر بومی به کار گرفته نشد.
تابناک: ما در این جنگ، در حوزه موشکی و پهپادی عملکرد بسیار خوبی داشتیم و شاهد پیشرفتهای زیادی بودیم. اکنون ارتش سامانه آرش۲ را در اختیار دارد و سپاه نیز از موشکهای مختلفی استفاده میکند. اما همانطور که خودتان اشاره کردید، یکی از مؤثرترین عملیاتها مربوط به اف۵ها بود. اگر همان سرمایهگذاری که در صنایع موشکی و پهپادی انجام شد، در ادامه راه شهید ستاری و توسعه نیروی هوایی صورت میگرفت، شرایط متفاوت میشد.
قطعا بله، اما باید توجه داشت که ما کشوری هستیم که علاوه بر تحریمهایی که اشاره کردم، با محدودیتهای بودجه دفاعی نیز مواجه بودهایم. بودجه دفاعی ایران در مقایسه با کشورهای منطقه اساساً قابل مقایسه نیست.
ما کشوری نیستیم که بخواهیم به سمت میلیتاریسم و نظامیگری حرکت کنیم و اساساً چنین رویکردی نداشتهایم. انقلاب اسلامی دارای پیامی الهامبخش بوده است؛ پیامی که هم در داخل کشور مورد اعتقاد مردم قرار گرفت و هم هرجا صدای آن در خارج از کشور شنیده شد، مورد توجه آزادگان جهان، مستضعفان و مسلمانان منطقه قرار گرفت. جمهوری اسلامی هیچگاه به دنبال آن نبوده که با زور و قدرت نظامی اهداف خود را پیش ببرد.
تابناک: اما همانطور که خودتان در ابتدای صحبت اشاره کردید، حتی زمانی که ما کاری با آنها نداشتیم، دولت مصدق را سرنگون کردند. بنابراین باید آنقدر قدرت نظامی داشته باشیم که جرئت حمله نکنند.
دکترین ما مبتنی بر تجاوز نبوده، اما دفاع همواره در آن جایگاه اصلی داشته است. توجه ما به توان دفاعی، چه در حوزه موشکی و چه پهپادی، با هدف ایجاد بازدارندگی بوده تا دشمن را از هرگونه تجاوز علیه کشور بازدارد. البته بازدارندگی مفهومی نسبی است. اگر کشورهای همسایه را در نظر بگیرید، ما از قدرت بازدارندگی بسیار بالایی در برابر تکتک کشورهای منطقه و حتی مجموع این کشورها برخوردار بودهایم و اکنون نیز هستیم. اما زمانی که طرف مقابل ایالات متحده آمریکا با بودجه نظامی حدود ۹۵۰ میلیارد دلار در سال جاری و ۱۵۰۰ میلیارد دلار برای سال آینده باشد، این بازدارندگی نسبی است و ما همچنان تلاش میکنیم.
تابناک: ترامپ ادعا کرده بود که نیروی هوایی ایران از بین رفته، اما صحبتهای شما نشان میدهد که این نیرو هوایی همچنان فعال است.
نیروی هوایی ما همچنان فعال است. طبیعی است که در جنگ آسیبهایی به این نیرو وارد شد، اما همانطور که در روزهای نخست جنگ عملیاتهای موفقی انجام دادیم، در طول جنگ نیز مأموریتهای مهمی صورت گرفت.
یکی از موضوعاتی که کمتر به آن پرداخته شده، عملیاتهای «اسکرمبل» نیروی هوایی است. اگر این عملیاتها انجام نمیشد، هواپیماهای دشمن قطعاً خسارات بسیار بیشتری به ما وارد میکردند. امروز نیز این نیرو فعال است؛ جنگندهها و پرندههای آن در حال پرواز هستند و مأموریتهای مراقبت هوایی و سایر مأموریتهای ابلاغی خود را انجام میدهند، هرچند آسیبهایی نیز متحمل شدهاند.
تابناک: ترامپ همچنین ادعا کرده بود که نیروی دریایی ایران نیز از بین رفته است.
نیروی دریایی نیز همینطور است. در طول جنگ، برخی شناورهای ما هدف قرار گرفتند؛ از جمله ناوشکن دنا که پیش از جنگ برای شرکت در رزمایش اعزام شده بود. در کنار آن نیز دو شناور دیگر حضور داشتند که دانشجویان دانشگاه علوم دریایی برای مأموریتهای آموزشی در آنها مستقر بودند. هنگامی که جنگ آغاز شد، این شناور در حال بازگشت بود و بهصورت ناجوانمردانه هدف قرار گرفت؛ در حالی که اساساً برای جنگ اعزام نشده بود. این هم نقطه سیاهی در کارنامه آمریکا علیه ایران است. آمریکاییها علاوه بر ناوشکن دنا، چند شناور دیگر ما را نیز هدف قرار دادند، اما شما ملاحظه کردید که نیروی دریایی ما تا آخرین روز جنگ دست از عملیات نکشید. این نیرو در شلیک پهپاد، موشکهای کروز دریایی و دیگر عملیاتها مشارکت مؤثر داشت.
حتی پس از برقراری آتشبس نیز مشاهده کردید که آمریکاییها تلاش کردند با چند فروند ناوشکن از تنگه هرمز عبور کنند. تنگه هرمز تحت کنترل نیروی دریایی سپاه و ارتش است؛ بخش غربی آن در اختیار نیروی دریایی سپاه و بخش شرقی تنگه و منطقه دریای عمان در حوزه مأموریتی نیروی دریایی ارتش قرار دارد. پرسش این است که اگر نیروی دریایی ایران از بین رفته، چگونه متوجه نزدیک شدن ناوشکنهای آمریکایی به تنگه میشود! چگونه با شلیک پهپاد، موشک و راکت، ناوشکنهای آمریکایی را مجبور به عقبنشینی و فرار میکند! حتی رئیسجمهور آمریکا نیز به این مسئله اعتراف کرد و گفت ناوشکنهایشان زیر آتش قرار گرفتهاند و عقبنشینی کردهاند. ادعای رئیسجمهور آمریکا مبنی بر نابودی کامل نیروی دریایی ایران، آشکارا نادرست است. نیروی دریایی ما اخیراً نفتکشی را که مقررات دریایی را نقض کرده بود، بر اساس ابلاغیه ستاد کل، توقیف و با اقتدار به سواحل ایران هدایت کرد. از یک نیروی دریایی چه انتظاری وجود دارد! همین مأموریتهایی که پیشتر انجام میداد، امروز نیز قادر به انجام آنهاست. همچنین زیردریاییهای ما در دریای عمان مأموریتهای مراقبتی انجام میدهند، رفتوآمد کشتیها و شناورها را رصد و گزارش میکنند. ایران چگونه تنگه هرمز را کنترل کرد! این اطلاعات از کجا به دست میآید!


