مارتین لوتر و روایت غضب وحشتناک خدا نسبت به یهود/«کار نمیکنیم اما در رفاهایم چون دیگران برایمان کار میکنند»

به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، مارتین لوتر کشیش معترض آلمانی را بهعنوان موسس مذهب پروتستانیسم در مسیحیت میشناسند. عدهای او را نفوذی یهود میدانند و میگویند کسی بود که پس از پولس، آخرینخاکریزهای اعتقادی مسیحیت را هم از بین برد اما در نگاهی دیگر او کشیشی معترض و منتقد است که از حرص کاتولیکها و پاپ، به سمت یهودیان گرایش پیدا کرد و سپس با گردشی از مواضع پیشین خود، کمی پیش از سال ۱۵۱۷ در نامههایش به اسپالاتین بهروشنی نفرت خود را از یهودیان ابراز کرد و ایننفرت در کتاب جنجالی او در سال ۱۵۴۳ به اوج رسید. اینکتاب «یهودیان و دروغهایشان» نام دارد.
لوتر هرچه بود و کرد، در فرازهایی از کتاب «یهودیان و دروغهایشان» میگوید:
«چهکسی میتواند به چنین خدایی ایمان یا امید یا محبتی داشته باشد؟ بنابراین، همین خشم الهی دلیلی محکم است که نشان میدهد یهودیان بیشک از سوی خداوند طرد شدهاند، قوم او نیستند و خداوند نیز دیگر خدای آنان نیست. این امر با آنچه در کتاب «هوشع» (۱:۹) آمده سازگار است: «او را “قوم من نیست” بنام! زیرا شما قوم من نیستید و من نیز خدای شما نیستم.
آری، متاسفانه این سرنوشت آنان است؛ سرنوشتی واقعا هولناک. آنها هرطور که میخواهند اینموضوع را تفسیر کنند؛ ما واقعیتهای آشکار را در برابر چشمان خود میبینیم و فریب نمیخوریم. اگر ذرهای عقل و فهم در وجود یهودیان بود، بیشک با خود چیزهایی از اینقبیل میگفتند: “ای خدای بزرگ، چیزی در اینمیان در ما درست نیست. بدبختی ما بسیار عظیم، بسیار طولانی و بسیار سخت است. خدا ما را فراموش کرده است!” البته من یهودی نیستم اما واقعا نمیتوانم به غضب وحشتناک خداوند درباره اینقوم بیاعتنا باشم. اندیشیدن به آن، لرزهای از ترس بر جان و تنم میاندازد؛ زیرا مدام از خود میپرسم خشم جاودان خدا در جهنم نسبت به مسیحیان دروغین و همه بیایمانان چگونه خواهد بود؟
مشکلی نیست، یهودیان هرطور که میخواهند درباره خداوند ما عیسای مسیح بیندیشند. اما ما تحقق سخنانی را که او در «لوقا» (۲۱:۲۰) گفته، به چشم میبینیم: “هنگامی که دیدید اورشلیم توسط سپاهیان محاصره شده، بدانید که ویرانی آن نزدیک است ... زیرا اینها روزهای انتقام هستند ... و رنجی بزرگ بر زمین و غضبی سخت بر اینقوم خواهد آمد.”
بهطور خلاصه همانطور که پیشتر گفته شد، نباید چندان با یهودیان درباره اصول ایمان مسیحی بحث و جدل کنیم. آنها از کودکی با کینه و زهر درباره خداوند ما پرورش یافتهاند؛ بهگونهای که هیچامیدی به اصلاحشان نیست. مگر آنکه سرانجام شدت رنج و بدبختیشان آنان را نرم و تسلیم سازد و مجبور شوند اعتراف کنند که مسیحا آمده و او همان عیسای ماست. تا زمانی که ایناتفاق نیافتاده، بحث درباره مسائلی مانند اینکه چگونه خداوند در سه اقنوم ظاهر میشود، چگونه انسان شد و چگونه مریم مادر خداست، بسیار زودهنگام و بیفایده خواهد بود. هیچ عقل بشری و هیچ قلب انسانی به خودی خود، اینامور را نمیپذیرد چه رسد به قلب کینهتوز و مسموم و نابینای یهودیان. چنانکه پیشتر نیز گفته شد، آنچه خداوند با ضربات سخت و مجازاتهای سنگین نتوانسته اصلاح کند، ما هرگز با سخن گفتن و عمل کردن قادر به تغییرش نخواهیم بود. موسی نیز نتوانست فرعون را با بلاها، معجزات، التماسها و تهدیدهای خود اصلاح کند. در نهایت، مجبور شد او را به دریا بسپارد تا در آن غرق شود.»
