گروهکهای تجزیهطلب کُرد فاقد ظرفیت حمله به ایران هستند/ اقلیم کردستان عراق هرگز روابط خود با ایران را فدای آمریکا نمیکند!

شاهرخی بیان داشت: نیروهای آمریکایی تصور میکردند که میتوانند از این گروهکها برای تجاوز زمینی به ایران استفاده کنند، اما بعداً بر ایشان مشخص شد که اساساً این نیروها فاقد ظرفیت لازم هستند.
به گزارش سرویس بینالملل «تابناک»؛ پس از تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی به خاک ایران، برخی گروهکهای تجزیهطلب مستقر در اقلیم کردستان عراق تلاش کردند از فضای ایجادشده برای فعالیت و عملیات خرابکارانه علیه ایران استفاده کنند. این گروهها که با پشتیبانی مالی و اطلاعاتی آمریکا و برخی سرویسهای بیگانه تقویت شده بودند، مأمن امنی در نواحی مرزی اقلیم یافتند و قصد داشتند با انجام اقداماتی خرابکارانه، مرزهای غربی کشور را ناامن کنند.
در واکنش به این تهدیدات امنیتی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با انجام عملیات دقیق و موشکی، مقرهای اصلی این گروهکها در اقلیم کردستان را هدف قرار داد. نقش آمریکا در این روند عمدتاً در زمینه تحریک، حمایت لجستیکی و حفظ فشار بر مرزهای ایران از طریق ابزار گروههای نیابتی قابل مشاهده است.
از اینرو «علی شاهرخی» کارشناس مسائل عراق، در گفتگویی اختصاصی با خبرنگار سرویس بینالملل «تابناک»، به تحلیل تحولات اخیر در اقلیم کردستان عراق و نقش این منطقه در تقابل با سیاستهای آمریکا و رژیم صهیونیستی پرداخت.
وی با تقسیمبندی تحولات به دو مقطع پیش از تجاوز و پس از تجاوز، به تشریح جزئیات مهمی از وضعیت اقلیم کردستان در هر دو دوره پرداخت.
شاهرخی چهار تا پنج موضوع کلیدی را که پیش از تجاوز آمریکا و اسرائیل در دستور کار اقلیم کردستان قرار داشت، برشمرد. در این میان، انتخابات عراق به عنوان مهمترین موضوع مطرح شد.
وی توضیح داد که با توجه به سهمیهبندی سیاسی در عراق، کردها، به ویژه اتحادیه میهنی، تا حدودی بر سر معرفی نزار آمیدی به عنوان رئیس جمهور به توافق اولیه رسیده بودند.
کارشناس مسائل عراق، دخالت رئیس جمهور آمریکا در تعیین نوری المالکی به عنوان نخست وزیر را عامل اصلی آشفتگی و بلاتکلیفی در فضای سیاسی عراق دانست.
به گفته وی، این دخالت باعث معلق ماندن موضوع ریاست جمهوری و ایجاد ابهاماتی در روند سیاسی کشور شد که یکی از مسائل مهم پیش از آغاز تنشهای اخیر بوده است.
در ادامه شاهرخی با اشاره به وضعیت کردهای سوریه که مرتبط با کردهای اقلیم بود، افزود: این وضعیت را میتوان نوعی مقدمهچینی برای تجاوز به ایران تلقی کرد. با رایزنیهایی که تام باراک، نماینده آمریکا در امور سوریه، با مقامات عراقی در بغداد و اقلیم کردستان داشت، توافقی بر کردهای سوریه تحمیل شد. مظلوم عبدی، رئیس گروه موسوم به نیروهای دموکراتیک سوریه (قسد)، با دولت جولانی در دمشق توافقی امضا کرد. این توافق، به نوعی تحمیلی بود و با رایزنیهایی که از طریق مسعود بارزانی و نچیروان بارزانی، رئیس اقلیم کردستان، صورت گرفت، آمادهسازی اولیه در اربیل انجام شد، اما آنچه بعداً در دمشق امضا گردید، تفاوتی اساسی داشت که مظلوم عبدی با آن مخالفت کرد. تام باراک اصرار داشت که همین توافق امضا شود؛ در واقع، کردهای سوریه در آن زمان خیانتی را از جانب آمریکا تجربه کردند.
وی در ادامه افزود: موضوع بعدی، بحث انتقال زندانیان داعش از حسکه و رقه (شمال شرق سوریه) به زندانهای عراق بود. این انتقال با هدف کاهش حضور نظامی و امنیتی آمریکا در شمال شرق سوریه و تسهیل خروج نیروهای نظامی و لجستیک آمریکایی به سمت پایگاههایشان در عراق صورت گرفت.
شاهرخی با یادآوری ناآرامیهای دی ماه، اظهار داشت: هرچند این ناآرامیها در منطقه کردستان ایران محدود بود، اما بزرگنمایی جهانی یافت. این موضوع، به ویژه پس از تظاهراتهایی که در کشور صورت گرفت، مقدمهای شد برای گردهمایی پنج گروه کردی ایرانی در اقلیم کردستان و صدور بیانیهای علیه نظام جمهوری اسلامی ایران.
