دانش وفناوری؛ یک انتخاب تاریخی برای پتروشیمی ایران

سالها تمرکز بر تولید محصولات پایه و کمفناور، اگرچه در مقاطع کوتاهمدت درآمدزا بوده، اما در بلندمدت نتوانسته جایگاه ایران را در زنجیره جهانی ارزش تثبیت کند. اکنون پرسش اصلی این است که آیا پتروشیمی ایران میتواند از این الگوی سنتی عبور کند یا همچنان در حلقههای ابتدایی زنجیره متوقف خواهد ماند.
زنجیرهای که در میانه راه متوقف ماند
بررسی ساختار صنعت پتروشیمی کشور نشان میدهد چالش اصلی نه در کمبود خوراک است و نه در فقدان بازار، بلکه در ناتمام ماندن زنجیره ارزش ریشه دارد. ایران در تولید محصولاتی مانند متانول، آمونیاک و اوره مزیت نسبی دارد، اما زمانی که نوبت به حلقههای میانی و پاییندستی میرسد؛ ازکاتالیستهای پیشرفته و پلیمرهای مهندسی گرفته تا افزودنیهای تخصصی و مواد اولیه صنایع دارویی و خودروسازی فاصله با مسیر جهانی آشکار میشود.
در سطح بینالمللی، بیش از ۷۰ درصد ارزش صنعت پتروشیمی در تولیدکنندگان بزرگی همچون چین از همین حلقهها خلق میشود؛ جایی که فناوری، نوآوری و دانش فنی تعیینکننده هستند. غفلت تاریخی از این بخشها باعث شده وابستگی به واردات افزایش یابد، ارزش افزوده داخلی کاهش پیدا کند و فرصتهای رقابتی در بازارهای جهانی از دست برود.
چرا تولید بیشتر، الزاماً به سود بیشتر منجر نمیشود؟
یکی از خطاهای رایج در تحلیل صنعت پتروشیمی، همارز دانستن افزایش ظرفیت تولید با افزایش قدرت اقتصادی است. تجربه جهانی نشان میدهد حتی بزرگترین مجتمعهای پتروشیمی، اگر در دام تولید کمارزش باقی بمانند، بهتدریج مزیتهای خود را از دست خواهند داد. بدون توسعه فناوری و پیوند ساختاری میان صنعت و دانش، تولید بیشتر میتواند صرفاً به صادرات مواد خامتر منجر شود.
در چنین شرایطی، تمرکز بر تحقیق و توسعه، بومیسازی فناوریهای کلیدی و توسعه محصولات دانشمحور، دیگر یک انتخاب لوکس نیست؛ بلکه به ضرورتی اجتنابناپذیر تبدیل شده است.
نشانههای تغییر؛ وقتی بازیگران بزرگ مسیر را بازتعریف میکنند
در سالهای اخیر، نشانههایی از تغییر نگاه در میان برخی بازیگران بزرگ صنعت پتروشیمی دیده میشود. این مجموعهها به این جمعبندی رسیدهاند که ادامه مسیر گذشتهحتی با افزایش ظرفیت تولید، پاسخگوی نیازهای آینده نخواهد بود و بدون سرمایهگذاری هدفمند در دانش فنی، نمیتوان از چرخه تولید کمارزش خارج شد.
در این چارچوب، هلدینگ خلیج فارس بهعنوان یکی از بزرگترین مجموعههای پتروشیمی کشور، تمرکز خود را از توسعه صرف محصولات پایه به سمت تقویت زیرساختهای فناورانه، همکاری با شرکتهای دانشبنیان و تکمیل حلقههای میانی و پاییندستی سوق داده است. این رویکرد، بیش از آنکه یک اقدام مقطعی باشد، بازتاب درک تازهای از مختصات جدید صنعت پتروشیمی در جهان است؛ جایی که ارزشآفرینی اصلی نه در حجم تولید، بلکه در عمق فناوری شکل میگیرد.
پیوند صنعت و دانش؛ حلقهای که دیر اما ضروری شکل میگیرد
تسهیل ورود شرکتهای دانشبنیان به صنعت پتروشیمی، یکی از پیامدهای مهم این نگاه جدید است. شرکتهایی که میتوانند در حوزههایی مانند تولید کاتالیستهای پیشرفته، پلیمرهای مهندسی و افزودنیهای خاص نقشآفرینی کنند، سالهاست بهعنوان حلقه مفقوده زنجیره ارزش شناخته میشوند. بدون مشارکت این بخش، بومیسازی فناوری و کاهش وابستگی به خارج عملاً امکانپذیر نیست.
تجربههای اخیر نشان میدهد هر جا پیوند میان صنعت و دانش بهصورت واقعی شکل گرفته، نتایج آن فراتر از منافع یک بنگاه خاص بوده است. کاهش واردات، افزایش تابآوری صنعتی و شکلگیری ارزش افزوده پایدار، از جمله دستاوردهای این مسیر است.
چهار گام عبور از بنبست زنجیره ارزش
جمعبندی دیدگاههای کارشناسی و تجربههای عملی نشان میدهد خروج از وضعیت فعلی، نیازمند یک گذار استراتژیک است. این گذار بر چهار محور اصلی استوار است:
نخست، عبور از تولید صرف محصولات پایه و حرکت به سمت توسعه فناورانه؛ دوم، سرمایهگذاری هدفمند و مستمر در تحقیق و توسعه و دانش فنی؛ سوم، هموارسازی مسیر ورود شرکتهای دانشبنیان به صنعت پتروشیمی و چهارم، حمایت واقعی از تولید داخلی و اعتماد به ساخت داخل.
اجرای همزمان این راهبردها میتواند چهار دستاورد کلان به همراه داشته باشد: حفظ رقابتپذیری در بازارهای جهانی، افزایش چشمگیر ارزشآفرینی، کاهش وابستگی به خارج و در نهایت، تکمیل زنجیره ارزش ملی.
فراتر از یک هلدینگ؛ یک مسیر برای کل صنعت
آنچه امروز در بخشی از صنعت پتروشیمی مانند هلدینگ خلیج فارس در حال شکلگیری است، اگر به یک سیاست فراگیر تبدیل شود، میتواند الگویی برای کل اقتصاد صنعتی کشور باشد. تکمیل زنجیره ارزش، صرفاً به معنای افزایش سود بنگاهها نیست؛ بلکه به معنای تقویت امنیت اقتصادی، افزایش اشتغال تخصصی و تثبیت جایگاه ایران در بازارهای جهانی است.
صنعت پتروشیمی ایران اکنون در بزنگاهی قرار دارد که تصمیمهای آن، آینده این صنعت را رقم خواهد زد. تداوم مسیر گذشته، به معنای باقی ماندن در حلقههای کمارزش است؛ اما انتخاب مسیر دانشمحور، میتواند پتانسیل عظیم این صنعت را به قدرتی پایدار و مستقل تبدیل کند.




