صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
دهقانی فیروزآبادی در گفتگو با تابناک:

جنگ با ایران اکنون برای قدرت‌های نظامی جهان آسان نیست/ اعراب خلیج فارس دریافتند با ایران باید همکاری کنند/ چین و روسیه از جنگ ایران نفع بردند

دبیر شورای راهبردی روابط خارجی معتقد است که جنگ چهل‌روزه مانند جنگ هشت‌ساله در آینده بازدارندگی جدیدی ایجاد خواهد کرد؛ به این معنا که حمله به ایران حتی برای بزرگ‌ترین قدرت نظامی جهان هم دیگر آسان نخواهد بود.
کد خبر: ۱۳۷۴۶۸۲
| |
1628 بازدید

جنگ با ایران حالا برای قدرت‌های نظامی جهان آسان نیست/چین و روسیه برندگان جنگ در خاورمیانه/ حرکت اعراب خلیج فارس به سمت ائتلاف‌سازی/اتحاد غیررسمی امارات و اسرائیل علیه ایران!

با توجه به جنگ ۴۰ روزه و تغییر و تحولاتی که این جنگ در سطوح ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی ایجاد کرد پایگاه خبری تحلیلی تابناک در گفت‌وگویی با دکتر سیدجلال دهقانی فیروزآبادی، استاد روابط بین‌الملل دانشگاه علامه طباطبایی و دبیر شورای راهبردی روابط خارجی، به بررسی ابعاد مختلف این تحولات پرداخته است.

دبیر شورای راهبردی روابط خارجی در این گفت‌وگو موضوعاتی همچون تغییر موازنه قوا در غرب آسیا، بازتعریف معماری امنیتی منطقه، نقش قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای و نیز سناریوهای پیش‌روی نظم نوظهور منطقه‌ای را مورد بحث و تحلیل قرار داده است.

متن کامل گفتگوی تفصیلی تابناک با دکتر سیدجلال دهقانی فیروزآبادی را در ادامه بخوانید:

تابناک: شما در مقاله‌ای که اواسط جنگ با عنوان «جنگ رمضان و روابط قدرت‌های جهانی» منتشر شد اشاره کردید که این جنگ منشأ تغییر و تحولات شگرفی بوده و آن را نقطه عطفی در سطوح ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی دانسته بودید. اکنون چند هفته از پایان جنگ گذشته؛ به نظر شما مباحثی که در آن مقاله در سه سطح تحلیل مطرح کرده بودید، اکنون با چه عینیات و مصادیقی تأیید شده‌اند؟ لطفاً در سطوح ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی به این مصادیق اشاره بفرمایید...

آن زمان ممکن بود برخی با تردید به مقاله نگاه کنند و آن را خوش‌بینانه بدانند زیرا در میانه جنگ قرار داشتیم. اما من معتقدم تحولات جنگ نشان داد تحلیلی که آن زمان ارائه کردم، واقع‌بینانه بوده است. اکنون اگر ادبیات و تحلیل‌های خارج از ایران را نیز رصد کنید، مشاهده می‌شود که تقریباً همه تحلیلگران بین‌المللی اتفاق نظر دارند که این جنگ پیامدها و تبعات مهمی در سه سطح داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی داشته و همچنان دارد.

همان‌گونه که دفاع مقدس هشت‌ساله برای سه دهه نوعی بازدارندگی ایجاد کرد و نشان داد که نمی‌توان بی‌محابا به ایران حمله کرد، معتقدم جنگ چهل‌روزه در آینده بازدارندگی جدیدی ایجاد خواهد کرد

در مورد ایران، من معتقدم که ما شاهد بازتولید قدرت ایران بوده‌ایم و خواهیم بود. شاید در آن زمان گفته می‌شد که ایران مورد حمله قرار گرفته و خسارات و آسیب‌های فراوانی متحمل شده؛ بنابراین چگونه می‌توان ادعا کرد که ایران قدرتمندتر از گذشته در منطقه نقش‌آفرینی خواهد کرد؟ اما اکنون دست‌کم یک مصداق عینی روشن شده: جمهوری اسلامی ایران، علی‌رغم هدف اولیه آمریکا، تسلیم نشد.

حتی پیش از آغاز جنگ نیز تحلیلگران غربی معتقد بودند اگر ایران در جنگ نشکند، پیروز خواهد شد. ما تاب‌آوری نشان دادیم؛ حتی فراتر از آنچه خودمان پیش‌بینی می‌کردیم. این مسئله به نظر من خود نوعی تولید قدرت ملی است و خاصیت بازدارندگی بسیار مهمی دارد.

