صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

درسِ این روزهای محسن چاوشی به همکارانش

«محسن چاوشی» در مقام یک الگو می‌تواند چراغ راه چهره‌های جدید در وادی موسیقی پاپ باشد، تا آن‌ها با توجه به تجربه و اندوخته سالیان این خواننده مسیر شهرت را به‌شکل درستش طی کنند و اسیر باند این و آن برای چند صباح روی بورس بودن نشوند.
کد خبر: ۱۳۶۷۶۸۵
| |
2635 بازدید
|
۲

درسِ این روزهای محسن چاوشی به همکارانش
به گزارش تابناک به نقل از فرهیختگان، چاوشی برخلاف بسیاری از ترانه‌خوان‌های این سال‌های موسیقی ایران آدم فلان مدیر برنامه یا بهمان تهیه‌کننده موسیقی نیست که با غمزه این جماعت سالن کنسرت را پر و با اخم ایشان برای همیشه با شهرت و محبوبیت خداحافظی کند.

در تاریخچه نه‌چندان طولانی موسیقی پاپ فارسی، کم بودند هنرمندان و خوانندگانی که بتوانند بدون لحاظ‌کردن بایدها و نبایدهای نبض بازار و اقتصاد توجه از آغاز تا پایان کار روی بورس باقی بمانند و محصولشان خریدار داشته باشد. شاید به‌جز محسن چاوشی، این «فرهاد مهراد» بود که توانست با حفظ مؤلفه‌های سبکی خویش در کنار باج ندادن به این‌وآن نام نیکی از خود برجای بگذارد و کماکان موردقبول طیف وسیعی از علاقه‌مندان پاپ باشد.

اما نکته افتراق‌آمیزی که در مشابهت کلی میان چاوشی و مهراد صدق می‌کند؛ موسیقی‌ای است که خواننده «سنتوری» از ابتدای دوران کاری‌اش به مخاطب ارائه می‌داد بسیار عامه‌پسندتر از آثاری بود که ستاره معترض پاپ در دهه پنجاه برای شنوندگانش به ارمغان می‌آورد. فرهاد از مصاحبه با رسانه‌ها فراری نبود و از کوچینی گرفته تا رادیو و تلویزیون به اجرای زنده می‌پرداخت، اما چاوشی از تمامی این موارد دوری کرد تا رو به امر قدسی داشته باشد، حال‌آنکه لحن آثارش با طیف وسیع‌تری از علاقه‌مندان پاپ ارتباط می‌گیرد. اعطای لقب «آقای خاص» به چاوشی بدون آنکه نتیجه بخشنامه از نهادهای ذی‌ربط باشد حامل واقعیتی در باب پشت‌پازدن این خواننده به امور و مسائلی است که برای باقی هنرورزان حکم مرگ و زندگی را دارد. 

هدف در خوانندگی پاپ به‌دست‌آوردن پول و ثروت از راه کسب شهرت است؛ ابزار این شهرت هم چیزی جز نمایش زندگی پرزرق‌وبرق نیست و هیچ خواننده‌ای در این موقعیت جان‌فدای امر موهومی تحت عنوان «رسالت هنر و هنرمند» نمی‌شود. در واقع نمی‌توان هم خواننده پاپ بود و هم از درد مردم ویتنام در نبرد با آمریکا گفت، مگر اینکه مانند چاوشی خود را از تمام مواهب سوپراستار بودن بی‌نیاز کرد. او از آغاز فعالیت به‌عنوان خواننده تاکنون به درخواست طرف‌داران و مدعیان حوزه موسیقی برای اجرای زنده پاسخ منفی داده و این مطالبه در موردش صادق است که عیار او بدون اجرای زنده با چه متر و معیاری ارزیابی خواهد شد؟

اما عدم اجرای لایو ترانه‌ها توسط محسن چاوشی یک بعد دیگر هم دارد که کمتر به آن توجه می‌شود. وقتی مهم‌ترین شمایل حال حاضر موسیقی پاپیولار ایران، نبض عادی زندگی را به هیچ می‌گیرد و به اموری می‌پردازد که برایش باقیات الصالحات است، چه فرقی می‌کند که سالن‌ها به یمن حضورش پر شود یا خالی بماند؟ دنیا اندوخته‌ای برای آخرت آدمی است و می‌توان راه‌ورسم زندگی عادی و نرمال را در خدمت امور الهی به کار بست و اهمیتی هم برای اهل مادیات قائل نشد. پس اگر فهم و دریافت ما از عدم اجرای کنسرت توسط چاوشی از چهارچوب‌های برساخت شده رسانه‌های چپ و راست که گاه نقدهایی جدی و منطقی به نظر می‌رسند فارغ شود، آنگاه می‌توانیم شیوه متفاوت زیست این خواننده را طور دیگری که همیشه از نگاه و دستگاه فکری ما دریغ شده درک کنیم. 

پشت‌پازدن چاوشی به امور دنیوی، جایی ارزشمند است که او با بی‌اعتنایی تصور رایج از «وطن‌پرستی» اهل دنیا را به رخ ایشان می‌کشد. در میانه جنگ تحمیلی دوازده‌روزه و جنگ رمضان آن‌ها که صدای بلند ایران‌پرستی‌شان گوش فلک را کر می‌کرد به خاک مذلت فضای مجازی کشیده شدند و سکوت را به هر چیز دیگری ترجیح دادند. 

در عوض محسن چاوشی بدون آنکه تلاشی در جهت ایران‌دوست بودن خود کرده باشد به‌عنوان یک شیعه معتقد که شاید مُدل اعتقادش در نسبت نه‌چندان نزدیکی با بلندگوهای رسمی تعریف شود پای‌کار ایران آمد و با خطاب قراردادن مردم و علی ابن ابی‌طالب (ع) در دو ترانه «علاج» و «حسبی‌الله» خط و ربطش را مشخص کرد. حال تصور کنید، اگر این خواننده مانند بسیاری از همکارانش اسیر لایک، کامنت و شبکه‌های اجتماعی بود چه موانعی بر سر راهش قرار می‌گرفت تا از رستگار شدن وی نزد اولیا و انبیا جلوگیری کند! پیش‌نیاز فرار از سم مهلک و کشنده عافیت‌طلبی، بی‌اعتبار دانستن جریان عادی زندگی و اموری‌ است که نزد عوام به‌عنوان اصل و اساس در نظر گرفته شده است. معمولاً افراد عادی وقتی در موقعیت‌هایی نظیر جنگ رمضان قرار می‌گیرند سکوت می‌کنند تا گزندی از جانب دوست و دشمن به آن‌ها نرسد، چه رسد به فرهنگ بی‌رحم شهرت که آدم‌ها را برای ستاره شدن وادار به انجام هر عمل قبیحی می‌کند. در همین نقطه است که باید به ارزش چاوشی و عملکردش پی برد و کلاه از سر برایش برداشت و این بیت از حافظ را خواند: «در خرابات مغان نور خدا می‌بینم / این عجب بین که چه نوری ز کجا می‌بینم.»

 
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
برچسب ها
سلام پرواز
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۲
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۲
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۹:۳۸ - ۱۴۰۵/۰۱/۲۹
شیعه و وطن دوست واقعی ..انشالله خداوند به عزتش بیفزاید در دنیا و آخرت
پاسخ ها
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۲:۵۰ - ۱۴۰۵/۰۱/۲۹
الهی امین
آمین یا رب العالمین
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟
آخرین اخبار