خلخالی واقعا چندنفر را اعدام کرد؟/ارتشی که فقط در تبلیغات سلطنتطلبها باشکوه است!

به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، ارتش شاهنشاهی بهخلاف اقتدار ظاهری، در درون دچار معضلات و بحرانهای مهمی بود. از طرفی رژیم پهلوی تلاش میکرد علمدار ایدئولوژی ناسیونالیستی فرهنگیِ محافظهکار باستانگرا باشد و محمدرضا پهلوی در مرکز آن، با تکیه بر ارتش مدرن بهعنوان سنگبنا و مهمترین ستون قدرت خود، باور داشت تمرکز سیاسی و توسعه اقتصادی فقط از راه توانمندی نظامی به دست میآید. با اینرویکرد بود که برای ۳ دوره، پست نخستوزیری به چهرههای نظامی سپرده شد.
* ارتشی که فقط در تبلیغات سلطنتطلبها باشکوه است!
نقلقولی از ارتشبد فریدون جم رئیس سابق ستاد بزرگ ارتشتاران در گفتوگویی با رادیو بیبیسی گفته بود: «ارتش ایران هدف مشخصی نداشت. مشخص نبود که ارتش باید علیه چه تهدیدی بایستد.» سرلشکر هاروی جی. جابلونسکی مستشار نظامی آمریکایی هم که محل خدمتش قرارگاه ستاد بزرگ ارتشتاران بود، یکی از چهرهها و راویانی است که در کتاب «شب ژنرالها»ی خسرو معتضد حضور دارد و گفته جالبی دارد که خلاف تبلیغات سلطنتطلبهای امروزی است که افسران زمان شاه را ورزیده و افسران دوران جمهوریاسلامی را چاق و بدون اندام ورزیده تصویر میکنند. جابلونسکی گفته: «ژنرالهای ایرانی اغلب چاق، شکمگنده، سنگینوزن و حجیم هستند و تحرک ندارند.» اردشیر زاهدی هم در کتاب خاطراتش گفته: «باید بگویم اکثر فرماندهان ارتش افراد بیوجود و فاقد ابتکار و ذلیل و زبونی بودند که تنها هنر آنها دزدی بود.»
محمدرضا پهلوی، در دوران حکومتش اعطای درجه تیمساری را بهصورت یکوسیله جذب و تحبیب افسران ارشد ارتش در آورده بود. خسرو معتضد در اینباره روایت کرده «نیروی هوایی ایران در سال ۱۳۲۹ بیش از ۳۲۰ نفر نیرو نداشت؛ اما در سال ۱۳۵۷ تعداد نیروی آن نزدیک ۸۰ هزار نفر شده بود. تعداد تیمساران بهقدری زیاد بود که به خلبانان هواپیماهای بزرگتر نیروبر مانند سی ۱۳۰ هم درجه سرلشکری داده بودند؛ در حالیکه در ارتشهای پیشرفته، درجات این خلبانها بین سرگردی و سرهنگی است.»
ارتشبد حسین فردوست رئیس دفتر ویژه اطلاعات ارتش شاهنشاهی هم گفته «محمدرضا هم مانند پدرش رضاخان پایه اصلی قدرت خود را بر ارتش گذاشت و با پول نفت ارتش را با مدرنترین و گرانترین تجهیزات مسلح کرد.» خلاصه آنکه در سالهای پیش از انقلاب اسلامی ایران، گویی ایران بهشت گمشده سربازان آمریکایی از ویتنامبرگشته بود که قرار بود مزد نبردشان را در میدان صلح و سخاوت شاهانه محمدرضا کسب کنند.
