هنرمندان و جامعه ایرانی
«محافظ»، بدون محافظهکاری/ سوالی که باید از مخالفان پرویز پرستویی پرسید
هنرمندی که با چهار سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد از جشنوارهٔ فیلم فجر، در بین بازیگران ایرانی رکورددار است، یک بار دیگر هم رکوردی ویژه از خود بر جای گذاشت.
کد خبر: ۱۳۶۷۵۵۸
| | 7427 بازدید

پرویز پرستویی در نقش حیدر در فیلم بادیگارد، تاکید دارد که به جای واژه بادیگارد، از عنوان "محافظ" استفاده کند و حالا این تفاوت معنا، به نوعی در عملکرد پرستویی در جنگ اخیر خود را نشان میدهد. او نه فقط بادیگارد که در نقش یک محافظ ویژه برای غیرت ایرانی _آن هم در لحظه حساس- ظاهر میشود.
به گزارش سرویس اجتماعی تابناک، در روزهایی که بسیاری از سلبریتیها یا سکوت را به مصلحت خود دیدند یا پیش از جنگ، کشور را به مقصد کشورهای دیگر و حتی کشور های دشمن ترک کرده بودند، پرویز پرستویی تصویری دیگر از «سلبریتی مسئول» به نمایش گذاشت. او نه تنها ترک نکرد، بلکه هر روز حضوری پررنگتر از روز قبل در عرصه حمایت از هموطنانش داشته است. رکورد تازه او انگار به این عرصه تعلق دارد.
پرستویی با حرفها و مواضعش به دل جنگ زد. صدای بیپروای اعتراض به جنایت. پرستویی با فریاد بر سر «ترامپ و نتانیاهو» نشان داد که هنرمند واقعی کسی است که در برابر زورگویی سکوت نمیکند. اما واکنش او فراتر از یک فریاد احساسی بود. او در صفحه شخصی خود، با انتشار مستندات تصویری از بمباران مناطق مسکونی، افکار عمومی جهان را به مسئولیتشان در قبال جنایات جنگی فراخواند.
پرسشی از مخالفان
این جسارت، هزینه داشت. او را سلبریتی حکومتی نامیدند. اما پرستویی هنرمندی بو د که پای کار مردم و کشورش ماند و اجازه نداد عده ای با بازی با واژه ها، او را از مردمش دور کنند و به کنج از عافیت یا حتی خیانت بکشانند.
فارغ از نگاه و عقیده پرستویی، اما عجیب است که هیچ کس به آن طرفی ها نمی گفت و از آنها نمی پرسید شما چرا دارید از آنهایی حمایت می کنید که قرار است -در صورت پیروزی- حاکم بعدی یا تعیین کننده حکومت بعدی باشند؟ آیا این، اسمش دفاع از حاکمیت و حاکم بعدی نبود؟ آیا آنها از در سایه حاکمیتی دیگر - و البته دشمن-، در خارج از مرزها ، علیه ایران برنامه نمی چیدند؟ پس آیا اینها، بیشتر به بازی با واژه ها برای مصادره به مطلوب هر چیزی نمی ماند؟ اما پرستویی گفته بود:«بارها برای انتقادهام دعوت به اخذ توضیح شدم و هیچوقت رسانهای نکردم که مبادا خود نمایی بشه ...... هنوز هم پر از انتقادم و همیشه درد کشیدم از اینکه حتی یک نفر بخاطر اعتراض کشته یا زندانی شده هنوز درد دارم بخاطر کسانی که ثروتهای مملکت رو شخم زدن و عزم سفر کردند. اما الان به عنوان یک جان فدای وطن و عاشق ایران. به احترام مردم شریف ایران که از نهم اسفند بجای خانه، کوچه و خیابانها و میادین را به عنوان خط مقدم انتخاب کردند،من هم حاضر نیستم به دیوانگان و متجاوزین به کودکان و کودکخواران و کودککشان اجازه بدهم برایم تصمیم بگیرند. و اولین قدمشان به شهادت رساندن ۱۶۸ کودک دبستانی میناب، شهدای ناوچه دنا، کودکان و مردم شریف باشد ....
جانم فدای وطن
جانم فدای ایران
جانم فدای مردم
الان فقط به حفظ خاک میهنم فکر میکنم. مطالبات را به بعد میسپارم. من خودم در نیازمندی به بینیازی رسیدم. ولی حق مردم ایران است که خوب زندگی کنند.
جالب اینجاست که پرستویی، آن بازیگری که در «آژانس شیشهای» نقش یک رزمنده جبهه را چنان ماندگار بازی کرد که هنوز هم پس از سه دهه، مردم او را با آن نقش میشناسند، حالا در عمل ثابت کرده است که آن روحیه تنها محدود به پرده نقرهای نبوده است. با رو شدن جنایت های ترامپ و نتانیاهو، حالا نقش حمایتی او از وطن، بیشتر خود را می نمایاند.

مصادره واژه ها
در روزهایی که واژه «وطنفروشی» برازنده برخی چهرهها شد و خود را به حاکمیتی دیگر در خارج از مرزها فروختند، پرویز پرستویی معادله را برعکس کرد: او ماند تا بماند و بماند تا فریاد بزند.
پرویز پرستویی ثابت کرد که هنر تنها به بازیگری خلاصه نمیشود. گاهی بزرگترین نقش، بازی در «زندگی واقعی» است؛ جایی که فیلمنامهای در کار نیست و تنها «غیرت» و «مسئولیتپذیری» میتواند ناجی صحنه باشد.
او با این کارنامه، چه در عرصه هنر و چه در عرصه مسئولیت اجتماعی، نام خود را نه در حاشیههای سیاسی، بلکه در قلب ایران ثبت کرده است. او تاکید کرد با مردم بودن را نباید د معنا و ماجرا مصادره به مطلوب کرد. پای جامعه ماند و حرفش را زد.
پرستویی، پرسش قدیمی را زنده میکند: تکلیف هنرمند در زمان جنگ چیست؟ آیا او باید همچنان در «برج عاج» خود بنشیند و هنر ناب خلق کند، یا اینکه وظیفه دارد از هویت ملی و مردم سرزمینش دفاع کند؟
منتقدان پرستویی میگویند او هرگز یک کنشگر سیاسی نبوده، بلکه یک بازیگر ماهر است که حالا هم در حال بازی کردن در نقش یک «ملیگرای خشمگین» است. آنها به سابقه حمایت او از فرماندهان نظامی و نزدیکیاش به جریان اصولگرا اشاره میکنند و میگویند این خشم، انتخابی است، نه یک برآمدگی عاطفی.
اما در سوی دیگر، حامیان او معتقدند که در روزهایی که تصاویر زیرساخت های بمبارانشده از تلویزیونهای جهانی پخش میشود، هر ایرانیِ غیرتمندی وظیفه دارد فریاد بزند. به گفته یکی از کاربران فضای مجازی: «پرستویی در پای صندوق رأی به هرکس رای داده باشد، یا نداده باشد، اما این روزها، صدای همه ماست.»
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟




