راز سردي روابط دايي و نصرتي
نصرتي درباره دليل سردي روابط با دايي ميگويد:« زماني كه او سرمربي سايپا بود من را ميخواست. آن زمان من با تيم ملي به جام ملتها رفتم و بعدا با دايي تماس گرفتم كه در اتريش بود و جوابم را نداد. من نتوانستم با او حرف بزنم و بعدا حبيب كاشاني و حميد استيلي خواهان حضور من در پرسپوليس شدند كه من هم نميتوانستم صبر كنم به همين دليل به پرسپوليس رفتم. بعدها صدايش را شنيدم كه از اين موضوع ناراحت بود و شنيدم كه درمورد من و نرفتنم به سايپا چه چيزهايي گفت.»
نصرتي حتي دعوت شدن از سوي دايي را در دوران حضور او در نيمكت تيم ملي به اين دليل ميداند كه ظاهرا دايي ميخواسته اين مدافع را با نيمكتنشيني آزار دهد: «بخاطر منافع ملي، زماني كه دايي از مكه برگشته بود به او زنگ زدم و گفتم كه از من ناراحت نباشد ولي بعدها هم اتفاق جديدي نيفتاد و فكر ميكنم او كينه به دل داشت. وقتي دايي خودش توقع دارد كه بابت بازي نكردن يا مسائلي شبيه به اين ناراحت نباشيم پس چطور خودش در بازي ايران مقابل پرتغال در جامجهاني 2006 ناراحت بود. او در اين بازي نيمكتنشين شد و چون ذخيره بود قبل از شروع مسابقه نيامد تا دستش را روي قرآن بگذارد. همه بازيكنان قبل از انجام هر بازي اين كار را انجام ميدهند ولي او حاضر نشد دست روي قرآن بگذارد.»
نصرتي درباره سطح روابطش با دايي توضيح ميدهد كه اساسا هيچ معاشرت گرمي بين اين دو برقرار نيست.