نکته مهم و واقعی درباره ارتش شاهنشاهی ایران که خاطرات شکوه و عظمتش این روزها در شبکههای معاند مرور میشود، این بود که توسعه ناموزوناش، نسبت به سایر نهادها و وزارتخانههای کشور بهویژه جایگاههای اقتصادی بود. از طرف دیگر، بیشتر کارکنان نیروهای مسلح تا درجه سرهنگی، افرادی دیندار و وطنپرست بودند. البته در زمره تیمساران و درجات بالا هم موارد استثنا وجود داشته که شهید جواد فکوری در نیروی هوایی یکی از هزاران نمونه آن است. در نیروی زمینی هم سرتیپ موحد جانشین دانشکده افسری در سال ۱۳۳۹، سرتیپ مدنی فرماندهی تیپ رزمی سرپل ذهاب در سال ۱۳۵۱ و سرتیپ سیدعلی خرسند فرمانده لشکر ۶۴ ازجمله موارد جالب و قابل ذکر هستند.
در مقابل این چهرههای مؤمن و وطنپرست، میتوان از ارتشبد فضائل تدین هم بهعنوان نمونهای از خروار یاد کرده که پس از کشتهشدن تیمسار محمد خاتمی در ۲۱ شهریور ۵۴ تا سال ۵۵ فرمانده نیروی هوایی شد. تدین که هیچدورهای را برای آموزش خلبانی پشت سر نگذاشته بود، به درجه ارتشبدی رسیده و بهسرعت بهعنوان فرمانده نیروی هوایی منصوب شد. پس از او هم امیرحسین ربیعی فرماندهی این نیرو را به عهده گرفت. ربیعی شهرت بالا یا منزلت خاصی در نیروی هوایی نداشت اما عضو تیم آکروجت تاج طلایی بود و از سمت آمریکاییها برای فرماندهی نیرو، پیشنهاد و حمایت شد.
افسرانی که در ارتش شاه به درجه سرتیپی و بالاتر میرسیدند، پس از بازنشستگی بهسرعت در یکی از مناصب و مشاغل سیاسی یا مطبوعاتی مشغول به کار میشدند. نکته دیگر درباره ظاهریبودن اقتدار ارتش شاهنشاهی، این است که هیچیک از مقامات ردهبالای آن در مواجهه با بیگانگان، مدال رزمی تشویقی دریافت نکردند؛ حتی با وجود درگیریهای مرزی ایران و عراق در سالهای ۱۳۴۸ و ۱۳۵۲. به اینترتیب شاه به هیچیک از فرماندهان ارتشش، نشان ذوالفقار نداد و نشانهایی که بر سینه تیمسارانش دیده میشدند، نشانهای حکومتی و خدمتیِ غیررزمی محسوب میشدند.
* مردم و ارتشیها کودتای کورتاژ را خنثی میکنند
روز ۲۲ دی ۱۳۵۷ ژنرال آمریکایی رابرت هایزر که برای سروساماندادن به امور ارتش شاهنشاهی و احتمالاً کودتا علیه انقلاب به ایران آمده بود، در گزارشی به واشنگتن خبر داد سپهبد امیرحسین ربیعی فرمانده نیروی هوایی و ارتشبد حسن طوفانیان معتقدند ارتش باید به محض رفتن شاه، دست به کودتا بزند. طبق اسناد و اطلاعات موجود در کشور اعم از اسند ایرانی و آمریکایی، سران ارتش شاهنشاهی قصد داشتند در ۲۱ بهمن بهتقلید از کودتای ۲۸ مرداد، کودتایی با نام کودتای «کورتاژ» را اجرا کنند.
برای اجرای کودتای کورتاژ با فرماندهان لشکر زرهی قزوین یعنی سرتیپ نعمتالله متعمدی و سرتیپ منوچهر ملک هماهنگی به عمل آمده بود تا تعدادی تانک و نیرو به تهران اعزام کنند. اما مردم با مسدود کردن جاده و خرابکردن یکی از پلهای مسیر، آنها را متوقف کردند. از طرف دیگر، با اطلاعرسانی بهموقع تعدادی از کارکنان انقلابی ارتش مثل سروانِ زرهی یوسف کلاهدوز (که بعداً از سران سپاه پاسداران شد و آن زمان در گارد جاویدان خدمت میکرد)، اقدامات سپهبد بدرهای برای آماده به رزم کردن چند اراده تانک برای اعزام به خیابانها و بین مردم نیز خنثی شد.
