تهران پرریسکترین نقطه ایران از نظر زلزله است

به گزارش تابناک به نقل از خبرآنلاین، در حالی که تهران روی پهنهای از گسلهای فعال و پرخطر قرار دارد، هشدارها درباره پیامدهای یک زلزله بزرگ در پایتخت سالهاست تکرار میشود.
دکتر مهدی زارع، استاد پژوهشکده بینالمللی زلزلهشناسی و مهندسی زلزله، با تشریح سناریوهای محتمل زلزلهای با بزرگای بیش از ۷ در تهران، از تلفات انسانی بسیار بالا، آسیبپذیری گسترده زیرساختها و ناتوانی ساختار فعلی مدیریت بحران سخن میگوید و تأکید دارد که افزایش تابآوری تهران، تنها با یک برنامه ضربالاجلی، منسجم و دارای پشتوانه سیاسی و مالی ممکن است.
زلزله ۷ ریشتری در تهران؛ سناریویی با تلفات چندصد هزار نفری
زارع در توضیح ابعاد انسانی یک زلزله بزرگ در تهران، ابتدا به نتایج شبیهسازیهای موجود اشاره میکند و میگوید: «در زلزلهای با بزرگای ۷ در تهران، بر پایه شبیهسازیها در پایتخت با تخمین تلفات چند صد هزار نفری، بسته به زمان روز، مواجه میشویم. زلزلههای شبانه به دلیل حضور مردم در داخل خانه، مرگبارتر هستند.»
او تأکید میکند که اگرچه آییننامههای لرزهای در کشور بهروز شده و اجرای آنها الزامی است، اما تجربههای اخیر منطقهای نشان میدهد که این الزامات همیشه رعایت نمیشوند: «آییننامه زلزله بهروز شده و اجباری است، اما تجربه زمینلرزههای ۶ فوریه ۲۰۲۳ ترکیه نشان داد که برخی سازندگان بناها با استفاده از مصالح بیکیفیت برای صرفهجویی در هزینهها، اجرای آییننامهها را نادیده میگیرند.
انبارهای بزرگ تدارکات اضطراری شامل غذا، چادر و دارو وجود دارند، ولی رسیدن به آنها از طریق خیابانهای مسدود و پر از آوار همچنان یک چالش بزرگ است.»
تهران، پرریسکترین نقطه ایران؟/ تلفات بالقوه به دلیل تراکم ساختمانی در بافت فرسوده
استاد پژوهشکده زلزلهشناسی در ادامه، مفهوم «خطرناکترین مکانها» در ایران را فراتر از صرفِ بزرگای زلزله توضیح میدهد: «خطرناکترین مکانها در ایران نه تنها با بزرگای زلزله، بلکه با تعداد افراد و ساختمانهایی که در مسیر مستقیم آن قرار دارند، تعریف میشوند.»
تهران در صدر این فهرست قرار دارد: «بر اساس ارزیابیهای فعلی، تهران به دلیل مقیاس عظیم خسارات بالقوه، به عنوان در معرض خطرترین مکان ایران از نظر ریسک زلزله شناخته میشود.»
او به ترکیب جمعیتی و کالبدی تهران اشاره میکند: «جمعیت روزانه تهران بیش از ۱۳ میلیون نفر است و تمرکز عظیمی از زیرساختهای سیاسی و اقتصادی کشور را در خود جای داده است. علاوه بر تراکم بالای جمعیت، بافت فرسوده که تقریباً ۱۰ تا ۲۰ درصد از منطقه شهری تهران و پیرامون را شامل میشود—شامل محلههای فقیرنشین یا بناهای قدیمی—از دلایل مهم ارزیابی تهران بهعنوان ریسکیترین نقطه ایران است. تلفات بالقوه زلزلهای با بزرگای بیش از ۷.۰ به دلیل تراکم ساختمانها و دشواری دسترسی اضطراری در کوچههای باریک، میتواند چند صد هزار نفر باشد.»
از بم تا تهران؛ از زلزلههای ویرانگر چه درسی باید گرفت؟/ دو عامل تعیینکننده در شدت زلزله
زارع برای توضیح ابعاد فنی و انسانی زلزلهها، به بازههای مختلف بزرگا و تجربههای تاریخی اشاره میکند: «زلزلهای با بزرگای ۶.۰ تا ۷.۵ رویدادی است که وقتی در یک شهر بزرگ پرجمعیت رخ میدهد، اثرهای آن ترکیبی پیچیده از فیزیک سازه، زمینشناسی و آمادگیهای انسانی است. شدت لرزش به ژرفای زلزله و نوع خاک بستگی دارد. خاک نرم لرزش را بیشتر از سنگ کف سخت تشدید میکند.»
