وقتی «آزادی» روی سرمان خراب شد؛ قرار بود...

حمله به سالن ۱۲ هزار نفری مجموعه ورزشی آزادی، احتمالاً تلخترین صحنه درگیری جنگ برای اهالی ورزش بود که به شدت هم این اقدام را محکوم کردند.
به گزارش سرویس ورزشی تابناک، روزهای سختی است؛ سخت و طولانی. گرچه ۸ روز از جنگ به سرعت گذشت، اما این ۸ روز برای خیلیها طولانیتر از آن چیزی بود که تصور میکردند. آن را مقایسه کنید با ۸ سال دفاع مقدس در جنگ ایران و عراق که چقدر طولانیتر و فرسایشیتر بود.
تصاویر جنگ، قطعاً زیبا نیست، چون جنگ زیبا نیست. جنگ، سخت است، تلخ است و احتمالاً تلخترین صحنه درگیری جنگ اتحادِ آمریکایی-اسرائیلی علیه ایران برای اهالی ورزش، حمله هوایی به سالن ۱۲ هزار نفری مجموعه ورزشی آزادی بود که ورزشیها به شدت این اقدام را محکوم کردند.
در پی حمله هواگردهای رژیم اسرائیل سالن ۱۲ هزار نفری ورزشگاه آزادی و همچنین مجموعه خوابگاهی مربوط به فدراسیون دوچرخهسواری تخریب شد. این تخریب اما فقط تخریب یک سازه نبود؛ احتمالاً در لحظه شنیدن این خبر و دیدن تصاویر آن، آزادی روی سر خیلیها آوار شده است. مجموعه ورزشی آزادی از سال ۱۳۵۲ تا به امروز، مهمترین مجموعه ورزشی ایران بوده و جای جای آن پر از خاطره و زندگی ورزشی است.
از پگاه پنجشنبه، ۱۴ اسفندماه ۱۴۰۴ سالن ۱۲ هزار نفری مجموعه ورزشی آزادی دیگر وجود ندارد؛ وزیر ورزش و جوانان گفته بهترش را میسازیم، اما حتی مدرنترین مجموعه سرپوشیده هم جای سالن ۱۲ هزار نفری را بگیرد، خاطرات گذشته آن ساخته شدنی نیستند. دیدن تصاویر تخریب این سالن با قدمت، آزار دهنده است برای کسانی که سالها در آن خاطره داشتند و خاطره ساختند.
وقتی صحبت از جنگ میشود، خیلیها قوانین بینالمللی جنگی را مرور میکنند. اینکه حمله به مراکز ورزشی، بیمارستانها، مناطق مسکونی و غیرنظامیان جنایت جنگی محسوب میشود؛ اینکه قرار بود، جنگ اینگونه نباشد. قرار بود جنگ خاطرات قشنگمان را ویران نکند، اما اینجا با خود بُرد هر آنچه خاطره در سالن ۱۲ هزار نفری ساخته بودیم. از روزهای درخشان تیم ملی فوتسال ایران در این سالن پر خاطره تا کشتیهای فراموش نشدنی ستارههای جهان و المپیک روی تن خسته آن. از بردهای تیم ملی والیبال ایران در مسابقات مختلف آسیایی و جهانی تا بدرقه و استقبال قهرمانان ملی ورزش ایران پیش و پس از مسابقات جهانی.
پگاه پنجشنبه، ۱۴ اسفندماه ۱۴۰۴ آزادی با تمام خاطرات خوبش روی سرمان خراب شد.