به اینترتیب و با اقدامات دیگر، کودتای کورتاژ شکست خورد و روز ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ اعلامیه بیطرفی ارتش صادر شد. جالب است که در آنشرایط و با وجود مقاومتی که ارتش تا آن مقطع مقابل انقلاب نشان داده بود، تیمساران ردهبالای زیادی در عین شاغلبودن در ارتش شاهنشاهی، به کمک انقلاب آمدند که نمونه بارزشان سپهبد اکبر کمپانی تبریزی فرمانده وقت مرکز آموزش نیروی هوایی است که بهعنوان یکی از چهرههای مسلمان و مؤمن ارتشی شناخته میشود. کمپانی تبریزی در مواجهه با حملهای که نیروهای گارد به دوشانتپه (ستاد نیروی هوایی در خیابان پیروزی) داشتند، دستور داد در اسلحهخانههای مرکز آموزش روی همافران و مردم باز شود تا از انقلاب در مقابل حمله گاردیها دفاع کنند.
* سفارش امام درباره نصیری و هویدا
با پیروزی انقلاب، بیشتر مقامات ارتش و دولت پهلوی، توسط مردم دستگیر و به مدرسه رفاه تحویل داده شدند. ابوالفضل توکلی بینا یکی از انقلابیون و نزدیکان امام خمینی (ره) میگوید امام دستور داده بود هرچه نصیری و هویدا میخواهند فراهم کنید؛ لباس خواب، غذای خوب. به اینترتیب به اینافراد سرویس جداگانه داده میشد و بنا به درخواست خودشان در اتاقهای انفرادی نگهداری میشدند. توکلی بینا روایت کرده «امام فرموده بود کسی به هیچ وجه حق توهین به متهمان را ندارد و فقط طبق حکم شرع محاکمهشان کنید. ما همان غذایی را به دستگیرشدهها میدادیم که به امام و بقیه میدادیم.»
برای سران حکومت پهلوی، کارت شناسایی اداره زندانها صادر شد. سید محمود رضویان از دیگر انقلابیونی که پیش از پیروزی انقلاب متحمل شکنجههای شدید ساواک شده بود، اینروایت را دارد که «امام حکم داده بود اگر فرادی را گرفتید که صدنفر را کشته بدون کسب مجوز و حکم قطعی از حاکم شرع، حق زدن حتی یک توگوشی به او را هم ندارید.»
* مردم گفتند آزادش کنید خودمان اعدامش میکنیم!
سید محمد خامنهای ازجمله چهرههای انقلابی در فرازی از خاطرات خود نوشته: «عدهای (از مردم) یکافسر را که مدعی بودند به مردم حمله کرده، قبل از ما به زندان آورده بودند. سرهنگی که مورد قبول مسئولان بود، با دلایلی بیگناهی او را ثابت کرده و او را مرخص کرده بود. من دیدم این شخص را مردم دوباره گرفته و آوردهاند و همه بینهایت خشمگین هستند و آن سرهنگ باز از او دفاع کرد، ولی مردم مجازات او را میخواستند. سرانجام مردم با ما اتمام حجت کردند و گفتند اگر او را دوباره آزاد کنید، خودمان او را اعدام خواهیم کرد. ما هم او را محبوس و برای محاکمه آماده کردیم و آزادش نکردیم؛ چون برایش خطرناک بود. اگر نظام اسلامی دستگیرشدهها را محاکمه و اعدام یا زندانی نمیکرد، داخل کشور هرج و مرج میشد و باگناه و بیگناه کشته میشدند.»
* تامین آسایش سران پهلوی در زندان
بهعلت خشم مردم و چنینمسائلی، انقلابیون و حلقه نزدیک به امام خمینی (ره) سران رژیم پهلوی را به زندان قصر منتقل کردند. سیدمحمد خامنهای درباره رفتار پاسدارهای جوان زندان قصر با زندانیها اینخاطره و روایت را دارد:
«اوایل که زندانیها را در بندها گذاشتیم، جوانهای مسئول حراست زندان به من گفتند: برای زندانیها مقداری کتری و قوری نو و تمیز لازم داریم.