همان‌گونه که دفاع مقدس هشت‌ساله برای سه دهه نوعی بازدارندگی ایجاد کرد و نشان داد که نمی‌توان بی‌محابا به ایران حمله کرد، معتقدم این جنگ چهل‌روزه نیز در آینده بازدارندگی جدیدی ایجاد خواهد کرد؛ به این معنا که حمله به ایران، حتی برای بزرگ‌ترین قدرت نظامی جهان، آن هم در شرایطی که تنها نباشد و از حمایت یک قدرت منطقه‌ای و پشتیبانی غیرمستقیم دیگران برخوردار باشد، آسان نخواهد بود.

جنگ با ایران حالا برای قدرت‌های نظامی جهان آسان نیست/چین و روسیه برندگان جنگ در خاورمیانه/ حرکت اعراب خلیج فارس به سمت ائتلاف‌سازی/اتحاد غیررسمی امارات و اسرائیل علیه ایران!

در ادامه به این موضوع خواهیم پرداخت، اما باید توجه داشت که اگرچه ناتو و اروپا به‌طور مستقیم وارد جنگ نشدند، اما بسیاری از آن‌ها به‌صورت غیرمستقیم در رهگیری و مقابله با آفند ایران مشارکت داشتند. همین مسئله نیز خود عاملی در تقویت قدرت ملی و بازدارندگی ایران به شمار می‌رود.

اگر منطقه خلیج فارس را به‌عنوان یک مجموعه امنیتی در نظر بگیریم، تقریباً همه عناصر آن دچار تغییر شده‌اند؛ چه بازیگران درون‌منطقه‌ای و چه بازیگران فرامنطقه‌ای

نکته دوم، مسئله بسته شدن تنگه هرمز است. شخصاً به یاد دارم که حدود یک هفته پیش از آغاز جنگ، در مصاحبه‌ای گفتم اگر جنگ آغاز شود، به جنگی منطقه‌ای تبدیل خواهد شد و تنگه هرمز نیز بسته می‌شود. بعدها از قول من نقل شد که فلانی گفته ما تنگه هرمز را می‌بندیم و جنگ را منطقه‌ای می‌کنیم؛ در حالیکه منظور من یک پیش‌بینی طبیعی بود. وقتی شما جنگی را آغاز می‌کنید، دیگر کنترل کامل آن در اختیار شما نخواهد بود و این مسئله مشخص شد.

نکته سوم آن است که این جنگ نشان داد در منطقه خلیج فارس، بدون در نظر گرفتن امنیت ملی ایران، نمی‌توان به ثبات، امنیت و صلح دست یافت. بنابراین معتقدم در سطح منطقه‌ای نیز تحولات مهمی رخ داده است. اگر منطقه خلیج فارس را به‌عنوان یک مجموعه امنیتی در نظر بگیریم، تقریباً همه عناصر آن دچار تغییر شده‌اند؛ چه بازیگران درون‌منطقه‌ای و چه بازیگران فرامنطقه‌ای.

در میان بازیگران عرب و کشورهای همسایه جنوبی خلیج فارس شاهد تغییراتی بوده‌ایم؛ به‌گونه‌ای که حتی میان عربستان و امارات نیز اختلافاتی پدید آمده است

نقش آمریکا کاهش یافته؛ یعنی آن قدرت بلامنازعی که دستور کار منطقه را تعریف، تنظیم و تضمین می‌کرد، اکنون با کاهش نفوذ مواجه شده است. در مقابل، نقش چین و روسیه، هرچند به‌صورت غیرمستقیم، افزایش یافته است. حتی معتقدم رژیم اسرائیل، با وجود همه ادعاهایش، ارزش استراتژیک پیشین خود را در منطقه و حتی در راهبرد آمریکا از دست داده؛ زیرا آمریکایی‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که برای تضمین و تأمین هژمونی خود در منطقه، صرفاً نمی‌توانند بر اسرائیل تکیه کنند.

در میان بازیگران عرب و کشورهای همسایه جنوبی خلیج فارس نیز شاهد تغییراتی بوده‌ایم؛ به‌گونه‌ای که حتی میان عربستان و امارات نیز اختلافاتی پدید آمده است. برای مثال، امارات که پیش‌تر نیز رقابتی با عربستان داشت، اکنون همچنان در مسیری قرار دارد که عملاً به‌صورت مستقیم وارد تقابل با ما شده است، در حالی که عربستان با این رویکرد موافق نبوده است. اخیراً نیز شنیده‌ایم که عربستان به‌دنبال پیمان عدم تعرض منطقه‌ای است. همه این موارد نشان می‌دهد نظمی که پس از جنگ چهل‌روزه شکل گرفته، با نظم پیشین تفاوت اساسی دارد.

