صفحه خبر لوگوبالا تابناک
تور کیش
چرا «بی‌حسی» بازار طلای‌سیاه به اخبار ژئوپلیتیک از بین ‌رفته‌است؟

رقص نفت به‎ ساز سیاست

بازار جهانی نفت در آغاز هفته‌جاری ‌بار دیگر نشان‌داد که سیاست، برخلاف تصور ماه‌های اخیر، هنوز از معادله قیمت‌ها حذف نشده‌است. کاهش بهای نفت‌برنت به محدوده ۶۷دلار در هر بشکه و تداوم روند نزولی هفته گذشته، نه محصول تغییر ناگهانی در عرضه و تقاضا، بلکه بازتاب مستقیم تحولات دیپلماتیک میان ایران و ایالات‌متحده بود؛ تحولاتی که با توصیف «بسیار خوب» از سوی ترامپ و «گامی رو به جلو» از سوی تهران، فضای بازار را از سناریوی درگیری فوری فاصله‌دار کرد، با این‌حال به‌زعم برخی کارشناسان، آرامش ایجادشده شکننده‌تر از آن است که بتوان آن را پایان ریسک ژئوپلیتیک دانست.
کد خبر: ۱۳۵۶۷۴۵
| |
323 بازدید

رقص نفت به‎ ساز سیاست

به گزارش تارنمای tradingeconomics و تا لحظه تنظیم این گزارش در معاملات روز دوشنبه ۹ فوریه، شاخص برنت با افت بیش از یک‌درصدی به حدود ۶۷ دلار و نفت وست‌تگزاس اینترمیدیت آمریکا به محدوده ۶۳ دلار در هر بشکه رسید. این کاهش ادامه افتی بود که هفته گذشته نیز ثبت شد؛ نخستین افت هفتگی قیمت‌ها در ۷‌هفته اخیر. تحلیلگران بازار معتقدند؛ تداوم گفت‌وگوهای غیرمستقیم تهران و واشنگتن در عمان، بخشی از پرمیوم ریسک ژئوپلیتیک را که طی هفته‌های قبل در قیمت‌ها انباشته شده‌بود، تخلیه کرده‌است. به بیان ساده، بازار فعلا احتمال اختلال فوری در عرضه نفت از خاورمیانه را کمتر از قبل ارزیابی می‌کند، اما این تنها روی‌خوش ماجراست. در پس این آرامش نسبی، لایه‌ای ضخیم از نااطمینانی همچنان پابرجاست. ترامپ  هشدار داده که در صورت عدم‌دستیابی به توافق بر سر برنامه هسته‌ای ایران، «پیامدها شدید خواهد بود»؛ در مقابل تهران صراحتا اعلام کرده که از حق غنی‌سازی اورانیوم عقب‌نشینی نخواهد کرد.

دست‌اندازهای سیاسی

این تقابل‌لفظی نشان می‌دهد مسیر مذاکرات بیش از آنکه هموار باشد، پر از دست‌اندازهای سیاسی و امنیتی است. وزیرخارجه ایران نیز هم‌زمان هشدار داده که هرگونه حمله آمریکا با پاسخ مستقیم علیه پایگاه‌های این کشور در منطقه مواجه خواهدشد؛ اظهاراتی که یادآور این واقعیت است که سناریوی درگیری هنوز به‌طور کامل از ذهن بازار پاک نشده‌است. اهمیت این تنش‌ها زمانی پررنگ‌تر می‌شود که به‌جایگاه ژئوپلیتیک ایران در بازار جهانی نفت توجه کنیم. حدود ۲۰‌درصد مصرف روزانه نفت جهان از تنگه‌هرمز عبور می‌کند؛ گلوگاهی راهبردی که هرگونه بی‌ثباتی در آن، بلافاصله به ریسک عرضه در بازار جهانی تبدیل می‌شود. حتی بدون شلیک یک گلوله یا آسیب فیزیکی به تاسیسات نفتی، صرف افزایش احتمال تنش نظامی در این منطقه می‌تواند رفتار معامله‌گران را تغییر دهد، به‌همین‌دلیل است که بازار نفت به مذاکرات ایران و آمریکا، نه فقط به‌عنوان یک پرونده دیپلماتیک، بلکه به‌عنوان یک متغیر کلیدی امنیت انرژی نگاه می‌کند. در کنار این عامل، بازار با مجموعه‌ای از متغیرهای دیگر نیز دست‌وپنجه نرم می‌کند.