گفتم: کتری و قوری به حد کافی در زندان هست.
آن جوان با قدری تندری گفت: ولی آنها دودزده است حاجآقا خیلی زشت است که آنها را بدهیم.»
پس از انتقال زندانیها به زندان قصر، افراد در سلولهای انفرادی قرار داشتند که درهای آنها باز بود و هر زمان اراده میکردند، میتوانستند با یکدیگر دیدار کنند. ملاقات نمایندگان صلیب سرخ جهانی با آنها هم در کمتر از یکماه پس از پیروزی انقلاب فراهم شد. محمد کچویی سرپرست زندان اوین ۵ آذر ۵۹ در مصاحبه با خبرنگاران گفت اعضای صلیب سرخ جهانی تا آن تاریخ، ۳ بار از زندان اوین بازدید و با متهمان صحبت کردهاند.
از دیگر امتیازاتی که به زندانیهای امنیتی پهلوی داده شد، این بود که به مرخصی رفتند. همچنین ۱۴ اتاق مجزا و دارای تجهیزات برای آنها آماده شد تا ملاقاتهای خصوصی و شرعی خود با همسرانشان را داشته باشند. در ایام حضور در زندان قصر، حضور خبرنگاران داخلی و خارجی در بندهای زندان و گفتگوی بیواسطه با زندانیان هم انجام شد.
امام خمینی (ره) از همانابتدای پیروزی در اعلامیههای خود اعلام کرد کسی حق ندارد با مسئولان رژیم گذشته، برخورد فیزیکی داشته باشد. دستور وی این بود که «فقط آنها را دستگیر کنید و تحویل دادسرا دهید. هیچکس حق ندارد خودش وارد عمل شود.»
* کسانی که در بدو پیروزی انقلاب اعدام شدند
سیدرضا زوارهای دادستان وقت انقلاب گفته تمام کسانی که در بدو پیروزی انقلاب اعدام شدند، فرمانداران نظامی شهرهای بزرگ بودند؛ کسانی که دستور قتل صدها نفر را در تظاهراتهای مردمی یا در زندان داده بودند. او میگوید «من تا دهم اردیبهشت ۱۳۵۸ در دادستانی انجام وظیفه میکردم. غالب اینها خودشان اقرار میکردند. زمانی هم که تحقیقات به حد کفایت میرسید به دادگاه معرفی میشدند. در برخی موارد هم امام با صراحت مشخص کرده بود که به فرض فقط با شکنجهگر ساواک کار داشته باشد. یعنی هرکسی که در ساواک کار میکرده متهم و مجرم نیست.»
چندسال پیش کتابی با عنوان «اعدامیها» به قلم شاداب عسگری پژوهشگر تاریخ منتشر شد که درباره اعدامهای ابتدای انقلاب بود. در ادامه مطلب بنا داریم برگزاری دادگاه سران رژیم پهلوی و اعدامهای آندوران را براساس اسناد و مدارکی که اینکتاب عرضه کرده، بررسی کنیم.
* حکومت پهلوی در صورت عدم پیروزی انقلاب، نصیری را میکشت
یکی از تذکراتی که شاداب عسگری در «اعدامیها» در پاسخ به شبهات و دروغپراکنیهای رسانههای معاند مطرح کرده، درباره ارتشبد نصیری است. تذکر ایننویسنده و پژوهشگر از اینقرار است که انقلاب اسلامی، حتی برای فردی چون ارتشبد نعمتالله نصیری هم دادگاه برگزار کرد که گفته میشود حتی اگر انقلاب پیروز نمیشد و فرزند محمدرضاشاه بهعنوان پهلوی سوم به قدرت میرسید، با نصیری همانرفتاری میشد که سال ۱۳۲۰ با سرپاسمختاری و پزشک احمدی انجام شد.
