افکار عمومی جهان به سمت چین چرخید

به گزارش تابناک؛ «مردم با پای خود رأی میدهند.» این عبارتی است که اغلب در ایالات متحده شنیده میشود و یک واقعیت ساده را بیان میکند؛ اینکه مردم به سمت آنچه برایشان ارزش دارد جذب میشوند و از آنچه برایشان ارزشی ندارد فاصله میگیرند.
از زاویهای دیگر، افکار عمومی اهمیت دارد. صداهایی از سراسر جهان، چه از شهروندان عادی و چه از متخصصان حوزههای مختلف، همزمان با ابراز نارضایتی فزاینده از ایالات متحده، بهروشنی بیان میکنند که از عملکرد چین رضایت بیشتری دارند.
تعداد رو به افزایش نظرسنجیهای بینالمللی به دو روند کلی اشاره دارد: نفوذ چین در سطح منطقهای و جهانی در حال افزایش است و این کشور بیش از گذشته مورد توجه و تحسین قرار میگیرد. در مقابل، ایالات متحده با کندی پیش میرود و درگیر بحرانهای بینالمللی متعدد شده است.
سه نمونه نظرسنجی را میتوان در نظر گرفت. یک نظرسنجی گالوپ در سال ۲۰۲۵ نشان داد که چین برای نخستین بار در رتبهبندی محبوبیت جهانی از ایالات متحده پیشی گرفته است. در همین حال، گزارش وضعیت آسیای جنوب شرقی ISA در سال ۲۰۲۶ که در سنگاپور منتشر شد نشان داد اگر منطقه ناچار به انتخاب میان پکن و واشنگتن باشد، چین اکنون شریک ترجیحی محسوب میشود. در نهایت، یک نظرسنجی اخیر نشریه پولیتیکو گزارش داد که برخی از متحدان اصلی آمریکا بهطور کلی از افزایش همکاری با چین در کنار حفظ فاصلهای مشخص از ایالات متحده حمایت میکنند. پولیتیکو در تحلیل دادهها نوشت: «غیرقابل اعتماد. ایجاد مشکلات بیشتر از حل آنها. یک نیروی منفی در صحنه جهانی. این تصویری است که بخش بزرگی از نزدیکترین متحدان آمریکا از ایالات متحده دارند… در حالی که دونالد ترامپ در حال بازنگری گسترده در سیاست خارجی است.»
نگاهی دقیقتر به فضای جهانی میتواند بخشی از دلایل این تغییر نگاه را روشن کند.
نخست، چین چهار ابتکار جهانی مهم در زمینه تمدن، توسعه، حکمرانی و امنیت را مطرح کرده و آنها را بهصورت پیوسته پیش برده است؛ ابتکاراتی که بر همکاری برد-برد، احترام متقابل، پایبندی به تجارت آزاد و حمایت از حاکمیت کشورها، چه بزرگ و چه کوچک، تأکید دارند.
دوم، در حالی که ایالات متحده اغلب بهعنوان کشوری با رویکردی هژمونیک و تقابلی نسبت به متحدان و رقبا شناخته میشود، چین تلاش کرده خود را در جایگاه میانجی در برخی بحرانهای جهانی معرفی کند. بهعنوان نمونه، خبرگزاری آسوشیتدپرس گزارش داده است که چین به دلیل نقش «میانجی غیررسمی» در مسیر حل تنشهای مربوط به حملات آمریکا و اسرائیل علیه ایران مورد توجه قرار گرفته است. همچنین تنها چند سال پیش، چین توافقی را میان ایران و عربستان سعودی میانجیگری کرد که به ازسرگیری روابط دیپلماتیک میان دو کشور انجامید. به گفته برخی تحلیلگران، چین توانسته نشان دهد که میتواند بهجای تکیه صرف بر قدرت نظامی یا فروش تسلیحات، در مسیر حل اختلافات نقشآفرینی کند.
در سطح دیپلماسی نیز نشانههای قابل توجهی دیده میشود. سفرهای مقامات خارجی به چین همچنان ادامه دارد. در سال ۲۰۲۶، فهرستی از مقامهای ارشد کشورهایی مانند کانادا، آلمان، موزامبیک، کره جنوبی و بریتانیا به پکن سفر کردهاند. بسیاری از این کشورها بهدنبال کاهش تنشهای ناشی از سیاستهای تجاری آمریکا و ایجاد ثبات بیشتر در زنجیرههای تأمین جهانی هستند. توافقهای اقتصادی حاصل از این دیدارها نیز بهعنوان نشانهای از جذابیت رویکرد چین در برابر بیثباتی سیاستهای آمریکا مطرح میشود.
در مجموع، به نظر میرسد کشورها بیش از گذشته به سمت همکاری با چین تمایل پیدا کردهاند و همزمان نسبت به رویکرد ایالات متحده با تردید بیشتری نگاه میکنند. در همین حال، چین نیز برخلاف برخی قدرتهای دیگر، کمتر بر نمایش سیاسی یا تبلیغات پررنگ تمرکز دارد و بیشتر بر توسعه، تجارت و همکاری چندجانبه تأکید میکند.



