جنگ ایران و آمریکا-اسرائیل وارد میدان جدیدی شد!

جنگ ایران با ائتلاف آمریکا-اسرائیل نه تنها آسمان منطقه را پر از موشک و پهپاد کرد، بلکه نبرد را به فضایی بسیار گستردهتر و پنهانتر کشاند و آن هم «میدان سایبر» است. در این نبرد نامرئی، زیرساختهای حیاتی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و منافع آمریکا هدف حملاتی قرار گرفتند که اگرچه تلفات انسانی مستقیم نداشتند، اما خسارتهای اقتصادی و عملیاتی سنگینی بر جای گذاشتند.
به گزارش تابناک به نقل از خبرآنلاین؛ تنها ساعاتی پس از آغاز حملات هوایی اسرائیل و آمریکا به تأسیسات هستهای و نظامی ایران، گروههای سایبری منتسب به ایران وارد عمل شدند. بر اساس گزارشهای منتشرشده در روزهای پایانی جنگ، اهداف این حملات با دقت انتخاب شده بودند: بنادر اصلی، شبکههای توزیع برق، تأسیسات آبشیرینکن، شرکتهای نفتی و بانکهای بزرگ کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس که میزبان پایگاههای آمریکایی بودند.
شدت و هماهنگی این حملات نشان میداد که برنامهریزی آنها از پیش و به عنوان بخشی از سناریوی پاسخ به هرگونه حمله فیزیکی انجام شده بود. ایران با این کار پیامی روشن فرستاد: «اگر زیرساختهای ما را هدف بگیرید، ما نیز زیرساختهای متحدان شما را فلج خواهیم کرد».
امارات متحده عربی: در صدر فهرست اهداف
امارات متحده عربی، به دلیل میزبانی از پایگاههای مهم آمریکا و نقشش به عنوان هاب تجاری و لجستیکی منطقه، یکی از اصلیترین اهداف حملات سایبری بود. رسانههای آمریکایی و عبری روز دوشنبه (نهم مارس) از اختلال گسترده در بندر جبل علی دبی خبر دادند. این بندر که یکی از بزرگترین و پرترددترین بنادر کانتینری جهان است، به مدت ۴۸ ساعت با مشکل جدی در سیستم مدیریت بارگیری و تخلیه (TOS) مواجه شد. مقامات بندری که مایل به افشای نامشان نبودند، به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفتند که یک حمله ترکیبی DDoS (مختلکننده سرویس) و بدافزار، شبکه داخلی بندر را از کار انداخته بود. برآوردهای اولیه حاکی از خسارتی روزانه در حدود ۱۲۰ میلیون دلار بود.
فرودگاه بینالمللی دبی نیز از حمله به سیستمهای رزرواسیون و مدیریت پرواز آسیب دید. صدها پرواز با تأخیر مواجه شدند و مسافران ساعتها در ترمینالها سرگردان بودند. شبکه توزیع برق دبی نیز برای ساعاتی در مناطق صنعتی با قطعی مواجه شد. مقیاس این حملات بیسابقه بود: بیش از ۱.۲ ترابایت ترافیک مخرب در جریان حمله DDoS به ثبت رسید.
عربستان سعودی: حمله به قلب اقتصاد نفتی
عربستان سعودی نیز از گزند حملات سایبری در امان نماند. خبرگزاری رویترز روز دوشنبه از یک حمله باجافزاری (Ransomware) به یکی از شرکتهای تابعه آرامکو خبر داد. مهاجمان که گمان میرود از گروه شناختهشده MuddyWater بودند، سرورهای مدیریت یکی از میدانهای نفتی را رمزنگاری کردند و مانع از دسترسی مهندسان به سیستمهای کنترل شدند. مقامات سعودی اعلام کردند که حمله در عرض ۱۴ ساعت مهار شده، اما توقف تولید به مدت یک روز، چیزی حدود ۳۵۰ هزار بشکه نفت را از چرخه خارج کرد.
بخش مالی عربستان نیز هدف گرفت. یک حمله گسترده DDoS به شبکه بانکی این کشور، خدمات آنلاین بانک ملی و بانک الراجحی را برای نه ساعت مختل کرد. ترافیک مخرب ارسالی به این شبکهها از ۷۲۰ گیگابایت در ثانیه فراتر رفت. شبکه مخابراتی STC نیز با قطعی موقت اینترنت در مناطق شرقی روبهرو شد. این حملات، اگرچه خسارتهای جبرانناپذیری ایجاد نکردند، اما اعتماد سرمایهگذاران بینالمللی را به امنیت سایبری عربستان خدشهدار کردند.
بحرین و قطر: اهداف کوچکتر، آسیبهای حیاتی
بحرین که میزبان ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکاست، یکی از آسیبپذیرترین نقاط منطقه را در خود جای داده که کارخانه آبشیرینکن آن است. خبرگزاری آسوشیتدپرس روز دوشنبه گزارش داد که این کارخانه هدف یک حمله بدافزاری به سیستم کنترل صنعتی (ICS) قرار گرفت و به مدت ۲۲ ساعت از کار افتاد. خوشبختانه مهاجمان پیش از آنکه بتوانند آلودگی را به کل سیستم گسترش دهند، شناسایی و مهار شدند. اما این حادثه زنگ خطری جدی برای بحرین و دیگر کشورهای وابسته به شیرینسازی آب دریا بود.