پاسخ دیگری که عسگری به موارد نادرست واردشده به تاریخ انقلاب میدهد، این است که طی روزهای ۲۱ تا ۲۸ بهمن ۱۳۵۷ چندتن از تیمساران ارتش شاهنشاهی به طرق مختلف کشته شدند که کشتهشدنشان به حساب دادگاههای انقلاب گذاشته میشود. در حالیکه این افراد محاکمه و اعدام نشدند.
* دروغ بزرگ ضد انقلاب؛ شبیه آمارسازی اینترنشنال در ۱۴۰۴
یکی دیگر از دروغهایی که دشمنان انقلاب اسلامی منتشر کرده و به آن دامن زدهاند، مخاطب را یاد آمار شبکه صهیونیستی اینترنشنال از آمار کشتهشدگان اغتشاشات اخیر ایران (دیماه ۱۴۰۴) میاندازد که ۲۰ هزارتن اعلام شد. البته اگر اینرقم تا امروز به ۵۰ هزارتا نرسیده باشد، خوب است!
ضدانقلاب و جریان سلطنتطلب اعلام کردهاند طی چندروز اول انقلاب، حداقل ۲۰۰ تن از تیمساران ارتش شاه اعدام شدند. در حالیکه آمار صحیح در این بحث اینگونه است:
بین ۲۷ نفر از اعضای شورای فرماندهی ارتش که در ۲۲ بهمن اعلامیه بیطرفی ارتش را امضا کرده بودند، ۱۰ نفر اعدام شدند و در یکجمعبندی کلی از میان بیش از ۱۶۰۰ نفر تیمسار شاغل یا بازنشسته، فقط ۴۵ نفر اعدام شدند. تعداد ۱۷ نفر بهحالتهای مختلف و پیش از محاکمه کشته شده و اعدام نشدند. ۶ نفر شناسایی نشدند، یکنفر اعدام نشد، ۲ نفر هم در ارتباط با مواد مخدر اعدام شدند که سرهنگ بوده و مشمول جامعه آماری تیمسارها نمیشدند.
شاداب عسگری میگوید در تعدادی از پایگاههای اینترنتی و بنگاههای خبرپراکنی، هم درباره اعدام تیمسار دهپناه گفته شده در یک دادگاه کوتاهمدت محکوم به اعدام شده در حالیکه اواخر بهمن سال ۱۳۵۷ دستگیر و بعد از حدود ۱۹ ماه بررسی شکایت و سوابق موجود و اثبات جرایم او در تاریخ ۱۲ تیر ۱۳۵۹ اعدام شد.
* تشکیل دادگاه انقلاب و ۳ نگاهی که وجود داشت
با صدور حکم تشکیل دادگاه انقلاب، آیتالله شیخصادق خلخالی بهعنوان رئیس دادگاه، آیتالله جنتی، آیتالله انواری و آیتالله ربانی شیرازی بهعنوان قضات منصوب شدند که آیتالله ربانی شیرازی حاضر به پذیرش قضاوت نشد. سیدرضا زوارهای هم به سِمَت دادستانی دادگاه انقلاب منصوب شد.
در آن مقطع، ۳ نوع نگاه نسبت به برگزاری دادگاه و مجازات متهمان وجود داشت: ۱- نگاه اول متعلق به بخشی از انقلابیها ازجمله صادق خلخالی و گروهها و سازمانهای دیگر مثل مجاهدین خلق بود که خواستار اعدام فوری ۲۴ تن از سران رژیم پهلوی بودند. ۲- نگاه دیگر را مهندس مهدی بازرگان نخستوزیر و گروهش در دولت موقت داشتند که بهطور کلی اعتقادی به اعدام و برخوردهای قهرآمیز نداشتند. ۳- نگاه سوم هم مربوط به اعضای روحانی شورای انقلاب اسلامی بود که میگفتند افرادی که دستور کشتار مردم را صادر کردهاند، مفسد فیالارض و مهدورالدم هستند.