محدودکردن درآمدهای روسیه

یکی از مهم‌ترین آنها، تلاش غرب برای محدودکردن درآمدهای نفتی روسیه است. پیشنهاد تازه کمیسیون اروپا برای اعمال ممنوعیت گسترده بر هرگونه خدمات پشتیبان صادرات نفت دریابرد روسیه، می‌تواند جریان عرضه جهانی را دستخوش تغییر کند. هم‌زمان، اعلام دونالد ترامپ مبنی‌بر موافقت هند با توقف خرید نفت روسیه در قالب یک توافق تجاری، توجه معامله‌گران را به مسیر جدید جریان نفت معطوف کرده‌است؛ هرچند دهلی‌نو تاکنون به‌طور رسمی این تعهد را تایید نکرده و تاکید دارد امنیت انرژی همچنان اولویت اصلی این کشور است، با این‌حال منابع تجاری و پالایشی گزارش داده‌اند که پالایشگران هندی که تا همین اواخر بزرگ‌ترین خریداران نفت دریابرد روسیه بودند، از خرید محموله‌های تحویل آوریل عقب‌نشینی کرده‌اند و احتمال دارد این روند برای مدتی ادامه یابد. اگر این تغییر رفتار تثبیت شود، می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای برای توازن عرضه در بازار جهانی داشته‌باشد و در عین حال، فضای مانور بیشتری برای واشنگتن در اعمال فشار بر مسکو ایجاد کند. بازار نفت اکنون با دقت رصد می‌کند که آیا این «چرخش» هند موقتی است یا به یک تغییر راهبردی تبدیل خواهدشد. در چنین فضایی، نگاه‌ها به گزارش‌های پیش‌روی اوپک‌پلاس و آژانس بین‌المللی انرژی دوخته شده‌است. این گزارش‌ها می‌توانند تصویر روشن‌تری از وضعیت عرضه، سطح ذخایر و چشم‌انداز تقاضا ارائه دهند و مشخص کنند که آیا افت اخیر قیمت‌ها صرفا یک واکنش احساسی به تحولات سیاسی بوده یا نشانه‌ای از ضعف عمیق‌تر بنیادهای بازار است.

اما پرسش مهمی که فعالان بازار مطرح می‌کنند این است: چرا این‌بار بازار نفت به تحولات سیاسی واکنش نشان‌داد، درحالی‌که طی ۶ ماه گذشته و حتی در جنگ ۱۲‌روزه ایران و اسرائیل نوعی «بی‌حسی» نسبت به اخبار ژئوپلیتیک شکل‌گرفته بود؟ پاسخ این پرسش را باید در ترکیب چند عامل جست‌وجو کرد. نخست، طی ماه‌های اخیر بازار به این جمع‌بندی رسیده بود که بسیاری از تنش‌های سیاسی، به‌ویژه در خاورمیانه، به سطحی از «مدیریت‌شدگی» رسیده‌اند و احتمال تبدیل آنها به شوک فیزیکی عرضه پایین است. تا زمانی‌که هیچ تاسیسات نفتی هدف قرار نمی‌گرفت و جریان صادرات مختل نمی‌شد، معامله‌گران ترجیح می‌دادند به داده‌های بنیادین مانند مازاد عرضه، رشد کند تقاضا و سطح بالای ذخایر توجه کنند. 

