زارچی زار میزند، زیرساختها فراموش میشوند / تحلیلگران رسانهای بازیچه جو لحظهای

به گزارش تابناک، مرور نوشتههای برخی افراد رسانهای در هفتههای اخیر، یک سؤال جدی را در ذهن مخاطبان ایجاد میکند آیا این افراد به نوشتههای قبلی خودشان هم رجوع میکنند یا دچار نوعی فراموشی در مواضعشان شدهاند؟
توییت اخیر علی شریفی زارچی، یکی از همین مصادیق فراموشی در مواضع است.

شریفی زارچی در توییت خود آورده است: «اگر دغدغه ایران داریم، قاطعانه از سپاه پاسداران بخواهیم اولتیماتوم ۴۸ ساعته ترامپ برای بازگشایی تنگه هرمز را بپذیرد. این خطرناکترین مرحله از ابتدای جنگ است و در صورت عدم پذیرش سپاه و هدف قرار دادن نیروگاههای ایران، مسئولیت فقط بر گردن سپاه پاسداران و حامیان آن است.»
برخی تحلیلگران رسانهای آشکارا بازیچه فشارهای لحظهای و جو توییتر شدهاند و علی شریفی زارچی بهترین نمونه این رفتار است. وقتی بحث حمله به پارس جنوبی کشور بود، زارچی همان کسی بود که به عنوان توجیهکننده و همصدا با موج «بگذار بزنند، بعد بهترش کنیم» ظاهر شد. اما کافی بود پاسخ یک ساعته ایران و واکنش در دیمناها بیاید، تا همه با سرعت برق تغییر موضع دهند و به جای تحلیل منطقی، بازیچه خطوط رسانهای شوند.
حال، همان اکانتها دوباره خط میدهند و زارچی هم با هیجان و اضطراب فریاد میزند: «تو رو خدا تهدید ترامپ را جدی بگیرید، تنگه را باز کنید وگرنه زیرساختها را میزنند!» و چه طنز تلخی؛ زارچی هم برای همین زار میزند وگرنه دغدغه زیرساخت ندارد. نه دغدغه امنیت کشور دارد، نه تحلیل منطقی، فقط اضطراب رسانهای و بازی با جو لحظهای.
اگر کمی دقیق نگاه کنیم، این رفتار یک الگوی ثابت را نشان میدهد؛ هر تهدیدی، هر خبر فوری، هر موج رسانهای، باعث میشود زارچی ها مواضعشان را تغییر دهند. امروز تهدید است، فردا عقبنشینی، پسفردا دوباره فریاد و زاری. این رفتار نه تحلیل است، نه استراتژی، فقط یک رقص رسانهای بیهدف و بدون چارچوب فکری مشخص.
نکته خندهدار اما تأسفبار این است که این زاری و هیاهو هیچگاه با واقعیت امنیتی یا دغدغه ملی همخوانی ندارد. زیرساختها برایش اهمیتی ندارد، کشور برایش اهمیتی ندارد، فقط ظاهر اضطراب و هیاهوی رسانهای مهم است.
او دغدغه واقعی ندارد، بلکه دغدغه دیده شدن و همصدا شدن با موجهای لحظهای دارد.
این رفتار نه تنها مضحک است، بلکه خطرناک هم هست. وقتی کسی بدون چارچوب فکری مشخص و بدون تحلیل منطقی مواضع خود را تغییر میدهد، مخاطب دچار سردرگمی میشود و حتی ممکن است به خطاهای جدی در قضاوت درباره امنیت و سیاست کشور منجر شود. زارچی با هر موج رسانهای همراه میشود، اما هیچ مسئولیتی در برابر گفتههایش نمیپذیرد.
باز هم این جمله طلایی بیش از پیش در اذهان متبلور میشود که امثال زارچی برای همین زار میزنند وگرنه دغدغه زیرساخت ندارند. این جمله باید روی تابلو حک شود. او نه تحلیلگر واقعی است، نه مدافع امنیت کشور. او فقط بازوی رسانهای اضطراب و هیاهوست که هر تهدید یا فشار لحظهای را به هیاهوی فردی و توییتهای پرهیاهو تبدیل میکند.
در نهایت، هر مخاطبی که به این توییتها نگاه کند، باید بداند که هیچ ثبات فکری، هیچ چارچوب منطقی و هیچ دغدغه واقعی پشت این هیاهو نیست. زارچی تنها کسی است که میداند چگونه زار بزند، بدون آنکه حتی یک قطره واقعی نگرانی برای زیرساختها یا امنیت ملی داشته باشد.
اگر تو دست دراز کنی به کشتن من دستی برای کشتن تو دراز نخواهم کرد
خداوند جنگ و دعوا رو دوست نداره
پس هر کس به شما تجاوز کرد، همانند آن بر او تعدی و تجاوز کنید
به زودى در دل كافران ترس مى اندازم، پس سرهايشان را در هم كوبيد و همۀ انگشتانشان را قطع كنيد
پس حکمت آیات جهاد حتی وقتی تعداد مومنان در برابر دشمنان کم است چه می شود؟
ما دست تک تک سپاهیان و ارتشیان دلاور را می بوسیم و به آن ها می گویم پاسخ این مزدوران وطن فروش تروریست کثیف را ما مردم می دهیم.
دوماً وقتی تا اینجا آمدیم، باید تا تهش بریم. وگرنه دفعه ی بعد با هدف زیر ساخت ها جنگ را شروع می کنه
البته به روی دوستان
شما را به خدا هرچه سریعتر، یک نفر به ترامپ پیام دهد:
شما قرار بود به مردم ایران کمک کنید
نه اینکه حیات شان را هم با نابودی کامل نیروگاههای برق ، به خطر بیفکنید..
حتماً اون رسانه های اینترنت واجب را هم همین جوری می خوانی که تهش از ترامپ کمک می خواهید