آن روزها تندرویهای مختلفی هم توسط سازمانها انجام میشد. بهعنوان مثال سازمان مجاهدین خلق به حکم حبس ابد وزیر بهداری کابینه امیرعباس هویدا انتقاد داشت و در همانایام برای بازرگان پیام فرستادند: «آقای بازرگان اگر مساله ارتش حل نشود، شما مسئول کشتارهای آینده خواهید بود!»
در اکثر محاکمات دادگاه انقلاب، قضات شامل دو تا سهنفر میشدند. کیفرخواستهای دادستانی هم شامل عناوینی مثل «تحکیم و تثبیت رژیم پهلوی»، «اشاعه فساد عمومی»، «نهادینه ساختن فساد»، «خیانت»، «زد و بندهای مالی و اقتصادی»، «سلطهپذیری و تمکین به بیگانگان»، «انحطاط اخلاقی» و «فساد اخلاقی تکبر و تفرعن» بود.
محاکمه اولینسری از سران رژیم پهلوی روز ۲۶ بهمن ۱۳۵۷ شروع شد و تا سال ۱۳۶۱ ادامه پیدا کرد.
* مورد خلخالی؛ روزی چندهزارنفر اعدام و اعدامهای ۱۰ دقیقهای؟
طبق روایت مهدی صادقی پسر ارشد آیتالله خلخالی، او بهعنوان رئیس دادگاه انقلاب تاکید داشت کلیه محاکمات اسلامی باید علنی برگزار و ثبت و ضبط شوند. به همیندلیل به دستور او از کلیه محاکمات فیلمبرداری شده و اینمحاکمات بهصورت علنی بود و جمع کثیری هم در آنها شرکت میکردند.
تعداد اعدامهای خلخالی از ۲۴ بهمن ۵۷ تا فروردین سال بعد به ۱۰۰ نفر نرسید. شاداب عسگری با اشاره به اینموضوع، با نقلقول از مهدی صادقی میگوید روایت «روزی چندهزارنفر اعدام و اعدامهای ۱۰ دقیقهای» و از این نوع مطالب ساخته و پرداخته مخالفین جمهوری اسلامی ایران هستند. چون در آنمقطع در زندان قصر یکساختمان دو طبقه وجود داشت و حدود سی تا چهل نفر بهطور شبانهروز مشغول بررسی سوابق اعدامیها و جنایتکاران بودند و هیچ اعدامی بدون داشتن پرونده متهم انجام نشده است.
امام خمینی (ره) در ۲۶ اسفند ۱۳۵۷ اطلاعیهای صادر کرد و تذکر داد تمام دادگاههای انقلاب بهجز رسیدگی به جرایم ضدانقلابی، حق هیچگونه دخالت در امور دیگر از قبیل دزدی و سایر اموری که موجب حد میشوند ندارند. دادستان انقلاب هم اردیبهشت ۵۸ اطلاعیهای صادر کرد که بدون دستور دادستانی کسی بازداشت نشود!
* غیر از اینموارد هیچکس حق صدور حکم اعدام ندارد
اردیبهشت ۵۸ در پی برخی تندرویها و انتقادات به عملکرد خلخالی، پیام مهم دیگری منتشر شد که از طرف امام خمینی (ره) و خطاب به دادستان دادگاه انقلاب بود. امام در این پیام گفت: غیر از ۲ مورد زیر هیچ دادگاهی حق ندارد حکم اعدام صادر کند و نباید اشخاص در غیر از دو مورد مذکور اعدام شوند. تخلف از این امر جرم است و موجب ثبوت قصاص: ۱. کسی که ثابت شود آدم کشته است. ۲. کسی که فرمان کشتار عمومی داده یا مرتکب شکنجهای شده که منجر به مرگ شده باشد.
خلخالی درباره مساله رعایت عدالت دادگاه و حق داشتن وکیل متهمان، توضیحاتی دارد که در شماره ۳۲ مجله فردوسی روز ۲۹ خرداد ۱۳۵۸ چاپ شدند. او در این مصاحبه گفته بود «کسی حاضر نمیشد بیاید برای اینها وکالت کند.»
