ملاحظات تربیتی مقام آمریکایی برای خانواده/سفیر سوئیس گفت آمریکا رهایتان نمیکند چون هیبتش را شکستهاید

به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، محسن رفیقدوست یکی از چهرههای مسلمان مبارز ایرانی است که پیش از انقلاب، مدتی را در فلسطین و لبنان به سر برده و ضمن آموزشهای عقیدتی و سیاسی، نبردهای چریکی را هم آموخته است. او پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، یکی از موسسین سپاه پاسداران بود و در ادامه بهعنوان وزیر سپاه منصوب شد. او پس از وزارت سپاه، مسئولیتهای دیگری را هم به عهده گرفت.
مرور خاطرات اینچهره انقلابی از روز ۲۶ دی به بهانه سالروز فرار محمدرضا پهلوی از میهن آغاز شد که قسمتهای پیشین آن در پیوندهای زیر در دسترس و قابل مطالعه هستند.
* «سپهبدرحیمی گفت ایران بعد از این پیشرفت میکند/هویدا: در زندان فهمیدم میتوانید مملکت را اداره کنید»
* «چرایی ممانعت از حضور مجاهدین خلق در استقبال از امام خمینی/وقتی رفیقدوست جلوی ماشین بنیصدر دراز کشید»
* «مهندسی معکوس موشک تاو توسط بچه نازیآباد/ ماجرای توقف ساخت سلاحی که قرار بود ناو آمریکایی را بزند»
* «آیتالله خامنهای به قذافی: اسم خلیجفارس غیرقابل تغییر است/چهارنفری که از اول منافقین شناختند»
در ادامه مشروح قسمت پنجم مرور اینخاطرات را میخوانیم:
* سفیر سوئیس گفت هیبت آمریکا را شکستهاید و رهایتان نمیکند
یکی از خاطرات رفیقدوست درباره ارتباط جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا، نقل قولی از جواد لاریجانی است. اینخاطره مربوط به زمانی است که لاریجانی معاون وزیر امور خارجه بود و با سفیر سوئیس در ایران بهعنوان حافظ منافع آمریکا ملاقات داشته است. لاریجانی از سفیر سوئیس پرسیده دشمنی آمریکا با ایران تا کجا ادامه خواهد داشت؟ سفیر نیز میگوید «میدانید با آمریکا چه کردهاید؟ شما هیبت ابرقدرتی آمریکا را در دنیا شکستید و تا آمریکا هیبت شما را نشکند و هیبت خودش را ترمیم نکند، شما را رها نخواهد کرد.»
رفیقدوست با ذکر اینخاطره میگوید تا وقتی انقلاب اسلامی بر شعارهای خودش اصرار میورزد، امکان صلح به معنای سازش بین ایران و آمریکا وجود ندارد.
* امام گفت مگر قرار است هزارسال با آمریکا رابطه نداشته باشیم؟
طبق روایت رفیقدوست در مقطعی که وزارت سپاه در سال ۱۳۶۲ تشکیل شد، در جستجوی مکانی برای اینوزارتخانه بوده و محل مناسبی پیدا نکرد. در نتیجه به فکر افتاد از ساختمان سفارت آمریکا یا لانه جاسوسی برای اینکار استفاده کند چون پس از تسخیر اینساختمان توسط دانشجویان پیرو خط امام و تخلیهاش از جاسوسهای آمریکایی، در اختیار سپاه بود و از ساختمانهایش برای دبیرستان سپاه استفاده میشد.
رفیقدوست به حاجاحمد خمینی فرزند امام (ره) گفت «ببینید حضرت امام اجازه میدهند وزارت سپاه را در سفارت آمریکا تشکیل بدهم؟» حاجاحمد خمینی با اینپیام نزد امام خمینی (ره) رفته و دقایقی بعد برمیگردد.
روایت رفیقدوست از اینماجرا در جلد دوم خاطراتش از اینقرار است:
«احمدآقا رفت و بعد از چند دقیقه آمد و با خنده گفت: "جواب این سوال را باید خودت از امام بشنوی." خدمت امام شرفیاب شدم و موضوع را مطرح کردم. امام فرمودند: "چرا میخواهی به آنجا بروی؟ مگر قرار است هزار سال با آمریکا رابطه نداشته باشیم؟ آنجا سفارت آمریکاست، بالاخره آنها روزی سر عقل میآیند و روابط برقرار میشود."»
* ملاحظات تربیتی آنمقام آمریکایی برای خانواده
در دورهای که کمال خرازی نماینده ایران در سازمان ملل بود، روزی با رفیقدوست تماس تلفنی گرفت و گفت به یکگروه ۳۰ نفره آمریکایی ویزا داده به ایران بیایند. اینافراد اعضای یکخانواده معتبر بودهاند که رفیقدوست بهخواست خرازی در یکی از هتلهای بنیاد مستضعفان به آنها محل اقامت میدهند. بزرگ اینخانواده که هزینه اقامتشان در ایران را خود پرداخت کردند، پیرمردی ۸۰ ساله بوده که بهگفته خرازی از مردان ردهبالای سیاست آمریکا و به دین و اعتقادات مسیحی خود پایبند بوده است.
