راز جسد سوخته در ویلای فرحآباد

به گزارش تابناک به نقل از همشهری آنلاین؛ صبح بیست و سوم فروردین بود که مردی از درون یکی از ویلاهای منطقه فرحآباد شاندیز در خراسان رضوی بیرون آمد و ناگهان با دیدن جسد سوخته مردی در کنار دیوار ویلا میخکوب شد. او ناباورانه و حیرتزده به صحنه دلخراش مینگریست که انسانی در میان شعلههای آتش سوخته بود. مرد بعد از چند لحظه که از شوک خارج شد، گوشی تلفن را برداشت و ماجرای جسد سوخته را به پلیس گزارش داد.
طولی نکشید که با دستور سرهنگ یاقوتی فرمانده انتظامی طرقبه و شاندیز نیروهای گشت انتظامی عازم نشانی مذکور شدند و با تایید درستی خبر، مراتب را به قاضی علیزاده دادستان عمومی و انقلاب طرقبه و شاندیز اطلاع دادند.
با توجه به اهمیت و حساسیت موضوع، تحقیقات این پرونده جنایی مهم به قاضی رضا احمدی بازپرس ویژه قتل عمد سپرده شد و بدین ترتیب با حضور میدانی بازپرس شعبه سوم دادسرای عمومی و انقلاب طرقبه و شاندیز در محل کشف جسد بررسیهای تخصصی زیر ذرهبین تحقیقات علمی و تجربی قرار گرفت. جسد کاملا سوخته بود و هیچ گونه آثاری برای شناسایی هویت وی درصحنه جنایت وجود نداشت.
در همین حال، با دستور مقام قضایی گروه جنایی پلیس آگاهی نیز به سرپرستی سرگرد اسماعیل عظیمی مقدم رئیس پلیس آگاهی طرقبه و شاندیز عازم منطقه فرحآباد شدند و اینگونه دامنه تحقیقات با راهنماییهای قضایی به جستوجو در اطراف محل کشف جسد کشید تا سرنخی از این ماجرای تکاندهنده مقابل دیدگان گروه تخصصی جنایی قرار گیرد.
خیلی زود فرضیهای که افکار مقام قضایی را درگیر کرده بود به نتیجه رسید و با کشف دو دسته کلید در فاصله چندمتری از محل سوختن جسد، تحقیقات جنایی را وارد مرحله جدیدی کرد. این پایان ماجرا نبود و هنوز هویت جسد در هالهای از ابهام قرار داشت؛ بنابراین با دستورهای محرمانه قاضی ویژه قتل عمد، گروه تخصصی پلیس به جستوجو درمیان پروندههای افراد گمشده پرداختند تا سرنخی برای شناسایی هویت جسد به دست آورند.
ساعتی بعد این فرضیه در حالی به بنبست رسید که مشخص شد مرد حدود ۵۴ ساله از اهالی ساکن در منطقه طرقبه و شاندیز نیست و به احتمال زیاد قاتل یا قاتلان، او را از مشهد یا دیگر شهرهای کشور به منطقه تفریحی و ویلایی کشانده و به قتل رساندهاند. به همین دلیل مقام قضایی خود در صحنه کالبدگشایی از جسد در پزشکی قانونی حضور یافت تا از نزدیک شاهد نظریههای کارشناسی درباره چگونگی قتل مرد ۵۴ ساله باشد.
وقتی پزشکان تشخیص دادند که مرد مذکور ابتدا هدف ۲ ضربه چاقو در پهلو قرار گرفته و سپس ضربات متعددی به قفسه سینه اش واردآمده است، بی درنگ افکار قاضی «صحنه غافلگیری» را به تصویر کشید که به احتمال زیاد مقتول توسط فرد یا افرادی در همان محل و به طور غافلگیرانه و از پشت سر هدف ضربات چاقو قرار گرفته است. ژ
از سوی دیگر و با دستورمقام قضایی، ماجرای کشف جسد سوخته به همه مراکز انتظامی اعلام شد تا در صورتی که پرونده مفقودی مردی حدود ۵۴ ساله را به ثبت رساندند بلافاصله مراتب را به دادسرای طرقبه و شاندیز اعلام کنند. هنوز چند ساعت بیشتر از این دستور قضایی نگذشته بود که پروندهای در پلیس آگاهی مشهد تشکیل شد و افسران دایره جنایی مشهد موضوع را به مقامات انتظامی و قضایی طرقبه اعلام کردند.