مجله اکونومیست هم آن روزها در گزارشی با عنوان «قاضی بذلهگوی انقلاب» نوشت: همچون دیگر انقلابها، انقلاب ایران چندان خونین نبود. خلخالی از میان نسلی از روحانیون شیعه میآمد که خاستگاهی بهنسبت متعادل داشتند.
کوبیک نماینده حزب سوسیال دموکرات آلمان هم ۹ ماه بعد از پیروزی انقلاب، به ایران آمد و با مسئولان ایرانی مصاحبه کرد. او پس از بازگشت به کشورش در مصاحبه با رادیوکلن گفت: «باید یادآور شوم اکثر کسانی که در ایران اعدام میشدند، مسئول کشتار دستهجمعی و همانکسانی بودند که از رژیم ساقطشده ایران در راه اختناق و استثمار خلق پشتیبانی میکردند.»
* مجاهدین خلق نفوذ نمیکرد تعداد اعدامها اینقدر نبود
یکی از بحثهای مهم درباره اعدامهای دادگاه انقلاب، نفوذ و بعضاً صحنهگردانیهایی توسط مجاهدین خلق برای اجرای حتمی اعدام متهمان است. احسان نراقی در کتاب «از کاخ شاه تا زندان اوین» مطالبی را به نقل از سعید متحدین عضو سازمان مجاهدین خلق که همزمان با او زندانی بوده بیان کرده و میگوید: «چنانچه مجاهدین اعمال نفوذ نمیکردند تعداد اعدامها آنقدر نمیشد.»
اعضای سازمان مجاهدین خلق در برخی دادگاهها، سمت دادیار را به خود اختصاص دادند و موجب صدور احکام سنگین برای متهمان شدند. در آن شرایط، پیرو تأکیدات امام خمینی بر عدم شتاب در اعدامها، شخصیتهایی مثل آیتالله طالقانی نیز در کنار تأیید وجهه انقلابی دادگاهها، به تعجیل در صدور برخی احکام، انتقاد داشتند. یکی از مسائلی که شاداب عسگری در کتاب خود به نقل از پژوهشهای محمدحسن روزیطلب درباره مجاهدین خلق تذکر میدهد، این است که «روزنامه مجاهد» در روزهای پس از انقلاب و برگزاری دادگاهها نوشته بود: «لذت یکانقلابی آن روزی است که انتقام بگیرد.»
* تصفیه دادگاهها از مجاهدین خلق
با علم به تندرویهای مجاهدین خلق، اواخر اسفند ۵۷ بود که کار تصفیه از دادسراها و دادگاههای انقلاب آغاز شد و تا خرداد ۵۸ ادامه پیدا کرد. این تصفیهها بهطور ناقص انجام شد و حضور عناصر سازمان مجاهدین در سمتهای غیرقضایی کماکان ادامه پیدا کرد. با این وجود همینحجم از تصفیههای ناقص باعث اعتراض شدید سازمان مجاهدین شد. نخستیناقدام در زمینه تصفیه مجاهدین از دادگاهها، تعطیل موقت محاکمات و محدودکردن اختیارات دادگاهها بود که در اطلاعیه ۲۵ اسفند ۵۷ امام خمینی به آن اشاره شده است.
* کسانی که اعدام نشدند
آحاد کارکنان ارتش که از پایینترین درجات تا سرهنگی را تشکیل میدادند، از سال ۱۳۴۲ به جمع یاران امام و انقلاب پیوسته و بیشترین تعداد زندان سیاسی را بین تمام سازمانها و نهادهای حکومت پهلوی داشتند. نویسنده کتاب «اعدامیها» با اشاره به همینمساله چندملاحظه را درباره دیگرانی که در دادگاه انقلاب محاکمه یا اعدام نشدند، مطرح میکند:
امام خمینی (ره) در ۲۵ تیر ۱۳۵۸ بهمناسبت نیمه شعبان اعلامیهای خطاب به دادستان دادگاههای انقلاب صادر کرد که براساس آن، عفو شامل تمام متهمان دادگاههای انقلاب بهجز ۴ دسته مشخص و کوچک میشد. در آبانماه ۵۸ هم تمام محکومان کشوری یا لشکری که محاکمهشده و محکومیتشان حداکثر تا ۲ سال بود، مورد عفو امام قرار گرفته و آزاد شدند.