این رویکرد باعث شد وزن سیاست در قیمت‌گذاری نفت به‌طور موقت کاهش یابد، اما آنچه در هفته‌های اخیر تغییر کرد، هم‌زمانی چند ریسک بالقوه بود. مذاکرات ایران و آمریکا دقیقا در نقطه‌ای قرارگرفته که شکست آن می‌تواند پیامدهای امنیتی فوری داشته‌باشد. برخلاف دوره‌های قبلی که تنش‌ها عمدتا در سطح تهدیدهای لفظی باقی‌می‌ماند، این‌بار تهران و واشنگتن به‌طور هم‌زمان از تداوم مسیر دیپلماسی و هشدار درباره پیامدهای سنگین شکست مذاکرات سخن می‌گویند؛ وضعیتی که بازار نفت را با طیف وسیع‌تری از سناریوهای ممکن، از توافق تا تشدید تنش، مواجه کرده‌است.

 

دوگانه مشخص

بازار اکنون نه با یک بحران مبهم، بلکه با یک دوگانه مشخص مواجه است: یا مسیر کاهش تنش و تخلیه ریسک، یا بازگشت سریع پرمیوم ژئوپلیتیک. دوم، حساسیت بازار به تحولات سیاسی در شرایطی افزایش‌یافته که حاشیه اطمینان عرضه کاهش پیدا کرده‌است. هرچند از مازاد عرضه سخن گفته می‌شود، اما این مازاد به‌شدت به رفتار اوپک‌پلاس، تداوم صادرات روسیه و ثبات مسیرهای کلیدی مانند هرمز وابسته است. در چنین شرایطی، حتی احتمال اختلال، بدون وقوع فیزیکی آن، می‌تواند برای بازار معنادار باشد. سوم اینکه، سرمایه‌گذاران مالی مثل صندوق‌های پوشش‌ریسک و بانک‌ها و معاملات الگوریتمی یعنی خریدوفروش‌هایی که با نرم‌افزار انجام می‌شوند نقش پررنگ‌تری نسبت به گذشته پیدا کرده‌اند.

این الگوریتم‌ها بر اساس کلمات خبری، داده‌ها، سرعت تغییر قیمت و انتظارات بازار تصمیم می‌گیرند، نه بر اساس کمبود واقعی نفت یا اختلال فیزیکی عرضه، به‌همین‌دلیل تغییر روایت‌ها از «بن‌بست مذاکرات» به «نشانه‌های پیشرفت»، می‌تواند به‌سرعت و حتی به‌صورت اغراق‌آمیز بر قیمت‌ها اثر بگذارد؛ رفتاری که در افت اخیر نفت به‌روشنی دیده شد.در مجموع، بازار نفت امروز در وضعیتی ایستاده که نه می‌تواند سیاست را نادیده بگیرد و نه قادر است تنها بر آن تکیه کند. 

 

مذاکرات تهران و واشنگتن، تحولات مربوط به روسیه و هند و تصمیمات اوپک‌پلاس، همگی قطعات پازلی هستند که مسیر کوتاه‌مدت قیمت‌ها را شکل می‌دهند. برای ایران، این وضعیت هم‌زمان حامل امید و چالش است: امید به کاهش فشارها در صورت پیشرفت دیپلماتیک و چالش باقی‌ماندن زیر سایه ریسک ژئوپلیتیک تا زمانی‌که توافقی پایدار حاصل نشود. برای بازار جهانی نفت نیز پیام روشن است؛ سیاست شاید برای مدتی به حاشیه رانده شود، اما هر زمان که به آستانه «تصمیم‌های سرنوشت‌ساز» نزدیک می‌شود، دوباره با تمام وزن خود به صحنه بازمی‌گردد.

 

منبع:دنیای اقتصاد

تور کیش
اشتراک گذاری
برچسب ها
سلام پرواز
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# جنگ ایران و اسرائیل # قیمت دلار # قیمت سکه # مذاکرات ایران و آمریکا # ناو آبراهام لینکلن
نظرسنجی
در صورت تجاوز به خاک ایران، کدام گزینه باید در اولویت هدف قرار دادن باشد؟
مرجع جواهرات