او زلزله بم را بهعنوان نمونهای تلخ یادآوری میکند: «زلزله ۱۳۸۲ بم در بازه بزرگای ۶.۰ تا ۶.۹ قرار داشت. چون کانون در محدوده شهری با جمعیت ۱۰۰ هزار نفر و ژرفا تنها ۸.۵ کیلومتر بود و بسیاری از بناها غیرتابآور بودند، عملاً یکسوم جمعیت شهر جان باختند.»
«بحران ثانویه»، خطرناکتر از بحران اولیه
زارع درباره زلزلههای بزرگتر از ۷ هشدار میدهد: «برای زلزله با بزرگای ۷ تا ۷.۵، حتی ساختمانهای مدرن نیز آسیب میبینند و ساختمانهای بنایی قدیمی اغلب دچار فروپاشی جزئی یا کلی میشوند. خرابی زیرساختها و تأسیسات شهری در یک شهر بزرگ، اثرات ثانویهای دارند که اغلب خطرناکتر از خود زلزله هستند. آتشسوزی پس از زلزله با انفجار خطوط گاز شکسته و سیمهای برق قطعشده میتواند خسارتهای گستردهای ایجاد کند. اگر لولههای آب هم شکسته شوند، منبع آتشنشانان برای خاموش کردن آتش قطع میشود.»
او در ادامه به پدیده روانگرایی و عوارض آن اشاره میکند: «در شهرهای ساحلی یا حوزه رودخانه، زلزله خاک اشباعشده را به حالت روان تبدیل میکند. این وضعیت باعث کج شدن یا فرو رفتن ساختمانها و خم شدن جادهها میشود. آسانسورها ساکنان را به دام میاندازند و چراغهای راهنمایی از کار میافتند که منجر به فلج فوری آمدوشد در شهر میشود.»
پسلرزهها و فروپاشیهای مرگبار
این استاد دانشگاه تأکید میکند که خطر پس از زلزله اصلی پایان نمییابد: «در زلزله با بزرگای ۷.۵، ایستادن یا راه رفتن از نظر فیزیکی دشوار میشود و افراد اغلب به زمین پرتاب میشوند.
توالی پسلرزهها میتواند ساختمانهایی را که از قبل تضعیف شدهاند فرو بریزد؛ مانند فروریختن هتل بایرام در وان ترکیه که ۱۰ روز بعد از زلزله اول آبان ۱۳۹۰، ۴۰ کشته برجای گذاشت.»
ساعتهای طلایی پس از زلزله
زارع درباره وضعیت ارتباطات و امدادرسانی میگوید: «تا یک ساعت پس از چنین رخدادی، شبکههای تلفن همراه معمولاً به دلیل حجم تماسها از کار میافتند. امدادگران جستوجو و نجات را در یک تا ۷۲ ساعت اول اجرا میکنند و مثلا در فروریختگیهای "پنکیک" ساختمانها به دنبال بازماندگان میگردند. مراکز غربالگری در پارکها یا استادیومها مستقر میشوند.»
نسخهای برای افزایش تابآوری تهران
زارع در بخش پایانی گفتوگو، مجموعهای از اولویتهای فوری را برای مدیران شهری تشریح میکند و تأکید دارد که این اقدامات باید همزمان و با اختیارات کامل اجرا شوند: «مدیران شهر با توجه به ریسک بسیار بالای زلزله، باید یک برنامه فشرده، عملیاتی و با بودجه مشخص برای افزایش تابآوری تهران در یک بازه ۵ ساله اجرا کنند.»
اولویت یک: کاهش تلفات انسانی
۱. تشکیل ستاد فرماندهی واحد تابآوری تهران با اختیارات تام مالی و اجرایی و پاسخگویی مستقیم به بالاترین مقام کشور.
۲. تقویت سیستم هشدار سریع (Early Warning) نصب شبکه حسگرهای لرزهای در گسلهای اصلی (ری، شمال تهران، مشا) برای اعلام هشدار حتی ۱۰-۵ ثانیه قبل از رسیدن امواج به مرکز شهر. این زمان برای توقف قطارها، بستن شیرهای اصلی گاز و هشدار عمومی حیاتی است.
