محرومیت ۲۰۰ میلیارد دلاری در صادرات

فرزین سوادکوهی، سرویس انرژی تابناک: نفت ایران، در سالهای اخیر با چالشهای جدی روبهرو بوده است. تحریمهای طولانیمدت، کمبود دسترسی به فناوریهای پیشرفته حفاری و فرسودگی ناوگان دکلها، منجر به کاهش چشمگیر سرعت و کارایی عملیات حفاری شدهاند. طبق گزارشهای رسمی و کارشناسی، متوسط نرخ نفوذ (ROP) در ایران به ۲۵تا۳۰ متر در روز رسیده، در حالی که در ایالات متحده این رقم به ۱۸۰تا۲۵۰ متر، در عربستان سعودی ۹۰تا۱۳۰ متر، در امارات ۸۰تا۱۱۰ متر و حتی در عراق ۶۵تا۷۵ متر در روز است. این تفاوت فاحش به معنای آن است که یک دکل پیشرفته آمریکایی میتواند کاری را که دکل ایرانی در دو ماه انجام میدهد، گاهی در کمتر از ۱۰ روز به پایان برساند.
یکی از شاخصهای کلیدی نشاندهنده این مشکل، زمان غیرعملیاتی دکلها Non- Productive Time یا NPT است. در سطح جهانی، این شاخص حدود ۲۰ درصد است، اما در ایران به ۴۵تا۵۵ درصد میرسد؛ یعنی بیش از نیمی از زمان فعالیت دکلها به دلیل مشکلات فنی، کمبود قطعات یدکی یا مسائل لجستیکی هدر میرود. این وضعیت نه تنها هزینهها را به شدت افزایش میدهد، بلکه فرصتهای تولید را نیز به باد میدهد. نمونه عیان این فرصد سوزی در میدان آزادگان جنوبی است، که در آن چاهی که قرار بود در ۹۰ روز حفاری شود، به دلیل خرابی تجهیزات و تحریمها ۱۸۷ روز طول کشید و بیش از ۲۲ میلیون دلار هزینه اضافی تحمیل کرد.
ضریب برداشت نهایی نفت (Recovery Factor) در ایران نیز پایین است.تنها ۱۹تا۲۲ درصد (و در برخی میادین مانند غرب کارون حتی به ۱۰ درصد میرسد)،در حالی که عربستان سعودی به ۵۲ درصد و نروژ به ۵۵ درصد رسیدهاند.این یعنی از هر ۱۰۰ بشکه نفت زیرزمینی، حدود ۸۰ بشکه در ایران مدفون میماند و هرگز استخراج نمیشود. افت طبیعی فشار چاهها نیز سالانه ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار بشکه از تولید کسر میکند و بدون حفاریهای جبرانی و تعمیراتی گسترده، این روند شتاب میگیرد.
از منظر اقتصادی، خسارت مستقیم سالانه بخش حفاری به دلیل تحریمها و کمبود فناوری حدود ۶ تا ۷ میلیارد دلار برآورد میشود. هر متر حفاری کمتر،معادل حدود ۱۰ هزار دلار زیان بالقوه است و تأخیر روزانه در عملیات میتواند ۵۵ تا ۶۵ میلیون دلار درآمد نفتی را به رقبا واگذار کند. کارشناسان تخمین میزنند اگر این روند ادامه یابد، تا پایان دهه جاری (۲۰۳۰)، ایران از ۲۰۰ میلیارد دلار فرصت صادراتی محروم خواهد شد.این رقم نه تنها درآمدهای ارزی را کاهش میدهد، بلکه جایگاه ایران در اوپک را تهدید میکند؛ جایی که ایران اکنون چهارمین تولیدکننده بزرگ است (پشت سر عربستان، عراق و امارات) و پیشبینی میشود عراق تا پایان ۲۰۲۵ یا اوایل ۲۰۲۶ از ایران پیشی بگیرد.
در مقایسه منطقهای، ایران با ۱۵ درصد ذخایر نفت جهان، تنها ۴ درصد از فعالیتهای حفاری منطقه را به خود اختصاص داده است. عربستان در یک دهه گذشته بیش از ۱۳۰ میلیارد دلار در بخش بالادست سرمایهگذاری کرده و امارات ظرفیت تولید خود را تا ۲۰۲۷ به ۵ میلیون بشکه در روز میرساند. در مقابل، ایران به دلیل محدودیتهای تحریم، بسیاری از دکلها و تجهیزاتش مربوط به دهههای ۱۹۸۰ است و فاقد فناوریهای مدرن مانند متههای PDC پیشرفته، سنسورهای لحظهای و سیستمهای حفاری هوشمند است.
با این حال، البته تلاشهایی هم برای جبران عقبماندگی صورت گرفته که اشاره نکردن به آن دور از انصاف است. شرکت ملی حفاری ایران در سال ۱۴۰۳ موفق به حفاری و تکمیل بیش از ۱۱۳ هزار متر چاه (افزایش ۲۸ هزار متری نسبت به سال قبل) و تکمیل ۱۰۰ حلقه چاه (۲۴ توسعهای و ۷۶ تعمیری) شد. برنامههایی مانند دو برابر کردن دکلهای سنگین (بالای ۲۰۰۰ اسببخار) تا پایان ۱۴۰۵، قرارداد با CNPC چین برای ۵ دکل ۳۰۰۰ اسببخاری، پروژه حفاری هوشمند در پارس جنوبی (افزایش نرخ نفوذ از ۲۸ به ۴۵ متر در روز)، بومیسازی ۶۰ درصد تجهیزات و تولید متههای PDC داخلی، و همکاری با روسیه و چین برای افزایش ۳۰ درصدی نرخ حفاری، در دستور کار قرار دارد. سرمایهگذاری مورد نیاز برای مدرنسازی ناوگان تا ۲۰۲۶ حدود یک میلیارد دلار برآورد شده است.
تولید نفت ایران در سالهای اخیر نوسان داشته؛ میانگین ۲۰۲۵ حدود ۳.۲۶ میلیون بشکه در روز (افزایش از ۲.۲۵۷ میلیون در ۲۰۲۴) بوده، اما چالشهای ساختاری حفاری همچنان تولید پایدار را تهدید میکند. بدون شتابگیری واقعی در حفاری و سرمایهگذاری گسترده، خطر سقوط تولید و از دست رفتن سهم بازار بیش از پیش جدی خواهد بود.