کارشناس مسائل عراق این نشستها و مقدمهچینیها را نشاندهنده نقشه آمریکا برای تجاوز به ایران دانست و افزود: آمریکا قصد داشت از مشکلات منطقهای خود، به ویژه در سوریه و عراق، رهایی یابد تا با فراغ بال بیشتری این تجاوز را به خاک کشورمان انجام دهد. برگزاری این نشست توسط گروهکهای کردی، ارتباط اطلاعاتی-امنیتی با سرویسهای غربی-آمریکایی – صهیونیستی در حوزه اقلیم کردستان را تسهیل کرد تا این گروهها با هدایت و کمکهای امنیتی و لجستیک آمریکا و رژیم صهیونیستی، در تجاوز احتمالی به ایران نقش ایفا کنند. به نظر میرسد این گروهکها پیش از تجاوز، از طریق پیامهایی که دریافت کرده بودند، از وقوع تجاوز مطلع بودند. تحرکات این گروهکها و اقدامات آمریکا در اقلیم کردستان تحت رصد نیروهای امنیتی و مسلح جمهوری اسلامی ایران قرار داشت.
وی یادآوری کرد: ایران بارها یادداشتهای اعتراضی به دفتر روابط خارجی اقلیم کردستان در اربیل و همچنین دولت مرکزی عراق در بغداد ارسال کرد و به شدت مخالفت خود را با تحرکات این گروهکها ابراز داشت و هشدار داد که ممکن است اقدامات خاصی انجام شود. همزمان، ملاقاتها و نشستهای سیاسی از طریق نمایندگیهای سیاسی ایران در اربیل، سلیمانیه و بغداد صورت میگرفت. در نهایت، تصمیم نیروهای مسلح ایران مبنی بر هدف قرار دادن مقر این گروهکها اتخاذ شد. با این حال، پیش از تجاوز، توصیه دستگاه دیپلماسی این بود که تا زمان تشکیل دولت جدید عراق، اقدامی خاص علیه این گروهکها صورت نگیرد تا روابط برادرانه با عراق خدشهدار نشود و در نهایت، این وضعیت تا زمان تشکیل دولت جدید عراق حفظ شد.
شاهرخی تصریح کرد: همزمان با این تجاوز که منجر به شهادت مقام معظم رهبری شد، نیروهای مسلح ما به صورت گستردهای مواضع این گروهکها و همچنین مواضع آمریکاییها را هدف قرار دادند. این مواضع شامل استقرار نیروهای نظامی و همچنین حضور در سامانههای راداری و شنودی بود که از شمال تا جنوب اقلیم کردستان، یعنی در مناطق دهوک، اربیل، سلیمانیه و نقاط دیگر، پراکنده بودند و به صورت گسترده هدف این عملیات قرار گرفتند. در واقع، گستردگی این عملیات، باعث ایجاد آشفتگی در میان نیروهای نظامی و امنیتی آمریکا شد که در منطقه، به ویژه در اقلیم، حضور داشتند و توصیههای اشتباهی را به دولت آمریکا ارائه کردند.
فردای تجاوز آمریکایی- صهیونیستی به خاک ایران، دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، با مسعود بارزانی (رئیس حزب دموکرات کردستان ایران)، بافل طالبانی (رئیس اتحادیه میهنی کردستان عراق) و همچنین مصطفی حجری (رئیس حزب دموکرات کردستان ایران) تماس تلفنی برقرار کرد تا آنها را برای اقدام زمینی علیه ایران تحریک کند. همزمان شاهد بودیم که نیروهای تروریست آمریکا و اسرائیل به صورت گستردهای نوار مرزی ایران در کردستان، کرمانشاه و آذربایجان غربی و همچنین مواضع نیروهای مرزبانی و سپاه پاسداران را هدف قرار دادند تا زمینه را برای حمله زمینی این گروهکها آماده کنند.
کارشناس مسائل عراق ضمن اشاره به محاسبات اشتباه کاخ سفید در تماس با احزاب اقلیم کردستان بیان داشت: رئیس جمهور آمریکا حتی در یک سال گذشته، با نخستوزیر عراق صحبتی نداشته و خود را تا این حد پایین آورده که با رؤسای دو حزب صحبت میکند. البته ما برای احزاب کردی احترام قائل هستیم، اما اینکه ترامپ به جای صحبت با مقامات رسمی عراق مانند نخستوزیر یا وزیر خارجه، مستقیماً با رؤسای چند حزب صحبت کرده و آنها را برای اقدام نظامی تحریک نموده است، نشاندهنده برآوردهای نادرست سیاسی در کاخ سفید بود. در واقع، مدت زیادی طول نکشید که خود آمریکاییها متوجه شدند اتکای آنها به این گروهکها یک اشتباه محض بوده است.