۳. پایش و مقاومسازی فوری ساختمانهای حیاتی:
- بیمارستانها، مراکز آتشنشانی و اورژانس: ارزیابی سریع لرزهای و مقاومسازی فوری حداقل ۵۰% از این مراکز در سال اول.
- مراکز امداد و اسکان اضطراری: شناسایی و آمادهسازی فوری سالنهای ورزشی، مدارس و پارکینگهای عمومی به عنوان پایگاههای امداد.
۴. ایمنسازی شبکه گاز و جلوگیری از آتشسوزی پسازلزله: نصب شیرهای قطع خودکار گاز در ورودی ساختمانها و نقاط حساس شبکه. آتشسوزی پسازلزله دومین عامل اصلی تخریب است.
اولویت دو: مقاومسازی زیرساخت حیاتی
۱. آب: ایمنسازی خطوط اصلی انتقال آب و ایجاد منابع آب جایگزین (چاههای اضطراری، سامانههای تصفیه موبایل) برای تأمین حداقل آب شرب.
۲. برق: تقویت شبکه، ایجاد سیستمهای تولید پراکنده (مثلاً ژنراتورهای خورشیدی) برای بیمارستانها و مراکز حیاتی.
۳. ارتباطات: ایجاد شبکه ارتباطی مستقل و مقاوم (ماهوارهای، رادیویی) برای نیروهای امداد و مدیریت بحران.
۴. دسترسی: برنامه تخلیه و دسترسی اضطراری: شناسایی و حذف گلوگاههای ترافیکی، ایجاد معابر جایگزین و تعیین نقشه تخلیه محلات.
اولویت سه: مدیریت ساختمانهای مسکونی و جمعیتی (شروع فوری)
۱. شفافسازی و اولویتبندی پرشتاب: ایجاد سامانه عمومی نقشه ریسک ساختمانهای تهران (با رنگبندی قرمز، زرد، سبز) بر اساس سن، نوع سازه و نزدیکی به گسل. این شفافیت هم مردم را آگاه میکند و هم اولویت مقاومسازی را مشخص میکند.
۲. سیاستهای تشویقی و اجباری ترکیبی:
- تسهیلات کمبهره و معافیتهای مالیاتی برای مقاومسازی ساختمانهای شخصی.
- اجبار قانونی برای مقاومسازی ساختمانهای دولتی، عمومی و پرتردد (مدارس، مراکز خرید) در بازه ۵ ساله.
- تخریب و بازسازی اجباری ساختمانهای خیلی خطرناک (پلاکهای قرمز) با برنامه جابجایی و اسکان ساکنان.
- ساماندهی سکونتگاههای غیررسمی حاشیه تهران که بسیار آسیبپذیرند- از طریق برنامههای بهسازی و توانمندسازی جامعه محلی.
اولویت چهار: توانمندسازی جامعه و مدیریت بحران
۱. آموزش همگانی اجباری: گنجاندن تمرین منظم زلزله (بهصورت درونمحلهای) در برنامههای محلات و مدارس.
۲. سازماندهی داوطلبان محلهای: ایجاد و آموزش تیمهای اولیه پاسخدهی محله (نخستین پاسخدهندگان) در هر محله تحت نظارت هلال احمر و آتشنشانی.
۳. راهاندازی مرکز عملیات اضطراری (EOC) مجهز و استاندارد بهعنوان مغز متفکر مدیریت بحران.
اولویت پنج: تأمین مالی و حکمرانی
۱. بودجهریزی اختصاصی و شفاف: ایجاد صندوق ویژه تابآوری تهران با منابع پایدار (مانند عوارض ساختوساز، کمکهای دولتی، مشارکت بخش خصوصی).
۲. تفویض اختیار به شهرداریهای مناطق: هر منطقه با توجه به ریسکهای خاص خود برنامه عملیاتی داشته باشد.
۳. نظارت مستمر و گزارشدهی عمومی: ارائه گزارش سهماهه پیشرفت برنامهها به شورای شهر و مردم.
در تهران "کارهای کوچک و پراکنده" فایدهای ندارد. تابآوری در ۵ سال فقط با یک برنامه منسجم، متمرکز، با بودجه کلان و اراده سیاسی راسخ در بالاترین سطح ممکن است. این برنامه باید بهصورت ضربالاجلی و با حس فوریت یک عملیات اضطراری باید اجرا شود. هرگونه تأخیر، هزینههای انسانی و مالی تبعات غیرقابل تصوری را در هر زلزله بعدی موجب خواهد شد.