جنگ چهل‌روزه، نخست نشان داد که ایران از تاب‌آوری بالایی برخوردار است و دوم این‌که آمریکا به نتایجی که می‌خواست دست نیافت. در چنین شرایطی چین و روسیه بیشترین منفعت را می‌برند

حال این‌که چه نوع نظمی شکل خواهد گرفت، موضوع دیگری است؛ آیا نظم مشارکتی خواهد بود، نظمی مبتنی بر همکاری شکل می‌گیرد، یا بار دیگر موازنه قوای سنتی و ائتلاف‌های جدید پدیدار خواهند شد؟ یکی از بارزترین نمونه‌ها، اتحاد رسمی امارات و اسرائیل است. در روزهای اخیر نیز مطرح شد که نخست‌وزیر رژیم اسرائیل به امارات سفر کرده؛ هرچند این خبر تکذیب شد، اما به‌نظر می‌رسد اصل ماجرا واقعیت داشته باشد. همچنین سامانه‌های ضد موشکی «آرو» را در آنجا مستقر کرده‌اند. این تحولات نشان می‌دهد که منطقه ما دیگر منطقه پیشین نیست.

در سطح بین‌المللی نیز شاید یکی از شاخص‌ها، نوع برخورد ترامپ و شی در دیدارشان باشد. تقریباً همه معتقدند که جنگ چهل‌روزه، نخست نشان داد که ایران از تاب‌آوری بالایی برخوردار است و دوم این‌که آمریکا به نتایجی که می‌خواست دست نیافت. در چنین شرایطی چین و روسیه بیشترین منفعت را می‌برند.

البته اگر در ادامه لازم شد، توضیح خواهیم داد که در طراحی راهبردی، هرچه انرژی آمریکا خارج از منطقه آسیا ـ پاسیفیک مستهلک شود، به نفع چین خواهد بود. در همان دیدار نیز شی صراحتاً تأکید می‌کند که تایوان خط قرمز چین است و به ترامپ یادآوری می‌کند که اگر قرار باشد نیمکره غربی حوزه نفوذ آمریکا تلقی شود، چین نیز منافع و خطوط قرمز خود را دارد.

همچنین، پوتین و شی بیانیه مشترکی صادر کردند و در آن اعلام داشتند که به‌دنبال نظمی عادلانه‌تر و دموکراتیک‌تر هستند و دوران یک‌جانبه‌گرایی و «قانون جنگل» در نظام بین‌الملل رو به پایان است. هر چند صریحاً از پایان نظام تک‌قطبی سخن نمی‌گویند، اما منظورشان همین است که دوران یک‌جانبه‌گرایی به پایان رسیده است.

همه این تحولات نشان می‌دهد که جنگ چهل‌روزه، روند گذار در نظام بین‌الملل را تسهیل کرده است. البته نمی‌خواهم ادعا کنم که جنگ رمضان به‌تنهایی باعث این تحول شده، اما بدون تردید یکی از عوامل مؤثر در این گذار بوده است

جنگ با ایران اکنون برای قدرت‌های نظامی جهان آسان نیست/ اعراب خلیج فارس دریافتند با ایران باید همکاری کنند/ چین و روسیه از جنگ ایران نفع بردند

تابناک: اکنون شاهد شکل‌گیری ائتلاف‌های منطقه‌ای هستیم. به‌نظر می‌رسد ناکارآمدی چتر امنیتی آمریکا آشکار شده و همین مسئله کشورهای عربی خلیج فارس را به سمت توافقات نظامی دوجانبه ذیل ائتلاف‌های سیاسی گسترده تر سوق داده است. برای مثال، عربستان با پاکستان که البته پیمان دفاعی آن‌ها مربوط به پیش از جنگ است ـو همچنین قطر، وارد این چرخه شده‌اند. در واقع، توافقات نظامی دوجانبه ذیل یک ائتلاف سیاسی در حال شکل‌گیری است؛ ائتلافی که عربستان، پاکستان، ترکیه و مصر در آن حضور دارند و احتمال پیوستن قطر نیز مطرح است. در سوی دیگر نیز امارات و اسرائیل قرار دارند. به این ترتیب، خطوط و جهت‌گیری‌های منطقه اکنون بسیار آشکارتر و روشن‌تر شده است؛ تا جایی که حتی ممکن است شورای همکاری خلیج فارس نیز در شکل فعلی خود دچار فروپاشی شود. نگاه ایران به این ائتلاف‌ها، به‌ویژه ائتلاف امارات و اسرائیل، چیست؟ با توجه به روابط ایران و امارات، آیا هنوز معتقدید که این ائتلاف‌ها ممکن است به سرانجام نرسند و صرفاً بخشی از یک وضعیت گذار باشند، یا این‌که آن‌ها را به‌عنوان چشم‌اندازی تثبیت‌شده برای آینده منطقه ارزیابی می‌کنید؟