رئیس جمهور آمریکا ابتدا در مصاحبهای گفت که ورود این گروهکها به ایران فوقالعاده است، اما چند روز بعد مصاحبه کرد و گفت وضعیت برای این گروهکها خطرناک است و نمیتوانند وارد ایران شوند. این نشاندهنده آشفتگی سیاسی در کاخ سفید و ارائه برداشتی اشتباه به آنها از توانایی این گروهکها بود. نیروهای آمریکایی تصور میکردند که میتوانند از این گروهکها برای تجاوز زمینی به ایران استفاده کنند، اما بعداً برایشان مشخص شد که اساساً این نیروها فاقد ظرفیت لازم هستند.
وی در ادامه افزود: این گروهکها، در پی حملات گسترده نیروهای مسلح ایران به مواضعشان و همچنین مواضع نیروهای آمریکایی در نقاط مختلف اقلیم، دچار شوک و آشفتگی سیاسی شدند و تقریباً اکثر مواضعشان از بین رفت. جمهوری اسلامی ایران مدتها سعی داشت رویکردی انسانی و اخلاقی به این قضیه داشته باشد و از طریق رایزنی با مقامات کردی، زمینه خروج این افراد را از اقلیم کردستان فراهم کند. از آنجا که این افراد در میان مردم عادی و در میان مردم اقلیم کردستان زندگی میکردند، اقدام مسلحانه علیه آنها میتوانست خساراتی به بار آورد. بنابراین، جمهوری اسلامی همواره تلاش میکرد از طریق رایزنیهای سیاسی و دیپلماتیک با مقامات اقلیم کردستان و دولت مرکزی عراق، آنها را متقاعد به خروج این افراد کند.
علی شاهرخی اظهار داشت: «این تجاوز در پی سیاستهای خصمانه صورت گرفت و نیروهای مسلح ایران آمادگی کامل برای مقابله با این گروهکها را داشتند.»
وی افزود: «پیشبینی میشود که این گروهکها، چه در داخل اقلیم کردستان و چه در نزد آمریکا و رژیم صهیونیستی، دیگر نتوانند به عنوان یک اهرم فشار یا عامل نفوذ مؤثر عمل کنند و اعتبار پیشین خود را از دست بدهند. واکنشهای منفی به مداخلات آمریکا در میان کردهای عراق و سوریه مشاهده شده است. خانم شاناز ابراهیم، همسر رئیس جمهور عراق، در این باره گفت که کردها نباید به عنوان مزدور مورد بهرهبرداری آمریکا قرار گیرند. کردهای سوریه نیز به همتایان خود در اقلیم هشدار دادند که فریب سیاستهای آمریکا را نخورند، چرا که این کشور پس از تأمین منافع خود، آنها را رها خواهد کرد. با وجود درک این سیاستها، کردهای منطقه به دلیل وضعیت سیاسی داخلی عراق، در تلاش برای مدیریت روابط خود با آمریکا هستند.»
وی افزود: «این تحولات نشاندهنده آن است که گروهکهای ایرانی در اقلیم کردستان در یک باتلاق سیاسی گرفتار شدهاند. آنها دیگر هیچ آیندهای در اقلیم کردستان نخواهند داشت و در پایان جنگ ایران و آمریکا، مجبور به ترک این منطقه خواهند شد.»
علی شاهرخی با اشاره به روابط عمیق تاریخی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی ایران و اقلیم کردستان، بیان داشت: «مقامات اقلیم کردستان به اهمیت این روابط واقف هستند. رهبرشهید انقلاب، دیداری خصوصی با نچیروان بارزانی داشتند و در جریان این دیدار، خاطرات خود را با مرحوم ادریس بارزانی، پدر ایشان، مرور کردند.»
وی با اشاره به پنج دهه همکاری میان کردهای عراق و نیروهای ایران، از شهید حاج قاسم سلیمانی به عنوان قهرمانی یاد کرد که در زمان محاصره اربیل توسط داعش، با وجود عدم کمک آمریکا، به نیروهای اقلیم در دفع تروریسم یاری رساند. وی خاطرنشان کرد: «بسیاری از نیروهای نظامی ما، از جمله سپاه پاسداران، در جوانی علیه رژیم صدام در کنار مقامات فعلی اقلیم جنگیدهاند.» او تاکید کرد: «ایران، کردهای عراق را بخشی از عمق تمدنی و فرهنگی خود میداند و همواره به درخواستهای کمک اقلیم پاسخ مثبت داده است.»
شاهرخی ضمن یادآوری کمکهای بیدریغ ایران به کردهای عراق، بهویژه در فاجعهی بمباران شیمیایی حلبچه، خاطرنشان کرد که این کمکها در تشکیل نظام سیاسی جدید عراق نیز نقشی غیرقابل انکار داشته است. وی تاکید کرد: «با وجود این سابقه روشن، مقامات اقلیم کردستان هرگز روابط خود با ایران را فدای سیاستهای خصمانه آمریکا یا اقدامات چند گروهک تجزیهطلب نکردهاند و همواره در اجرای توافقنامه امنیتی با تهران، عملکرد مناسبی از خود نشان دادهاند.»
گفتگو: زینب منوچهری



