مسدودسازی تنگه هرمز و تاثیر آن بر صنعت فناوری در جهان

به گزارش سرویس علم و فناوری تابناک، انسداد تنگه استراتژیک هرمز که همواره بهعنوان شریان حیاتی انتقال انرژی شناخته میشد، اکنون ابعادی فراتر از بازار نفت یافته و به یک گلوگاه راهبردی در زنجیره تأمین فناوری تبدیل شده است.
گزارش اخیر شرکت گلوبال دیتا نشان میدهد که تمرکز سنتی سیاستگذاران بر نفت، سبب غفلت از یک تهدید پنهان اما بسیار حساس، یعنی مواد اولیه تخصصی مورد نیاز برای تولید تراشه و زیرساختهای هوش مصنوعی شده است. در این میان، گازهای نجیب بهویژه هلیوم، بهعنوان مؤلفهای کلیدی، بیش از نفت در معرض شوک قیمت قرار دارند.
هلیوم؛ پاشنه آشیل صنعت تراشه
برخلاف تصور رایج، چالش اصلی در بحرانهای خلیج فارس صرفاً انرژی نیست، بلکه دسترسی به مواد خاصی است که جایگزینپذیری بسیار محدودی دارند. هلیوم بهعنوان گازی بیاثر، نقش حیاتی در خنکسازی، تشخیص نشتی و مراحل مختلف تولید تراشه ایفا میکند. بر اساس برآوردهای صورت گرفته و با توجه به این که حدود ۳۰ درصد تولید جهانی این گاز در قطر متمرکز است، هرگونه اختلال در تنگه هرمز عملاً بخش قابلتوجهی از عرضه جهانی این گاز را از مدار خارج میکند. به عقیده کارشناسان، این نقطه ضعف کلیدی میتواند بهسرعت زمانبندی تولید، هزینهها و حتی عرضه نهایی محصولات فناوری را تحت تأثیر قرار دهد.
شکنندگی ساختار بازار حافظه
علاوه بر این ساختار متمرکز بازار حافظه، ریسک ناشی از اختلال در تأمین هلیوم را تشدید میکند. دو شرکت سامسونگ الکترونیکس و اسکی هنیکس بخش عمده تولید جهانی حافظه را در اختیار دارند. این تمرکز بالا، بهویژه در شرایط کمبود مواد اولیه، میتواند به افزایش قیمت تراشههای «DRAM» و «NAND»، نوسان در زنجیره تأمین و تأخیر در توسعه نسلهای جدید محصولات منجر شود. از آن جا که حافظه ستون فقرات دستگاههای الکترونیکی مصرفی، رایانش سازمانی و سرورهای هوش مصنوعی است، هرگونه اختلال در این حوزه بهسرعت به کل اکوسیستم فناوری سرایت میکند.
اثرات دومینویی بر زیرساخت هوش مصنوعی
همان طور که ذکر شد، پیامدهای این اختلال صرفاً به صنعت تراشه محدود نمیشود. پروژههای کلان هوش مصنوعی در منطقه، بهویژه در امارات متحده عربی که با مشارکت شرکتهایی از جمله آمازون، مایکروسافت و انویدیا در حال توسعه هستند، بهشدت به زنجیره تأمین سختافزار وابستهاند. اختلال در تأمین هلیوم و سایر مواد تخصصی میتواند زمان تحویل سرورها، راهاندازی مراکز داده و حتی اجرای پروژههای دولتی هوش مصنوعی را با تأخیر مواجه کند.