مارتین لوتر در فرازی دیگر از نوشتههایش درباره یهودیان به مساله ربا و بهرهکشی اقتصادی یهودیانی که بهظاهر در تبعید هستند و بین مسیحیان بهعنوان دیگری زندگی میکنند، اشاره دارد و میگوید اینگروه تبهکار در حمایت مسیحیان زندگی میکنند اما در پنهان مشغول زمینهچینی برای سرنگونیشان و حکمفرمایی بر آنها هستند.
لوتر همچنین نوشته است:
«اگر آنها کار خوبی انجام دهند، میتوانید مطمئن باشید که اینکار از روی محبت نیست و با نیت خیرخواهی برای شما انجام نشده است. از آنجا که مجبورند در میان ما زندگی کنند، اینکار را از روی مصلحت انجام میدهند؛ اما قلبشان همان است که توصیف کردم. اگر نمیخواهید حرف من را باور کنید، نوشتههای لایرا و بورگِنسیس و سایر افراد راستگو را بخوانید. حتی اگر آنها اینموضوع را ثبت نکرده بودند، خودتان خواهید دید که کتاب مقدس درباره دو نسل، یعنی نسل مار و نسل زن، سخن میگوید. در آن، آمده است که این دو دشمن هستند و خدا و شیطان با یکدیگر در ستیزند. نوشتهها و کتابهای دعای خود آنها نیز اینموضوع را به اندازه کافی، آشکارا بیان میکنند.
شخصی که با ماهیت شیطان آشنا نباشد، ممکن است تعجب کند که چرا یهودیان بهویژه با مسیحیان اینقدر خصومت دارند. آنها دلیلی برای اینرفتار ندارند؛ زیرا ما با آنها در نهایت مهربانی رفتار میکنیم. آنها در میان ما زندگی میکنند و از سپر حمایت و حفاظت ما برخوردارند و از کشور جادهها، بازارها و خیابانهای بهره میبرند. در همینحال، شاهزادهها و حاکمان ما بیخیال نشستهاند و با دهان باز خروپف میکنند و اجازه میدهند یهودیان از کیسههای باز و گنجینههای ما، هرچه میخواهند بردارند و بدزدند و غارت کنند. یعنی اجازه میدهند یهودیان با رباخواری پوست از تن آنها و اتباعشان بکنند و با پول خودشان آنها را گدا کنند؛ زیرا یهودیان که در تبعید به سر میبرند، نباید چیزی داشته باشند و هرچه دارند، مسلما باید دارایی ما باشد. آنها کار نمیکنند، چیزی از ما به دست نمیآورند و ما هم چیزی به آنها نمیدهیم یا هدیه نمیکنیم؛ با اینحال، پول و اموال ما را در اختیار دارند و در تبعید خود اربابان ما در کشور ما هستند. دزدی که ده فلورین بدزدد، محکوم به دار زدن است و اگر کسی را در جاده غارت کند، جانش را از دست میدهد. اما وقتی یهودی با رباخواری ده تن طلا میدزدد و غارت میکند، بیشتر از خود خدا به او احترام میگذارند.
برای اثبات اینموضوع میتوانیم به لاف گستاخانهای اشاره کنیم که یهودیان با آن ایمان خود را تقویت کرده و نفرت زهرآگینشان از ما را آشکار میسازند. آنها در میان خود میگویند «صبور باشید و ببینید که چگونه خدا با ماست و قوم خود را حتی در تبعید رها نمیکند. ما کار نمیکنیم؛ اما از رفاه و آسایش برخورداریم. این گوییمهای ملعون باید برای ما کار کنند؛ اما ما پول آنها را به دست میآوریم. اینموضوع ما را اربابان آنها و آنها را خادمان ما قرار میدهد. صبور باشید ای فرزندان عزیز اسرائیل. زمانهای بهتری در انتظار ماست. اگر به همینروش ادامه دهیم و چِمداَث همه اقوام را از طریق ربا و دیگر روشها به دست آوریم، مسیح ما خواهد آمد.» افسوس که ما باید چنینچیزی را از آنها تحمل کنیم. آنها تحت حمایت و حفاظت ما هستند؛ اما همانطور که گفتم، ما را نفرین میکنند.»
ادامه دارد...
این نعمت ها رو خدا بهشون داده تا نابود بشن.
مثل مورچهای که بال داره.
شمعون معروف به صخره مقداری گوشت بره خرید با نان غیر مایه زد کبابی درست کرد بهمراه شراب انگور قرمز خوردند
و عیسی رو به حواریون گفت در میان شما یکی هست که مرا به متاعی ارزان میفروشد
و او کسی نبود جز یهودا اسخریوطی
عیسی بر دار شد تا گناهان شما آمرزیده شود
تسالونیکی