همان‌طور که عرض کردم، نظم منطقه‌ای در حال شکل‌گیری است. البته هنوز در مرحله تکوین قرار دارد، اما نشانه‌هایی از چگونگی آن را می‌توان مشاهده کرد. با این حال، همان‌گونه که اشاره کردم، نکته نخست این است که نظم در حال شکل‌گیری با نظم پیشین تفاوت دارد. به اعتقاد شخصی من، شکل‌گیری یک نظام امنیت جمعی، دست‌کم در افق کوتاه‌مدت، چندان واقع‌بینانه نیست

کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس به این نتیجه برسند که به‌تنهایی قادر به حفظ موازنه نیستند و ناچار به سمت ائتلاف‌سازی و اتحاد حرکت کنند

من شخصاً معتقدم که نوعی نظم مبتنی بر موازنه قوا در حال شکل‌گیری است. به‌طور کلی، دو نوع موازنه وجود دارد: موازنه‌سازی درون‌گرا و موازنه‌سازی برون‌گرا. موازنه‌سازی درون‌گرا به این معناست که با توجه به تغییراتی که در موازنه پیشین رخ داده، هر کشور به‌صورت مستقل تلاش کند توازن قدرت را حفظ کرده و توان خود را دست‌کم در سطحی نگه دارد که موازنه به‌طور کامل بر هم نخورد. اگر منطقه غرب آسیا را در نظر بگیریم، کشورهایی مانند ایران، پاکستان، ترکیه و عربستان می‌توانند در این چارچوب تحلیل شوند.

در مقابل، موازنه‌سازی برون‌گرا زمانی رخ می‌دهد که این قدرت‌ها، به‌ویژه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس به این نتیجه برسند که به‌تنهایی قادر به حفظ موازنه نیستند و ناچار به سمت ائتلاف‌سازی و اتحاد حرکت کنند. تشکیل شورای همکاری خلیج فارس در سال ۱۹۸۰ نیز واکنشی به پیروزی انقلاب اسلامی ایران و ادراک تهدید ناشی از آن بود. اکنون نیز این کشورها در حال بازتعریف معماری امنیتی منطقه هستند.

تردیدی وجود ندارد که با توجه به سوابق گذشته و نیز پیمان ابراهیم ـ که هرچند فعلاً متوقف شده، اما اعضای آن همچنان همکاری‌های خود را ادامه می‌دهند. روندهای جدیدی در منطقه در حال شکل‌گیری است. در این میان، بحرین و به‌ویژه امارات اهمیت بیشتری دارند. امارات و اسرائیل حتی اگر به‌صورت غیررسمی وارد نوعی اتحاد استراتژیک شده‌اند و این روند تا حد زیادی علیه ایران شکل گرفته است.

تشکیل شورای همکاری خلیج فارس در سال ۱۹۸۰ واکنشی به پیروزی انقلاب اسلامی ایران و ادراک تهدید ناشی از آن بود. اکنون نیز این کشورها در حال بازتعریف معماری امنیتی منطقه هستند

آن‌ها عملاً تجهیزات و تسلیحاتی مستقر کرده‌اند و حتی در اخبار مطرح شد که اماراتی‌ها رسماً علیه ایران وارد عملیات شده‌اند. همچنین برخی گزارش‌ها حاکی از آن بود که آمریکایی‌ها امارات را تشویق کرده بودند تا به نمایندگی از آنان علیه ایران اقدام کند. البته نمی‌دانم این اخبار تا چه اندازه موثق است و شخصاً نیز معتقدم امارات در جایگاهی نیست که بتواند وارد جنگ مستقیم با ایران شود، زیرا در چنین شرایطی خسارات سنگینی متحمل خواهد شد.

با این حال، اتکای امارات به پشتوانه اسرائیل در این معادله قابل توجه است. حتی پیش از جنگ چهل‌روزه نیز در سودان و یمن شاهد نوعی رقابت استراتژیک میان عربستان سعودی و امارات بودیم. بر همین اساس، پیش‌بینی من این است که علی‌رغم حوادث اخیر، احتمالاً شاهد نوعی همزیستی رقابت‌آمیز میان ایران و عربستان خواهیم بود. طرح «عدم تعرض منطقه‌ای» که از سوی عربستان مطرح شد نیز می‌تواند در همین چارچوب ارزیابی شود.

