تغییر قطبنما در بازار انرژی؛ رشد عرضه LNG در سال ۲۰۲۶

پارسا ملکی، سرویس انرژی تابناک: این موج عظیم که نشاندهنده افزایش ۱۰ درصدی عرضه تنها در عرض یک سال است، نهتنها توازن قدرت را میان تولیدکنندگان جابهجا میکند، بلکه نویدبخش دوران جدیدی از ثبات و فشار نزولی پایدار بر قیمتها در اروپا و آسیا است که سالها تحت فشار نوسانات شدید ناشی از بحرانهای ژئوپلیتیک بودهاند.
ایالات متحده که در سال ۲۰۲۵ با ثبت رکورد ۱۱۱ میلیون تن صادرات، رسماً از مرزهای پیشین عبور کرد، در سال ۲۰۲۶ موتور محرک اصلی این جهش خواهد بود. پروژههای غولآسایی همچون پلاکماینز (Plaquemines) که اکنون فازهای دوم آن به ثبات رسیده، به همراه مرحله سوم «کورپوس کریستی» با هفت نوبت عملیاتی، ظرفیت صادراتی این کشور را به بیش از ۱۹ میلیارد فوت مکعب در روز ارتقا میدهند. علاوه بر این، شروع نخست پروژه راه طلایی (Golden Pas ) یا که ثمره همکاری اکسونموبیل و قطر انرژی است، آمریکا را به تکیهگاه اصلی امنیت انرژی جهان تبدیل کرده است.
تحلیلگران مؤسساتی نظیر ریستاد انرژی و اس اند پی گلوبال معتقدند ورود حداقل ۳۵ میلیون تن ظرفیت جدید تنها در سال ۲۰۲۶، بازار را از وضعیت کمبود ساختاری به سمت مازاد عرضه (Oversupply) سوق خواهد داد.
در سوی دیگر میدان، قطر با پروژه عظیم میدان شمالی (North Field East) در حال بازگشت مقتدرانه به صدر جدول است. اگرچه اوج این توسعه برای سال ۲۰۲۷ برنامهریزی شده، اما نخستین نشانههای تزریق گاز از این پروژه ۳۲ میلیون تنی در اواخر سال ۲۰۲۶، سیگنال قدرتمندی به خریداران آسیایی مخابره میکند.
ترکیب این حجم از عرضه جدید با افزایش تولید آمریکا، بازار را در وضعیتی قرار میدهد که حتی در فصول سرد و اوج تقاضا نیز، عرضه کافی برای پر کردن ذخایر راهبردی وجود داشته باشد. این فراوانی عرضه، دوران «بازار فروشندگان» را به پایان رسانده و قدرت چانهزنی را به خریداران در چین، هند و اتحادیه اروپا بازمیگرداند تا قراردادهای میانمدت و بلندمدت خود را با انعطافپذیری بیشتری تنظیم کنند.
تأثیر این سونامی عرضه بر شاخصهای قیمتی، به شکلی ملموس در بازارهای جهانی نمایان خواهد شد. پیشبینی میشود شاخص قیمت گاز در اروپا که در سالهای اخیر میانگینهایی بالای ۱۴ دلار را تجربه کرده بود، در سال ۲۰۲۶ به محدوده ۱۱ دلار و حتی پایینتر سقوط کند. در آسیا نیز شاخص (JKM) تحت فشار عرضه فراوان، روندی مشابه را طی خواهد کرد. اروپا که اکنون وابستگی خود را به گاز روسیه به حداقل رسانده، با واردات حدود ۱۴۵ میلیون تن LNG در سال ۲۰۲۶، عملاً امنیت انرژی خود را تثبیت میکند. این کاهش قیمتها نهتنها هزینههای تولید صنعتی را در قاره سبز کاهش میدهد، بلکه به رشد تقاضای ۷ درصدی در بازارهای نوظهور آسیا نیز دامن خواهد زد.
با این حال، انتقال به این عصر جدید بدون ریسک نخواهد بود و نباید آن را به معنای پایان قطعی دوران نوسان دانست. تغییر ساختاری بازار به سمت عرضه فراوان همچنان با چالشهایی نظیر تأخیرهای احتمالی در راهاندازی فازهای عملیاتی قطر، مسائل ژئوپلیتیکی در مسیرهای ترانزیتی و محدودیتهای زیرساختی در بنادر وارداتی مواجه است. همچنین وقوع رویدادهای آبوهوایی شدید میتواند بهطور موقت تعادل بازار را برهم زند؛ اما منطق ریاضی سرمایهگذاریهای انجام شده نشان میدهد که روند کلی، یک «تعدیل بزرگ» در سطح قیمتها خواهد بود.
در حالی که قطر و آمریکا در حال مهندسی «عصر وفور گاز» هستند، ایران با وجود نشستن بر دومین ذخایر بزرگ جهان، به تماشاگرِ این ضیافت بدل شده است. بزرگترین تراژدی انرژی ایران، تبدیل شدن از یک «صادرکننده بالقوه» به یک «واردکننده ناگزیر» است؛ که به دلیل استهلاک و فرسودگی زیرساختها و حبس تکنولوژیک، پارس جنوبی به جای ارزآوری، صرفاً حفرهای برای بلعیدن منابع ملی جهت گرمایش خانگی شده است.
ایران عملاً فرصتِ طلاییِ «اتحاد استراتژیک با بازار اروپا» را در اوج بحران انرژی از دست داد تا امروز نه در قامت یک بازیگر تعیینکننده قیمت، بلکه به عنوان کشوری درگیر با ناترازی داخلی، نظارهگرِ فتح بازارهای آینده توسط رقیب قطری باشد.
در نهایت جهش ۵۰ درصدی ظرفیت صادرات LNG نسبت به ابتدای دهه، پیامی روشن برای تمامی بازیگران این عرصه دارد. تولیدکنندگان باید خود را برای رقابتی سنگین بر سر سهم بازار و حاشیه سود پایینتر آماده کنند و واردکنندگان باید از این فرصت طلایی برای بازسازی ساختارهای اقتصادی بر پایه انرژی ارزانتر بهره ببرند. سال ۲۰۲۶ نقطه عطفی است که در آن گاز طبیعی مایع، از یک کالای کمیاب و بحرانزده، به ستون فقرات پایدار و در دسترس اقتصاد جهانی بدل میشود؛ تحولی که مصرفکنندگان نهایی از شانگهای تا برلین، ذینفعان اصلی آن خواهند بود.