اینپیرمرد از نظر اجتماعی جایگاه بسیار بالایی داشت و هروقت میخواست خود را معرفی کند برگهای را بهعنوان شجرهنامه همراه داشت که سوابقش را از روی آن میخواند. مرد آمریکایی مورد اشاره در مراسم تحلیف ریاستجمهوری بیل کلینتون در حلقه ۱۵ نفر اول حضور داشته اما در ایران و دیدار با رفیقدوست اعلام کرد با مظاهر فساد در آمریکا سازگاری ندارد و باوجود اینکه ایالات متحده چندصد کانال تلویزیونی دارد، فرزندانش فقط حق دارند چهار کانال را تماشا کنند.
پس از رسیدن اینفرد و خانوادهاش به ایران، تعداد زیادی از اتاقهای هتل آزادی به او و همراهانش داده شد. کمال خرازی نیز ترتیب ملاقات او را رئیسجمهور ایران و چندمقام دولتی دیگر داد.
* مرگ بر امپریالیسم خبری!
یکی از قرارملاقاتهای اینپیرمرد آمریکایی در ایران، با رفیقدوست بود که همراه با پسر ۵۰ ساله و نوه ۲۳ سالهاش در آن حضور پیدا کرد و اولینحرفش در دیدار با رئیس بنیاد مستضعفان این بود: «مرگ بر امپریالیسم خبری!». رفیقدوست که منظور مرد آمریکایی را میپرسد، با اینپاسخ روبرو شد: «گفت آنقدر تبلیغات علیه شما مسلط و کارا بوده که با تفاوت ۱۸۰ درجه روبرو هستیم. گفتم: چطور؟ گفت فکر میکردیم در ایران همه مردم توی کوچه و خیابان همدیگر را میکشند!»
* آبادانی کره جنوبی در ازای درستشدن ۸۵۰ هزار روسپی
محسن رفیقدوست در یکی از سفرهای خارجی خود به کره شمالی رفت و دیداری با کیم ایل سونگ رهبر پیشین اینکشور داشت. بخشی از گفتگوهای ایندو هم مربوط به آمریکا و دخالتهایش در امور کشورهای دیگر است که در جلد دوم خاطرات رفیقدوست به آن اشاره شده است.
رفیقدوست در اینگفتگو، به کیم ایل سونگ گفت وقتی کره نصف شد، شوروی و چین از کره شمالی و آمریکا از کره جنوبی طرفداری کرد. اما آمریکا باعث شد مقداری آبادانی در کره جنوبی حاصل شود. واکنش کیم ایل سونگ به اینصحبت رفیقدوست با واکنش جالبی روبرو شد. رهبر کره شمالی ابتدا مدتی در سکوت به او نگاه کرد و گفت: «به قیمت هشتصدوپنجاه هزار روسپی که در کره جنوبی درست کردند؛ خجالت میکشم، سرم را میاندازم پایین. آقای رفیقدوست آمریکاییها آنقدر به آنجا مسلط هستند و پست و نامردند که اگر یک زن کرهای را توی خیابان ببینند و به او اظهار تمایل کند دیگر آن زن رفته و تمام شده؛ آیا به این قیمت میارزد؟»
* طالبان بیشتر برای مقابله با ایرانی ساخته شد تا روسیه
سال ۱۳۷۴ رفیقدوست سفری هم به پاکستان داشت که در بخشی از اینسفر همراه هیئت ایرانی و مسئولان پاکستانی از کنار پادگانی عبور کرد. وزیر راه پاکستان در معرفی آنمکان به ایرانیهای همراه گفت در اینپادگان عده زیادی از دانشجویان (طالبان) افغانی، تحت آموزش نظامی و فرهنگی آمریکاییها هستند.
در عرف معمول مردم افغانستان به دانشجو، طالب میگویند و طی سالهای بعد، گروهی که افغانستان را تحت سیطره خود درآورد، همیندانشجویان افغانی بودند که زیر نظر آمریکاییها دوره دیده و تربیت شدند. اینگروه از نظر دیگر، تحت سیطره وهابیت و حتی بدتر از وهابیها بودند. رفیقدوست در بخشی از خاطراتش میگوید آمریکا وقتی طالبان را درست کرد و بر افغانستان مسلط کرد، «شاید» بیش از آنکه میخواست نفوذ روسها را از افغانستان دور کند، میخواست برای ایران فکری کند.
او بر اینباور است: «مطابق مدارک موجود (آمریکاییها) سالهای سال برنامهریزی کرده بودند و صدام را توی میدان انداختند، هر دو سگی که درست کردند، اول خود آمریکا را گاز گرفتند؛ از طرف طالبان قضیه یازده سپتامبر اتفاق افتاد، صدام هم کویت را گرفت و آمریکا مجبور شد هر دو ساخته خودش را بکوبد.»
ادامه دارد ...