یکی از مهم‌ترین تحولاتی که در نتیجه این جنگ رخ داد، ورود مستقیم پاکستان به تحولات منطقه بود. البته پاکستان پیش‌تر نیز پیمان دفاعی با عربستان داشت، اما اینکه اکنون کشوری متحد عربستان و دارای پیمان دفاعی با آن، برای میانجیگری میان ایران و عربستان وارد عمل شود، خود نشانه‌ای از تغییر نظم منطقه‌ای و شکل‌گیری ائتلاف‌های جدید است.

در سیاست به‌ویژه در دیپلماسی برخی آن را «هنر ممکنات» و برخی دیگر «هنر غیرممکن‌ها» می‌دانند. در طراحی‌های استراتژیک باید تلاش کرد راه رسیدن به اهدافی را یافت که در ابتدا غیرممکن به نظر می‌رسند

حتی دکتر پزشکیان رئیس‌جمهور ایران نیز پیشنهاد پیوستن ایران به پیمان دوجانبه پاکستان و عربستان را مطرح کرد و ما نیز از آن استقبال کردیم. تا آنجا که به یاد دارم، ایشان در سخنرانی خود در سازمان ملل نیز به این موضوع اشاره داشتند. البته اینکه چنین ایده‌ای تا چه اندازه عملیاتی و شدنی باشد، به نظر من به این سادگی نیست و نیازمند مقدمات، تمهیدات، رایزنی‌ها و زمان طولانی است.

همین طرح موضوع، علامتی مثبت و نشان‌دهنده آن است که امکان شکل‌گیری نوعی همکاری میان ایران، پاکستان و عربستان وجود دارد. اگر ترکیه را نیز به این مجموعه اضافه کنیم، می‌توان به ساختاری شبیه آنچه امروز «اکو» نامیده می‌شود اندیشید؛ سازمانی که در اصل میان ایران، پاکستان و ترکیه شکل گرفت و بعدها توسعه یافت.

حتی در مقاطعی نیز بحث همکاری میان ایران، عربستان و پاکستان مطرح بوده است. من معتقدم که در افق آینده می‌توان چنین روندی را متصور شد. در سیاست، به‌ویژه در دیپلماسی، برخی آن را «هنر ممکنات» و برخی دیگر «هنر غیرممکن‌ها» می‌دانند. در طراحی‌های استراتژیک باید تلاش کرد راه رسیدن به اهدافی را یافت که در ابتدا غیرممکن به نظر می‌رسند.

سال‌ها پیش کتابی را با عنوان «نظم‌های منطقه‌ای» ترجمه کردم. در یکی از فصل‌های آن درباره همگرایی اروپا بحث می‌شود. نویسنده اشاره می‌کند که اگر صد سال پیش، پیش از جنگ‌های جهانی اول و دوم، به ناظری گفته می‌شد که روزی آلمان، فرانسه و انگلستان در قالب یک اتحادیه در کنار یکدیگر قرار خواهند گرفت، آن هم پس از دو جنگ ویرانگر که میلیون‌ها کشته برجای گذاشت، قطعاً چنین تصوری را غیرممکن و حتی دیوانه‌وار می‌دانست. از این رو، دیپلماسی به‌ویژه هنر تحقق غیرممکنات است. باید طراحی و افق‌نگری داشت، زیرا معمولاً پس از جنگ‌ها، افق‌هایی گشوده می‌شود که پیش از آن وجود نداشت.

چرا؟ زیرا در نهایت همگان به این نتیجه می‌رسند که جنگ راه‌حل نیست. اگر جنگ راه‌حل نباشد، ناگزیر باید به سمت صلح، همکاری و همگرایی حرکت کرد. در اینجا باید اشاره کنم که از منطقه، دو تصویر و تعریف متفاوت ارائه شده است: منطقه‌ای مبتنی بر ثبات و توسعه، یا منطقه‌ای مبتنی بر بحران و جنگ. به احتمال زیاد، یکی از این دو الگو ناکارآمد بوده و در نتیجه، همه بازیگران منطقه ناچار خواهند بود به سمت همکاری و همگرایی حرکت کنند؛ البته به‌جز کشورهایی که تهدیدی حیاتی و وجودی علیه جمهوری اسلامی ایران تلقی می‌شوند که متأسفانه باید گفت امارات در حال حرکت در این مسیر است. با این حال، خارج از این چارچوب، به نظر من امکان همکاری وجود دارد.

