نقطه کانونی- اقتصادی پیام نوروزی رهبری

نقطه کانونی- اقتصادی پیام نوروزی رهبر معظم انقلاب کجاست؟ اگر پیام نوروزی را در حد یک نامگذاری سال (اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی و امنیت ملی) یا توصیه کلی اقتصادی تقلیل دهیم، در واقع از فهم لایه راهبردی آن بازماندهایم؛ در حالی که متن پیام، در حال صورتبندی یک وضعیت جدید است که در آن اقتصاد نه یک حوزه مستقل، بلکه بخشی از آرایش کلان کشور در شرایط جنگ ترکیبی تعریف میشود که در این مورد چند نکته قابل توجه است:
1- این پیام به طور روشن از یک اقتصاد هوشمند مبتنی بر سازوکار علم اقتصاد دفاع میکند لذا اگر برخی بخواهند از پیام تأیید یک اقتصاد دولتی یا کنترلمحور القا نمایند، در واقع آن را بدفهمی کردهایم؛ آنچه در لایه عمیقتر این متن دیده میشود، نه «دولتگرایی»، بلکه یک تلاش برای بازتعریف نقش اقتصاد در شرایط نااطمینانی بالا است.
2- در این چارچوب، تغییر تمرکز از رشد به تابآوری، اگر درست فهم شود، الزاما مغایرتی با پیشرفت اقتصادی ندارد.
3- در ادامه پیام نوروزی رهبری موضوع پیوند اقتصاد با امنیت ملی مورد توجه است. هر متغیر اقتصادی، از تورم گرفته تا بیکاری، دیگر صرفا یک شاخص اقتصادی نیست، بلکه یک متغیر امنیتی هم محسوب میشود. این پیوند در تجربههای جهانی کاملا قابل مشاهده است.
4- نکتهای که عامدانه یا از سر ناتوانی نادیده گرفته میشود این است که انتقال میدان جنگ به سطح معیشت مردم، اگر با ابزارهای غیراقتصادی پاسخ داده شود، خود میتواند بحران را تشدید کند. در چنین فضایی، نقش دولت اگر درست تعریف شود، از «مداخلهگر مستقیم» به «تنظیمگر هوشمند» تغییر میکند.
5- در همین راستا، نقش مردم نیز در یک اقتصاد آزاد صرفا به مشارکت اجتماعی محدود نمیشود، بلکه به معنای فعال شدن کارآفرینی و ابتکار فردی است.
6- از سوی دیگر، تأکید بر درونگرایی اقتصادی در قالب اقتصاد مقاومتی، مشابه روندی است که در سالهای اخیر در اقتصاد جهانی تحت عنوان «بازآرایی زنجیره تأمین» (Reshoring و Friend-shoring) دیده میشود.
7- چرخش به سمت همسایگان نیز اگر در قالب سازوکار اقتصاد دیده شود، به معنای گسترش بازارها و افزایش رقابت است، نه صرفا یک انتخاب سیاسی. تجربه اتحادیه اروپا یا پیمانهای منطقهای در آسیا نشان میدهد که تجارت منطقهای میتواند به تقویت بنگاهها و افزایش کارایی منجر شود، بهشرط آنکه موانع تجاری کاهش یابد و قواعد شفاف باشد.
8- در میان این گزارهها، اشاره به تدوین یک «نسخه علاجی کارساز و کارشناسیشده اقتصادی» (که در پیام رهبری صریحا اشاره شد) نیز قابل مقایسه با دورههایی در اقتصاد جهانی است که دولتها پس از بحران، به سمت بستههای اصلاحی رفتهاند؛ مانند برنامههای اصلاح ساختاری در برخی کشورهای آسیایی پس از بحران ۱۹۹۷ یا بستههای بازسازی اقتصادی در اروپا پس از جنگ جهانی.
9- در این پیام، تولید ثروت بهعنوان محور کانونی مقابله با فشار اقتصادی مطرح شده؛ یعنی بهجای تمرکز صرف بر کنترل قیمتها یا توزیع منابع، تأکید بر افزایش ظرفیت واقعی اقتصاد است. این به این معناست که بهبود معیشت مردم باید از مسیر «افزایش تولید، بهرهوری و درآمد» دنبال شود، نه صرفا از طریق حمایتهای دستوری کوتاهمدت.
10- از مجموع پیام رهبری این طور استنباط میشود که در هر صورت، مناسب است اقتصاد مقاومتی بهگونهای بازتعریف شود که به تقویت سازوکار اقتصاد و در خدمت تقویت آن قرار گیرد؛ یعنی دولتی که نقش خود را در تنظیمگری هوشمند، کاهش ریسکهای کلان و ایجاد بستر رقابت ایفا میکند، نه در مداخله مستقیم. نها در این صورت است که این چارچوب میتواند از یک واکنش موقت به شرایط فشار، به یک الگوی پایدار و کارآمد در حکمرانی اقتصادی تبدیل شود.