زنی که ماجرای گم شدن شوهرش را به پلیس گزارش کرده بود، مدعی شد شوهرم از روز قبل منزل را ترک کرد، اما دیگر هیچ اطلاعی از وضعیت او نداریم با این وجود اگرچه سن حدودی فرد گمشده با جسد سوخته مطابقت داشت، اما تعیین هویت وی در فاصله اندک و بدون آزمایشهای تخصصی (ژنتیکی) امکان پذیر نبود به همین دلیل بی درنگ قاضی احمدی دستور داد تا افسران جنایی آگاهی طرقبه برای رمزگشایی از این پرونده پیچیده در کنارش قرار گیرند و سپس به طرف منزل فرد گمشده در مشهد حرکت کرد.
درست ساعتی بعد بود که کارشناسان بررسی صحنه جرم با دستور قاضی «دسته کلید» را از درون پلاستیک بیرون آوردند و داخل قفل واحد ساختمانی چرخاندند. هنگامی که صدای باز شدن در منزل به گوش رسید دیگر تردیدی باقی نماند که بیش از نیمی از این پرونده جنایی رمزگشایی شده است چراکه با افشای هویت مقتول که «علیرضا-ق» نام داشت، تحقیقات میدانی مقام قضایی و کارآگاهان در مسیر اصلی خود قرار گرفت و سوالات فنی و تخصصی از خانواده مقتول آغاز شد. اما آنها که هنوز در شوک بودند، نمیدانستند چرا و چگونه «علیرضا» (مرد۵۳ساله) به قتل رسیده است.
خیلی زود و با نظر مقام قضایی جلسه تحلیلی و کارشناسی جرم برگزار شد و کارآگاهان با راهنماییهای تجربی قاضی پرونده آخرین تماسها و معاشرتهای مقتول با افراد مختلف را زیر ذرهبین تحقیقات بردند که در نهایت مشخص شد او با شریک تجاری خود که یک مرد بنگاهدار در مشهد است، ارتباط صمیمانه و نزدیکی دارد.
به همین خاطر کارآگاهان به طور نامحسوس درباره رفاقتها و مسائل مالی دو شریک تجاری به تحقیق پرداختند که ناگهان ماجرای اختلافات مالی چند میلیاردی آنان لو رفت و بدین ترتیب کارآگاهان به سراغ «احسان-خ» رفتند و او را با دستور قاضی ویژه قتل عمد بازداشت کردند.
اما این مرد که گویی با شنیدن ماجرای مرگ رفیقش بسیار نگران و ناراحت شده بود، با چشمانی اشکبار در حضور مقام قضایی ادعا کرد از شب بیست و دوم فروردین که حدود نیم ساعت با دوستش همراه بود دیگر اطلاعی از وی ندارد. این مرد همچنین مدعی شد آن شب دوستم «علیرضا» را مقابل منزلش سوار خودروی تیبای خودم کردم و بعد از آن هم او در اطراف یکی از میادین شهری نزدیک منزل خودش از خودرو پیاده شد. من هم به خانهام رفتم.
او نمیدانست که وقتی قاضی احمدی از وی درباره خودروی تیبای سیاه رنگش پرسید، در برابر تصاویر دوربینهای ترافیکی قرار میگیرد که از تردد تیبای مشکی رنگ در منطقه شاندیز ضبط شده است. این مرد بنگاهدار که حالا در مخمصه سوالات قاضی افتاده بود، دیگر هیچ راه گریزی نداشت چراکه باید به رگباری از سوالات تخصصی درباره اختلافات مالی با دوست خود هم پاسخ میداد. اینگونه بود که ناگهان لب به اعتراف گشود و راز این جنایت هولناک را فاش کرد.
او گفت: بعد از آنکه اختلاف مالی بین ما بروز کرد او را با طراحی یک دسیسه برنامه ریزی شده سوار بر خودرو کردم و برای نشان دادن یک باغ ویلا به منطقه فرح آباد شاندیز آوردم. آنجا بود که دسته کلیدی را به او دادم تا از خودرو پیاده شود و درباغ ویلا را بگشاید. زمانی که او مقابل ویلا قرارگرفت از پشت سر به وی حمله کردم و ضربهای به پهلویش وارد آوردم. بعد هم که روی زمین افتاد قفسه سینه اش را هدف گرفتم و ضربات متعدد دیگری به او زدم. سپس جسد را کنار دیوارباغ ویلا و درون زمین خالی انداختم، اما بعد از دقایقی با خودم فکر کردم که شاید خیلی زود شناسایی شود به همین دلیل بنزین تهیه کردم و دوباره به محل رها کردن جسد بازگشتم و آن را به طور کامل آتش زدم.
تحقیقات بیشتر برای کشف زوایای پنهان و ابعاد دیگر این پرونده پیچیده جنایی همچنان در شعبه سوم دادسرای عمومی و انقلاب طرقبه وشاندیز ادامه دارد.