جنگ با ایران حالا برای قدرت‌های نظامی جهان آسان نیست/چین و روسیه برندگان جنگ در خاورمیانه/ حرکت اعراب خلیج فارس به سمت ائتلاف‌سازی/اتحاد غیررسمی امارات و اسرائیل علیه ایران!

تابناک: درخصوص رویکرد امارات، شما اشاره کردید به آخرین اظهارات ترامپ؛ جایی که مدعی شد حمله‌ای را که قصد انجام آن را داشته متوقف کرده است. او در سخنان خود علاوه بر عربستان و قطر، نام رئیس امارات را نیز مطرح کرد و گفت که آن‌ها نیز خواستار عدم حمله بوده‌اند. این در حالی است که بسیاری از تحلیل‌ها و نشانه‌ها حاکی از آن بود که اماراتی‌ها در کنار اسرائیل به‌دنبال تشدید تنش بودند و همین مسئله آن‌ها را از سایر کشورهای عربی خلیج فارس متمایز کرده بود. با این حال، اینکه ترامپ نام امارات را مطرح کرده، صرف‌نظر از اینکه این ادعا درست یا نادرست باشد، این پرسش را ایجاد می‌کند که آیا امارات تا حدی در رفتار خود تجدیدنظر کرده یا خیر؟ به‌ویژه اینکه به نظر می‌رسد ایران نیز هیأتی را به امارات اعزام کرده تا در جهت کاهش تنش‌ها حرکت شود ...

ما اساساً آغازگر جنگ نبوده‌ایم. سیاست اصولی جمهوری اسلامی ایران همواره مبتنی بر حسن همجواری بوده است. ما با همسایگان خود، علی‌رغم اختلافاتی که وجود داشته حتی با امارات، هیچ‌گاه در چنین سطحی از تنش قرار نداشتیم. افزون بر این، بیشترین مراودات و مبادلات تجاری و اقتصادی ما نیز با امارات بوده است.

بنابراین، می‌توان با کشوری اختلاف داشت اما هم‌زمان همکاری نیز کرد؛ چیزی که در ادبیات روابط بین‌الملل از آن با عنوان «الگوی رقابت همکاری جویانه» یاد می‌شود. البته در شرایط جنگ، این وضعیت می‌تواند به «رقابت ستیزه‌جویانه» تبدیل شود، اما طبیعتاً امکان بازگرداندن آن به سطح رقابت کنترل‌شده وجود دارد. سیاست رسمی ما مبتنی بر تجاوز و تهاجم نبوده است؛ ما ناخواسته و در مقام دفاع وارد این وضعیت شدیم.

امارات بر اساس چه برآورد استراتژیکی می‌خواهد وارد تقابل با ایران شود؛ آن هم در شرایطی که آمریکا و اسرائیل نیز در این مسیر ناکام مانده‌اند. حتی بسیاری معتقدند که ایران باید با قاطعیت بیشتری نسبت به امارات برخورد می‌کرد

حال اگر مشخص شده باشد که امارات به‌صورت مستقیم و رسمی وارد جنگ شده یا پایگاه‌هایی را در اختیار دشمن قرار داده است، موضوع متفاوت خواهد بود. در چنین شرایطی، دو راه وجود دارد: یا آن کشور باید اعمال حاکمیت کند و اجازه ندهد از خاک یا امکاناتش علیه ایران استفاده شود، یا اینکه ایران در چارچوب دفاع مشروع و بر اساس قوانین بین‌المللی و حقوق بین‌الملل، حق دارد به کشوری که به طرف مقابل در جنگ پایگاه، خدمات یا تسهیلات می‌دهد، پاسخ دهد.

یکی از مقامات اماراتی به‌نوعی از ترامپ گلایه کرده بود؛ به این معنا که کشوری که باید در مقام متحد از آن‌ها حمایت می‌کرد، اکنون در حال میانجیگری است. ظاهراً از امارات خواسته شده بود که آن‌ها نیز اعلام کنند مخالف جنگ هستند.

البته واقعیت این است که ما دقیقاً نمی‌دانیم چه اتفاقی رخ داده، زیرا ترامپ بسیار متناقض سخن می‌گوید و ادعاهای متفاوتی مطرح می‌کند. حتی مشخص نیست که آیا اساساً چنین گفت‌وگویی صورت گرفته یا نه، و اینکه آیا شخص محمد بن زاید (رئیس امارات) در این روند دخیل بوده یا خیر. دست‌کم من اطلاعات دقیقی ندارم که بتوانم این موضوع را تأیید کنم، اما به نظر می‌رسد امارات با نوعی اکراه این مسئله را پذیرفته است.