ابلاغ عفو عمومی در ارتباط با تمام دستاندرکاران قوه مقننه شامل نمایندگان مجلسهای شورای ملی و سنا فقط ۳ ماه و ۲۰ روز بعد از پیروزی انقلاب اجرا شد. تعداد ۱۷۵ نفر از بازداشتشدگان در ۳ اردیبهشت و نزدیک به ۹۰۰ نفر از زندانیان سراسر کشور در حد فاصل زمانی ۱۸ اردیبهشت تا ۹ خرداد ۵۸ آزاد شدند.
تیمسارانی که در مشاغلی چون جانشینی مناصب، فرماندهی یا معاونت مناصب ستادی یا مراکز آموزشی، آمادی، ترابری، مخابراتی، پزشکی، سررشتهداری، دارایی و امثالهم خدمت میکردند و بهدلیل ماهیت شغلی در مواجهه با مردم قرار نداشتند، به دادگاه انقلاب احضار نشدند.
از تیمساران شاغل در نیروی دریایی هیچ امیری اعدام نشد.
تعداد امیران شاغل نیروهای مسلح شاهنشاهی که تا ۱۵ اسفند ۱۳۵۷ بازنشسته شدند به این ترتیب است: ۶ نفر ارتشبد، ۵۴ نفر سپهبد، ۱۰۶ نفر سرلشکر و ۱۷۴ نفر سرتیپ که در مجموع ۳۴۰ نفر میشوند. افرادی هم که در شعب ساواک شهرهای مختلف فعالیت میکردند، در درجات سرهنگی تا سرلشکری قرار داشتند.
* کسانی که اعدام شدند
برای تمام متهمان دادگاه انقلاب، حداقل دو جلسه برگزار شد و از اول اسفند ۱۳۵۷ تعداد برگزاری این جلسات افزایش پیدا کرد. حضور شهودی که مدافع حقوق متهمان بودند در دادگاه آزاد بود؛ بهویژه پس از فروردین ۵۸ تعداد این افراد در دادگاهها رو به افزایش گذاشت.
به هر محکوم به اعدام، ۳ گلوله بهسمت سینه و قلب، و در آخر هم یکتیر خلاص شلیک شد. جسد محکومین نیز در محلی که مورد خواست خودشان یا خانوادهشان بود، دفن شد. پس از اجرای احکام، حقوق اکثریت مطلق خانوادههای اعدامیهایی که برای دریافت حقوق و مستمری همسران یا فرزندانشان مراجعه کردند، با موافقت مقامات ارتش و وزارت دفاع برقرار شد. به این ترتیب پرداخت حق و حقوق خانواده معدومان حتی اگر مثل خانواده سرلشکر پرویز امینی افشار نیز پیگیری به عمل نیاورده بودند، حسب فرمان رهبر انقلاب بهصورت خودکار در دستور کار قرار گرفت.
* مهندس بازرگان: شمار اعدامیهای انقلاب به ۶۰ نفر نمیرسد
مهندس مهدی بازرگان نخستوزیر وقت دولت موقت در مصاحبه با خبرنگار فرانسوی که در تاریخ ۱۲ اردیبهشت ۵۸ توسط مطبوعات داخلی منتشر شد، گفت: اگر شمار اعدامهای دادگاههای انقلاب را که به ۶۰ نفر هم نمیرسد، با تعداد بیش از ۱۰۰ هزار نفری که طی حکومت شاه کشته یا شکنجه شدند مقایسه کنیم، توجیه رفتار مطبوعات غربی مشکلتر خواهد شد.
بنا به گفته اردشیر زاهدی در کتاب خاطراتش، دریاسالار حبیباللهی که در مصر با شاه ملاقات داشت، نقل کرده محمدرضا پهلوی از شنیدن خبر اعدام تعدادی از اطرافیان و زیردستانش خوشحال شد.