قطر نیز که نقش میانجیگری را در طول جنگ حفظ کرده بود، از حملات در امان نماند. شبکه مخابراتی Ooredoo هدف یک حمله DDoS گسترده قرار گرفت و اینترنت در مناطق شمالی کشور برای هفت ساعت قطع شد. همچنین تلاشهایی برای نفوذ به شبکه بانک مرکزی قطر صورت گرفت که به گفته مقامات قطری، بدون موفقیت مانده است. با این حال، هدف قرار گرفتن پایگاه هوایی العدید توسط تلاشهای نفوذی، حساسیت خاصی داشت. این پایگاه که بزرگترین پایگاه هوایی آمریکا در منطقه است، شاهد تلاش مهاجمان برای نفوذ به شبکههای فرماندهی خود بود که توسط تیمهای دفاع سایبری مستقر در پایگاه خنثی شد.
کویت، عمان و منافع آمریکا: گسترش دامنه نبرد
کویت و عمان نیز از موج حملات سایبری بیبهره نماندند. در عمان، بندر راهبردی دقم که اخیراً به عنوان یک بندر مهم تجاری و نظامی مطرح شده، هدف یک حمله DDoS قرار گرفت و عملیات بارگیری آن به مدت ۳۶ ساعت مختل شد. در کویت، شبکه مخابراتی Zain دچار اختلال شد و تلاشهایی برای نفوذ به سیستمهای وزارت دفاع این کشور گزارش شد.
اما مهمتر از همه، حملات به منافع مستقیم آمریکا بود. منابع خبری از حمله سایبری به شرکتهای زنجیره تأمین نیروی دریایی آمریکا در منطقه (به ویژه در بحرین و قطر) خبر دادند که منجر به اختلال در ارسال قطعات یدکی و تجهیزات شد. همچنین یک حمله باجافزاری به یکی از پیمانکاران دفاعی در خاک آمریکا گزارش شد که اگرچه مهار شد، اما نشان داد که ایران میتواند دامنه پاسخ سایبری خود را تا عمق خاک آمریکا گسترش دهد.
نبرد نامرئی با هزینههای آشکار
آنچه در این حملات سایبری رخ داد، صرفاً یک «جنگ حاشیهای» نبود، بلکه بخشی از یک استراتژی بازدارنده جدید از سوی کشورمان بود. ایران با هدف قرار دادن زیرساختهای حیاتی متحدان آمریکا، سه پیام اصلی را منتقل کرد:
۱. تغییر معادله هزینه-فایده: ایران نشان داد که هزینه حمله فیزیکی به تأسیساتش، تنها با پاسخ نظامی مستقیم پرداخت نمیشود، بلکه متحدان آمریکا در منطقه نیز باید بهای آن را به شکل اختلال در اقتصاد و زندگی روزمره خود بپردازند. این محاسبه، میتواند در بحرانهای آینده، فشار سیاسی بر واشنگتن را از سوی کشورهای میزبان افزایش دهد.
۲. آسیبپذیری اقتصاد دانشبنیان منطقه: کشورهای عربی خلیج فارس، با وجود ثروت عظیم نفتی، اقتصاد خود را بر پایه خدمات، لجستیک، گردشگری و زیرساختهای هوشمند بنا کردهاند. این نوع اقتصاد، ذاتاً در برابر حملات سایبری آسیبپذیر است. هدف قرار گرفتن بندر جبل علی و فرودگاه دبی، ضربهای مستقیم به جایگاه امارات به عنوان هاب منطقهای بود.
۳. ناتوانی دفاعهای صرفاً نظامی: این حملات نشان داد که استقرار سامانههای پیشرفته پدافندی مانند پاتریوت و تاد، هرچند برای مقابله با موشکها ضروری است، اما در برابر تهدیدات سایبری کاملاً ناکارآمد است. کشورهای منطقه ناگهان دریافتند که امنیت ملی آنها به همان اندازه که به سامانههای موشکی وابسته است، به تیمهای دفاع سایبری و پروتکلهای امنیت اطلاعات نیز وابسته است.
در مجموع، جنگ ایران و آمریکا-اسرائیل، یک میدان نبرد جدید را در خاورمیانه گشود که تا پیش از این کمتر جدی گرفته میشد: فضای سایبر. حملات تلافیجویانه ایران به زیرساختهای عربی و آمریکایی، خسارتهای اقتصادی قابل توجهی به بار آورد و نشان داد که مرزهای جنگ در قرن بیست و یکم بسیار فراتر از خطوط مقدم جبهههاست.
از این رو آینده منطقه، بیش از آنکه به سامانههای پدافندی موشکی وابسته باشد، به توانایی کشورها در ایجاد یک «دفاع جمعی سایبری» وابسته است. اما تا زمانی که یک چارچوب منطقهای برای مهار تنشها و حل ریشهای اختلافات وجود نداشته باشد، فضای سایبر یکی از اصلیترین میدانهای نبرد پنهان در خاورمیانه باقی خواهد ماند.