از سوی دیگر، ریسک این اقدام برای امارات بسیار بالاست. من به‌عنوان دانشجوی روابط بین‌الملل، وقتی به موضوع نگاه می‌کنم، این پرسش برایم مطرح می‌شود که امارات بر اساس چه برآورد استراتژیکی می‌خواهد وارد تقابل با ایران شود؛ آن هم در شرایطی که آمریکا و اسرائیل نیز در این مسیر ناکام مانده‌اند. حتی بسیاری معتقدند که ایران باید با قاطعیت بیشتری نسبت به امارات برخورد می‌کرد.

یکی از انتقاداتی که به ترامپ وارد می‌شود این است که راهبرد ورود به جنگ را نداشتند، اما مهم‌تر از آن، راهبرد خروج از جنگ را ندارند. در عراق، جنگ را بردند اما صلح را باختند. در ایران نیز نه‌تنها در جنگ موفق نشدند بلکه هنوز در صلح هم دستاوردی نداشته‌اند

هر دو عامل مؤثر هستند. همان‌طور که شما نیز اشاره کردید، به نظر می‌رسد خود آن‌ها هم به این جمع‌بندی رسیده‌اند که اگر سایر کشورهای منطقه، به‌ویژه عربستان سعودی، همراهی نکنند، در نهایت این امارات خواهد بود که بیشترین هزینه را پرداخت می‌کند.

مجموعه این عوامل باعث شده است که به نظر من ترامپ نیز چنین موضع‌گیری و توییتی را مطرح کند به گمان من ترامپ نیز به این نتیجه رسیده که این بحران راه‌حل نظامی ندارد و تلاش می‌کند به‌نوعی آبرومندانه از این وضعیت خارج شود. به هگست (وزیر جنگ آمریکا) گفتند باتلاق نیست اخیراً وقتی از واژه «باتلاق» درباره این جنگ استفاده شد، او واکنش تندی نشان داد و گفت که این وضعیت باتلاق نیست و باتلاق مربوط به عراق بوده است.

با این حال، واقعیت این است که بر اساس همان برآوردهایی که خودشان داشتند، اکنون یکی از انتقاداتی که به ترامپ و این جنگ وارد می‌شود این است که آن‌ها راهبرد ورود به جنگ را نداشتند، اما مهم‌تر از آن، راهبرد خروج از جنگ را ندارند. در عراق، جنگ را بردند اما صلح را باختند. در مورد ایران نیز نه‌تنها در جنگ موفق نشدند، بلکه هنوز در صلح هم دستاوردی نداشته‌اند. من تردیدی ندارم که با شرایط و شروطی که ترامپ مطرح می‌کند، حتی در عرصه صلح نیز موفق نخواهند شد.

تابناک: اینکه ترامپ به سه کشور عربی استناد کرد و مدعی شد قصد حمله داشته اما به درخواست آن‌ها منصرف شده، در حالی است که همین کشورها پیش از جنگ نیز فشارهایی وارد کرده بودند. البته بعد از جنگ اخباری منتشر شد که برخی از آن‌ها نیز تا حدی همراهی داشته‌اند، اما واقعیت این است که ترامپ به‌دلیل مخالفت آن‌ها جنگ را متوقف نکرد، بلکه اساساً جنگ را آغاز کرد. به نظر می‌رسد اکنون، تحت تأثیر تجربه‌ای که از جنگ به دست آورده و همچنین انتقادهایی که در داخل آمریکا مطرح شده ـمبنی بر اینکه منافع اسرائیل بر منافع آمریکا ترجیح داده شده است- تلاش می‌کند نوعی ملاحظه برای این کشورها در نظر بگیرد. با این حال، باز هم از «حمله محدود» سخن می‌گوید. گویا هنوز این برآورد را دارد که یک حمله برق‌آسا و محدود، همراه با ضربه‌ای شدید، می‌تواند ایران را وادار به عقب‌نشینی کند و در خصوص تنگه هرمز را امتیازدهی کند. این احتمال تا چه اندازه جدی است وآن را محتمل می‌دانید؟

 احتمال آن زیاد است، هدف اصلی چنین حمله‌ای لزوماً رسیدن به یک توافق نباشد، بلکه بیشتر تلاشی برای «اعلام پیروزی» باشد؛ به این معنا که بتواند دستاوردی نمادین ارائه دهد و مثلاً بگوید که ۷۰ یا ۸۰ درصد اهداف محقق شده و سپس با انجام یکی دو حمله دیگر احتمالاً علیه تأسیسات هسته‌ای ایران اعلام کند که مأموریت به پایان رسیده است.