بحران هلیوم؛ گلوگاهی خطرناکتر کمبود جهانی نفت
به باور متخصصان، برخلاف نفت که دارای ذخایر استراتژیک، مسیرهای جایگزین و انعطافپذیری بیشتر در عرضه است، بازار هلیوم و سایر مواد تخصصی از چنین ظرفیتهایی برخوردار نیست. تولید این مواد در مناطق محدودی متمرکز است، فرآوری آنها پیچیده و زمانبر و حملونقلشان نیازمند زیرساختهای خاص و پروتکلهای ایمنی سختگیرانه است. همین ویژگیها سبب میشود حتی اختلالات محدود در فرایند استخراج، فرآوری و عرضه نیز اثرات راهبردی و نامتناسبی بر صنعت فناوری داشته باشد.
شوک قیمت سوخت و فشار پنهان بر صنعت فناوری
در کنار بحران هلیوم، افزایش قیمت سوخت نیز یک فشار ساختاری مضاعف بر صنعت فناوری وارد میکند. افزایش بهای انرژی مستقیماً هزینه حملونقل دریایی و هوایی را بالا میبرد و زنجیره تأمین جهانی قطعات الکترونیکی را با افزایش هزینه لجستیک مواجه میسازد. علاوه بر این، مراکز داده و زیرساختهای پردازشی که مصرف انرژی بالایی دارند، بهشدت نسبت به نوسانات قیمت برق و سوخت حساس هستند. در نتیجه، رشد هزینههای عملیاتی میتواند قیمت خدمات ابری، پردازش هوش مصنوعی و حتی محصولات نهایی دیجیتال را افزایش دهد.
این وضعیت، بهویژه برای پروژههای عظیم محاسباتی در اقصی نقاط جهان، به معنای افزایش هزینه تمامشده و بازنگری در مدلهای اقتصادی خواهد بود.
شرکت تحقیقات سرمایهگذاری و مالی هجای طی روزهای اخیر با اشاره به همین مسئله بغرنج با انتشار پستی در پلتفرم ایکس نوشت: نیمی از ساخت و سازهای برنامهریزی شده مراکز داده در آمریکا با تأخیر یا لغو کامل مواجه شده است.
بازآرایی زنجیره تأمین در دستور کار
در پی این تحولات، شرکتهای فناوری بهسرعت به سمت تنوعبخشی منابع تأمین، سرمایهگذاری در بازیافت هلیوم و افزایش شفافیت زنجیره تأمین حرکت میکنند. بر همین اساس قراردادهای بلندمدت با تولیدکنندگان خارج از منطقه خلیج فارس و توسعه مسیرهای لجستیکی جایگزین، بهعنوان راهکارهای کلیدی مطرح شدهاند. با این حال، اجرای این اقدامات نیازمند سرمایهگذاری قابلتوجه و زمان است و چشمانداز تلاشهای صورت گرفته در این زمینه، حداقل در کوتاه مدت چندان روشن نیست.
در این میان، برخی متخصصان معتقدند که این تحول میتواند برای برخی بازیگران منطقهای، خصوصا جمهوری اسلامی ایران، واجد فرصتهای راهبردی باشد.
برجسته شدن نقش تنگه هرمز در زنجیره فناوری جهانی، میتواند جایگاه ژئوپلیتیکی کشور را از یک گذرگاه انرژی به یک گره حیاتی در اقتصاد دیجیتال ارتقا دهد. این تغییر پارادایم، در صورت بهرهبرداری هوشمندانه، ظرفیت آن را دارد که به تقویت قدرت چانهزنی و نقشآفرینی ایران در معادلات فناوری جهانی منجر شود.
اختلال در تنگه هرمز نشان داد که ریسکهای زنجیره تأمین فناوری، پیچیدهتر و چندلایهتر از آن چیزی است که تاکنون تصور میشد. در حالی که نگاهها همچنان بر نفت متمرکز است، واقعیت آن است که آینده اقتصاد دیجیتال بیش از هر زمان دیگری به مواد تخصصی و زیرساختهای پنهان وابستگی دارد. در این چارچوب، بازیگرانی که زودتر این تغییر را درک کرده و برای آن برنامهریزی کنند، در رقابت فناوری جهانی دست بالا را خواهند داشت.