اگر جنگ به مرحله تخریب زیرساخت‌ها برسد، به معنای تخریب متقابل قطعی خواهد بود. یعنی اگر تأسیسات و زیرساخت‌های ایران آسیب ببیند، کل منطقه دچار تخریب خواهد شد و حتی اسرائیل نیز از این آسیب‌ها مصون نخواهد ماند

به نظر من، بیش از هر چیز، به‌دنبال ایجاد نوعی توجیه برای خروج از بحران است. اما ایران نشان داده است که وقتی چهل روز مقاومت می‌کند و تسلیم نمی‌شود، یک حمله محدود و قاطع نیز لزوماً نتیجه متفاوتی نخواهد داشت.

افزون بر این، ایران نشان داده که در دفاع از خود دیگر نمی‌تواند آن سطح از خویشتنداری پیشین را حفظ کند. اگر زیرساخت‌های ایران هدف قرار گیرد، طبیعتاً ایران نیز زیرساخت‌های مکان‌هایی را که به دشمن کمک می‌کنند، هدف قرار خواهد داد.

احتمال چنین اقدامی وجود دارد، اما هدف اصلی آن ایجاد توجیه و زمینه‌ای برای اعلام موفقیت است. البته من مدتی پیش نیز در یادداشتی اشاره کرده بودم که اگر عاملی بازدارنده برای جلوگیری از حمله مجدد آمریکا به ایران وجود داشته باشد، آن عامل کشورهای جنوب خلیج فارس هستند؛ زیرا آن‌ها بیش از همه آسیب خواهند دید. اگر جنگ به مرحله تخریب زیرساخت‌ها برسد، به معنای تخریب متقابل قطعی خواهد بود.

یعنی اگر تأسیسات و زیرساخت‌های ایران آسیب ببیند، کل منطقه دچار تخریب خواهد شد و حتی اسرائیل نیز از این آسیب‌ها مصون نخواهد ماند. بنابراین، نمی‌خواهم بگویم موضع کشورهای عربی بی‌تأثیر بوده، اما همه عوامل را نیز نمی‌توان به آن تقلیل داد. عوامل دیگری مانند سیاست داخلی آمریکا، وضعیت اقتصاد بین‌الملل و میزان توانایی نظام بین‌الملل در تحمل یک شوک جدید نیز در این مسئله نقش دارند.

شاید یکی از مهم‌ترین پیامدهای این جنگ آن بود که نشان داد امنیت ملی ایران، امنیت منطقه خلیج فارس و امنیت بین‌المللی به یکدیگر گره خورده‌اند. نمی‌توان امنیت ایران را به خطر انداخت و در عین حال انتظار داشت امنیت منطقه حفظ شود

در نتیجه، نمی‌توان گفت که نقش کشورهای منطقه ناچیز بوده است؛ قطعاً تأثیرگذار بوده‌اند. عربستان سعودی حتی پیش از این نیز به‌دنبال جلوگیری از تشدید تنش بود. برای مثال، در همان ماجرای عملیات مربوط به تنگه هرمز، برخی تحلیل‌ها معتقد بودند که یکی از دلایل عقب‌نشینی طرف مقابل این بود که عربستان و برخی کشورهای دیگر شاید کویت اعلام کردند که دیگر اجازه استفاده از حریم هوایی یا پایگاه‌های خود را نخواهند داد.

این مسئله اهمیت زیادی دارد. با وجود اختلافاتی که میان ایران و کشورهای منطقه وجود دارد، همچنان منافع مشترک مهمی میان ما برقرار است و مهم‌ترین آن، امنیت به‌هم‌پیوسته منطقه‌ای است. این جنگ نشان داد که امنیت منطقه به‌شدت به هم وابسته است.

حتی فراتر از آن، شاید یکی از مهم‌ترین پیامدهای این جنگ آن بود که نشان داد امنیت ملی ایران، امنیت منطقه خلیج فارس و امنیت بین‌المللی به یکدیگر گره خورده‌اند. نمی‌توان امنیت ایران را به خطر انداخت و در عین حال انتظار داشت امنیت منطقه حفظ شود. همچنین نمی‌توان منطقه خلیج فارس را وارد جنگ کرد و تصور داشت که اقتصاد بین‌الملل و نظام جهانی هیچ هزینه‌ای پرداخت نخواهند کرد.

ادامه دارد ... .

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
برچسب ها
سفرمارکت
گزارش خطا
مطالب مرتبط
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟
آخرین اخبار